نماد آخرین خبر

معرفی کتاب/ ریشه در اعماق

منبع
کتابستان
بروزرسانی
معرفی کتاب/ ریشه در اعماق
کتابستان/ حسن بيگي در اين رمان، اثرات جنگ را در يکي از اقليم‌هاي خاص ايران، سيستان و بلوچستان است مورد کنکاش قرار داده است. رمان«ريشه در اعماق» نوشته ابراهيم حسن بيگي در سال هاي جنگ تحميلي عراق عليه ايران، در شهر بمپور واقع در استان سيستان و بلوچستان، جواني حدوداً 24 ساله همراه خانواده خود زندگي مي کند. نام اصلي وي شفي محمد است، اما در مناسبت‌ها مختلف او را با نام‌هاي ديگري مثل شاپوک يا ياسر صدا مي‌زنند. فيض محمد، پدر شفي محمد، انسان شريف و زحمت کشي است، که از طريق چوپاني به سختي روزگار مي‌گذارند. مادر شفي محمد نيز زن زحمت کش و رنج کشيده اي است. در اين خانواده دختري به نام عايشه نيز حضور دارد که از دو پا فلج است. شفي محمد، هنرجوي هنرستان است. او بيشتر اوقات فراغت خود را در کتابخانه کوچکي که در جوار مسجد «آل محمد» قرار مي گذراند. رفت و آمدهاي او به مسجد هم در همين زمان صورت مي‌گيرد. او در مسجد با دو جوان بسيجي به نام هاي شريف و نطقي آشنا مي‌شود. دوستي شفي محمد با افراد بسيجي و پاسدار در مسجد محل باعث مي‌شود تا وي تصميم بگيرد لباس پاسداري بپوشد وبراي دفاع از ميهن عازم جبهه ها بشود. او اين مسأله را با اعضاي خانواده در ميان مي گذارد، ولي اعضاي خانواده با اين اقدام او مخالفت مي کنند و اين خبر در ميان افراد طايفه‌اش (ملازهيها) مي‌پيچد. خان محمد، عموي شفي محمد که فردي شرور و قاچاقچي است، سخت با اين اقدام شفي محمد مخالفت مي کند، شفي محمد که درس ايثار و عشق را در پيش دوستان پاسدار خود آموخته، پنهاني و بدون اجازه پدر و مادر به جبهه ها مي‌رود. او بارها به جبهه مي‌رود و برمي گردد. اما ديگر در ميان خانواده واعضاي طايفه و دوستان و آشنايان جايگاهي ندارد و همگان او را طرد مي‌کنند. او به ناچار به ايرانشهر مي‌رود. در آن‌جا به کمک شريف و حاج کاتب (فرماندهان سپاه) همسري اختيار مي‌کند به نام بماه که خود فرزند شهيد است. آن دو زندگي مشترک را در اتاق کوچکي در همان شهر اغاز مي کنند. خوشبختي و آرامش در زمان کوتاهي به سراغ آنها مي‌آيد، اما ديري نمي‌پايد. جنگ باشدت هر چه تمام تر در جبهه ها جريان دارد و شفي محمد ماندن در کنار همسر، آن هم در کمال آسايش و آرامش را بر نمي‌تابد. او باز به جبهه ها اعزام مي‌شود. تحليل رمان رمان«ريشه در اعماق» نوشته ابراهيم حسن بيگي، يکي از رمان‌هايي است که پس زمينه آن را مفهومي به نام جنگ پررنگ تر کرده است. حسن بيگي در اين رمان، اثرات جنگ را در يکي از اقليم‌هاي خاص ايران، سيستان و بلوچستان است مورد کنکاش قرار داده است. محيط جغرافيايي که نويسنده انتخاب کرده ، هنوز پاي بند آداب و رسوم و آيين هاي خاص بومي و منطقه‌اي است. آدم هاي ساکن در اين جغارفيا براي هر معلولي، علتي را قبول نمي کنند که با بينش منطقه‌اي و قبيله اي و طايفه‌اي آن ها سازگاري داشته باشد را. بنابراين آنها در مواجه با پيشامدهاي طبيعي و فرا طبيعي واکنش هاي ويژه خود را دارند. دراين ميان، در گوشه‌اي از اين خاک که در آن اقليم هاي مختلف نسبت خويشاوندي دارند، ناگواري رخ مي‌دهد و جنگي ناخواسته بر اين ميهن مشترک تحميل مي‌شود. آدم هايي که احساس مسؤوليت مي کنند، از هرسو به اين منطقه که مورد تهاجم بيگانه قرار گرفته، عازم مي‌شوند. در اين اوضاع و احوال، شفي محمد از خطه سيستان و بلوچستان عزم نبرد با متجاوزان به اين آب و خاک دارد، اما موقعيت او دراين جامعه مشترک، همر طراز با ساير هموطنانش نيست. اطرافيانش سخت با اين رفتن او مخالفت مي‌کنند، چرا که آنها به لحاظ زندگي در حاشيه (با توجه به محروميت همه جانبه در اين نواحي) از حوادث در حال وقوع بي اطلاع هستند. گزينش اين موقعيت، يکي از امتيازات ويژه نويسنده اين رمان است. شخصيت رمان، شفي محمد، در مرز ترديد و دودلي قرار مي گيرد. او براي رفتن به جبهه ها مجبور است بر خلاف ميل پدر عمل کند که اين مورد را بارها به تشخيص خودانجام مي دهد. اطرافيان نيز با او سر ناسازگاري دارند که او آنها را هم تحمل مي‌کند. سرانجام نوبت به همسر و فرزندش مي رسد که در اين مورد نويسنده شايد کمي اغراق کرده است. البته با توجه به وضعيت جسماني همسرش، بماه، که نياز به کسي داشت تا همسر راياري رساند. رها کردن او با آن حالت بيماري که سرانجام به مرگ وي مي‌انجامد است اقدامات خود سرانه شفي محمد رابا اين شدت و سرعت زير سؤال مي‌برد. دفاع از سرزمين و آب و خاک مقدس است، اما هر کسي در جامعه نقش‌هاي کوچک و بزرگي هم دارد که از جمله آنهامراقبت از همسر و خانواده است. اما نويسنده براي تمام اين اعمال شفي محمد توجيهاتي مي‌آورد که مخاطب ممکن است با آن مخالف يا موافق باشد. گويي در اين رمان، شخصيت اصلي به اين نتيجه مي‌رسد که تمامي اعمالش راخود سرانه انجام دهد تا بلکه از کمند خرافات و اعتقادات دست و پاگير در مواقع ضروري دهايي يابد. شفي محمد، جنگ را تحميل شده مي داند و در مقابل دفاع از آب و خاک را امري واجب و مقدس. پس در اين راه با توجه به اعتقادات خود عمل مي‌کند، يعني آن چيزي را که درست تشخيص مي‌دهد، به انجامش مي‌رساند و موانعي که بر سر راه او قرار مي‌گيرد، در آن وضعيت و در آن منطقه جعرافيايي، اموري طبيعي هستند. از اين روي است که غير از شفي محمد که تحولات روحي بي شماري در درونش صورت مي گيرد ديگر شخصيت‌هاي رمان جنبه‌هاي تيپي قوي تري دارند يا شخصيت‌هايي با فرديت خاص. آنها اعمال کنندگان آداب و رسوم ويژه در آن منطقه خاص هستند و مي‌شود گفت، در مواجه با پديده اي به نام جنگ، رفتارهاي فردي از خود نشان نمي دهند، بلکه تما م اعمالشان بر اساس باورها وآيين هاي سنتي رايج در منطقه است. آنها يک نوع معلوليت جنگي (موج گرفتگي) را اصلاً نمي شناسند. نه قبلاً ديده اند و نه درباره آن از کسي چيزي شنيده اند. البته از طرفي حق با‌ آنهاست، چرا که براي اولين بار است با چنين پيشامدي مواجه مي‌شوند. وباز، اين امري کاملاً طبيعي است که در مواجه با چنين اتفاقاتي،به داشته هاي خود،يعني رسم ها و آيين هاي سنتي و فرهنگي رجوع کنند. باز صدا البته معلوم است که اين رفتارهاي بومي در اين مواقع جواب مثبت نمي‌دهد و دردي بر دردهاي آنها اضافه مي‌کند. در اين بين که ديگران کار خودشان را مي کنند، اين شفي محمد است که مي فهمد و درد مي کشد. او قادر نيست تا ديگران را مجاب کند. آنها در عالم ديگر ي سير مي کنند و تلاش هاي شفي محمد هم در اين ميان ي نتيجه است. ابراهيم حسن بيگي در اين رمان درست انگشت گذاشته روي همين نقطه که شخصيت اصلي بر سر آن گرفتار آمده است. جنگ به عنوان عاملي ناخواسته اکنون تحميل شده و انجام وظيفه هنوز در محيطي که شخصيت اصلي شفي محمد درآن زندگي مي‌کند، معناي اصلي خود را به دست نياورده است، اما شفي محمد پا به روي سنت ها مي گذارد وبه وظايف ملي و ميهني خود عمل مي‌کند و زماني که اثرات جنگ را در پيکر خود مي‌بيند رجعت او به جمع آن اجتماع کوچک غرق در سنت هاي اجتماعي دست و پاگير معضل ديگري مي‌شود که گريز از آن در موقعيت کنوني امکان پذير نيست. زماني که او با صدمات ناشي از جنگ بر جسم وروح خود به آغوش زادگاهش بر مي‌گردد، استقبال از او به گونه ديگري است. مراسم زار، روح و جسم او را فرسوده مي‌کند وبعد از آن گوشه گيري و انزوا او را در بر مي‌گيرد. ديگران به زندگي روزمره خود ادامه مي‌دهند،در حالي که او اکنون بار سنگيني شده است که بر دوش خانوده‌ ناتوانش تحميل مي‌شود. او اکنون درکنار خواهر فلج خود عايشه قرار مي‌گيرد. عايشه دوپا ندارد و شفي محمد دو دست. عايشه قهر طبيعت است و شفي محمد محصول سرکشي انسان معاصر که آتش جنگ رابرافروخته است. نويسنده با هوشياري اين دو وضعيت را در کنار هم قرار مي دهد و غمي بر غم هاي اين خانواده رنج کشيده در طول دورانهاي مختلف مي افزايد. آتش جنگ روزي روشن مي‌شود و نهايتاً روزي هم خاموش مي‌گردد. مي‌مانند آنهايي که از اين جنگ ناخواسته زخم هاي برجسم وروح ديده‌اند.نويسنده اين آدم‌هاي گمشده را در نشان مي‌دهد؛ آدم هايي در ميان مردمي که خيلي زود دچار روزمرگي مي‌شوند. او مي‌گويد همين امروز در بمپورهاي پرت و دور افتاده، شفي محمدهايي که زخم هاي جسمي و روحي از جنگ برداشته اند در کنار آدم‌هايي که هنوز هم غرق در مراسم‌هاي آييني و سنتي هستند، زندگي مي‌کنند. شايد هم تنها در کپري گوشه عزلت گزيده اند. اما اين رمان فاقد از نمادهاي ادبي زيبا نيست. شخصيت خيروک پسر شفي محمد يک شخصيت کاملاً نمادين است. او در داستان خضور فيزيکي ندارد. او در واقع آن بخش از توانايي هاي از دست رفته پدر در جنگ است يا به معناي درست تر او آينده شفي محمد است، همان طور که پدربزرگ شفي، نمادي از تاريخ و گذشته اوست و نيز قلعه دوست محمدخان، نمادي از استعمار ويران شده انگليس است که روزي در خاک ايران اطراق کرده بودند. در اين رمان نمادهاي زيباي ديگري نيز يافت مي‌شود. حيف است به بخش هايي پاياني داستان اشاره نشود، آن جا که شفي محمد براي ديدن فرزند خردسالش خيروک، به حرم امام رضا مي رود و خيروک را درحال تشيع 14 شهيد مي‌بيند. 14 شهيدي که بازنمادي از 14 معصوم است و راهي که آنها پيش روي شفي محمد مي‌گذارند. شفي محمدي که اينک در قالب خيروک خردسال در آغاز يک راه پر مخاطره اما معنوي است. يک سلک ديني و عرفاني که به داستان غناي ديني و عرفاني خاصي مي بخشد. حسن بيگي در اين رمان نمادهاي شر و شيطاني زيادي رانيز مد نظر دارد. خان محمد، عموي شفي محمد يکي از شخصيت هاي نمادين منفي است که قدرت بازدارنده دارد و درست در نقطه مقابل اهداف و آرمان‌هاي شفي محمد قرار مي گيرد. رمان«ريشه در اعماق» بي دليل نيست که تاکنون پنج جايزه ارزشمند ادبي ايران رابه خود اختصاص داده است. اين رمان داراي تصاويري سينمايي برجسته‌اي است و از قابليت‌هاي تصويري بسيار خوبي برخوردار است. با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد