روزياتو/ کتاب معروف و پر فروش مردان مريخي و زنان ونوسي MEN ARE FROM MARS & WOMEN ARE FROM VENUS، از کتاب هاي مطرح چند دهه اخير است. داستان تفاوت هاي زن و مرد است. روش هاي تازه اي را براي بهبود روابط زناشويي ارائه مي کند که شنيدني و خواندني است.
فهم تفاوت هاي زن و مرد در رابطه زناشويي، نشان مي دهد که مسائل به وجود آمده در بين زنان و مردان، شباهت هاي زيادي به هم دارند و بعضي از مشکلاتي که شما در زندگي زناشويي داريد، مختص به شما نيست و در مشکلات ديگران نيز ديده مي شود.
در کتاب مردان مريخي و زنان ونوسي آمده که بدون داشتن اطلاعات درباره تفاوت هاي زن و مرد، نمي توان در زندگي زناشويي، موفق بود. دلايلي زيادي باعث تفاوت ها مي شود. مثل تفاوت هاي زيستي. نقش والدين، ويژگي هاي اجتماعي و فرهنگي و اثراتش و غيره.
اگر زني از طرف همسر خود درک شود، بهتر وظايف زناشويي را انجام مي دهد. وقتي مردان نمي توانند زن خود را درک کنند، از کوره در رفته و عصباني مي شوند ورابطه خراب مي شود.
درک مرد از زن، مي تواند فقط شامل همدردي و صحبت کردن و هم فکري باشد. نياز به حرکت جدي و راهکار دادن مردان ندارد. دل خوري زن، با گوش کردن و بغل کردن و نوازش و کنارش نشستن به راحتي بر طرف ميشود. عشق حقيقي و بي توقعي عشقي است که در صورت ناراحت بودن زن و ناسالم و نا شاد بودن او با محبت از طرف مرد، درک شود.
به جاي ترک کردن و عصباني شدن، مرد مي تواند در کنار زن مانده و به او حس زيبايي بدهد و توقع جبران هم نداشته باشد. از او مراقبت کند و محبت و درد دل کردن مرد براي زن خيلي مهم است و به او آرامش مي دهد. مشکلات زندگي مي توانند از سويي ، اسباب رنجش شود واز سويي به عشق و علاقه طرفين بيفزايد.
در کتاب مردان مريخي و زنان ونوسي آمده که ما تصور مي کنيم که مرد ها اهل سياره اي به نام مريخ و زنان نيز اهل سياره اي به نام ونوس است. با وجود تفاوت هاي آن ها از همديگر، يکديگر را پيدا کرده و عاشق شده اند و در يک سياره با هم در صلح و صفا زندگي مي کنند و تصميم مي گيرند که به زمين بيايند.
يک روز که از خواب بيدار مي شوند، فراموش مي کنند که از دو سياره متفاوت آمده اند! طبيعي است که با هم متفاوت باشند و از آن زمان تا به حال، مدام با هم دعوا مي کنند. آن ها قبل از آمدن به زمين، قبول داشتند که زبانشان با هم فرق دارد. به همين دليل، زماني که مشکل پيش مي آيد، به جاي اين که توي سر و کله هم بزنند، به سراغ فرهنگ لغات يا دنبال مترجم رفتند.سعي کردند معني حرف هاي يکديگر را بفهمند.
آن ها لغات يکساني استفاده ميکنند. ولي حرف هاي همديگر را متوجه نمي شوند. زير طرز بيان و لحن آن ها متفاوت بود وبرداشت هايي متفاوتي ايجاد مي کرد. وقتي مشکلي پيش مي آيد، فرض را بر اين مي گذارند که معني حرف همديگر را خوب نفهميده اند و مطمئن بودند که با کمي صبر و حوصله ودقت، منظور هم را متوجه مي شوند. اين همان نکته اي است که زنان و مردان در روابط زناشويي، از آن غافل هستند.
درک تفاوت هاي زن و مرد مهم است.
مردان به اشتباه دلشان مي خواهد زن ها مثل آن ها فکر کنند و عمل کنند و زن ها هم همين طور. اشتباه ما اين است که گمان مي کنيم که اگر همسرمان را دوست داريم بايد با ما طوري رفتار کنيد که ما با کسي دوستش داريم، رفتار مي کنيم. زماني که زن و مرد، تفاوت هاي يکديگر را بشناسند، به آن احترام بگذارند، عشق مي تواند رشد کند. عشق، حيرت آور است و مي تواند دوام بياورد. در صورتي که تفاوت هاي خود را جنس مخالف بشناسيم.
در کتاب مردان مريخي و زنان ونوسي آمده که مردان، اعتماد مي خواهند و زنان، گوش دادن مي خواهند. مردها، از موفقيت و کارآمد بودن و قدرت ، خوششان مي آيد. هميشه سعي مي کنند که حرف خود را به کرسي بنشانند و مهارت پيدا کنند و تصور آن از خودشان، رابطه با توانايي آن ها در رسيدن به اهدافشان دارد. آن ها اگر به هدف برسند و موفق شوند، احساس شايستگي و رضايت دارند. مردان دلشان مي خواهد به فعاليت هايي مثل شکار، ماهي گيري و مسابقات و شنيدن اخبار، وضع هوا و ورزش بپردازند تا خواندن مطالب روانشناسي و کتاب هاي خودآموز و به اشياء و اهداف، بيش تر از احساسات و افراد توجه دارند.
مردان، دنبال ابزاري هستند که به آن ها براي رسيدن به هدف کمک مي کند و وقتي کاري را به تنهايي و بدون کمک ديگران انجام مي دهند، احساس سرافرازي مي کنند.
از نظر مردان و به نظر نويسنده کتاب مردان مريخي و زنان ونوسي، خودمختاري مردان از نظر آن ها، نشانه قدرت و شايستگي است و وقتي به رضايت مي رسند که کارهايشان را بدون کمک ديگران انجام دهند و اگر با کمک زنان،کاري را انجام دهند، احساس خوبي ندارند.
آن ها، راهکار مي دهند ولي از راهکار گرفتن خوششان نمي آيد زيرا احساس عجز مي کنند. کمک خواستن از نظر مردان، نشان ضعف است. براي مردان، انجام کار و رسيدن به هدف به تنهايي مهم است. در مقابل پيشنهاد کمک، جبهه مي گيرند. زنان براي چيزهاي ديگري چون عشق، زيبايي و رابطه عاشقانه، ارزش قائل هستند.
آن ها، موفقيت را در مشارکت و ارتباط و همکاري محبت آميز با ديگران مي دانند. براي زنان، ايجاد رابطه مهم است. زنان با ايجاد رابطه گرم، حمايت خود را نشان مي دهند و دوست دارند متقابلا حمايت شوند. زنان به پارک و رستوران و مراکز خريد، علاقه دارند. آن ها از کمک گرفتن لذت مي برند چون به اثبات لياقت خود نياز ندارند.
در کتاب مردان مريخي و زنان ونوسي آمده که زنان بايد درک کنند که توصيه و پيشنهاد، نشانه عشق و محبت به مردان نيست. زيرا آن ها احساس بي لياقتي مي کنند و اين کار را دلسوزي و محبت نمي دانند. مردان تا وقتي سوال نکرده اند و کمک نخواسته اند، دوست ندارند از کسي کمک بگيرند و اين کار را توهين تلقي مي کنند. زنان به خيال دلسوزي، به آن ها توصيه و پيشنهاد کرده و مردان را مي رنجانند.
اگر مردي هنگام رانندگي ، مسيري را گم کرد، بهترين راه، سکوت زن است. در اين صورت، مرد احساس توانايي مي کند. بي مقدمه و بدون درخواست به مردان کمک نکنيم چون تاثير بدي روي آنها دارد.
راه حل مردان به زنان
مردان مي خواهند که زنان به آن ها اعتماد کنند و در سکوت، شاهد تلاش هاي همسران خود باشند. هم چنين، زنان زماني که مشکلات خود را مطرح مي کند، دنبال راه حل نيستند و فقط مي خواهند به مردان نزديک شوند. آن ها وقتي براي شوهرشان تعريف مي کنند چه روزي را از سر گذرانده اند و وقتي شوهرشان براي کمک ، حرفشان را قطع مي کند ناراحت شده و شوهرشان را متحير مي کند.
بهترين شيوه براي احترام گذاشن به زن ها اين است که با حوصله ،تمام حرف هايش را بشنويم و با او همدلي و احساساتش را درک کنيم تا با بروز احساسات شان،آرام شوند. مرد اگر شنونده خوبي باشد، به زن راه حل ندهد ،زن هم دست از انتقاد و کمکي که کسي ان را درخواست نکرده، بر مي دارد.
راه حل دادن مردان و اصلاح طلبي توصيه کردن زنان، ۲ ويژگي مثبت در آن ها است. فقط بايد زمان و مکان درست را تشخيص دهيم. زن، زماني از راهنمايي مرد استقبال مي کند که عصباني و ناراحت نباشد.
در اين موارد، مرد اگر حرفي نزدند، فقط گوش بدهد، نياز طبيعي زن ، براورده مي شود و حالش بهتر مي شود. نيازي هم به راهنمايي ندارد. از طرفي، مرد هم از توصيه هاي زن لذت مي برد و استقبال مي کند. به شرطي که خودش اين را خواسته باشد. زيرا در غير اين صورت، احساس دوست نداشتن و کنترل از طرف زنش را احساس ميکند.
زماني که همسر ما به حرف ما گوش نمي دهد، به اين دليل است که زمان درستي و شيوه اي درست را انتخاب نکرده ايم. مواقعي که زن در مقابل راه حل هاي مرد، مقاومت مي کند ، به دنبال نياز به حرف زدن خود است. زن ها در شرايط مختلف به دلايل مختلف، حرف مي زنند و به همان دلايل که مرد ها سکوت مي کند، زن ها هم حرف مي زنند:
۴ دليل حرف زدن زن ها
براي رساندن پيام و اطلاعات (تنها دليل منطقي براي حرف زدن مرد ها)
براي ارزيابي و کشف چيزهايي که بايد بگوييد (زن ها با صداي بلند فکر مي کنند)
براي رهايي از تنش و ناراحتي (بر خلاف مرد ها که در اين اوقات به غار تنهايي پناه مي برند و سکوت مي کنند)
براي ايجاد صميميت و ارتباط بهتر
زنان براي اين که حالشان بهتر شود، دور هم جمع مي شوند و درباره مشکلات خود با هم حرف مي زنند. اين نشانه صميميت و عشق و اطمينان در آن ها است. آن ها، راحت درباره افسردگي و ناراحتي خود با بقيه حرف مي زنند. زن، دلش نمي خواهد فورا راه حل براي مساله پيدا کند. بلکه همين که حس کند ديگران حرفش را مي فهمند، آرام مي شود. زن ها براي رهايي از احساسات آزار دهنده شان، شريک غم و غصه ديگران مي شوند.
مرد ها بايد بدانند که عمر انتقاد و سرزنش زنان، چندان نمي پايد و زود آرام مي گيرند . فقط کافي است به آن ها فرصت دهيد از سير تا پياز موضوع را تعريف کنند. در اين صورت، بزودي روحيه منطقي مي يابند و مردان را مسئول مسائل خود نمي دانند.
نمونه هاي اشتباه مردان در ارائه راه حل، زماني که زن، نيازي به دلسوزي و همدردي دارند:
واسه چي اين قدر نگراني؟
هم چنين مساله مهمي نيست.
واسه چي اين کار را نمي کني؟
خوب! حرف حسابت چيه؟
خيلي خوب فراموش کن
ببين! در اين مورد کاري از دستمون بر نمياد!
اگر قرار شکايت کني، به نظر من از خير اين کار بگذري بهتره
مي فهمي چي دارم ميگم يا نه؟
اين عبارات يا احساس، طرف مقابل را بي ارزش جلوه مي دهد. يا در برابر احساسات ناخوشايند مي ايستد و يا براي تبديل احساسات منفي به مثبت، راهکار ارائه مي دهد. مرد بايد از اين عبارات استفاده نکنيد. او فقط بايد گوش کند که کار سختي است. اگر در جاي مناسب، راهکار بدهد، با مقاومت کم تري روبرو مي شود.
اين ها تا حدي، خلاصه کتاب مردان مريخي و زنان ونوسي است. به نظر مي رسد حرف اصلي اين کتاب، تفاوت قائل شدن بين قضاوت و مشاهده است. هم چنين تاکيد بر تحمل و برد باري. کيميايي که در عصر ما، ناياب شده است.
بازار