حافظ ديوان/ منم که گوشه ميخانه خانقاه من است
دعاي پير مغان ورد صبحگاه من است
گرم ترانه چنگ صبوح نيست چه باک
نواي من به سحر آه عذرخواه من است
ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله
گداي خاک در دوست پادشاه من است
غرض ز مسجد و ميخانهام وصال شماست
جز اين خيال ندارم خدا گواه من است
مگر به تيغ اجل خيمه برکنم ور ني
رميدن از در دولت نه رسم و راه من است
از آن زمان که بر اين آستان نهادم روي
فراز مسند خورشيد تکيه گاه من است
گناه اگر چه نبود اختيار ما حافظ
تو در طريق ادب باش گو گناه من است
نتيجه تفال :
1- بهترين راهي که انتخاب کرده اي همين است اما بايد با فکر و انديشه عمل کني و دعا و ذکر را از ياد نبريد به همين جهت اين پنج شنبه به يکي از مشاهد متبرکه برويد و دعا کنيد ضمنا سوره مبارکه ازخرف از آيه 60 تا اخر را با حضور قلب و معني بخوانيد که حتماً گشايش حاصل مي شود
2- خواجه در بيت پنجم و ششم به ترتيب مي فرمايد : از آن زمان که به آستان جانان روي نهاده ام مقام و تکيه گاه من از فلک و خورشيد هم بالاتر شده است و به کمال اوج رسيده ام ( 6 جز آنکه خنجر مرگ خيمه هستي مرا پاره کند و از جاي برکند و گرنه روي بتافتن و گريختن از آستان نيک بختي که همان درگاه محبوب است امکان پذير نيست )
3- جنابعالي شخصي مهربان صميمي از خود گذشته صادق فعال قدري گوشه گير زود رنج پرخور تفريح پذير آداب دان و وسواسي هستيد که از کار و عمل ديگران زود ناراحت مي شويد
4- اخيراً دچار مشکلي شده ايد که برطرف شدن آن نياز به زمان دارد بايد صبر و حوصله را سپر خود سازيد و از خود خوري و انديشه فرسايي جدا خود داري کنيد
5- به زودي شاهد موفقيت و پيروزي شما خواهيم بود به شرط آنکه دقت سرعت و تلاش را افزايش دهيد
6- دراين هفته با کسي ملاقات خواهي کرد که بسيار سودمند است ولي از شخصي کوتاه قد چهار شانه سفيد روي با موي مايل به قهوه اي جدا دوري کنيد که حسود زندگي شما است
7- از زندگي نسبتا ًخوبي برخورداري چيزي کم نداري همه شما را دوست دارند و درآسايش شما مي کوشند حيف است که آنها را نارحت کني
8- سه فرزند خواهي داشت که دومي شما را اذيت خواهد کرد و به خارج خواهد رفت و شما در فراق او خواهيد بود مسافرت را توصيه مي کنم خريد و فرو ش هردو خوبست مسافر خبري نمي دهد و نمي آيد اين کار با حوصله انجام ميگيرد .
9- خريد يکه درنظر داريد انجام مي گيرد پدر يا همسرتان درمعامله اي ضرر مي کند و برادرتان دچار ناراحتي مي شود و خواهرتان خوشبخت مي گردد انديشه اي که از ديروز در ذهن داريد خوب است
شرح غزل :
معاني لغات غزل (۵۳)
خانقاه: محل تجمع صوفيان، محل خوردن، جايي که خان طعام براي صوفيان ميگسترانند، جايي که خان طعام ميگسترانند.
دعا: نيايش، خواستن از خدا.
پير مغان: پير متصدي آتش در آتشکده، پير ميفروش مغها و مجوسيها.
ورد: ذکر دائم، دعاي زيرلب.
ترانه: سرود.
ترانه چنگ: سرودي که با نغمه چنگ خوانده شود.
صبوح: صبحگاه.
ترانه چنگ صبوح: نغمه چنگي که سحرگاهان به هنگام کشيدن صبوحي و شرب بامدادي مينوازند.
نوا: پرده موسيقي، مقام، لحن، ناله انسان و مرغان، وسايل زندگي.
فارغ: بينياز.
بحمدالله: شکرخداي را، خوشبختانه.
گدا: در اصطلاح عرفا به مستحق تجليات و فيوضات الهي در درگاه باري تعالي گفته ميشود.
خيمه برکنم: خيمه رابرچينم و جع کنم، کنايه از رخت بربستن از دنيا.
فراز: بالا.
فراز مسند خورشيد: بالاتر از آسمان چهارم که جايگاه خورشيد است.
معاني ابيات غزل (۵۳)
(۱) من آن کسي هستم که به جاي خانقاه، گوشه ميخانه را برگزيده و هر بامداد، پير ميفروش را دعا و دعايي که پير ميفروش ميخواند زيرلب زمزمه ميکنم.
(۲) اگر بادهنوشي بامدادي مرا ساز چنگي همراهي نميکند باکي نيست. آه و ناله و استغفار من کار نواي چنگ صبحگاهان را ميکند.
(۳) سپاس خداي را که از شاه و گدا بينيازم. نيازمند و گداي در دوست (حق تعالي) براي من حکم پادشاه را دارد.
(۴) منظور و مقصود من از عبادت در مسجد يا مستي و بيهوشي در ميخانه رسيدن به وصال شماست. خدا شاهد است که جز اين خيال و انديشهيي ندارم.
(۵) مگر اينکه با کارد اجل، بندهاي خيمه وجودم را بريده و آن را ازجاي برکنم وگرنه دوري جستن از درگاه و دولت سراي دوست راه و روش من نيست.
(۶) از روزي که روي نياز بر اين آستانه نهاده و به سوي اين درآمدم، در دنياي بالا و برتر از جايگاه خورشيد سر ميکنم.
(۷) حافظ! ما هرچند در ارتکاب گناه از خود اختياري نداشتيم با اين همه شرط ادب اقتضاي آن دارد که به گناه خود اقرار کرده و پوزش بطلبي.
شرح ابيات غزل (۵۳)
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد