نویسندگان/ مترجم کتاب «سرطان امپراتور بیماریها» برنده جایزه پولیتزر
خبرگزاري کتاب ايران
بروزرسانی
خبرگزاري کتاب ايران/ دکتر حميدرضا عارف، متولد 30 ارديبهشتماه 58 است. وي بعد از دريافت مدرک کارشناسي در رشته شيمي از دانشگاه آزاد اسلامي واحد کرج در سن 24 سالگي براي ادامه تحصيل به سوئد رفت و دانشگاه چارملز را براي ادامه تحصيل در رشته شيمي دارويي انتخاب کرد. وي بعد از دربافت دکترا به نخستين مرکز نانو تکنولوژي اروپا در انگلستان ملحق شد اما کار تحقيقاتيش در اين مرکز به دليل رفتن استادش ناتمام ماند. پاياننامه دکتراي عارف، جايزه نخست دانشگاهش را دريافت کرد و از سوي انتشارات wdm آلمان منتشر شد و در آمازون در دسترس علاقهمندان است.
عارف ميگويد: «تا سال 2006 شيميستي بودم که چيزي از سلول نميداستم. استادان خوبي سر راهم قرار گرفتند و در اين سالها بود که با دکتر بهاروند از ايران آشنا شدم.»
ترجمه کتاب «سرطان امپراتور بيماريها» چهارم بهمنماه سال 92 آغاز شد. کتابي که ايده ترجمه آن از دکتر عارف است. اين پژوهشگر و مترجم جوان، کتاب «سرطان امپراتور بيماريها» را بهعنوان يک شاهنامه توصيف ميکند. وي با حضور در اتاق گفتوگوي ايبنا از جريان ترجمه اين کتاب که دريافت جايزه گاردين و جايزه پوليتزر را براي نويسندهاش به همراه داشت، سخن گفت.
آقاي دکتر عارف، ترجمه کتاب سرطان امپراتور بيماريها به پايان رسيد و از سوي انتشارات خانه زيستشناسي منتشر شد. درباره کتاب و نويسنده آن توضيح دهيد.
دکتر سيدهارتا موکرجي بعد از مهاجرت به آمريکا در رشته زيستشناسي از دانشگاه استنفورد مدرک ليسانس ميگيرد و سپس براي تحصيل در دانشگاه آکسفورد در آزمون ورودي رشته پزشکي شرکت ميکند و موفق به کسب پذيرش از دانشگاه هاروارد مديکال اسکول شد. نويسنده در اين دانشگاه موفق به سپري کردن تخصصهاي سرطانشناسي ميشود و بعد از دوره رزيدنتي به مقام استادياري دانشگاه کلمبياي نيويورک ميرسد.
تأليف کتاب «سرطان امپراتور بيماريها» نزديک به 6 سال بهطول ميانجامد. کتاب با بهرهگيري از چهار هزار و 500 منبع پزشکي مانند کتابهايي از دو هزار و 500 سال پيش از ميلاد مسيح، سرشار از اطلاعاتي بسيار غني است. بنابراين «سرطان امپراتور بيماريها» با توجه به ارائه مطالبي مانند تاريخچه ورود بحث سرطان در کتابهاي پزشکي، يک نوع بيوگرافي سرطان محسوب ميشود. نويسنده کتاب مدعي است که خيلي قبلتر از دو هزار و 500 سال پيش از ميلاد مسيح (ع)، بيماري سرطان وجود داشته است. بنابراين براساس منابع کهن معتقد است سرطان يک بيماري جديد نيست.
موکرجي براي ادعايش به چه نمونههايي اشاره دارد؟
در کتاب اشاره شده که در اجساد موميايي مصر نشانههايي از ابتلا به سرطان وجود دارد. نويسنده در «سرطان امپراتور بيماريها» کشف نخستين بيماري را «کنسر سينه» آتوسا، دختر کوروش هخامنشي، پادشاه ايراني اعلام ميکند. شکلگيري سرطان در طول تاريخ يکي ديگر از مباحث اين اثر است.
دکتر سيدهارتا موکرجي منابع تحقيقاتي خود را از کجا بهدست آورده است؟
بزرگترين اسناد پزشکي دنيا اعم از نسخههاي الکترونيکي و کاغذي در کتابخانههاي دانشگاه هاروارد و «BRITISH LIBRARY» و کتابخانه جامع نيويورک نگهداري ميشود. عمده منابع دکتر موکرجي از اين مراکز تأمين شده است. در سخنرانيهايي که خودم در آنها حضور داشتم، مؤلف به سفرهايي براي تأمين منابع مختلف اشاره کرده بود.
بسياري از داستانهاي کتاب به سفرهاي نويسنده براي گفتوگو با درمان شدههاي سرطان مربوط ميشود. بهعنوان مثال، نويسنده با نخستين فرد بهبود يافته از بيماري سرطان خون در ايالت Maine آمريکا گفتوگو کرده است.
شيوه نگارش نويسنده در اين اثر به چه صورت است؟
خيلي سخت بود. حقيقت اين است که کتاب خيلي حرفهاي نوشته شده و ادبيات فوقالعاده قوي دارد و در واقع يک شاهنامه است. در زمان مطالعه کتاب متوجه شدم که ترجمهاش بسيار بسيار مشکل خواهد بود، بنابراين اعضاي گروهي که در ترجمه «سرطان امپراتور بيماريها» همراه من بودند، دل خوشي از من ندارند.
ترجمه اين اثر از چهارم بهمن سال 92 آغاز شد. آقاي دکتر بهاروند، رابط من با خانه زيستشناسي، اعتقاد داشت کتاب 480 صفحهاي بين 6 مترجم تقسيم شود. البته در ابتدا درباره متن سخت کتاب حرفي به گروه مترجمان نگفتم، اما مطمئن بودم کار سختي خواهد بود. براي ارائه يک ترجمه مناسب از چند تن از همکاران کمک گرفتم.
بهعنوان مثال، اگر من از ضربالمثل «نوش دارو بعد از مرگ سهراب» صحبت کنم، ما ايرانيها نسبت به مفهوم اين جمله آشنايي داريم، اما مخاطب انگليسي زبان متوجه مفهوم آن نخواهد شد. کتاب سرشار از اين نوع جملات و اصطلاحات است که براي درک آن مجبور به استفاده از منابع مختلف بوديم.
با توجه به حجم کار پژوهشي بهنظر ميرسد مؤلف در کنار يک گروه، موفق به انتشار اين اثر شده است.
کار بينظيري است. موکرجي در دوره رزيدنتي، تأليف اين اثر را به پايان برده است و در يکي از سخرانيهايش اعلام کرد که بعد از ويزيت آخرين بيمارانش، از هفت عصر تا ساعت سه صبح در کتابخانه دانشگاه مشغول پژوهش و مطالعه بوده است.
«سرطان امپراتور بيماريها» در سال 2010 منتشر شد و سال 2011 بهدست مخاطبان رسيد. اين کتاب بلافاصله جايزه پوليتزر را از آن خود کرد و سخنرانيهاي موکرجي در سراسر آمريکا آغاز و بيش از نيمي از جوايز سال 2011 و 2012 را به خود اختصاص داد. اصليترين دليل موفقيت اين اثر، قدرت بالاي اين اثر است. البته مخاطبان اين اثر نيروهاي متخصص نيستند، مخاطبان اين اثر علاوه بر متخصصان حوزه درمان سرطان، عموم مردم هستند. بارها در مترو کتاب را در دست مسافران ديدهام که عموم جامعه را تشکيل ميدهند. بهعبارتي ديگر مخاطبان اين اثر طيف گستردهاي دارند.
چرا اين کتاب را براي ترجمه انتخاب کرديد؟
هدف من از ترجمه اين اثر، وجود نگاه مؤلف در نگارش آن بود. بسياري از تحصيلکردههاي ايراني، درباره چيستي سرطان و چگونگي شکلگيري آن اطلاعاتي ندارند. متأسفانه اطلاعات جامعه ما درباره سرطان بسيار ناچيز است و انتظار مرگ براي يک مبتلا به سرطان، انتظار براي از دست دادنش است. همه اقدامات درماني در ذهن اين افراد به معناي خريدن زمان است، اما اين اثر به راحتي اين پيام را به جامعه منتقل ميکند که سرطان نه تنها يک بيماري پيچيده و جديد نيست، بلکه به راحتي قابل درمان است.
خاطرات افرادي که از سرطان رهايي پيدا کردهاند و بيماران مؤلف کتاب، در اين اثر روايت شده است. کتاب با داستان يک زن مبتلا به سرطان که براي درمان به سيدهارتا موکرجي مراجعه کرده، آغاز ميشود و سپس به تاريخچه سرطان ميپردازد و به مرور به دستاوردهاي نوين درمان سرطان اشاره ميکند.
علاوه بر تاريخچه سرطان، نويسنده به چه موضوعات ديگري پرداخته است؟
اين کتاب، ضمن معرفي افراد دخيل در جمعآوري کمکهاي مردمي، به جامعه مخاطب آموزش ميدهد که چگونه براي درمان سرطان پول جمع کنند. خيرين در آمريکا، با جمعآوري پولهاي کلان توانستند شرايطي را فراهم کنند تا موضوع سرطان به مجلس سناي آمريکا برسد و پولهاي دولتي به آنها تزريق شود. سازمانهاي بزرگي مانند «NIH» شکل گرفت. نيکسون در کشور آمريکا طرحي را برنامهريزي کرد تا براساس آن سرطان در کشورش درمان شود.
تلاش شرکتهاي توليدکننده سيگار در آمريکا موجب شد تا در برههاي تحقيقات سرطان متوقف شود. نويسنده در قالب يک فصل همه اين ماجراها را به زيبايي تشريح کرده تا مخاطب متوجه شود که کشورهاي سرمايهدار يا شرکتهاي بزرگ داروسازي چطور ميتوانند از منابع مالي استفاده کنند که حتي بر سر راه تحقيقات پزشکي مانع ايجاد کنند؛ فقط براي کسب منافع مالي بيشتر.
سيدهارتا موکرجي نشان ميدهد که شرکتهاي بزرگ توليدکننده سيگار به مدت 20 سال به هيچ عنوان اجازه پيشرفتي را در پژوهشهاي درماني در حوزه سرطان نميدانند. شکايت همسر مبتلا به سرطان از شرکتهاي توليدکننده سيگار موجب شد تا دادگاه فدرال، حکم پرداخت 400 ميليون دلار غرامت را صادر کند.
داستان ترجمه چطور شروع شد؟
نشريه تايمز بهعنوان معتبرترين نشريه در حوزه نقد کتاب، در چندين شماره نقدهايي بر اين اثر منتشر کرد. «سرطان امپراطوري بيماريها» در سال 2013 بهعنوان کتاب سال و در رديف 100 کتاب تاثيرگذار آمريکا شناخته شد. بعد از موفقيتهاي اين کتاب احساس کردم وقت آن رسيده که فکري براي ترجمه آن داشته باشم. کتاب را به دوستم دکتر هادي توکلينيا در دانشگاه «MIT» معرفي کردم. بعد از خواندن اين کتاب با من تماس گرفت و ابراز علاقه کرد تا در ويکيپديا يک مطلب مشترک منتشر کنيم. وي معتقد بود انتشار اين مطلب موجب جذب مخاطبان ايراني خواهد شد.
بلافاصله پيشنهاد کردم تا در ترجمه اين اثر کمکم کند. چون کتاب را مطالعه کرده بود، گفت که کار خيلي سختي است. گفتم که ميدانم کار سختي است اما مطمئنم اگر گروه خوبي را تشکيل بدهيم ميتوانيم ترجمه «سرطان امپراطور بيماريها» را منتشر کنيم. در جواب توکلينيا که گفت در ايران کسي را نميشناسيم، دکتر بهاروند که در مؤسسه تحقيقات رويان فعاليت ميکند را بهعنوان فردي که ميدانستم دغدغه اين نوع کارها را دارد، معرفي کردم.
با دکتر بهاروند تماس گرفتم و ايده ترجمه کتاب را با وي درميان گذاشتم. ايشان بعد از يک ساعت با من تماس گرفتند و يکي از دوستان نزديکشان يعني دکتر مصطفي پويان، رئيس خانه زيستشناسي را به من معرفي کردند. يک مکالمه 15 دقيقهاي با آقاي پويان کافي بود که تصميم جدي براي ترجمه اين اثر قطعي شود.
بعد از مکالمه تلفني، آقاي پويان و خانمها شاهرضا و و زيدآبادي، از اعضاي خانه زيستشناسي، انگيزه من و دکتر توکلينيا، دانشآموخته رشته مهندسي مکانيک از دانشگاه «MIT» را متحول کردند. از ديگر مترجمان اين اثر دکتر هاديتوکلينيا، دکتر حسين فريبرزي و علي امين منصوري هستند. بلافاصله در مدت زمان کوتاهي يک گروه از افرادي که حتي در رشته زيستشناسي تحصيل نکرده بودند، تشکيل داديم. دکتر حسين فريبرزي، دانشآموخته در رشته الکترونيک از دانشگاه «MIT»، علي اميرمنصور محقق براديسيتي «MIT» در بخش ژنتيک، همراه من يک گروه چهار نفره در آمريکا تشکيل داديم. در ايران نيز اعضاي خانه زيستشناسي خانمها نگار شاهرضا و زيدآبادي از خانه زيستشناسي و در ادامه راه آقاي دکتر روحاني به جمع مترجمان کتاب اضافه شدند.
يکي از دوستانم در فرهنگستان زبان و ادب فارسي نيز در معادلسازي واژگان گروه مترجمان کمک کردند. ويراستاري تمام کتاب نيز برعهده خانم شاه رضا بوده و شبانهروز اين ويراستاري به روش «GOOGLE DRIV» ادامه پيدا کرد و با وجود اختلاف هشت ساعت و نيم بين ايران و آمريکا، تا سه صبح ويراستاري کتاب را ادامه ميداد؛ من شرمنده لطف و تلاش و همراهي همکارانم هستم.