ایران هم در آغوش نیل است

منبع
فرهيختگان
بروزرسانی
ایران هم در آغوش نیل است

فرهیختگان/ اولین مواجهه با کتاب «در آغوش نیل»، این پرسش را ایجاد می‌کند که این اثر تا چه حد با نیاز‌ها و مسائل امروز ما هم‌خوانی دارد؟ در بسیاری از آثار مرتبط با سیره علما، مخاطب خود باید به دنبال یافتن نسبت میان متن و شرایط زمانه باشد؛ اما این کتاب به شکلی صریح و مستقیم این مسیر را طی کرده است. به نظر شما نسبت کتاب «در آغوش نیل» با زمانه کنونی و امروز ما چیست؟
نکته مهم درباره کتاب این است که ما اکنون در مقطعی از تاریخ جهان قرار گرفته‌ایم که حوادث متعدد و گوناگونی به‌طور پیاپی در حال وقوع است. اگر به تاریخ نگاه کنیم، کمتر دوره‌ای را می‌توان یافت که این حجم از حوادث، با چنین سرعتی در نقاط مختلف دنیا رقم بخورد؛ بنابراین ما در دوران بسیار پرحادثه‌ای زندگی می‌کنیم و شاید توجه به موضوع «سنت‌های الهی» در این عصر، ضرورتی دوچندان داشته باشد. رهبر انقلاب نیز در دوران حیات خویش توجه و تمرکز ویژه‌ای بر این بخش از زندگی دنیا داشتند و همواره به آن دلالت می‌کردند؛ یعنی توجه به قوانین و سنت‌های الهی که در کنار سنت‌های مادی، بر این عالم حاکم است. شاید این‌طور به نظر بیاید که محاسبات ایشان بر اساس محاسبات معنوی بوده و نه مادی. اما شاید این تعبیر دقیق نباشد که بگوییم ایشان به محاسبات مادی توجهی نداشتند. محاسبات معنوی در زندگی انسان به معنای نادیده‌گرفتن محاسبات مادی نیست. در روایات آمده است: «أَبَی اللَّهُ أَنْ یجْرِی الْأُمُورَ إِلَّا بِأَسْبَابِهَا»؛ خداوند ابا دارد از اینکه امور این جهان را از غیر مجرای طبیعی و اسباب آن اداره کند. این اسباب، هم قوانین مادی را شامل می‌شود و هم قوانین معنوی و فرامادی را.رهبر انقلاب به این نکته توجه داشتند که همان‌طور که در این دنیا قوانین مادی حاکم است - برای مثال، اگر سنگی به شیشه برخورد کند، طبق قاعده مادی شیشه می‌شکند - قوانین فرامادی و معنوی نیز وجود دارند که حاکم بر این قوانین مادی هستند و در رتبه‌ای بالاتر قرار می‌گیرند؛ نه اینکه هم‌عرض یا ضد آن‌ها باشند، بلکه بر آن‌ها حکومت دارند. به‌عنوان مثالی دیگر، خاصیت طبیعی و مادی آتش، سوزانندگی است و نظام مادی دنیا بر همین اساس عمل می‌کند؛ اما فراتر از این قانون مادی، سنت و قانون الهی دیگری وجود دارد که در ماجرای حضرت ابراهیم (ع) اراده می‌کند این خاصیت سوزانندگی سلب شود؛ بنابراین، قوانین معنوی به معنای کنارگذاشتن قوانین مادی نیستند، بلکه فراتر از آن‌ها جریان دارند. در این عصر پر از حوادث گوناگون نیاز به توجه و بازخوانی این سنت‌های الهی بیش از گذشته احساس می‌شود.
 

یکی از چالش‌های اساسی در مواجهه با بیانات و اندیشه‌های رهبر شهید انقلاب اسلامی، چگونگی تبدیل این آرا به یک «مانیفست» (برنامه راهبردی) منسجم است؛ به‌طوری‌که بتوان تعادلی دقیق میان بخش‌های مختلف آن در متن ایجاد کرد. باتوجه‌به اینکه این بیانات در مقاطع مختلف تاریخی مطرح شده‌اند، چگونه می‌توان آن‌ها را صورت‌بندی کرد تا به‌عنوان یک مانیفست سیاسی و راهبردی، تداوم‌بخش مسیر حاکمیت باشد؟ به بیان دیگر، چگونه می‌توانیم این سنت‌های الهی را به یک فرمول و قاعده مشخص برای ساخت و تداوم مسیر حکمرانی تبدیل کنیم و در اختیار جامعه قرار دهیم؟
برای اینکه بتوانیم این قواعد و سنت‌های الهی را برای جامعه و حاکمان، عینی، قابل‌درک و باورپذیر کنیم و آن را به یک قاعده در حکمرانی ارتقا دهیم، باید به نمونه‌های تجربه‌شده از جریان‌یافتن این سنت‌ها توجه داشته باشیم. در بخش پایانی کتاب، فصلی با عنوان «گزارش میدان» تدوین شده است که در آن نمونه‌های متعددی از این تجربه‌های تاریخی و عینی مورد بررسی قرار می‌گیرد. این موارد شامل وقایع تاریخی نظیر پیروزی حضرت موسی (ع) بر فرعون و پیروزی مسلمانان بر کفار در جنگ بدر است. علاوه بر این، در دوران معاصر نیز مصادیق فراوانی وجود دارد؛ اتفاقاتی نظیر پیروزی انقلاب اسلامی، مقاومت در جنگ تحمیلی هشت‌ساله و بحران‌های امنیتی و اجتماعی متعددی که تقریباً در دوره‌های ده‌ساله (مانند سال‌های 1398، 1401، 1404و وقایع اخیر) رخ داده‌اند، از جمله این موارد هستند. اگر بخواهیم این حوادث و فشار‌های مضاعف بین‌المللی را صرفاً با محاسبات مادی ارزیابی کنیم، علی‌القاعده کشور نباید تاکنون دوام می‌آورد و باید پرچم تسلیم را بالا می‌برد. عنصری که توانسته در تمام این بحران‌ها کشور را از تنگنا‌ها عبور دهد، نمی‌تواند صرفاً یک عامل مادی باشد؛ بلکه مبتنی بر قوانین فرامادی عمل کرده است. هنگامی که این موضوع از طریق بررسی نمونه‌های تاریخی و معاصر درک شود، آن عنصر نامرئی کشف و ملموس می‌شود و ضمن اینکه برای عموم جامعه قابل‌فهم خواهد بود، می‌تواند به نسخه‌ای برای ادامه مسیر حکمرانی اسلامی نیز تبدیل شود. با استخراج این عناصر از دل حوادث، حتی می‌توان دلایل شکست‌ها و ناکامی‌ها را نیز به‌دقت ریشه‌یابی کرد.


 

نکته مهمی در خود عنوان کتاب نهفته است؛ به نظر می‌رسد آنچه «در آغوش نیل» افتاده، در واقع خود ایران است. صرف‌نظر از اینکه رهبری و شهدا در این مسیر قرار داشته‌اند، آیا می‌توان گفت ایران همان موجودیتی است که با وجود قرارگرفتن در شرایط سخت، در مسیر درست و در آغوش نیل قرار گرفته است؟
عنوان کتاب در واقع ترکیبی از تمامی این مفاهیم و دلالت‌هاست. این نام‌گذاری اشاره‌ای به آن حادثه مهم تاریخی دارد که حضرت موسی (ع) در دل یک بحران بسیار بزرگ قرار گرفت و خداوند متعال از مسیری غیرمتعارف، سنت الهی خود را جاری ساخت. در آن رویداد، رودخانه‌ای مواج و خروشان که به طور طبیعی می‌توانست موجب غرق‌شدن و نابودی شود، در اوج بحران به مسیر نجات حضرت موسی (ع) مبدل شد. خداوند همان‌گونه که بنده خود را یاری می‌کند، از طریق سنت‌های الهی عمل می‌کند. ویژگی بارز سنت‌های الهی این است که تغییر و تبدیلی در آن‌ها وجود ندارد؛ موضوعی که در نص صریح قرآن کریم نیز به آن اشاره شده است. این‌گونه نیست که این سنت‌ها در هر دوره و عصری به شکل متفاوتی ظهور پیدا کنند. همان خدایی که حضرت موسی (ع) را در دل یک حادثه بسیار خطرناک و با ابزاری کاملاً نامتعارف یاری کرد، امروز نیز همان مسیر را پیش روی ما قرار می‌دهد. این اتفاقات تکرارشدنی هستند و بار‌ها تکرار شده‌اند؛ ما تنها باید آن‌ها را کشف کنیم.به‌عنوان‌مثال، می‌توانیم به وضعیت امروز ایران اشاره کنیم که در کانون طوفان‌های سهمگین جهانی قرار گرفته است، اما خداوند متعال این کشتی را به سلامت هدایت کرده و به مقصد می‌رساند. یا در دل حوادث بسیار بزرگی نظیر فقدان و شهادت رهبران و شخصیت‌های برجسته انقلاب، با وجود سنگینی مصیبت، خداوند مجدداً امید را در دل‌ها زنده می‌کند و با انتخاب جانشین شایسته و تداوم هدایت این کشتی در میان طوفان‌ها، مسیر راهبری الهی و جریان سنت‌های خداوند ادامه می‌یابد.


در لابه‌لای صحبت‌هایتان به نکته بسیار مهمی اشاره کردید؛ اینکه تنها زمانی می‌توانیم سنت‌های الهی را برای مخاطب قابل‌درک کنیم که آن‌ها را با اتفاقات روز کاربردی و ملموس سازیم. در تدوین کتاب تا چه حد تلاش کردید این اتفاق رخ دهد و این تطبیق صورت گیرد؟ ما این رویکرد را به‌وضوح در بیانات رهبر انقلاب نیز شاهد هستیم.
همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردم، ما در کتاب دو بخش مشخص داریم؛ بخش پنجم با عنوان «میوه‌های باور» و بخش ششم با عنوان «گزارش میدان» تدوین شده است. در این دو بخش و همچنین در سایر فصول کتاب که قاعده‌ها و سنت‌های الهی مورد بررسی قرار گرفته‌اند، تلاش ما بر این بوده است که این مفاهیم با شرایط روز و اتفاقات جاری جهان تطبیق داده شوند تا برای هر مخاطبی قابل‌درک باشند. رهبر معظم انقلاب نیز هنگامی که این سنت‌های الهی را یادآور می‌شوند، عموم مردم را مخاطب قرار داده و از این سنت‌ها به‌عنوان الگو و شاهد مثال در حوادث روزمره استفاده می‌کنند.
این رویکرد در کتاب نهادینه شده است؛ زیرا سنت‌های الهی تغییرناپذیرند و همین قابلیت تکرار، امکان تطبیق آن‌ها را با مسائل روزمره فراهم می‌کند. این قوانین در عالم هستی برقرارند و ما صرفاً باید آن‌ها را کشف کرده و غبار را از چهره‌شان بزداییم. برای مثال، سنت نصرت و یاری خداوند که در جنگ بدر شامل حال پیامبر اکرم (ص) و مسلمانان اندک در برابر جبهه کفر شد، امروز نیز عیناً تکرار می‌شود. با نگاهی به تاریخ معاصر، می‌بینیم که در جنگ تحمیلی هشت‌ساله و همچنین در درگیری‌های اخیر، ارتش‌های قدرتمند دنیا با تمام توان به میدان آمده‌اند، اما در نهایت مجبور به عقب‌نشینی شده‌اند؛ این مسئله چیزی جز تکرار سنت الهی نیست.البته نکته مهم دیگری که در کتاب ذیل عنوان «سهم مجاهدت» به آن پرداخته‌ایم، نقش جدی انسان در تحقق این سنت‌هاست. انسان برای به فعلیت رسیدن سنت‌های الهی باید نقش خود را ایفا کند؛ چرا که بسیاری از این سنت‌ها مشروطند. به بیان دیگر، تحقق وعده یاری خداوند نیازمند یک پیش‌شرط و اقدام عملی از سوی ماست تا آن سنت به منصه ظهور برسد.
 

روند تدوین خود کتاب چقدر زمان برد؟
این روند نیز تقریباً حدود یک سال و نیم زمان برد. البته پیش از ارائه طرح، دوستان پژوهش‌هایی را انجام داده بودند؛ اما از زمانی که ما کار را پذیرفتیم و پس از رفت‌وبرگشت‌های متعدد و تلاش همکاران، تا زمان تبدیل‌شدن آن به کتاب، حدوداً یک سال و نیم طول کشید.

 

فکر می‌کنم این اثر در نمایشگاه کتاب امسال نیز توفیقات قابل‌توجهی داشت؛ نسبتاً خوب دیده شد و فروش بالایی را تجربه کرد.
بله کاملاً درست است و الحمدلله علاوه بر سایر آثار رهبر شهید انقلاب که با استقبال چشمگیر مخاطبان در نمایشگاه کتاب مواجه شد؛ این کتاب هم در جایگاه دومین کتاب پرفروش نمایشگاه قرار گرفت.

 

به نظر شما دلیل این اقبال مخاطبان چیست؟ احساس من این است که بخشی از آن به دلیل رفع شبهات است؛ یعنی درک مشخص از سنت‌های الهی باعث می‌شود بسیاری از شبهات ذهنی برطرف شوند؛ چرا که با این نگاه، برخی از تفسیر‌ها و تعابیر مادی کنار می‌روند. تحلیل شما از دلیل استقبال مخاطبان چیست؟
تصور من این است؛ همان‌طور که در ابتدای صحبت‌هایم نیز اشاره کردم و البته این صرفاً یک برداشت شخصی است که ما اکنون در مقطعی از تاریخ جهان قرار گرفته‌ایم که دائماً با حوادث متعدد و تا حدودی غیرمترقبه مواجه می‌شویم. این وضعیت، توجه عموم انسان‌ها را بیشتر به عالم غیب جلب می‌کند؛ به این معنا که ارتباط و اتصال مردم با عالم غیب و فراماده تقویت شده و تمرکز و توجهشان به آن سمت معطوف می‌شود. شاید یکی از دلایل این امر، همان‌طور که شما اشاره کردید، رفع برخی شبهات باشد یا حتی احساس نیازی درونی برای یافتن راهی جهت نجات از این حیرت، سرگردانی و بلایا. وضعیتی شبیه به انسانی که در حال سقوط در دره‌ای است یا در حال غرق‌شدن است و به دنبال دستاویزی می‌گردد تا خود را از این گرداب نجات دهد. من حس می‌کنم بشر امروز دچار چنین حالتی شده است و این مسئله تنها مختص ایران نیست؛ بلکه در سراسر جهان، توجه به عالم فراماده و غیب بسیار بیشتر از گذشته شده است، آن هم برخلاف آنچه در دنیا تبلیغ و ترویج می‌شود.رسانه‌های جهانی پیوسته در حال تبلیغ و ترویج حیوانی شدن بشریتند و القا می‌کنند که انسان از معنویت دور می‌شود، اما به اعتقاد من، این صرفاً یک بازی رسانه‌ای است. اتفاقاً به دلیل گرایش انسان‌ها به سمت معنویت است که دستگاه سلطه و استکبار تلاش می‌کند با به‌کارگیری ابزار‌های سلطه‌طلبانه، انسان را از مسیر طلب معنویت منحرف سازد.
 

به‌عنوان سؤال پایانی؛ طبیعتاً در طی فرایند تدوین کتاب، اتفاقات مختلف و متعددی رخ داده است. اگر اشتباه نکنم، حوادث دی‌ماه نیز در بازه زمانی نگارش کتاب به وقوع پیوست. آیا به این فکر نیفتادید که این رویداد‌ها را نیز به کتاب اضافه یا تغییراتی در محتوای آن اعمال کنید؟
دراین‌خصوص باید به دو نکته اشاره کنم. اول اینکه قالب نوشتاری کتاب، مبتنی بر بیانات است؛ یعنی ما در کتاب‌های مبتنی بر بیانات، دخل و تصرفی در فرمایشات رهبر شهید انقلاب نداریم و از قلم نویسنده در متن استفاده نمی‌شود. این رویکرد با وجود محاسن بسیار زیاد؛ از جمله انتقال بی‌کم‌وکاست مقصود ایشان بدون اعمال سلیقه نویسنده محدودیت‌هایی را نیز به همراه دارد. برای مثال، اگر در این میان حوادثی رخ دهد و موضع‌گیری قابل انعکاسی در قالب کتاب وجود نداشته باشد، امکان افزودن آن به متن فراهم نیست. نکته دوم این است که فرایند تدوین این کتاب زمان‌بر بود. نسخه اولیه کتاب شکل دیگری داشت و مختصرتر از نسخه فعلی بود. ما رفت‌وبرگشت‌های مفصلی داشتیم؛ نکاتی به پژوهشگران و مشخصاً نویسنده محترم اثر منتقل شد و آن‌ها نیز زحمت کشیدند و بخش‌های موردنیاز را تکمیل کردند. در ایامی که شما مشخصاً به حوادث دی‌ماه اشاره کردید، کار تدوین متن به پایان رسیده بود و کتاب در مراحل بعدی تولید قرار داشت؛ لذا عملاً امکان بازگشت به نقطه پژوهش وجود نداشت و چنین تغییری می‌توانست تأخیر جدی در انتشار کتاب ایجاد کند. به همین دلیل، در چنین پروژه‌هایی معمولاً در یک نقطه مشخص، پایان پژوهش اعلام شده و کار برای طی‌کردن سایر مراحل ارسال می‌شود.
 

با این تفاسیر، بسیار منطقی است که در آینده شاهد انتشار جلد دوم «در آغوش نیل» نیز باشیم.
امیدواریم این اتفاق بیفتد. البته همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردم، این اثر به‌نوعی تنها یک مدخل و پیش‌درآمد برای ورود به موضوع سنت‌های الهی در اندیشه رهبر شهید انقلاب محسوب می‌شود. علی‌رغم اینکه از منابع بسیار گسترده‌ای از جمله بیانات رهبری، مباحث جلسات تفسیر و جلسات شرح نهج‌البلاغه ایشان استفاده شده است، اما باتوجه‌به دغدغه و توجه جدی ایشان به این مسئله در تمامی سال‌های پیش‌وپس از انقلاب، مباحث مطرح‌شده در کتاب قابلیت بسط و گسترش فراوانی دارد.

 

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره