صوت/ مثنوی خوانی- قسمت چهل و دوم- تبیین جبر و اختیار در مکتب عشق

آخرين خبر/ مثنوي خواني يکي از مواردي که افراد عاشق ادبيات پارسي اوقات فراغت خود را به آن اختصاص مي دهند. مثنوي معنوي از گنجينه آثار قديمي است که هنوز هم انسان ها به دنبال مطالعه آن هستند. اما شايد درک آن براي تمام افراد آسان نباشد. در اين پادکست علي عرفانيان با خوانش اشعار مولوي و توضيح آن ها اين کار را براي ما ساده تر کرده است.
مثنوي معنوي، اثر گرانسنگ محمد جلال الدين بلخي، شاعر و عارف پارسي گوست. اين کتاب از ۲۶۰۰۰ بيت و شش دفتر تشکيل شده است و يکي از برترين کتابهاي ادبيات عرفاني کهن فارسي و حکمت ايراني پس از اسلام است. اين کتاب در قالب شعري مثنوي سروده شده است که در واقع عنوان کتاب نيز ميباشد.
اشعار مولوي به قدري جهان شمول است که ترجمه آن در ساير کشورها بسيار مورد استقبال قرار گرفته است به طوري که براي چند سال پياپي ديوان اشعار مولانا در صدر جدول پرفروشترين کتابهاي شعر در آمريکا قرار گرفت و اين شاعر ايراني بالاتر از شعراي نامي ادبيات انگليسي مانند شکسپير و بليک قرار گرفته است.
اپيزود چهل و دوم ابيات 1463 تا 1490
لفظ جبرم عشق را بيصبر کرد
وانک عاشق نيست حبس جبر کرد
اين معيت با حقست و جبر نيست
اين تجلي مه است اين ابر نيست
ور بود اين جبر جبر عامه نيست
جبر آن امارهٔ خودکامه نيست
جبر را ايشان شناسند اي پسر
که خدا بگشادشان در دل بصر
غيب و آينده بريشان گشت فاش
ذکر ماضي پيش ايشان گشت لاش
اختيار و جبر ايشان ديگرست
قطرهها اندر صدفها گوهرست
هست بيرون قطرهٔ خرد و بزرگ
در صدف آن در خردست و سترگ
طبع ناف آهوست آن قوم را
از برون خون و درونشان مشکها
تو مگو کين مايه بيرون خون بود
چون رود در ناف مشکي چون شود
تو مگو کين مس برون بد محتقر
در دل اکسير چون گيرد گهر
اختيار و جبر در تو بد خيال
چون دريشان رفت شد نور جلال
نان چو در سفرهست باشد آن جماد
در تن مردم شود او روح شاد
در دل سفره نگردد مستحيل
مستحيلش جان کند از سلسبيل
قوت جانست اين اي راستخوان
تا چه باشد قوت آن جان جان
گوشت پارهٔ آدمي با عقل و جان
ميشکافد کوه را با بحر و کان
زور جان کوه کن شق حجر
زور جان جان در انشق القمر
گر گشايد دل سر انبان راز
جان به سوي عرش سازد ترکتاز
...
سازنده علي عرفانيان
اپليکيشن castbox مثنوي خواني















