خبرگزاري کتاب ايران/ توني موريسون نويسندهاي که پنج دهه روايتگر قصه و روايات سياهان آمريکا در جهان ادبيات بود، ديروز در 88سالگي از دنيا رفت. ميچکا سرمدي، مترجم کتاب «خانه» اثر اين نويسنده ضمن ابراز تاسف شديد از درگذشت اين نويسنده، گفت: «من علاوه بر ترجمه کتاب «خانه» او، نوشتههاي ديگر توني موريسون را هم خواندهام. نوشتههاي ديگر او همه در رابطه با مسائل سياهان آمريکا، نژادپرستي و رنجهايي است که سياهان در طول اين سالها متحمل شدهاند.
او ادامه داد: موريسون يک اکتيويست بود که بيشتر نوشتههايش به رنج سياهان در طول اين سالها ميپرداخت که بتوانند خودشان را در جامعه آمريکا ثابت کنند. او در سال 1993 جايزه نوبل ادبيات را به خاطر کتاب «دلبند» دريافت کرده است، که يکي از قويترين کتابهاي موريسون در رابطه با زندگي سياهان و مرحله بردهداري آنها است و هنوز به مرحله آزادي سياهان نرسيده است.
سرمدي ضمن اشاره به ترجمه خود از کتابهاي موريسون، عنوان کرد: در کتاب «خانه» که بنده ترجمه کردهام، داستان در مرحلهاي است که سياهان در جامعه جايگاهي دارند، يعني مثلا ميتوانند به عنوان سرباز به جنگ و جبهه بروند و در بعضي ايالتهاي آمريکا راحتتر هم زندگي کنند، البته در بعضي ايالتها که هنوز نژادپرستي قوام دارد و در جامعه رواج دارد، هنوز سياهان مشکل دارند؛ ولي داستان کتاب «دلبند» مربوط به زماني است که هنوز سياهان برده هستند؛ و به عنوان کارگر خانه، کارگر زمين و ... براي سفيدها کار ميکنند.
مترجم کتاب «خانه» درباره ويژگيهاي قلم و نوشتههاي تونيموريسون گفت: قلم توني موريسون خيلي قوي است، اما چيزي که خيلي مشهود است، اين است که تمام نوشتههاي او تقريبا يک جنبه دارد. يعني داستان کتابهايش هر طور که باشد و در مراحل مراحل مختلف زماني جامعه آمريکا نوشته شود، باز معطوف به مسئله سياهان ميشود؛ يعني در واقع موريسون تقريبا هيچ چيز ديگري غير از مسئله سياهان را پوشش نداده است. حتي در کتاب آخرش «خدا به کودک کمک کند» که من ترجمه آن را شروع کردم و بعد به خاطر بيماري همسرم ترجمه آن را ادامه ندادم.
وي افزود: داستان کتاب «خدا به کودک کمک کند» هم راجع به جامعه فعلي آمريکاست، که سياهان ميتوانند خيلي موقعيتهاي خوبي داشته باشند و روايتگر زندگي خانمي است که به خاطر سياهي بيش از حدش، به عنوان سمبل زيبايي در يک شرکت لوازم آرايشي مشغول به کار شده و وضع درآمدي او خوب شده است، اما باز آن پيشينه سياه بودن و نگاهي که به سياهپوستها وجود دارد، روي زندگي خود و مادرش تاثير ميگذارد.
سرمدي در پايان گفت: تقريبا همه کتابهاي موريسون درباره زندگي سياهان است و من کتابي از او نديدم که معطوف به سياهان نباشد؛ نکته جالب کتابهاي توني موريسون هم اين است که کاراکتر را به گونهاي معرفي ميکند که مخاطب شايد نيمه کتاب بفهمد که اين کاراکتر از سياهان است؛ يعني از اول او را سياه معرفي نميکند.»
توني موريسون در سال 1993 براي کتاب «دلبند» جايزه نوبل ادبي دريافت کرد. اين رمان برههاي از تاريخ بردهداري در کشورهاي سرمايهداري، بهويژه تجربيات زندگي و نگرانيهاي زنان و مادران سياهپوست برده را از منظر اجتماعي، روانشناسي و فلسفي به تصوير ميکشد. در اين رمان يک زن سياهپوست بهنام «ست» دخترش را با دستان خودش ميکشد تا سرنوشت او را که چيزي جز بردگي نيست، تغيير دهد.
نکته جالب اين است که تمامي رمانهاي توني موريسون در ايران ترجمه شده است. «آبيترين چشم» اولين رماني است که از موريسون در سال 76 در ايران، از توسط نيلوفر شيدمهر و علي آذرنگ ترجمه و توسط نشر ويستار منتشر شد. پس از آن ترجمه رمانهاي ديگر او توسط ناشران مختلف منتشر شده است. کتابهاي «اين کتاب را بسوزان» با ترجمه سارا و رضا اسکندري در نشر خردسرخ، «بهشت» با ترجمه گيسو پارساي، توسط نشر روزگار، «جاز» با ترجمه سهيل سمي در نشر آفرينه، «خدا به کودک کمک کند» با ترجمه صالح خواجه دلويي، «دخترم بيلاود» با ترجمه گلرخ سعيدنيا توسط نشر مرغ آمين، «رسيتاتيف» با ترجمه فرزين فرزام توسط نشر گهرشيد، «سرود سليمان» با ترجمه عليرضا جباري توسط نشر چشمه، «سولا» با ترجمه گلرخ سعيدنيا توسط نشر قله و «يک بخشش» با ترجمه علي قادري توسط نشر مرواريد، عناويني از آثار توني موريسون هستند که در ايران توسط يک مترجم و ناشر منتشر شدهاند.
کتابهاي «عشق» و «دلبند» هم دو کتاب موريسون هستند که هر کدام دو يا چند بار و توسط مترجمان و ناشران مختلف منتشر شدهاند. دلبند اولين بار با ترجمه شهيندخت دقيقيان از سوي نشر چشمه و عشق با ترجمه شهريار وقفيپور در نشر کاروان در ايران به چاپ رسيدهاند.
بازار