آخرين خبر/ گفتند خلايق که تويي يوسف ثاني
چون نيک بديدم به حقيقت به از آني
شيرينتر از آني به شکرخنده که گويم
اي خسرو خوبان که تو شيرين زماني
تشبيه دهانت نتوان کرد به غنچه
هرگز نبود غنچه بدين تنگ دهاني
صد بار بگفتي که دهم زان دهنت کام
چون سوسن آزاده چرا جمله زباني
گويي بدهم کامت و جانت بستانم
ترسم ندهي کامم و جانم بستاني
چشم تو خدنگ از سپر جان گذراند
بيمار که ديدهست بدين سخت کماني
چون اشک بيندازيش از ديده مردم
آن را که دمي از نظر خويش براني
تفسير
1. اي معشوق! مردم گفتند که تو در زيبايي و حُسن، يوسف ثاني هستي، ولي وقتي با دقت نگاه کردم، دريافتم که به راستي تو از او بهتر و زيباتري. معشوق من از همه ي زيبايان، زيباتر است.
2. اي پادشاه زيبارويان! با خنده شکرين و زيبايي که بر لب داري، شيرين تر و جذاب تر از آن هستي که تو را شيرين روزگار بنامم.
3. اي يار! نمي توان دهان کوچک تو را به غنچه مانند کرد؛ زيرا هرگز دهان غنچه به تنگي و کوچکي دهان تو نيست.
4. صد بار به من گفتي که تو را کامياب مي کنم و به مرادت مي رسانم، پس چرا مانند سوسن آزاده سراپا زباني و به گفته ي خود عمل نمي کني؟
5. اي معشوق! مي گويي کامت را مي دهم و به آرزويت مي رسانم و در عوض، جان تو را مي گيرم. مي ترسم که مرا به آرزو نرساني، ولي جانم را بگيري. عاشق در راه عشق، جان خود را از دست مي دهد.
6. اي يار! چشم تو تير نگاه را از سپر جان مي گذراند. چه کسي چشم بيماري به اين دلبري ديده است؟
7. آن کسي را که به او عنايت و توجه نکني و از مقابل نظر دور سازي، مانند اشک از چشم هاي مردم مي اندازي و بي مقدار مي کني؛ کسي که تو او را نخواهي، از چشم ديگران هم مي افتد.
همراهان عزيز، آخرين خبر را بر روي بسترهاي زير دنبال کنيد:
آخرين خبر در تلگرام
https://t.me/akharinkhabar
آخرين خبر در ويسپي
http://wispi.me/channel/akharinkhabar
آخرين خبر در سروش
http://sapp.ir/akharinkhabar
آخرين خبر در گپ
https://gap.im/akharinkhabar
بازار