نگاهی به فیلم «کلاه سیاه» ساخته «مایکل مان»

منبع
فردا
بروزرسانی
نگاهی به فیلم «کلاه سیاه» ساخته «مایکل مان»
فردا/ هر چه چه قدر تکنولوژي جلوتر مي رود مخاطرات استفاده از آن هم بيشتر مي شود. اينکه چگونه خرابکاري در گوشه اي از دنيا اعمال مجرمانه خود را در کشور ديگري فقط با فشار دادن چند دکمه دنبال مي کند اين روزها ملموس و صدالبته ترسناک است. «مايکل مان» همين امر را دست مايه ساخت آخرين فيلم خود قرار مي دهد. «BlackHat» يا «کلاه سياه» به هکرهايي اشاره دارد که به سيستم مقصد نفوذ مي کنند و ويروس و خرابکاري هاي متعددي را موجب مي شوند. فيلم داستان هکري در بند به نام «نيکلاس هاتاوي» است که در ازاي همکاري با تيمهاي پليس جرائم سايبري چين و آمريکا، براي دستگيري هکري که سابق بر اين موجبات انفجاري اتمي در چين و همچنين بالا رفتن حبابي سهامي در بورس هنگ کنگ را فراهم کرده، پيشنهاد آزادي دريافت مي کند. «چن داواي» همکلاس سابق هاتاوي و از افسران سايبري چين و خواهرش «لين» در اين ماموريت هاتاوي را همراهي مي کنند. و بد نيست بدانيد که طرح فيلم به اعتراف سازندگانش بر اساس ويروس «استاکس نت» نوشته شده است. کرم کامپيوتري اي که در سال 2010 براي حمله به تاسيسات اتمي ايران به کار گرفته شد. نيمه ابتدايي فيلم بخصوص با نمايش آدمهايي که پشت کامپيوتر نشسته اند و نحوه ورود ويروس ها در دنياي صفر و يک به سيستم ها و معرفي شخصيتها به کندي مي گذرد. اما در نيمه دوم مان از سلاح هاي نيمه اتوماتيک و تيراندازي، قايق هاي تندرو، انفجار و جلوه هاي بصري شهرهايي در چين، آمريکا و مالزي براي بيان تريلر سايبري-جنايي خود به خوبي استفاده کرده است. خصوصا اينکه دوربين متحرک «استوارت درايبورگ» درگيري مخاطب را با آن چه به روي پرده مي بيند بيشتر مي کند. بعلاوه اين که اين اولين فيلم مان بعد از «مخمصه(1995)» است که در آن کارگردان از لنزهاي آنا مورفيک استفاده مي کند. اينکه همسورث بازيگر عضلاني و پتک به دست فيلم ثور جاي يک هکر باهوش ديده شود احتمالا مخاطب را در نگاه اول پس مي زند. اما با جلو رفتن فيلم و کمک گرفتن از رابطه عاشقانه او با شخصيت زن اول فيلم، که به شخصيت پردازيش کمک مي کند، کمي باورپذير مي شود ولي آن طور که بايد و شايد جا نمي‌افتد و ترجيح اين است که او را همچنان در نقش ثور ببينيم تا چنين نقشهايي. و اين بيشتر به جاي اينکه به توانايي اين بازيگر اشاره داشته باشد انتخاب نامناسب مان را براي اين منظور هدف قرار مي دهد. هر چقدر همسورث در اين فيلم پس زننده ظاهر شده «وي تانگ» و «لي هوم وانگ» در اولين فيلم هاليوودي خود اجراي قابل قبولي داشته اند. درباره ضد قهرمان فيلم هم بايد گفت که بيشتر آثار خرابکارانه او را مي بينم تا خودش را و حضور او در دقايق پاياني فيلم نمي تواند عدم شخصيت پردازي او را توجيه کند. و لزوما کنش هاي او که واکنش قهرمانان فيلم را در بر دارد مترادف با شخصيت پردازي درباره اش نيست. شايد بسياري به فيلم ايراد بگيرند که BlackHat فيلمي نباشد که بتوان آن را دوست داشت. شايد کريس همسورث‌ش به عنوان قهرمان فيلم، که بايد همدلي تماشاگر را برانگيزد، زيادي زمخت و نچسب باشد و شايد انتظارها را برآورده نکرده باشد اما ظاهرا تاکنون اين بهترين فيلمي است که درباره جرائم سايبري ساخته شده و خب فيلمي است به کارگرداني مايکل مان که بايد ديد.