آخرين خبر/ به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
بهار توبه شکن ميرسد چه چاره کنم
سخن درست بگويم نميتوانم ديد
که مي خورند حريفان و من نظاره کنم
چو غنچه با لب خندان به ياد مجلس شاه
پياله گيرم و از شوق جامه پاره کنم
به دور لاله دماغ مرا علاج کنيد
گر از ميانه بزم طرب کناره کنم
ز روي دوست مرا چون گل مراد شکفت
حواله سر دشمن به سنگ خاره کنم
گداي ميکدهام ليک وقت مستي بين
که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم
مرا که نيست ره و رسم لقمه پرهيزي
چرا ملامت رند شرابخواره کنم
به تخت گل بنشانم بتي چو سلطاني
ز سنبل و سمنش ساز طوق و ياره کنم
ز باده خوردن پنهان ملول شد حافظ
به بانگ بربط و ني رازش آشکاره کنم
نتيجه تفال :
1- خواجه در بيتهاي 1-6-9- به ترتيب فرمايد ( با قصد توبه هنگام سحر تصميم گرفتم که استخاره کنم چون بهار توبه شکن فرا ميرسد و هيچ چاره اي جز اين کار ندارم )( من گداي ميخانه ام اما هنگام مستي ام ببين که ناز بر فلک و حکم بر ستاره مي کنم ) ( حافظ ار پنهاني مي خوردن غمگين است با آواز ساز و ني رازش را آشکارا مي کند ) خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل
2- از اين که هميشه سعي داريد دامن خود را به گناه آلوده نسازيد و مال حرام در زندگيت راه پيدا نکند بر شما مبارک باد هميشه سعي کنيد از جاده مستقيم خارج نشويد اگر چه عده اي شما را از اين کار باز مي دارند و مي گويند چرا اينقدر به مردم کمک مي کنيد ولي جنابعالي با توکل بر خدا و براي رضاي خداوند به اين کار نيک ادامه دهيد
3- به زودي مژده اي دريافت مي کنيد و تغييرات کلي در زندگي شما روي خواهد داد بطوري که همه را شيفته و شيداي خود خواهيد ساخت
4- مسافرت را توصيه مي کنم بيمار شفا مي يابد و قرض ادا مي شود گمشده خبرش خواهد آمد و اوضاع بر وفق مراد شما خواهد شد
5- لجبازي و وسواس را کنار بگذريد و با اخلاق خوب زندگي را به جلو ببريد که موفقيت همگام شما مي باشد
6- در 10 روز آينده خوابي خواهيد ديد که با مادر و بچه ها در باغ بزرگي هستيد تعبيرش جمع خانوادگي شما تحولي جديد مي يابد بطوري که همه از آن تحول و دگرگوني خرسند هستند و زندگيتان بمراتب بهتر مي شود .
معاني لغات غزل (۳۵۰)
عزم : قصد ، اراده ، نيّت .
توبه : رجوع، اراده، نيّت . استغفار
استخاره : طلب خير کردن از خدا، تفأل زدن به قرآن .
بهار توبه شکن : فصل بهاري که صفت آن توبه شکني است .
سخن درست بگويم : صادقانه حرف بزنم ، راستش را بگويم .
حريفان : هم پياله ها، رفيقان باده نوش .
نَظاره کنم : تماشا کنم .
دور لاله : فصل گل لاله .
دماغ : مغز .
دماغ مرا علاج کنيد : به درمان مغز عليل من بپردازيد .
ميانه بزم طرب : ميانداري کردن مجلس باده و شادي .از ميان بزم مجلس شادي .
کِناره کنم : کناره گيري کنم، خود را کنار بکشم .
ز روي دوست : با ديدن و ملاقات روي دوست .
گلِ مراد شِکُفت : مراد به گل تشبيه شده، به آرزوي خود رسيد، آرزو برآورده شد .
حواله کردن : محوّل کردن، واگذار کردن .
بُتي : محبوب زيبايي .
ساز کردن : فراهم کردن .
طوق : گردن بند .
ياره : دست بند، حلقه يي از طلا يا نقره .
گداي ميکده : گداي دَرِ ميکده، دُردنوش دَرِ ميخانه .
حُکم کنم : فرمان برانم .
زَرِ تمغا : پول ماليات، بودجه دولتي .
ساز و برگ : وسايل زندگي ، تدارکات .
مذمّت : بدگويي ، سرزنش .
ملول : دل تنگ، افسرده .
بَربط : عود .
معاني ابيات غزل (۳۵۰)
۱) سحرگاهان با خود مي گفتم که به قصد توبه کردن استخاره کنم اما فصل بهار توبه شکن نزديک است، نمي دانم چه کار کنم ؟
۲) راستش را بگويم، من نمي توانم ببينم که دوستان هم پياله من شراب بنوشند و من تماشاگر باشم .
۳) به هنگام بهار و موسم گل لاله، اگر از ميانه مجلس عيش و نوش خود را به کنار کشيدم، مغز بيمار مرا معالجه کنيد .
۴) آن گاه که از ديدن روي دوست به آرزوي خود دست يابم، سرِ دشمن را به سنگ خارا حواله ميکنم.
۵) محبوب زيبارويي را مثل يک پادشاه بر تخت گل نشانيده و از سنبل و سمن براي او گردن بند و دست بند مي سازم .
۶) من يک گداي دُرد نوش ميکده ام اما به هنگامي که مست مي شوم بيا و ببين که چگونه به آسمان ناز مي فروشم و بر ستاره ها فرمان مي رانم !
۷) (و در آن حالت) به مانند غنچه نيم باز با لبي خندان، به ياد مجلس شاهِ (ماضي) (شاه ابواسحاق) پياله شراب مي گيرم و گريبان خود را از شوق پاره مي کنم .
۸) من که از پول ماليات دستگاه دولتي وسايل زندگي را فراهم مي کنم، ديگر چرا به بدگويي رند شرابخوار پرداخته و او را سرزنش کنم؟
۹) حافظ از بس در پنهاني باده نوشيده، دل گرفته و افسرده حال شده است. بر آنم که با بانگ عود و ني رازش را بر ملا کنم .
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد