انتخاب/ سال60
🔹خبري داشتم که دکتر تقيزاده نماينده آقاي بنيصدر در لندن، به سفارت عراق رفته و مدتي آنجا بوده است؛ قاعدتا بيارتباط با هيأت ميانجي نيست. خبر را به آقاي رجائي دادم کهدر شوراي عالي دفاع، حساب دستشان باشد.
عصر به جلسه شوراي مرکزي حزب جمهوري اسلامي رفتم. درباره مسائل روز، چندساعتي بحث کرديم. روي برنامههاي اقتصادي ـ به منظور تعديل ثروت و رفع تبعيضاتاقتصادي ـ بحثهايي شد و تصميماتي اتخاذ گرديد.
سال61
🔹بعدازظهر، گروهي از اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي آمدند و درباره انشعاب درسازمان به دليل اختلاف در موضوع حضور نماينده ولي فقيه و نيز کنارهگيري گروهي از اعضا، پساز صدور فرمان امام مبني بر عدم جواز عضويت حزبيها در ارتش و سپاه مطالبي گفتند. اين گروه معتقدند که متعهد و در خط امامند.
سال62
🔹خدمت امام رفتم؛ حالشان خوب است. ازپيشرفت کارها راضي بودند و به آينده خوش بين. درباره طرحي که در مجلس به امضاي 81 نفررسيده ـ به دنبال پيشنهاد آقاي موسوي اردبيلي مبني براينکه هر خانواده فقط يک خانه داشته باشدـ با امام مشورت کردم. ايشان مخالفند و گفتند تعقيب نشود. از بيانات روز عيدشان تشکر کردم.گفتند من از اختلافات روحانيون خائف شدم و اين حرفها را گفتم که جلو آنها را بگيرم. پيشنهادمشخصي براي کمک به محرومان نداشتند، فقط توصيه به کار بيشتر براي آنها ميفرمودند.
درباره جنگ هم صحبت کرديم؛ نظر دادم که بنا بگذاريم برخاتمه دادن به جنگ به صورتآبرومندانه و از موضع قدرت، ولي امام در اينباره نظر روشني مطرح نکردند و گفتند با خاتمهجنگ موافقند، اما بايد در شرايط خوبي باشد که در دو ملت اثر بدي نگذارد. منتظرند نتيجهعمليات آينده روشن شود. توصيه به حفاظت خودمان کردند و معمولا در ملاقاتها اين تأکيد رادارند.
سال63
🔹به ديدن آيتالله گلپايگاني رفتم. حالشان خيلي خوب است؛ دست از انتقاد به شيوه کار حکومت برنداشتهاند. گفتم با اينکه آقاي [لطف الله]صافي از طرف شما در شوراي نگهبان است ومعمولا اعمال نظر به نام شرع و قانون اساسي ميکند، ديگر جاي گله براي شما نيست؛ گفتند کهايشان فقط ناظر هستند و دخالت نميکنند. سپس به زيارت حرم حضرت معصومه رفتم و در صحن مطهر براي مردم و طلاب سخنراني کردم.
بعد از نماز مغرب با آقايان سيد هادي هاشمي و قاضيعسکر درباره بيت آيتالله منتظري و لزوم کنترل اخبار، صحبت کردم. آنها هم از مشکلات دبيرخانه شوراي مرکزي ائمه جمعه و عدماعتماد رئيس جمهور به آن و تداخل با کارهاي آقاي ابطحي کاشاني به عنوان نماينده امام در اموردفتر ائمه جمعه، مطالبي گفتند.
سال64
🔹تا ساعت دهونيم در منزل بودم و پس از آن، براي اقامه نماز جمعه به دانشگاه [تهران] رفتم. جمع زيادي از نمازگزاران آمده بودند و خيلي پرشور برخورد کردند. خيلي جالب توجه است و چنين چيزي انتظار نميرفت، زيرا شايعه حمله عراق يا انجام خرابکاري بود. همچنين، خبري رسيده بود که بناست به من سوء قصد شود، اما به خوبي گذشت.
سال65
🔹 به زيارت امام رفتم. (امام هنگام ملاقات فرمودند: «از لحظهاي که تو به طرف خوزستان حرکت کردي، در ناراحتي بودم تا لحظهاي که به تهران برگشتي». عبارتي که بتواند جواب اين لطف امام باشد، نيافتم. گفتم اين سفرها خطري ندارد و نبايد جنابعالي ناراحت بشويد). امام فرمودند وقتي سرفه مي کنند استخوانهاي سينه شان درد ميگيرد. احمدآقا گفت درد به خاطر ماساژهاي شديدي است که هنگام سکته، دکتر دادهاست. امام گفتند دليلش اين نيست. من به شوخي گفتم سرفه نفرمائيد. امام از اخبار عقبنشيني ارتش از تصرفات عمليات والفجر9 پرسيدند؛ تائيد کردم. حالشان خوب و خطر رفع شدهاست. احمدآقا و دکتر [مسعود] پورمقدس، گزارش جريان حمله قلبي امام را در حالي که در دستشوئي بودهاند، دادند. امام با فشار دادن زنگ، دکترها را خبر کردهاند. تعبيه زنگ در مراکز خلوت از ابتکارات جالب احمدآقا است. ايشان را در بيهوشي کامل يافتهاند. با ماساژ دکتر پورمقدس، تنفس امام برگشته و سپس به بيمارستان بيت منتقل شدهاند.
سال66
🔹صبح زود، محسن براي رفتن به رفسنجان به فرودگاه رفت و در اثر ناهماهنگيها، از رفتن بازماند و برگشت. تلفني احوال عفت را پرسيديم. گفت هنوز سرفه ميکند و منتظر دکتر هستند؛ متأثر شدم. با محسن سر ميز صبحانه، درباره وضع دانشگاهها و تحقيق صحبت کرديم.
سال67
🔹در منزل بودم. سر صبحانه، ياسر مقداري از جزئيات عمليات گفت. در سمت کمک تيربارچي در عمليات بوده و علاوه بر تدارکات انفرادي، حدود هشت کيلو گلوله تيربار با خود حمل مي کرده که تا راس ارتفاع شاخ سورمر برده و غذايشان هم خوب نبوده و کنسرو را با خود نبرده است.
مبتلا به درد کمر هستم . لابد سرماخوردگي موضعي است؛ گاهي اين درد مي آيد. مکرّر مبتلا شدهام.
سال68
🔹ساعت نه ونيم به مجلس رسيدم. در گزارشها مسأله آقاي منتظري در صدر و انتخابات شوروي و ترکيه از اهميت زيادي برخوردار است. در شوروي طرفداران محدوديتهاي مارکسيستي شکست خوردهاند و مردم راه گورباچف را برگزيدهاند .
آقاي [رضا] امراللهي [رئيس سازمان انرژي اتمي] آمد و براي انرژي هستهاي ارز بيشتر ميخواست. آقاي مسيح مهاجري [مديرمسئول روزنامه جمهوري اسلامي] آمد. درباره مسأله آقاي منتظري و رهبري آينده و مسائل روزنامه مذاکره شد. تا ساعت هشت ونيم شب در دفترم کار کردم و سپس به منزل آمدم. مهدي از سفر شرق برگشته بود. او مقداري درباره ژاپن، کره [جنوبي] و سنگاپور گفت
سال70
🔹سحر که بيدار شدم، معلوم شد ياسر بعد از نيمه شب از اهواز رسيده است. ضمن سحرى خوردن توضيح داد که به خواست آقاى [سيدمحمدباقر] حکيم، [رييس مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق]، به خرمشهر، قرارگاه عملياتى بدرىها رفته است. گزارش خوبى از وضع افراد و پرسنل عراقى و نحوة عمليات و تدارکات و پشتيبانىها و کمبودها داد. گفتم آقايان عبدالعزيز حکيم و اروج براى توضيح بيشتر بيايند.
پيش از ظهر، [بانو خديجه ثقفي]، همسر امام براي عيدديدني آمدند. مقدارى از وضع زندگيشان و دوران اقامتشان در نجف پرسيدم.
سال71
🔹ساعت ده صبح [آقاي عبداللطيف عبدالله الميمني]، سفير عربستان سعودي براى تقديم استوارنامه آمد؛ تشريفات است. به آقاى فهد، [پادشاه عربستان سعودي] پيغام دادم که براى بالا بردن قيمت نفت همکارى بيشتر لازم است. آقاى [حسين] پناهىآذر، سفير جديد ايران در سوئد آمد. براى حُسن انجام وظيفه نظر خواست؛ تأکيد بر جذب ايرانىهاى مقيم سوئد کردم؛ حدود شصت هزار ايرانى در آنجا ساکن هستند.
آقاى [محمد] رييسى، نماينده شهرکُرد آمد و از رد صلاحيت شکايت کرد. اخوى احمد آمد. راجع به [شرکت مس] سرچشمه صحبت کرد و خبر سلامتى حاجيه بىبى [والده] را داد. ايشان در بهرمان ماندهاند. نگران حالشان هستيم؛ گرچه خواهرمان هم مواظبت ميکنند.
همراهان عزيز، آخرين خبر را بر روي بسترهاي زير دنبال کنيد:
آخرين خبر در تلگرام
https://t.me/akharinkhabar
آخرين خبر در ويسپي
http://wispi.me/channel/akharinkhabar
آخرين خبر در سروش
http://sapp.ir/akharinkhabar
آخرين خبر در گپ
https://gap.im/akharinkhabar
بازار