رجا: نواصولگرایان و اصلاحطلبان در تخریب جبهه پایداری همسو هستند

رجا/متن پیش رو در رجا منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
هدفی که نواصولگرایان و اصلاحطلبان را ذیل یک گفتمان و روش مبارزات سیاسی جمع کرده، تخریب و تهمت علیه جبهه پایداری و دبیر کل آن بوده است؛ این همان چیزی است که ماهیت مشابه هر دو طیف را بازنمایی کرده و وحدت رویه آنها را نشان میدهد.
طی یک ماه گذشته، در رسانههای اصلاحطلب و برخی رسانههای حامی و وابسته به جریان نواصولگرایی، از بین احزاب مختلف سیاسی، بیش از همه نام «جبهه پایداری» و از بین دبیران و مسئولین احزاب، بیش از همه نام «صادق محصولی» منتشر شده است؛ البته، نه از باب تحلیل، توصیف یا حتی انتقاد سازنده، بلکه از باب تخریب، تهمت، تجسس و نیت خوانی. اما چرا پایداری و صادق محصولی برای این جریانهای رسانهای اهمیت دارد؟ چرا آنها به دنبال تخریب سیاسی-رسانهای پایداری و محصولی هستند؟
در دو ماه اخیر هرچه به ایام انتخابات نزدیکتر شدهایم تخریب و تهمتهای جریانهای رسانهای اصلاحطلب، اعتدالیون و نواصولگرایان نسبت به «جبهه پایداری» و صادق محصولی، دبیر کل این جبهه، افزایش یافته است.
«انتخاب» با غرضورزی
یکی از رسانههای اصلی تخریب پایداری، پایگاه خبری «انتخاب» است. صاحب امتیاز این خبرگزاری «مصطفی فقیهی»، از نزدیکان و مشاوران سابق مرحوم هاشمی رفسنجانی است. رسانۀ انتخاب تاکنون چندین بار بهدلیل فعالیتهای متخلفانه توقیف شده است. این رسانه در شهریورماه امسال بهسبب تخلف از قانون مطبوعات و مصوبات شورایعالی امنیت ملی -براساس تبصرۀ مادۀ ۱۲ قانون مطبوعات- توقیف شد.
در آخرین مورد، انتخاب روایتی از جلسۀ اخیر رئیسجمهور با سران احزاب و فعالان سیاسی ارائه داده که گویی این جلسه تشریفاتی بودهاست. همچنین ازطرف دیگر ضمن ارائه نقلقولی از محمدعلی ابطحی، رئیس دفتر رئیسجمهور در دوران اصلاحات، پیرامون تشنج در جلسه مطالبی را بیان کرده و علت آن را به صادق محصولی نسبت داده است.
اما آنچه در این جلسه گذشته است، حاکی از واقعیت متفاوتی است. رجوع به روایت اصلی نشان میدهد که جلسه به «تشنج» کشیده نشده و صرفاً یک بحث و رفتوبرگشت بین حامیان فتنۀ ۸۸ و صادق محصولی صورت گرفته است. همچنین باید به این نکته اشاره کرد که در صورت پذیرفتن وجود تشنج در جلسه، آغازکنندۀ تمام این بحثها اصلاحطلبان حاضر در جلسه بودهاند؛ چراکه آنها سخن صادق محصولی را قطع کرده و بهگفتۀ برخی رسانههای اصلاحطلب با حالتی پرخاشگرانه در جلسه فریاد سر دادهاند؛ فریادی که نهایتا به ورود مستقیم رئیسجمهور برای اتمام بینظمی در جلسه منتهی شد.
همچنین باید به این نکته اشاره کرد که تیتر و محتواهای مغرضانه به رویکردی دائمی در این رسانه اصلاحطلب تبدیل شده است. چندی پیش «انتخاب» در ویدیویی با تیتر «خالصسازی با سیم و زر محصولی؟»، تهمتهای بیاساسی همچون «پدرخوانده»، «سهمخواه»، «عضو حلقۀ ارومیه»، «خالصساز»، «سازگارساز مجلس آتی و ترکیب دولت با مذاق گروه سیاسی مطبوع خود» و «کسی که برای رقبای خود خطونشان میکشد» را به محصولی نسبت داده و دارایی او را «بیحد و حصر» قلمداد کرده است. این مسئله در حالی است که «انتخاب» پیش از این نیز محصولی را «عابربانک جبهه پایداری» خطاب کرده بود.
این ادعای دروغ در شرایطی مکررا از سوی «انتخاب» مطرح میشود که علی خضریان در مصاحبهای با «ازما» از واقعیت متفاوتی پرده برمیدارد. عضو شورای مرکزی جبهه پایداری در این گفتگو تصریح کرد که جبهه پایداری یک تشکیلات مردمی داوطلبانه است و اعضای شورای مرکزی این جبهه، برای برگزاری آخرین همایشی که برگزار شد، از یک تا سی میلیون تومان هزینه کردند.
خضریان پشتیبانی مالی جبهه پایداری را از دو طریق میسر میداند؛ اول کمک سالانه وزارت کشور به همۀ گروههای سیاسی (که امسال دریافتی جبهه پایداری از این طریق کمتر از سی میلیون تومان بوده است) و دوم حق عضویتی که اعضا بهصورت ماهانه پرداخت میکنند؛ این دو مورد تنها مواردی است که منابع مالی جبهه پایداری را پوشش میدهند. همچنین عضو شورای مرکزی جبهه پایداری در ادامه اضافه کرد که خود او بهعنوان نمایندۀ مجلس، هر ماه بین سه تا پنج میلیون تومان حق عضویت به جبهه پرداخت میکند. تطبیق این روند با آنچه که انتخاب با تعابیر مغرضانه درپی آن است، دروغ و حقیقت را برملا خواهد کرد.
مسلما در این چارچوب، «انتخاب» نمیتواند خود را به عنوان رسانهی مطالبهگری که به دنبال شفافیت اموال اشخاص و مسئولان نظام است، معرفی کند؛ چراکه حسابکشی و «از کجا آوردهای؟» نسبت به مرحوم هاشمی رفسنجانی و خانواده وی که از قضا صاحب امتیاز این رسانه نیز مشاور بوده وی بوده، مقدمتر از امثال صادق محصولی است که مدتها مقام رسمی در جمهوری اسلامی نداشتهاند.
انتخاب حتی برای تخریب محصولی، بهسراغ فرد معلومالحالی چون عبدالرضا داوری رفته تا از زبان او نیز تهمتهای متعدد و دروغین دیگری علیه جبهه پایداری ردیف کند.
«هممیهن» ضدانقلاب
روزنامۀ هممیهن به مدیرمسئولی غلامحسین کرباسچی (همان فردی که مردم ایران پخش دادگاههایی که در آن به فسادهای متعدد او رسیدگی میشد را به خاطر دارند) ید طولایی در اتخاذ مواضع بیسابقهای دارد که حتی همقطاران اصلاحطلبش نیز تاکنون از این رویکرد غیرحرفهای و کاریکاتوری دوری کردهاند. یکی از این موارد غیرحرفهای، بایکوت خبری سالگرد شهادت سردار پرافتخار ایران، حاج قاسم سلیمانی در سال گذشته بود؛ هممیهن نسبت به این اقدام غیر ملی خود نه تنها عذرخواهی نکرد بلکه نسبت به انتقاد مجری صداوسیما نیز پاسخ تندی داد. این سوای از تیترها و چینش صفحات اولی است که وقیحانه به رهبر انقلاب و نظام اسلامی میتازد.
این روزنامه، «هنری کسینجر»، نظریهپرداز خشونت و امپریالیسم را «پیر واقعگرا»، مرحوم پروانۀ معصومی را «بازیگر انقلاب»، پیادهروی پر عظمت اربعین را «همایش کربلا» و بودجۀ پیشرو در مجلس را با عنوان «بودجۀ سال آخر»؟! معرفی میکند.
جالب آنکه بهتازگی دو خبرنگار این روزنامه، الهه محمدی و نیلوفر حامدی به «همکاری با دولت متخاصم آمریکا»، «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت کشور» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران» به حبس محکوم شدهاند. تمام اینها مشت نمونه خروار از آن چیزی است که نشان میدهد این روزنامه بیش از آنکه هممیهن ایران باشد، هممیهن ضد انقلاب است.
این روزنامه با چنین خط و سابقهای که حواشی خبرنگاران مجرم و توهینهای این رسانه به جمهوری اسلامی نمونههای کوچکی از آن است، در شبهبولتنی به تاریخ ۹ دی ماه ۱۴۰۲، مدعی شده است که «جبهه پایداری را میتوان بهعنوان یکی از پرحاشیهترین گروههای اصولگرایان دانست». جالب تر آنکه این روزنامه، برای مخالفت با جبهه پایداری و صادق محصولی، نسبت به اشخاصی چون علی لاریجانی، محمدرضا باهنر و محمدباقر قالیباف دلسوزی کرده و تلویحا از تشابه خود با اصولگرایان سنتی پرده برداشته است.
«خبر آنلاین» و دروغهای آفلاین
یکی دیگر از توپخانههایی که علیه جبهه پایداری و صادق محصولی فعالیت میکند، خبرآنلاین به مدیریت علیرضا معزی، دبیر شورای اطلاعرسانی دولت روحانی است. این رسانه همان پایگاه خبریای است که در روز شهادت حاج قاسم سلیمانی، برای ایشان از تعبیر وقیحانه و ضدملی «کشته شدن» استفاده کرده بود.
اکنون و در ماههای منتهی به انتخابات دوازدهمین دورۀ مجلس شورای اسلامی، خبرآنلاین از مصاحبه و یادداشت تا گزارش و تحلیل علیه جبهه پایداری و صادق محصولی فروگذار نکرده و تمام تلاش خود را برای تخریب و تهمت به کار برده است. خبرآنلاین در مصاحبهای با نادر قاضیپور(همان نمایندهای که با اظهارات جنجالی از حضور در انتخابات مجلس یازدهم ردصلاحیت شد) مطالب تندی منتشر و توهینهای وی نسبت به پایداری را تیتر مصاحبه خود میکند، شبهبولتن «هممیهن» علیه محصولی را با تیتری تند علیه جبهه پایداری بازنشر میکند، همچون «انتخاب»، مصاحبهای با عبدالرضا داوری ترتیب داده و برای حمله و تخریب جبهه پایداری منتشر میکند و مانند سایر دوستان اصلاحطلب خود، نسبت به داراییهای محصولی دروغپراکنی میکند.
تعدد تخریبهای وقیحانه و بیاساس خبرآنلاین علیه محصولی به قدری است که میتوان بدون هیچ شک و شبههای، غیرحرفهای و سیاستزدهبودن آن را اثبات کرد. در یکی از این موارد و زمانیکه تصاویر خودروی صادق محصولی منتشر و معلوم میشود که خودروی کسی که او را به ثروتمندی بیحد و حصر مشکوک و شائبهدار متهم میکنند، یک ال۹۰ ساده است، این رسانه با تیتر «عکسی از خودروی محصولی، مردی با ثروت نجومی»، این خبر را در خروجی سایت خود قرار میدهد!
«صبح نو» هراسان از شایستهسالاری!
سوای از رسانههای اصلاحطلب، روزنامۀ نزدیک به نواصولگرایان نیز همنوا با این طیف سیاسی، حملات خود را علیه پایداری و دبیرکل آن، طراحی میکند. صبح نو در یادداشتی با عنوان «پایداری ایدئولوژیک؛ پایداری سیاسی» به بهانۀ همایش جبهه پایداری، دست به تحلیلهایی توأم با تخریب و دروغ زده و واقعیت را به صورت واژگون بازنمایی میکند. صبح نو با تقطیع و تحریف سخنان محصولی، اینچنین بازنمایی میکند که محصولی به دنبال «خالصسازی» کابینۀ دولت است؛ درحالیکه با مراجعه به سخنان محصولی در همایش جبهه پایداری میتوان دریافت که دغدغۀ او این است که امروزه «خالصسازی» به اسم رمزی برای حمله به شایستهسالاری تبدیل شده است. همچنین محصولی اذعان میکند که دولت از این شانتاژی که اصلاحطلب، اصولگرا و نواصولگرا آن را بازتولید میکنند، نهراسیده و با شایستهسالاری، نیروهای کارآمد انقلابی را در عرصۀ مدیریت کشور حاکم خواهدکرد.
اما صبحنو مقصود محصولی را خالصسازی تلقی کرده و اینچنین نتیجهگیری میکند که «احتمالاً منظور از این خالصسازی، افزایش نفراتی است که از نظر سیاسی و فکری بیشتر از اعضای فعلی به پایداری نزدیک باشند».
صبح نو در ادامۀ تاختوتاز خود، اذعان میکند که «جبهه پایداری بهنوعی پیروزی رئیسی را مرهون پایگاه اجتماعی میداند که حامی و همراستا با جبهه پایداری هستند و درصدد حفظ آن بدنه است». درجایی دیگر این روزنامه جبهه پایداری را دچار «غیبت و خلأ گفتار کارآمدی و پیشرفت» میداند. طبیعتاً تبیین و توضیح گفتمان و کارآمدی جبهه پایداری مجال دیگری میطلبد، اما کاش صبح نو «گفتار کارآمدی و پیشرفت» اشخاصی که برای حمایت از آنها دست به حمله به تمام منتقدانشان میزند را برای افکار عمومی توضیح دهد.
موارد فوق، تنها چند نمونه از حملاتی است که علیه جبهه پایداری و صادق محصولی صورت گرفته است؛ حملاتی که با نزدیکشدن به ایام انتخابات، شدت بیشتری به خود میگیرد. اینکه چرا ناگهان برخی جریانات، از بین خیل سیاستمداران فعلی و سابق، نگران دارایی محصولی شده و بدون هیچ سند و مدرکی، شبهات و اتهاماتی را مطرح میکنند، پرسشی است که جواب آن را باید در رقابتهای سیاسی-انتخاباتی جستوجو کرد.
نکتۀ جالب اینکه علی لاریجانی این روزها محبوب اشخاصی شده که خود زمانی اصلیترین منتقدان او بودند. اینکه اکنون چه شده که از وی طرفداری کرده و عباراتش را بهعنوان اسم رمز برای حمله به منتقدان خود استفاده میکنند، سوالی است که باید پاسخ داده شود. اصلاحطلبانی که این روزها از «خالصسازی» لاریجانی، شعار و گفتمان تولید میکنند، بهتر است بار دیگر نوشتههای اسلاف خود در حمله به صداوسیمای لاریجانی را بازخوانی کنند.
اینکه چرا رسانههای اصلاحطلب به سراغ افرادی چون عبدالرضا داوری، منصور حقیقتپور و نادر قاضیپور رفته و با آنها مصاحبه میکنند نیز پرسش دیگری است که بررسی سابقه و اظهارات این افراد، پاسخ آن را عیان میکند.
جالبتر از همۀ، هدفی است که نواصولگرایان و اصلاحطلبان را ذیل یک گفتمان و روش مبارزات سیاسی جمع کرده و ماهیت مشابه هر دو طیف را بازنمایی میکند.
















