خبرگزاري کتاب ايران/ آيين رونمايي ازکتاب رمزطنز، درسگفتارهاي ابوالفضل زرويي نصرآباد، شامگاه سهشنبه (سوم ديماه) با حضور جمعي از طنزپردازان، شاعران و علاقمندان به ادبيات در فرهنگسراي نياوران برگزار شد.
در ابتداي اين مراسم و پس از پخش بخشهايي از نشست ادبي رمز طنز که به مديريت ابوالفضل زرويي نصرآباد در فرهنگسراي نياوران برگزار ميشد، گيتي صفرزاده، سردبير سابق مجله گلآقا با حضور در جايگاه گفت: ابوالفضل زرويي نويسندهاي شناخته شده بود، درحدي که صابري هميشه او را به عنوان نويسنده «تذکره المقامات» معرفي ميکرد. در همان روزهاي اول حضورش که جواني بيست و سه چهار ساله بود، خوب تذکره المقامات را مينوشت و ميتوانست نقيضه و نظيره زيبايي از آثار کهن ايجاد کند.
گلآقا شيفته قلم زرويينصرآباد بود
وي در ادامه افزود: واقعيت اين است که وقتي فرجي در سال ۶۸ مجله خورجين را منتشر ميکرد، زرويي با او همکاري ميکرد. در سال ۶۹ هنگامي که صابري خواست مجله گلآقا را منتشر کند، از فرجي خواست هيات تحريريه فراهم کند. نود درصد هيات تحريريه افراد قديمي بودند، که با مجله توفيق همکاري داشتند و تعدادي جوان هم بودند که زرويي هم يکي از آنها بود. صابري از همان ابتدا شيفته قلم و ذوق اين جوان بيست و يکي دو ساله شد، تا جايي که گفت: خوشحالم اگر روزي بميرم، ميدانم که زرويي هست و قلم طنز دست او ميافتد. اما تمام ماجرا به همين ذوق و قريحه ختم نميشد. ابوالفضل زرويي بسيار مشتاق و جستوجوگر بود و بسيار ميخواند.
گيتي صفرزاده
سردبير سابق مجله گلآقا در ادامه افزود: طنز به معناي امروزي آن، به دوره پس از مشروطه و نوشتههاي دهخدا باز ميگردد. در آن روزگارکساني که سراغ طنز ميرفتند، بيشتر ذوق و قريحه داشتند و تجربياتشان را سينه به سينه منتقل ميکردند. افراد با تحصيلات آکادميک که مشخصا بخواهند درباره طنز تحقيق و سبک شناسي کنند، انگشتشمار بودند. زرويي از معدود کساني بود که از همان ابتدا به اين نکته توجه داشت. از همان سالهاي نخست او کارهاي متفاوت تحقيقي طنز را آغاز کرد. مثلاً «رندي و طنز در غزليات حافظ» يا «شوخ طبعان روحاني» و حتي موضوع پاياننامهاش را «سبکشناسي دو کلمه حرف حساب» انتخاب کرد. زرويي علاقمند بود تا در حيطههاي مختلف طبعآزمايي کند.
وي در پايان گفت: ما دوست داشتيم زرويي بيشتر مينوشت و امروز آثار بيشتري از او بر جاي ميماند. اما جاي خوشبختي است که او به تدريس هم روي آورد و اين درسها به کتاب «رمز طنز» تبديل شده است و اين تجربيات در اختيار افراد بيشتري قرار ميگيرد.
زرويي طنز را جدي ميگرفت
محمد سلماني، شاعر و دبير جشنواره شعر نياوران نيز درباره ابوالفضل زرويي گفت: زرويي بر خلاف معمول اهل مطالعه بود. در همان ابتداي جواني هم «تذکرهاوليا» را خوانده بود و درست هم خوانده بود. آثار او هم نشان ميداد که مطالعه دقيق داشته است. اشعار اين شاعر سهل و ممتنع بود و اين مهم نشان ميدهد او به خوبي سعدي را هم کامل مطالعه کرده است . زرويي طنز را جدي ميگرفت و خيل عظيمي از شاعران طنزپرداز را آموزش داد.
محمد سلماني
خليل جوادي، طنزپرداز، نيز درباره زرويي گفت: چند وقت پيش مراسم تجليل از زرويي در دانشگاه يزد برگزار شد، نميدانم چرا وقتي دوستي را از دست ميدهيم، شروع ميکنيم به حرف زدن درباره او.
ذرهاي حسادت در زرويي نديدم
جوادي در ادامه گفت: من هيچ وقت ذرهاي حسادت در زرويي نديدم. دوستي در جواب من گفت زرويي به کي و چي حسادت کند؟ ابوالفضل آنقدر بزرگ بود که چيزي وجود نداشت که به آن رشک بورزد. اين حرف بسيار به جا بود. زرويي نخبه و نابغه بود. شايد در صد سال اخير کم نظير بود. ولي آنطور که بايد از مسئولان، مديران، شاعران قدر نديد. توقع داشتيم که در زمان حيات زرويي بيشتر قدرش را ميدانستيم و بيشتر به او ميپرداختيم. هنر و شعر و شاعر اينجا کمترين بها را دارد در صورتي که از مايه مباهات ما ايرانيان است. وي صحبتهاي خود را با خواندن شعري از زرويي پايان بخشيد.
سيدعباس سجادي، مدير عامل بنياد آفرينشهاي هنري نياوران نيز در اين مراسم طي سخناني گفت: با همه اندوهناکي که دارم _چرا که دوست داشتم کتاب در زمان حيات زرويي منتشر ميشد_ اما خوشحالم که به قولي که به زرويي دادم عمل کردم.
دوران ما دوره ابوالفضل زروييها نيست
وي در ادامه افزود : در دوراني بهسر ميبريم که دوره ابوالفضل زروييها نيست. ابوالفضل زرويي به دليل بيمهريهايي که ديد و کمتوجهيهايي که به او شد، از تهران کوچ کرد و در گوشهاي از احمدآباد مستوفي خلوت گزيد و دچار خودتخريبي شد. کساني که باعث اين خودتخريبي وي شدند، از جمله کساني بودند که زير تابوتش را گرفته بودند. يکي از بزرگان در بستر بيماري است و به من گفت فلاني دقت کن کساني که به من نزديکترند، در تشييع من نخواهند بود؛ چون ديگر من نيستم و آنها که نسبت به من بيتفاوت بودند، بسيارند و آنها که باعث عذاب من بودند، از جمله کساني هستند که زير تابوت مرا خواهند گرفت.
زرويي يک نفر نبود، يک دنيا بود
مدير عامل بنياد آفرينشهاي هنري نياوران در ادامه گفت: زرويي يک آتشفشان خاموش بود. اقيانوس آرام بود. عمق و عرض عمر او از طول عمرش بسيار بيشتر بود. او يک نفر نبود، يک دنيا بود. با اين سواد و با اين دانش بسيار فروتن بود. او در جواني بزرگ بود و بزرگان برايش احترام زيادي قائل بودند.
سجادي همچنين درباره کتاب رمز طنز گفت: من به خاطر ارادتي که به او داشتم و نيز به دليل آنکه او را از عزلت و خلوتگزيدگي در بياورم، به نوعي در رودربايستي قرارش دادم و هر ماه يک بار به فرهنگسراي نياوران کشاندم، تا بخشي از اندوختههاي ارزشمندش را در اختيار علاقهمندانش بگذارد و اين درس گفتار ها ثبت و ضبط شود.
او ادامه داد: کتاب «رمز طنز» شامل ۳۲ جلسه حضور ابوالفضل زرويينصرآباد در جلسات «رمز طنز» است، که با عشق و علاقه چاپ شده است. از دوست خوب و همراهم عليرضا نعمتي سپاسگزارم که اين کتاب را به شکل بسيار زيبايي چاپ کرد، که شايسته نام ابوالفضل است. از استاد بيادعاي خودم، اکبر کتابدار ممنونم، که هنگامي که از او خواهش کردم اين جلسات را مديريت کند، با عشق و ارادتي که به ابوالفضل داشت، پذيرفت. کتابدار که خود پژوهشگر و صاحبنظري بيبديل در شعر و ادبيات است، با افتادگي و بزرگواري اين زحمت را پذيرفت، جلسات رمز طنز را مديريت کرد و به آن سامان داد و براي پياده کردن صوتها و تصاوير نهايت تلاش را کرد.
شايان ذکر است محمد زرويينصرآباد به نمايندگي از طرف خانواده اين نويسنده نيز در اين مراسم حضور داشت. وي همچنين در سخناني با تشکر از مديريت و تمام کساني که در پديد آمدن اين کتاب نقش داشتند، در انتهاي صحبتهايش براي اولينبار يکي از اشعار خوانده نشده ابوالفضل زرويينصر آباد را براي حاضرين در سالن خواند.
کتاب رمز طنز، شامل درسگفتارهاي ابوالفضل زرويينصرآباد، به کوشش سيد عباس سجادي، توسط انتشارات بنياد آفرينشهاي هنري نياوران منتشر و روانه بازار نشر شده است.
بازار