نماد آخرین خبر

«قطعه‌ای از بهشت» کتابی که جایزه فرهنگی افغانستان را به خود اختصاص داد

منبع
فارس
بروزرسانی
«قطعه‌ای از بهشت» کتابی که جایزه فرهنگی افغانستان را به خود اختصاص داد
فارس/ اين مجموعه از 8 داستان کوتاه به نام‌هاي «دوچرخه»، «عريضه‌نويس پير»، «ديوژن»، «دال»، «باغ»، «قطعه‌اي از بهشت»، «مکان مقدس» و «سوداگر دوره‌گرد» تشکيل شده است. در هر کدام از اين داستان‌ها، نويسنده از زاويه خاص به شخصيت‌ها، حوادث و صحنه‌هاي داستان‌ها نگريسته و تلاش کرده با ذوق سرشار، خلاقيت و توانايي‌هاي خود، هرکدام از داستان‌هاي اين مجموعه طرح بکر، تازه و ابتکاري داشته باشد، علاوه بر اينکه خط فکري خاص نويسنده در تمام داستان‌هاي اين مجموعه آن را خواندني‌تر و جذاب‌تر کرده است. در اين کتاب هر خواننده‌ شخصيت‌ها را خوب مي‌شناسد و مصاديق آنها را در اطراف و دور و بر خود مي‌يابد، که اين، اين مجموعه را بسيار جذاب کرده است. قهرمان‌هاي اين داستان‌ها از پشت کوه قاف نيامده و کار بسيار خارق‌العاده‌اي هم انجام نداده‌اند. شخصيت‌ها اين مجموعه همين آدم‌هايي هستند که در لباس‌هاي اقشار مختلف مشاهده مي‌کنيم و کارهاي عجيب‌وغريبي نيز انجام نمي‌دهند ولي بازيگران صحنه‌هاي واقعي جامعه ما هستند. پرداخت عالي داستان هم در کشش و جاذبه داستان و هم در بيان حرفه‌اي نويسنده سهم به سزايي دارد. نويسنده با قلم شيرين و نثر جادويي خويش در پرداخت اين مجموعه کاملاً موفق بوده است، حالت‌هاي روحي و رواني قهرمان‌ها چنان توصيف شدند که خواننده همان حالت‌هاي روحي و عاطفي را در هنگام خواندن حس مي‌کند. داستان‌ها در جايي که بايد تمام شوند تمام مي‌شوند و حتي گاهي خواننده در حسرت اين مي‌ماند که چرا داستان تمام شد و دنباله داستان را در ذهن خود مي‌سازد. در واقع نويسنده خواننده را داستان‌پردازي خود شرکت مي‌دهد. اين يکي از موفقيت‌هاي بزرگ نويسنده است. قطعه‌اي از بهشت زندگي‌ افرادي را به تصوير مي‌کشد که فقط به دنبال سود و منفعت خويش هستند و در اين راستا از هر وسيله‌اي استفاده مي‌کنند. در داستان «قطعه اي از بهشت»، شخصيت محوري، آدمي است به نام ناظر اما معروف به نازل. «نازل» نام کتابي اش ناظر بود و مردم از ريز وکلان «نازل» اش مي‌گفتند. نويسنده، براي ياري رساندن به طرح اصلي داستان، شخصيتي فرعي را به نام «باباي خديجه» ماموريت مي‌دهد، اين شخصيت فرعي، فقط يک بار حضور مي‌يابد اما اين حضورش طرح داستان را کامل مي‌کند. شخصيت محوري ديگر داستان، اصغر است. اصغر را مي‌توان نماينده زندگي آرماني و نماينده ناآگاه جمعي دانست که براي خريد زمين بهشتي نزد نازل مي‌روند. نويسنده، اشخاص نقاب دار جامعه را به خوبي معرفي مي‌کند که چگونه با استفاده از ناخودآگاه جمعي، بهره‌برداري مي‌کنند. طرح روي جلد زيباي اين کتاب خواننده را مجذوب و وسوسه مي‌کند، طرح روي جلد پنجره‌اي را نشان مي‌دهد که درختان انبوهي از آن ديده مي‌شود. اين قطعه که درواقع نمايانگر قطعه‌اي از بهشت است، در آب‌گيري که آب آن کاملاً خشک شده و زمين‌هاي آن ترک برداشته و در سياهي مطلق در حال محو شدن است، خودش را با جلوه هزار رنگ نشان مي‌دهد. قطعه‌اي از بهشت به دريافت جايزه «فرهنگ» که همه ساله از سوي وزارت فرهنگ افغانستان به آثار نويسندگان، شاعران و هنرمندان اين کشور داده مي‌شود، نائل شد. علي پيام در سال 1344 خورشيدي در «ارزگان زاده» به دنيا آمد و خواندن و نوشتن را از پدرش آموخت. پيام در سال 1362 در پي ناآرامي‌هاي سياسي افغانستان و جنگ به ايران مهاجرت کرد و در سال 1364 به آموزش علوم ديني در حوزه عليمه مشهد روي آورد. در سال 1372 به دانشگاه رفت و در رشته حقوق فارغ‌التحصيل شد. پيام از سال 1365 به نوشتن مقاله‌هاي ادبي و از سال 1366 خورشيدي به داستان نويسي پرداخت. از ديگر آثار پيام مي‌توان به « تفنگ باياني»، « سنگ ملامت»، «يک مرد مسلمان و يک مرد هندو»، و «قطعه‌اي از بهشت» اشاره کرد. با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد