0
0
0

کليگويي را کنار ميگذاريم. اول از خارجيها ميگوييم تا بدانيم اين راه سالهاست بيرون مرزهاي ما طي ميشود و اتفاقا در محدوده درون مرزهاي ما هم تاثير ميگذارد. فرض کنيد شما رئيسجمهور ايالات متحده آمريکا هستيد. يکي از معدود افرادي که ميتواند دستش را فشار بدهد روي دکمه شليک موشکهاي اتمي. همچنان شما ميتوانيد بعد از اينکه ۱۱ سپتامبر اتفاق افتاد، دستور لشکرکشي به هزاران مايل دورتر را بدهيد. شما که رئيسجمهور آمريکايي، بعد از پايان دوره رياست تقريبا فراموش ميشوي، بنيادي تاسيس ميکني و سرگرم ميشوي. گاهي روزنامهنگاران ميآيند براي مصاحبه، يا پژوهشگران مقابلتان مينشينند براي پژوهش و گاهگداري سخنراني ميکنيد اما تيتر يک بودن در رسانههاي جهان را همراه با صندلي شماره يک در کاخ سفيد، به جانشينتان واگذار ميکنيد اما هنوز در معرض قضاوت تاريخ قرار داريد. در اين شرايط، بهترين چيزي که ميتواند راهگشا باشد، کتاب است.
به همين دليل است که جرج بوش جمهوريخواه دو سال بعد از ترک کاخ سفيد کتاب لحظههاي تصميمگيري را روانه بازار کرد. کتاب جرج بوش در آمريکا رکورد زد و در کمتر از دو ماه بعد از انتشار، دو ميليون نسخه از آن به فروش رفت. اين رکورد پيش از اين متعلق به بيل کلينتون بود که کتاب خاطراتش با عنوان زندگي من در سال ۲۰۰۴ منتشر شد و فروشي بالغ بر دوميليون و۲۵۰هزار نسخه داشت. پس کتاب مينويسند که بگويند ما رئيس هستيم و به خاطر اين رئيس بودنمان اين تصميمها را گرفتيم.
اين دو کتاب فقط نمونههايي هستند که ذکر کردم. رابرت گيتس، وزير دفاع آمريکا در دو دولت بوش و اوباما سالهاست که دست به قلم ميبرد و بهعنوان يک سياستمدار، تحليلگر و افسر اطلاعاتي مينويسد. آخرين کتاب او که در سال ۲۰۱۴ با نام «وظيفه؛ خاطرات يک وزير در جنگ» منتشر شد، جنجالهاي زيادي بهپا کرد. بنابراين، حداقل در دنياي غرب نوشتن کتاب ـ با ملاحظات امنيتي ـ يک بحث رايج در ميان سياستمداران است.
معمولا اين دست کتابها در آمريکا با استقبال مواجه ميشوند و البته مترجمان در کشورهاي ديگر نگاهي به ترجمه اين کتابها نيز دارند. چون کشورهايي که تصميمهايشان بر تمام يا بخشي از جهان تاثير ميگذارد، خواندن خاطرات سياستمدارانشان ميتواند براي مردم ديگر سرزمينها هم جذاب باشد.
البته فکر نکنيد اين نگاه به نويسندگي کتاب تنها منحصر به آمريکاست. توني بلر، نخستوزير اسبق بريتانيا از حزب کارگر، در سال ۲۰۱۰ خاطراتش را با عنوان «سفر؛ زندگي سياسي من» منتشر کرد که تنها در هفته اول انتشار آن بيش از ۹۲ هزار نسخه آن به فروش رفت. همچنين ديويد کامرون که مدتي پيش خانه شماره ۱۰ داونينگ استريت را به ترزا مي واگذار کرد، سال ۲۰۰۸ کتابي تحت عنوان «Cameron on Cameron» همراه ديلان جونز، نويسنده و روزنامهنگار معروف انگليسي منتشر کرد که حاصل ساعتها گفتوگوهاي آنها بود. آنها زندگينامه و خاطراتشان را به اشتراک ميگذارند.
نگاهي به خاطرات سياسي در ايران
مسئولان ما نسبت به اين حوزه شايد با کمي ترديد نگاه ميکنند. دلايل مختلفي هم ميتواند داشته باشد. البته در اين عرصه کارهاي زيادي صورت گرفته که آنها را معرفي ميکنيم و در بخشهاي بعدي گزارش به اين ميپردازيم که اصلا چرا يک مسئول، يک وزير يا يک رئيسجمهور بايد از روزهاي کارياش، از روندي که طي کرده تا رسيده به آن نقطه براي مردمش بنويسد.
شايد يکي از معروفترين کارها در زمينه خاطرهنگاري، کتابهاي مرحوم آيتا... هاشميرفسنجاني باشد. يادداشتهاي روزانه رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، نماينده و رئيس ادوار مجلس و دارنده عناوين ديگر ازجمله رياستجمهوري که البته هنوز هم خاطراتش زير نظر فرزندان و اعضاي خانوادهاش در دفتر نشر معارف انقلاب تدوين ميشود.
نمونه بعدي نامش با ميانتيتر اين قسمت يکي است؛ «خاطرات سياسي» نوشته محمد محمديريشهري اولين وزير اطلاعات و نايبالتوليه حرم حضرت عبدالعظيم در شهر ري. البته آقاي ريشهري به ثبت خاطرات خود از دوران مسئوليتهاي مختلف مثل وزارت اطلاعات، دادستان کل کشور و نماينده حضرتآقا در حج توجه داشته و پنج جلد کتاب در اين خصوص نوشته است. اما کتاب «خاطرات سياسي» ريشهري از زماني که به چاپ رسيد خيلي جنجالآفرين شد. کتابي که محوريت آن مربوط به مساله سيدمهدي هاشمي و بيت مرحوم منتظري بود. صورتجلسههاي مهمات و تجهيزات کشف شده در خانههاي تيمي باند هاشمي در آن کتاب آورده شد. همچنين نامهنگاريهايي که وزير وقت اطلاعات با بيت منتظري داشت و بالعکس. هنوز هم کسي بخواهد به قصه آقاي منتظري و مهدي هاشمي گير بدهد، ميرود سراغ کتاب «خاطرات سياسي» محمدي ريشهري.
حسن روحاني، رئيسجمهور نيز دست به قلم شد و خاطرات هستهاي خود را تحت عنوان «امنيت ملي و ديپلماسي هستهاي» چاپ کرد. البته پيش از آن خاطرات خود را از دوره نهضت امام خميني(ره) عرضه کرده بود و سايتهاي اينترنتي نوشتهاند که خاطرات رئيسجمهور از دوران دفاع مقدس هم در دست نگارش و تدوين است.
در اين کوران مشکلات فرهنگي، البته شواهد نشان ميدهد وزارت خارجهايها دست به اقداماتي زدهاند براي ثبت تاريخ. در واقع تا حدودي پيشتاز هستند. کتابهايي چون «از طرابلس تا دمشق» خاطرات محمدرضا باقري، «ديپلماسي در عمل» خاطرات بهادر امينيان سفير سابق ايران در روماني، «خاطرات ديپلماتهاي ايراني در اروپا» و کتاب خاطرات سيدمحمد صدر ازجمله کارهاي وزارت امورخارجه هستند. کتاب «گذري بر تاريخ» که خاطرات شفاهي علياکبر صالحي، رئيس کنوني سازمان انرژي اتمي و وزير امورخارجه در دولت احمدينژاد است، جديدترين اثر از اين مجموعه بود که چندي پيش رونمايي شد. کمال خرازي، وزير امورخارجه دولت خاتمي نيز پاي مصاحبه خاطرهنگاران نشست و کتاب «خاطرات و مخاطرات» در خرداد امسال چاپ و عرضه شد. البته در اين ميان اسامياي داريم که پا در اين عرصه نگذاشتهاند. شايد حرفي براي گفتن نيست ـ در ايران همه سياستمداران در همه موضوعات حرف براي گفتن دارند ـ يا ضرورتش احساس نميشود.
براي مثال در دوران رياستجمهوري احمدينژاد چندين جلد کتاب از سخنرانيهاي وي منتشر شد. بهخصوص سخنرانيهاي رئيسجمهور سابق در آمريکا خيلي مورد توجه دستگاه نشر قرار ميگرفت. ولي الان که آقاي احمدينژاد پنج سال است کليد اتاق دفتر رياستجمهوري را به حسن روحاني تحويل داده، زمان خوبي داشته تا زندگينامه خود را بنويسد. سوالهاي زيادي از او وجود دارد مثل برکنار کردن وزير اطلاعات و يک ماهي که خودش سرپرست وزارت اطلاعات بود يا اصرارش بر نگه داشتن اسفنديار رحيم مشايي در دفتر رياستجمهوري و دهها سوال ديگر که جواب نميدهند. شايد نوشتن يک يا چند جلد کتاب از دورههاي مختلف زندگي، از استانداري در دولت هاشميرفسنجاني تا شهرداري تهران و بعد رياستجمهوري و ماجراهاي بعد از آن، جايگزين مناسبي براي ويدئوهايي باشد که چند وقت يکبار منتشر ميکنند.
براي تاريخ بگوييم
محسن رفيقدوست اسم کمي در تاريخ سياسي جمهوري اسلامي نيست. وزير سپاه، تامينکننده تجهيزات و تسليحات در جنگ و رياست بنياد مستضعفان عنوانهايي هستند که او داشته است. رفيقدوست دو جلد خاطرات دارد با عنوان «براي تاريخ ميگويم». نظاميها به خاطر مساله جنگ و نگاه مثبتي که وجود دارد نسبت به ثبت خاطرات دفاع مقدس، در اين زمينه پيشگام هستند.
براي مثال چند جلد کتاب مثل «از جنوب لبنان تا جنوب ايران» و «از سنندج تا خرمشهر» و «ايستگاه آسمان» ازجمله خاطرات سرلشکر رحيم صفوي تاکنون منتشر شده است. همچنين پيش از اينکه حاجحسين همداني در حلب به شهادت برسد، کتاب «مهتاب خيّن» از خاطرات وي منتشر شد. البته اين خاطرهنگاري بعد از شهادت وي نيز ادامه پيدا کرد اما خاطرهنگار اينبار به سراغ همسر شهيد رفت و کتاب «خداحافظ سالار» را عرضه کرد. «کالکهاي خاکي» عزيز جعفري هم چند سال قبل نوشته و عرضه شده است.
محسن رضايي که زمان جنگ فرمانده سپاه بود هم چند عنوان کتاب درخصوص دوران دفاع مقدس و البته فرماندهان شاخصي مثل احمد متوسليان دارد. چند جلد از خاطرات شفاهي محسن رضايي قرار است تا پايان امسال از سوي مرکز اسناد و تحقيقات دفاع مقدس منتشر شود. بحث ما کتابهايي که در حوزه دفاع مقدس نوشته ميشوند، نيست. آن يک بحث جداگانه است. منظور نظر اين است که مديران سطح يک کشور که در بخشهاي مختلف خدمت کردهاند، بايد تجربيات خود را در اختيار نسلهاي بعدي بگذارند. بنابراين اگر بخواهيم به کتابهاي خاطرات دفاع مقدس بپردازيم يکي دو شماره از روزنامه جوابگوي ما نيست. اين وقايع مثل جنگ، ترورهاي ضدانقلاب در شهرها، آشوب منافقين و ديگر نقاط عطف تاريخي بخشي از وقايعي هستند که بايد ثبت شوند. کساني که در کشور در برهههاي حساس و غيرحساس مسئوليت داشتهاند بايد مشاهدات خود را ثبت کنند و براي تاريخ بگويند.
چه کساني بايد کتاب بنويسند؟
مديران کشور شکر خدا از لحاظ تحصيلات آکادميک يا حوزوي چيزي کم ندارند. اگر دکتر نباشند اما مهندس هستند. در کارنامههايشان هم بعضا کتابهاي تخصصي به چشم ميخورد. دکتر ظريف به همراه اساتيدي چون محمدکاظم سجادپور چند عنوان کتاب تخصصي در حوزه ديپلماسي مثل «ديپلماسي چندجانبه» را به رشته تحرير درآورده است.
اما در کوران انتخابات سال ۹۲ و مطرح شدن وي بهعنوان وزير پيشنهادي امورخارجه بود که محمدمهدي راجي کتاب «آقاي سفير» را منتشر کرد و مورد استقبال چشمگيري هم قرار گرفت. اگر اين نگاه بين همه مديران وجود داشت که بايد تجربياتشان را از دورههاي مسئوليت تا وقتي که تنور داغ است منتشر کنند، شايد دکتر ظريف چهار سال قبلتر از آن، خودش دست به قلم ميشد و «آقاي سفير» را مينوشت.
دکتر ولايتي هم بايد دست به قلم شود و خاطرات ۱۶ سال وزارت خود را بنويسد. او يکبار کتاب «روزگاري شد» را در سال ۸۸ منتشر کرد که مربوط به اولين دوره تصديگري وزارت امورخارجه بين سالهاي ۶۰ تا ۶۴ بود. ۱۲سال ديگر از تاريخ ديپلماسي کشور از سوي نفر شماره يک دستگاه سياست خارجي بايد منتشر شود. زيرا برهههاي حساسي در اين دوره زماني مثل جنگ، قطعنامه، پروندههاي ميکونوس و آميا و قطع رابطه کشورهاي اروپايي با ايران وجود داشته و بايد به آنها پرداخته شود. هر جايي که ما خالي گذاشته باشيم، دشمنان ما پر ميکنند. خاطرات ديپلماتها تقريبا در جهان در حال تبديل شدن به يک ژانر ادبي است. هيلاري کلينتون کتاب «انتخابهاي سخت» را در اين خصوص منتشر کرد و کاندوليزا رايس حداقل دو کتاب درباره زندگي سياسي خود نوشته است. همانطور که جان کري تقريبا بلافاصله بعد از فراغت دست به قلم شد و کتابش را روانه بازار کرد.
ما براي ثبت در تاريخ بايد شکستها و پيروزيهايمان را به رشته تحرير دربياوريم اما مقاومتي در برابر اين مساله وجود دارد. اول يک مثال برايتان ميزنم تا عمق مساله مشخص شود و بعد گزارش را به پايان ميرسانم. اين مساله که بايد ديپلماتها خاطرات و تجربيات خود را ثبت کنند، بسيار با اهميت است. من نه بهعنوان يک روزنامهنگار بلکه بهعنوان يک نويسنده حدود دو سال است در تلاش هستم تا جواد وعيدي، رئيس تيم مذاکرهکننده هستهاي در زمان علي لاريجاني را متقاعد کنم که بنشيند و از مذاکرات سخت در آن دوران بگويد. اما وعيدي قبول نميکند در حالي که بخشي از تاريخ ديپلماسي هستهاي ما در ذهن او جا گرفته و بايد به جامعه و نسلهاي بعدي منتقل شود.
چرا بايد کتاب بنويسيم؟
بيتعارف بايد به اين مساله اعتراف کنيم که وقتي پاي دستگاههاي حکومتي در حوزه فرهنگ به ميان ميآيد، مثلا وقتي پشت جلد يک کتاب نوشته ميشود سازمان انتشارات فلان وزارتخانه، به خودي خود مخاطبان کار ريزش ميکنند. اولا وقتي يک سازمان دست به چاپ کتاب ميزند، تلاش زيادي براي فروش آن نميکند مگر وقتي که غرفهاي در نمايشگاه کتاب داشته باشند. بنابراين کتاب محدود ميشود. سازمانهايي مانند وزارت امورخارجه نبايد مستقيما به اين حوزه ورود کنند، بلکه بايد پشتيبان و ناظر بر کار باشند تا انتشاراتهاي خصوصي که علاقهمند به اين حوزه هستند پاي کار بيايند. مثال کتاب خاطرات آقاي خرازي شايد خوب باشد.
«خاطرات و مخاطرات» از سوي کتابخانه ملي در تيراژ باورنکردني ۵۰۰ نسخه منتشر شد. اين ۵۰۰ نسخه که احتمالا بخشي از آنها در يک همايش اهدا شده، کدام بخش از تاريخ و عطش علاقهمندان به اين حوزه را خاموش ميکند و آيا ميشود هشت سال وزارت امورخارجه کمال خرازي به اضافه دوران کودکي و انقلاب و تحصيل در آمريکا را در ۲۵۰ و چند صفحه خلاصه کرد؟
نگاه به حوزه کتاب بين سياستمداران بايد تغيير کند. نوشتن کتابهاي زندگينامه و خاطرات چند مزيت دارد؛ انتقال تجربه به نسلهاي سياستمداران بعدي البته اگر نسلهاي قبلي بازنشسته شوند. مرور شکستها و پيروزيها، تلاشها و طرحهايي که براي بهتر اجرا شدن امور کشور تهيه ميشود و آشنا شدن مردم با اينکه اصلا يک مدير يا وزير يا رئيسجمهور دقيقا به چه کاري مشغول هستند. آيا فقط شعار ميدهند يا واقعا وظايفي برعهده دارند. وقتي مردم در سينما يا تلويزيون يک رئيسجمهور يا وزير ـ به غير از سريال گسل ـ يا نماينده مجلس نميبينند، اصلا نميدانند در دولت يا در پارلمان اين کشور چه خبر است!
از هرچشمي که اين موضوع را نگاه کنيم، حتي براي ثبت ساده در تاريخ هم سياستمداران بايد کتاب بنويسند. وقتي نگاهمان دوربرد باشد، ضرورت اين موضوع را درک ميکنيم که اگر کتاب «زندگي من» بيل کلينتون دو سه بار ترجمه ميشود و مخاطبان ايراني از آن استقبال ميکنند، کتاب خاطرات يک رئيسجمهور سابق ايراني؛ يعني رئيسجمهور کشوري که مدعي است در نظام بينالملل حرفي براي گفتن دارد به زبانهاي مختلف در کتابفروشيهاي بزرگ دنيا نبايد جايي داشته باشد. کتابها بر خلاف ظاهر سادهشان، نقش بزرگي در اين دنيا ايفا ميکنند.
نويسنده: محسن صالحي خواه