1. جذاب ترین ها
  2. برگزیده
کتاب

صوت/ غزل 385 حافظ؛ یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان

منبع
آخرين خبر
بروزرسانی
صوت/ غزل 385 حافظ؛ یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان
آخرين خبر/ يا رب آن آهوي مشکين به ختن بازرسان وان سهي سرو خرامان به چمن بازرسان دل آزرده ما را به نسيمي بنواز يعني آن جان ز تن رفته به تن بازرسان ماه و خورشيد به منزل چو به امر تو رسند يار مه روي مرا نيز به من بازرسان ديده‌ها در طلب لعل يماني خون شد يا رب آن کوکب رخشان به يمن بازرسان برو اي طاير ميمون همايون آثار پيش عنقا سخن زاغ و زغن بازرسان سخن اين است که ما بي تو نخواهيم حيات بشنو اي پيک خبرگير و سخن بازرسان آن که بودي وطنش ديده حافظ يا رب به مرادش ز غريبي به وطن بازرسان ۱ خدايا آن آهوي مشک را به ختن باز گردان؛وآن را که قامتش مثل سروسهي است وبه ناز راه مي رود به چمن برسان. يارب به معني خدايا و آغاز دعا است.خاقاني مي گويد: با دعاهاي خير در پي او تا دعا اول او يا رب است و آمين پايان او[۱] مي گويد محبوب من مثل آهوي مشک که از کشور ختن دور افتاده باشد از سرزمين خود دور افتاده است؛ خدايا او را به سرزمين خود برسان ،وهمو را مثل سرو خوش قدو بالاست به چمن برسان- که جاي آهومشک ختن است ،و جاي سرو در چمن. ۲ دل ما را که از روزگار آزار ديده با وزش نسيمي نوازش کن؛ يعني آن جان عزيز را که از تن بيرون رفته دوباره به تن برسان. اين سخن اينکه بوي دوست براي ما مثل جان عزيزاست ، با دور شدن دوست جان از تن ما رفته ،آن را دوباره به تن ما برسان. ۳ چون ماه و خورشيد به فرمان تو به منزل خود مي رسند؛ محبوب مرا هم که چهره اش مانند ماه است به سوي من برگردان. ۴ براي ديدن لعل يمني چشم ها از انتظار خون شد؛خدايا آن ستاره ي درخشان را به يمن بازرسان. شايد مراد از خون شدن چشم از انتظار به خاطر لعل يمني اين باشد که چون محل لعل در بدخشان است نه در يمن،انتظار کشيدن براي ديدن آن در يمن بي حاصل است.اين تعبيري است که سودي کرده.کوکب رخشان به قرينه ي يمن اشاره است به ستاره شِعراي يماني که از «درخشانترين کواکب آسمان است.به سبب درخشندگيش مورد پرستش ملل قديم بوده و بسياري از معابد مصر قديم را چنان ساخته بودند که نور اين ستاره در داخل آن ها نفوز کند. ذکر اين ستاره و شعراي شامي از قديم در ادبيات آمده است.»[۲] گرچه حق با سودي است که مي گويد جايگاه لعل بدخشان است نه يمن، ولي تعبيري که از آن مي نمايد درست به نظر نمي رسد. با اندک مسااحمه اي مي توان پذيرفت که مراد از لعل يماني مطلق لعل است که به مناسبت مشابهت با عقيق يمن آن را يماني گفته و تنها به معني کنائي آن که لب لعل معشوق است نظر داشته. در اين صورت «کوکب رخشان» خود معشوق است و بيت چنين معني مي شود: در آرزوي لب لعل يار چشم از انتظار سوخت و خونين شد. خدايا، چنانکه ستاره ي شعري را به يمن مي رساني، معشوق را هم به من برسان. معناي ديگري، که با کلمات بيت مطابقت کند، به نظر نرسيد. ۵ اي پرنده ي خوش يمن که آثار مبارکي داري؛ پيش سيمرغ برو آنجا پيام زاغ و زغن را برسان. عنقا:سيمرغ در منطق الطير عطار هدهداست که راهنماي مرغان به سوي عنقا در کوه قاف است و در بيت طايري که بايد پيش عنقا برود همين پرنده است.زاغ و زغن کنايه از پرندگان حقير است در برابر عنقا که پادشاه مرغان به حساب مي آيد. به هدهد مي گويد پيش عنقا برو و پيام ما پرندگان حقير را به او برسان. ۶ حرف اين است که ما زندگي را بي تو نمي خواهيم؛ اي قاصدي که پيام مي بري اين حرف را بشنو و پيغام را برسان. مضمون دنباله ي بيت پيشين است.سخن اين زاغ وزغن که بايد به سمع عنقا برسد همين است که ما خرده پاها، بي وجود تو زندگي را نمي خواهيم. ۷ کسي که چشم حافظ جاي قامت او بود،خدايا او را طبق آرزوي حافظ از غربت به وطن خود برسان. آرزو مي کند که دوباره ممدوح بيايد و بر چشم او (وطن خود) قدم بگذارد. غزل سراسر آرزوي بازگشت شاهي است و اظهار محبت به او. در بيت پنجم با کنايه ي عنقا که شاه مرغان است مطلب را روشنتر مي کند. شاه محمود برادر شاه شجاع به کمک سلاطين ايلکاني دو سالي بر شيراز مسلط شد ودر اين اوقات شاه شجاع از شيراز گريخت و به سلطنت کرمان اکتفا کرد.به گفته ي دکتر غني اين غزل احتمالاً در ايام هجرت شاه شجاع و تسلط شاه محمود يعني ۷۶۵ و اواخر ۷۶۷ سروده شده است.[۳] و بنابراين اين اشاره هاي «به وطن بازرسان» آرزوي بازگشت شاه شجاع به شيراز است. با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد
00:00/00:00

صوت/ غزل 385 حافظ؛ یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان

صوت/ غزل 385 حافظ؛ یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان
00:00
00:00
صوت/ غزل 385 حافظ؛ یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان
1 / 1
صوت/ غزل 385 حافظ؛ یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان
00:00
00:00
0.1 MB
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره