«خائن کُشی» در حال و هوای آشنای سینمای کیمیایی

آخرین خبر/ دو قسمت از مینی سریال «خائن کشی» به تهیهکنندگی مجید اوجی و کارگردانی مسعود کیمیایی پخش شده. مینی سریالی که از اساس قرار بوده یک فیلم سینمایی باشد. حضور چهرههایی مثل مهران مدیری، امیر آقایی، رضا یزدانی، سارا بهرامی، سام درخشانی، پانتهآ بهرام و عضو آثار کیمیایی یعنی پولاد ناخواسته توجه زیادی را به این اثر جلب میکند. «خائن کشی» در اواخر دهه 20 شمسی میگذرد، زمانیکه مصدق تصمیم گرفت اوراق قرضه ملی بفروشد تا کسری بودجه را جبران کند و ملی شدن نفت لطمه نبیند. چند جوان آرمانخواه و مبارز تصمیم میگیرند سرقتی مسلحانه به بانک ملی داشته باشند تا پولی را برای کمک به دولت مصدق و خرید اوراق قرضه خارج کنند. در حقیقت نوعی دزدی اما نه برای خودشان. در این بین درگیری شکل میگیرد. یکی از اعضای گروه دستگیر میشود. حجم زیادی از پولها ناپدید میشود و ...

ایده اصلی داستان با اینکه حال و هوای تاریخیاش لنگ میزند جذاب بهنظر میرسد. اما مشکل اینجاست که اثری پرشخصیت و در این مختصات، به سینمای کیمیایی که مبتنی بر دیالوگهای پیچیده و شخصیتهای خاص است نمیخورد. در بیشتر فیلمهای او با دو سه رفیق طرفیم که پای رفاقت میمانند، داستانها پیچ و خم زیادی ندارند، همان جنس دیالوگنویسی هم به همان شخصیتهای محدود میخورد یا اگر نخورد توی چشم مخاطب نیست. اما حالا با اثری مواجهیم که مبارزان و رابینهودهایش عجیب صحبت میکنند. موقعیتهایش عجیب است. بازیها بهخصوص پولاد کیمیایی و سارا بهرامی کمی عجیب و در دقایقی مضحک از کار درآمده. البته یک طراحی صحنه چشمنواز داریم که از بیشتر آثار کیمیایی در جزئیات چند گام جلوتر است؛ حتی اگر خیلی نگاه تاریخی نداشته باشد و حال و هوایش شبیه دنیای فیلمهای مافیایی و آلکاپون شده باشد. در نهایت مینی سریال که بهخاطر تبدیل نشدن به فیلم در ضرباهنگ و تدوین هم لطمه دیده و حال و هوایش آدمهایش میتواند کماکان برای مخاطبان خاص سینمای کیمیایی که دنبال شخصیت خاکستری نیستند و قهرمانها را دوست دارند جذاب باشد؛ اما قطعاً مخاطب معمولی را پس میزند و همراه نمیکند. حتی اگر نیم دوجین بازیگر مطرح داشته باشد. راستی تیتراژ اثر هم یک ایده جالب دارد که اگر خوره سینما باشید از دیدنش لذت میبرید.


















