«آرامبخش» و گذار چهلسالگی، روانشناسی تصمیمگیری در بستر فشار اجتماعی

ایرنا/ فیلم آرامبخش به کارگردانی سعید زمانیان، که در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور یافت، با تمرکز بر زندگی آرام با بازی الناز شاکردوست، زنی در آستانه چهلسالگی، تنها یک درام خانوادگی نیست؛ بلکه پژوهشی سینمایی در باب روانشناسی تصمیمگیری، بحران هویت و کنشگری زنانه در برابر ساختارهای سنتی است.
با استفاده از روش تحلیلی تممحور، محور اصلی فیلم را میتوان گذار چهلسالگی به مثابه نقطه بازتعریف هویت دانست. از منظر روانشناسی تحولی، چهلسالگی آغاز نیمه دوم زندگی است، دورانی که فرد با ارزیابی مجدد دستاوردها و معنای زندگی روبرو میشود. تصمیم آرام برای به سرپرستی گرفتن یک کودک، فارغ از ازدواج، نه یک عمل احساسی صرف، بلکه یک کنش هویتساز است. او با این اقدام، مستقلاً در پی پر کردن خلأ معنایی و عاطفی ناشی از گذشتهای آشفته، جدایی از والدین زیستی و بزرگشدن نزد عمو در حالتی از رکود اجتماعی است. این تصمیم، به خوبی در فیلمنامه و از طریق مقاومت او در برابر فشار خانواده برای بازگرداندن کودک، پیگیری میشود و تم اصلی استقلالطلبی و جستجوی معنای شخصی را تقویت میکند.
این فیلم سه صحنه کلیدی را برای تحلیل علمی برجسته میکند. صحنه اول (تصمیم)، لحظهای است که آرام، کودک را به خانه میآورد. این صحنه را میتوان با نظریه پردازش اطلاعات اجتماعی تحلیل کرد. تصمیمگیری تحت فشار اجتماعی شدید (خانواده مخالف) و در غیاب حمایت شبکه سنتی (همسر)، نشاندهنده فعالشدن سبک تصمیمگیری مقاومتی است که در آن فرد، هنجارهای بیرونی را آگاهانه نادیده میگیرد تا به یک هدف هویتی والاتر برسد. صحنه دوم (طلاق از ایمان)، که از نظر فرمی تصنعی میباشد از نگاه روانشناسی روابط بینفردی، اگرچه ممکن است در اجرا با ضعف روبرو باشد، اما از نظر مفهومی بیانگر یک انتخاب حسابشده است. آرام درمییابد که ازدواج مصلحتی، خود میتواند به نوعی دیگر از اسارت تبدیل شود. این طلاق سریع، نشاندهنده اولویت بخشیدن به مادری خودخواسته بر همسری تحمیلی است، حتی اگر به قیمت از دست دادن یک حامی عاطفی (ایمان) تمام شود. صحنه سوم (پایان رؤیایی) که در آن آرام وارد خانهای در حال سوختن میشود و خانوادهای شاد را دور یک میز میبیند، نیازمند تحلیلی نمادین و روانکاوانه است. این صحنه رؤیایی، آرزوی تحقق نیافته یکپارچگی خانواده را نشان میدهد. خانه در حال سوختن میتواند نماد فروپاشی ساختار سنتی خانواده باشد، اما خندههای داخل آن، حاکی از امیدواری به شکلگیری مفهومی جدید و شاد از خانواده در میان خاکسترهای همان ساختار قدیمی است. این پایان باز اما نمادین، به خوبی با تم جستجوی هویت مستقل همخوانی دارد.
از منظر جامعهشناسی جنسیت، فیلم به طور ضمنی به نقد گفتمان مادری اجباری میپردازد. جامعه از یک سو از زن چهلساله مجرد انتظار نقش سنتی دارد و از سوی دیگر، وقتی او خارج از چارچوب ازدواج، ولو با یک ازدواج صوری، درصدد ایفای نقش مادری برمیآید با مقاومت روبرو میشود. فیلم نشان میدهد که چگونه نهادهای اجتماعی (خانواده، بهزیستی) در تلاش برای کنترل بدن و انتخاب زنان هستند. نقشآفرینی الناز شاکردوست در انتقال این تنش درونی و بیرونی، قابل قبول است.
در مجموع، آرامبخش با وجود برخی ضعفهای اجرایی در بخش پرداخت رابطه عاطفی فرعی، فیلمی است که با تکیه بر ساختار تممحور قوی و صحنههای کلیدی معناساز، پرسشهایی علمی و بهرو درباره روانشناسی میانسالی، جامعهشناسی خانواده و هویت مستقل زنانه مطرح میکند. این اثر، بیش از آنکه یک برش از زندگی روزمره باشد، یک مطالعه موردی سینمایی درباره مقاومت در برابر جبر زیستاجتماعی و جسارت بازتعریف خود در آستانه نیمه زندگی است.


















