شهید املاکی نام خیابان نیست؛ تحریم فیلم جنگی برای حضور در پلتفرمها!

مهر/ مهدی شامحمدی از فیلمسازان نسل جدید سینمای ایران است که در آثارش معمولاً ترکیبی از دغدغههای اجتماعی و نگاه انسانی را می بینیم که ریشههای فرهنگی و ایرانی دارد. او پیش از ساخت اولین فیلم بلند سینمایی خود با عنوان «مجنون»، در قالب مستند و آثار تلویزیونی تجربه قابل توجهی داشت و همین سابقه سبب شد زبان بصری و روایتگری واقعگرا و صادقانهای در آثارش شکل بگیرد. فیلمهای او اغلب بر بستر رویدادهای واقعی یا الهامگرفته از واقعیتهای جامعه ایران ساخته میشوند. در «مجنون» نیز او کوشیده تضاد میان ایمان، مسئولیت انسانی و موقعیتهای دشوار اخلاقی را با روایتی ملموس و انسانی به تصویر بکشد. همچنین، او در «مجنون» در انتخاب میزانسن، قاببندی و نورپردازی، از سادگی برای القای صداقت و واقعیت استفاده کرد. نماهای طولانی، لوکیشنهای طبیعی و رنگبندیهای سرد یا خنثی در آثارش کمک میکند حس مستندگونه و صادقانهای منتقل شود.
آثار شامحمدی معمولاً با ریشههای اعتقادی و باورهای مذهبی جامعه پیوند دارند؛ اما او این مضامین را نه تبلیغگونه، بلکه در قالب درام انسانی و باورپذیر روایت میکند. در «مجنون» این نگاه در تضاد میان وظیفه دینی و احساسات شخصی قهرمان نمود دارد. چه در مستندهای پیشینش و چه در «مجنون»، وجه انسانی و تربیتی آثار شامحمدی پررنگ است. او سینما را ابزاری برای طرح پرسشهای اخلاقی و ارتقای بینش مخاطب میبیند، نه صرفاً سرگرمی یا بیانیه سیاسی.
پس از «مجنون»، او در چهل و چهارمین جشنواره ملی فیلم فجر با فیلم سینمایی «جانشین» حضور دارد. قصه این فیلم زندگی پر فراز و نشیب و نقش سرنوشتساز شهید حسین املاکی جانشین لشکر قدس گیلان را در طراحی و اجرای عملیات بزرگ و پیچیده «نصر ۴» روایت میکند. به بهانه اکران فیلم «جانشین» در «فجر ۴۴» و اکران آن در سینمای رسانهها، با این کارگردان گفتگویی داشتیم که مشروح آن در ادامه میخوانید.

* آقای شامحمدی کمی درباره پرداخت ایده فیلم «جانشین» صحبت کنید. چطور شد که پس از «مجنون» که با موضوع شهیدان زینالدین بود، در فیلم بلند دوم تان نیز خواستید به سراغ پرتره یک شهید بروید؟
نخستین مسئله مهم من در ساخت فیلم، «نبود قهرمان» در سینمای ایران است. نسل جوان امروز، در نبود قهرمانان بومی و معرفی نشده، به سمت الگوهای خارجی و شخصیتهای ابرقهرمانی در سینمای دنیا سوق داده میشود؛ پدیدهای که ریشه در کمکاری سینما در معرفی قهرمانان واقعی و درست دارد. این خلاء، همواره یکی از دغدغههای ذهنی من بوده است. دغدغه بعدی من که از علاقه شخصیام به سینمای جنگ نشأت میگیرد، پرداختن به تاریخ معاصر و بهویژه جنگی است که آن را افتخار بزرگی برای کشور میدانم. در تجربه جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و همچنین جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، نقش مردانی اهمیت دارد که در مواجهه با تهاجم، سینه سپر کرده و از کشور دفاع کردند.
واژه «دفاع مقدس» مورد تخریب قرار گرفته اما باید به عمق آن اندیشید؛ تاریخ را باید درست دید. در جنگ هشت ساله، مردان بسیاری جانفشانی کردند که بسیاری از آنها معرفی نشدند و گمنام ماندند، علیرغم اینکه کارهای بزرگی انجام دادند. این کشور برای اولین بار در چهل سال پیش، جنگی را تجربه میکند که پس از ۲۵۰۰ سال تمدن و صدها جنگ در چهارصد و پنجاه سال اخیر که هر بار منجر به جدایی بخشی از ایران شد، موفق شد دست متجاوز را کوتاه کند و اجازه جدایی هیچ بخشی را ندهد. بازپسگیری خرمشهر نیز نمونهای از این افتخارات بزرگ برشمرده میشود.
سینما گاهی در مواجهه با این افتخارات، دچار نوستالژیزدگی و یا عدم برخورد صحیح شده است. در ۲ اثر اخیرم، کوشیدم تا ضمن معرفی قهرمانانی که کمتر شناخته شدهاند و نسل جدید باید با آنها آشنا شود، بخشی از تاریخ جنگ کشور را که مایه مباهات است، به تصویر بکشم.
* چه ویژگیهایی از زندگی این شهید سبب شد تا به سراغ ساخت این فیلم بروید و چه عاملی بیشترین الهامبخشی را برای شما داشت؟
من خودم متاسفانه خیلی شهید حسین املاکی را نمیشناختم و فقط یک سخنرانی از مقام معظم رهبری شنیده بودم که از قهرمانی گیلانی نام میبردند که در زمان حمله شیمیایی عراق، با اینکه فرمانده بزرگی بوده است، ماسکش را به یک رزمنده جوان میدهد و خودش چفیه را جلوی دهان و بینی میگیرد و با اسلحهاش به جلو میرود و شهید میشود و هیچ زمانی نیز پیکرش پیدا نشده است. این صحبتها خیلی در ذهن من مانده بود اما این شهید را نمیشناختم و در واقع شرایطی پیش آمد که درباره عملیاتی در غرب کشور؛ عملیات «نصر ۴» پژوهشی انجام شد که من نیز به این پژوهش دسترسی داشتم. در آن زمان بود که متوجه شدم با اینکه این عملیات سراسری بوده و لشگرهای زیادی در آن شرکت کردند ولی سختترین نقطه و عجیبترین و پیچیدهترین عملیات نظامی که منجر به فتح شهر ماووت میشود و سرنوشت جنگ را در غرب کشور تغییر میدهد، توسط شهید حسین املاکی انجام میشود. بعدها متوجه شدم ایشان همان کسی است که آن سخنرانی را در موردشان شنیدم. همین موضوع سبب شد شخصیت این شهید برایم دغدغه شود و در گپ و گفتها و پیشنهادها، به محض اینکه در مورد این سوژه صحبتی شد، من خیلی سریع آن را پذیرفتم و به سمتش رفتم.

درباره حسین املاکی در پژوهش مفصلی که از کودکی تا زمان شهادتشان انجام دادیم، توانستیم اطلاعات، اسناد و اطلاعاتی درباره زندگی ایشان به ویژه زندگیشان در دوره انقلاب و جنگ به دست بیاوریم. ویژگی خیلی مهم این شهید سلحشوری بزرگی بود که انجام داد و این ویژگی خیلی توجه من را جلب کرد؛ من پیشتر درباره فرماندهان بسیاری چون احمد متوسلیان، احمد کاظمی و حسین خرازی فیلم ساخته بودم و شجاعت و دلاوری را در خیلی از این شهیدان دیده بودم اما وقتی با حسین املاکی آشنا شدم، شجاعت برایم معنای دیگری پیدا کرد چون شجاعت در ایشان چیز دیگری بود. همه کسانی که او را میشناختند و همرزمانشان، تأکید میکردند که انجام کارهایی که او میکرد، با عقل معمول قابل تصور نیست. گویی در وجودش چیزی به نام ترس وجود نداشت. آنها میگفتند ما قصههایی از حسین املاکی داریم که اگر برای کسی تعریف کنیم باورش نمیشود، برای همین تعریف نمیکنیم؛ چون کارهایی که میکرد باورپذیر نیست.
شجاعت این شهید، مورد عجیب و باورنکردنی بود که تلاش کردم این میزان از شجاعت و ازخودگذشتگی را به شکلی قابل باور در فیلم خود بازتاب دهم تا مخاطب، قهرمان واقعی را فراتر از کلیشههای معمول سینمای جنگ تجربه کند.
* فرآیند فیلمنامه نویسی و تبدیل ایده اولیه به فیلمنامهای که در فیلم شاهدیم، چگونه طی شد؟ آیا تغییرات قابل توجهی در طول مسیر داشتید؟
از همان ابتدا برایم روشن بود که میخواهم گزیدهای از زندگی، روحیه و شخصیت حسین املاکی را در حدود چهل تا پنجاه روز از زندگیاش همزمان با عملیات «نصر ۴» در خرداد و ابتدای تیر ۱۳۶۶، روایت کنم. این عملیات بسیار جذاب است و اتفاقی مهم در زندگی حسین املاکی میافتد و این دوره، قله و نقطه اوج زندگی حرفهای و رزمندگی او بهشمار میآید که به لحاظ دراماتیک، ظرفیت بالایی برای ساخت فیلم داشت.
پس از مشخص شدن بازه زمانی روایت، نگارش اولیه با همکاری یک نویسنده آغاز شد و در ادامه چندین مرتبه بازنویسی انجام گرفت تا به ساختار مورد نظر برسیم. با این حال، در جریان فیلمبرداری نیز لحظاتی پیش میآمد که احساس میکردم لازم است برخی بخشها دوباره بازنویسی شود و اغلب شب پیش از ضبط سکانسها، متن را شخصاً بازنویسی میکردم تا حس و واقعیت موقعیت بهتر منتقل شود، چراکه برای من اینگونه بود که حسین املاکی برایم زنده است و به واسطه آرمان درویش که نقش این شهید را بازی میکرد، به من جهت و مسیر میداد. بازی آرمان درویش در نقش شهید املاکی تأثیر چشمگیری بر روند کار گذاشت و سبب شد فضای فیلم طبیعیتر و زندهتر شکل بگیرد. آرمان درویش چنان در نقش املاکی غرق شده بود که گاهی خودش جهت و مسیر تازهای به صحنهها میداد. همین سبب شد فیلمنامه به صورت پویا در طول تولید رشد کند. درست است که این روش کار را سختتر میکرد، اما چالشی جذاب و خلاقانه برای من بود.

* چه مضامین یا پیامهای کلیدی را در این فیلم دنبال کردهاید و دوست دارید مخاطبان با چه دغدغههایی سالن سینما را ترک کنند؟
بزرگترین هدف من در درجه اول این است که آدم تاثیرگذاری را در تاریخ مملکت معرفی کنم و مخاطب بعد از دیدن فیلم، حسین املاکی را فقط به عنوان اسمی روی تابلو خیابان یا اتوبان نشناسد و به شناختی از این شخصیت رسیده باشد. میخواستم بداند او چه انسان بزرگی بود، در چه دورهای زندگی کرده و چه کار بزرگی کرده و چگونه با دلیرانهترین شکل ممکن به شهادت رسیده است. برای من مهم بود که این شناخت در ذهن تماشاگر باقی بماند.
دغدغه یا هدف دوم من، معرفی تاریخ معاصر است؛ اینکه جنگ هشتساله ایران، یکی از عجیبترین مقاطع تاریخی این سرزمین بود که همه قدرتهای جهانی و منطقهای در مقابل ما صف بسته بودند اما ایران با تکیه بر ایمان و ایستادگی جوانانش مقاومت کرد. این حرفها ممکن است تکراری باشد اما ما امروز هم با تهدید قدرتهای بزرگ مواجهیم و وقتی از این زاویه به جنگ تحمیلی نگاه کنیم، اهمیت آن دوران برای نسل جدید معنا پیدا میکند و برایم مهم است که جوانان وجوه دیگری از جنگ را ببینند.
در «جانشین» نمیخواستم اغراق کنم یا تصویر قهرمانانه غیرواقعی بسازم. هدفم این بود که با استناد به گفتهها و روایتهای همرزمان شهید املاکی و اسناد موجود، بخشی از حقیقت را برای مخاطب روشن کنم. سینما در چنین جایگاهی میتواند به فهم بهتر تاریخ و هویت ملی کمک کند. امیدوارم تماشاگر هنگام خروج از سالن، با درکی تازه از بخشی از تاریخ معاصر کشورش روبهرو شود؛ درکی که نه از سر شعار، بلکه از دل واقعیت و تجربه انسانی سرچشمه گرفته است.
* بزرگترین چالشهایی که در طول پیشتولید، فیلمبرداری یا پس از آن با آنها روبهرو شدید، چه بودند و چگونه توانستید بر آنها غلبه کنید؟
من این مورد را بعد از ساخت «مجنون» نیز گفتم اما نمیدانم چقدر فایده دارد؛ تولید فیلمهای سینمایی با موضوع جنگی در سینمای ایران با چالشهای جدی و سختی بسیار روبهرو شده است. یکسری امکانات محدود و قدیمی برای ساخت این نوع فیلمها وجود دارد که بی کاربرد و کم کاربرد است. متاسفانه نهادی است که زورگویی میکند و مجبور میکند که برای دسترسی به امکانات محدود و ادوات جنگی قدیمی، باید از کانال آنها گذشت. من دلم میخواهد یک فیلم جنگی دیگر کار کنم که قصهای جذاب و مهم داشته باشد اما ترس این را دارم که آیا باید دوباره با همین ادوات کار کنم!
دسترسی به امکانات و تجهیزات نظامی بهروز برای خلق صحنههای واقعی نبردهای هشت سال دفاع مقدس بسیار مهم است و وقتی که این امکانات محدود باشد، عملاً ساخت فیلم غیرممکن است یا فرآیند تولید را با موانع سختی مواجه میکند. امکانات موجود چنان فرسوده است که ساخت صحنههای جنگی را به یک معضل تبدیل کرده است. برای پرداختن به واقعیت تاریخ عملیاتها و دوری از کلیشهسازی، ناگزیر به استفاده از امکانات ویژه نظامی هستیم اما این زیرساختها در دسترس نیست. این شرایط، پروسه تولید ما را پر از چالش میکند و نمیدانم آیا میتوان در آینده فیلم جنگی ساخت یا خیر؛ کار واقعاً بسیار سخت است.

جالب است از جانب دیگر دوستان، شایعاتی مبنی بر تخصیص بودجههای سنگین به فیلمهای جنگی وجود دارد اما شاید از بیرون اینطور به نظر برسد که بودجههای کلانی وجود دارد ولی اصلاً اینطور نیست. بودجه خاصی وجود ندارد و شاید اوضاع حتی محدودتر از گذشته باشد و شرایط خاصی برای تسهیل کار دیده نمیشود. تمرکز بر مسائل مربوط به اسناد و واقعیتهای جنگ، سینماگر را ناگزیر به نمایش عینی وقایع میکند و این امر بدون تجهیزات مناسب، تولید را به مسیری دشوار و غیرقابل پیشبینی میکشاند.
* کمی درباره نقش عوامل پشت صحنه و ترکیب بازیگران و تاثیر آنها بر شکلگیری جهان بصری و حسی فیلم صحبت کنید.
من این مطلب را میخواستم در نشست خبری فیلمم مطرح کنم اما حالا که شما پرسیدید اینجا میگویم. بخشی از سینما شامل عوامل و بازیگران در یک حرکت خاموش و نانوشته، متاسفانه حضور در فیلمهای جنگی را تحریم کردند! من در جریان ساخت 2 فیلمم این ماجرا را متوجه شدم.
من معتقدم شهید و کاراکترها، خودشان بازیگران شان را انتخاب میکنند، به این منظور که آن نقش، باید روزی و خواست آن بازیگر باشد. مهدی زینالدین در «مجنون» با روحیهای که سجاد بابایی دارد همخوان بود. در آرمان درویش این مساله به شدت زیاد بود و هر دوی این بازیگران خیلی زود به این نتیجه رسیدند و حرفهای با آن مواجه شدند اما در ادامه مسیر، این موضوع برایشان تغییر کرد؛ حسین املاکی برای آرمان درویش فقط نقش نبود، بلکه سبک زندگی بسیار مهمی بود که از خودش بسیار مهمتر شده است. بارها به من گفت که من، آرمان درویش نیستم و حسین املاکی هستم و این را با همه وجود میگفت.
متاسفانه، آدمهایی که ادعای زیادی دارند، وقتی وقتش میرسد، اهمیت چندانی به این مساله نمیدهند. بهانههای مختلف میآورند، همکاری نمیکنند یا خواستههای عجیب و غریبی در قبال حضور در این فیلمها دارند. انگار که این شهدا فقط برای قشر خاصی شهید شدهاند و نه برای همه مردم. برخی نیز به نظر میرسد صرفاً از ترس از دست دادن نقشهای سطحی و کممحتوا در پلتفرمها و فیلمهای تجاری، حاضر به ایفای نقش در آثار ارزشمند دفاع مقدس نیستند. برخی برای گرفتن پاسپورت کشورهای خارجی قسم میخورند و حتی حاضرند در صورت بروز جنگ، علیه کشور خود بجنگند. از چنین افرادی، انتظاری جز این نمیرود که به ارزشهای ملی و دفاع مقدس بیتوجه باشند.
با وجود این گلایهها، از ترکیب عوامل و بازیگران فیلم «جانشین» راضی هستم و از آرمان درویش، شکیب شجره، امیر آقایی، امیرحسین هاشمی و سارا توکلی به عنوان بازیگرانی درجه یک تشکر میکنم که با وجود حرفهای بودن، درک عمیقتری از ارزشهای این پروژه داشتهاند. همکاری با این هنرمندان، فراتر از یک همکاری حرفهای، تجربهای عمیق و ارزشمند بود.

* با توجه به حال و هوای سینمای امروز، فیلم شما چه حرفی برای گفتن دارد و چه تفاوتی با دیگر آثار حاضر در جشنواره ایجاد میکند؟
همان طور که میدانید فیلمسازی کاری گروهی و جمعی است و تخصصهای مختلف به ویژه در فیلم جنگی باید وجود داشته باشد تا بشود به بهترین شکل مسیر را پیمود.
میخواهم اینجا ۵ عنوان تاثیرگذار را نام ببرم که در پروژه «مجنون» نیز با ۳ تن از آنها کار کردم؛ طراحی صحنه، مدیر فیلمبرداری، طراحی لباس، تدوین و جلوههای ویژه بصری در همه فیلمهای جنگی تاثیرگذار هستند، قطعاً بقیه بخشها نیز تاثیرگذارند اما این عناوین تاثیر بیشتری دارند. الان که با شما صحبت میکنم، میدانم که فیلم چقدر مدیون سعید براتی مدیر فیلمبرداری، حمید نجفی راد تدوین، بهزاد جعفری طراح صحنه، محمد برادران مدیر جلوه های ویژه بصری و نیاز حمیدی طراح لباس است که به شدت در خلق «جانشین» نقش داشتند. همان میزانی که شکیب شجره کاراکتری بی نظیر جلوی دوربین خلق میکند، این پنج نفر تاثیرگذار بودند.


















