فارس/ تورم بر همه چیز اثر گذاشته و شاید بیش از هر چیز بر بازار موادغذایی و سفره مردم. این واقعیتی انکارناپذیر است اما واقعیت دیگری را هم نمی توان نادیده گرفت؛ به رغم رشد نرخ تورم در کشور طی سال های گذشته، ما اما همچنان از کشورهایی با آمار ضایعات غذایی بالا هستیم. بخش قابل توجهی از این ضایعات به اشتباهات در چرخه و شیوه کشاورزی، سودجویی دلالان و مصرف گرایی ناخوشایند و مسرفانه طبقه محدوی از جامعه بر می گردد اما به هر حال اگر با خود صادق باشیم بخشی از آن هم در خانه های ما تولید می شود.

اگر از تورم و مشکلات اقتصادی دلخوریم و می خواهیم این مطلب را نخوانده به باد انتقاد بگیریم که در اوضاع هشتِ گروی نه بودن مردم این گزارش وقت نشناسی است فقط یک پیشنهاد ساده داریم؛ صادقانه به این فکر کنیم آخرین باری که ماده غذایی را دورانداختیم کی و چه بود و چرا؟ سیبی نیم خورده چون به اندازه کافی سفت و آبدار نبود/تکه ای ته دیگ چون سفت شده یا سوخته بود/ترشی  پارسالی چون در ظرف پلاستیکی مانده بود و لزج و بدمزه شده بود/تکه نان سنگک بیاتی که یادمان رفته بودفریزش کنیم و... این گزارش تحقیقی می خواهد بگوید، دورریزهای غذایی به اندازه درآمد نفتی کشور مهم است وبیش و پیش از همه مسئولان و سپس مردم می توانند در مدیریت آن نقش موثر داشته باشند. این گزارش را در بخش هایی مختلف از هم می خوانید.

سهم غذای 15 میلیون نفر

کشور ما با داشتن یک درصد از جمعیت جهان، ۲ممیز هفت دهم درصد از دورریز موادغذایی کره خاکی به خود اختصاص داده است. به طور کلی با رصد وضعیت دورریز فرآورده های غذایی در کشور می توان این طور ماجرا را قریب به ذهن کرد که گویی دو میلیون نفر طوری مسرفانه مصرف می کنند که تنها از محل دورریز آن ها می توان غذای روزانه صد میلیون نفر را تامین کرد، همین مثال کافی است تا مشخص کند اسراف موادغذایی علاوه بر سایر زیان هایی که دارد تا چه حد می تواند «عدالت غذایی» را کمرنگ یا مخدوش کند. عده ای فقط سیر نمی خوابند بلکه غذایی را به راحتی دور می ریزند که می تواند گرسنه ای را از بی خوابی یا حتی مرگ نجات دهد.

با این حال این حق الناس اجتماعی فقط شامل حال مسرفان جهان و جوامع نیست، هرکدام از ما با خرید به اندازه و صحیح، نگه داری و شیوه طبخ درست و مدیریت مصرف موادغذایی می توانیم به شدت موثر باشیم. «اقتصاد آنلاین» خرداد سال ۱۳۹۹ مطلبی منتشر کرد با این آمار و محتوا که ایران ۳۵میلیون تن دورریز موادغذایی در سال دارد که چیزی حدود ۲برابر میانگین جهانی دورریز سالانه موادغذایی است. طبق این آمارها همچنین برآورد نظرات چند کارشناس اقتصاد می توان به اعداد حیرت آورتری رسید این عدد می تواند سالانه غذای بین ۱۵ تا ۱۸ میلیون نفر نیازمند به موادغذایی را به نحوی تامین کند.

پرتاب گوجه تا 870 میلیون گرسنه
آمارهای فائو؛ سازمان جهانی کشاورزی و خواربار جهانی حاکی از آن است که یک ممیز سه میلیارد تن موادغذایی 17 درصد غذای تولیدی در جهان با برآورد هزینه ای حدود ۷۵۰میلیارد دلار به دلایل مختلف که شاید بتوان  آن را به دو بخش اصلی دورریز پیش از رسیدن به دست مصرف کننده و پس از آن دسته بندی کرد، از چرخه مصرف حذف می شود. البته در آمارهای نه چندان رسمی تر و جدید این عدد به 2 ممیز 5میلیارد و چیزی حدود یک سوم غذای تولید شده در جهان رسیده است. اگر  این آمارها را بگذاریم کنار آمار دیگری که همین نهاد معرفی کرده؛ روزانه بین ۸۲۰ تا ۸۷۰میلیون نفر (حدود 900 میلیون نفر) در جهان به دلایل مختلف گرسنه می مانند. برای مثال جایی کسی گرسنه می ماند و جایی دیگر مردم در جشنواره سالانه « پرتاب گوجه فرنگی» ده ها هزار کیلو گوجه را به هم پرتاب و زیر پا له می کردند(این مراسم به دلیل شیوع کرونا  فعلا لغو شده است.) جایی دیگر کامیون داران حامل موادغذایی برای اعتصاب صنفی خود میلیون ها لیتر و تن شیر و سیب زمینی را در در دریا یا روی زمین می ریختند در حالیکه کسی برای زنده ماندن به خوردن همان ها نیاز داشت.

کاهش دورریز موادغذایی و کاهش قابل توجه پسماند آن امروزه نشانه توسعه یافتگی جوامع است. در جامعه توسعه یافته افراد در برابر آنچه تولید یا مصرف می کنند، آنچه هزینه اش را می پردازند مسئولانه و دقیق رفتار می کنند چون به خوبی می دانند آنچه با آن روبرویند از جمله منابع طبیعی و غیرطبیعی به هرحال محدود است. اگر ما به دنبال پیشرفت کشورمان هستیم بد نیست بدانیم یکی از قدم هایی که می توانیم برداریم و موثر باشد، همین است. اکنون مدیریت و بازیافت پسماندموادغذایی از صنایع پیشرو و درآمدساز کشورهای موفق در این حوزه است که سالانه نه تنها به صرفه جویی ارزی که به درآمد ارزی شان هم منجر شده است برای مثال کره جنوبی الگویی موفق در این زمینه بوده.

 حذف سومین کشور عامل گرم شدن زمین

اگر پسماند موادغذایی یک کشور بود بعد از چین و آمریکا می شد، سومین عامل تولید گازهای گلخانه ای در جهان. همان گازهایی که از نقش مخربشان بر لایه اوزون گرفته تا تخریب محیط زیست و گرمایش ناگهانی زمین، آب شدن کوه های یخی قطب ها، خودکشی دسته جمعی نهنگ ها، مرگ خرس های قطبی و پنگوئن ها بر اثر گرم شدن زمین و بهم ریختن چرخه طبیعت و فصل ها کدامیک از ما است که نخوانده یا نشنیده باشد؟ این روزها گفته می شود جنگل ها می سوزند، سیل براه می افتد، یخ های قطب ذوب می شود و... همه این ها به دنبال گرم شدن کره زمین است. پسماند موادغذایی چنان عامل تولید این گازهاست که با حذف آن به راحتی و به تعبیری می توان گفت یکی از سه تولیدکننده گاز گلخانه ای جهان را از رده خارج کرده ایم و می توان به خنک شدن زمین امیدوارتر بود.

بهره وری انرژی، بازیافت پسماندغذایی

بدنیست بدانیم، بازیافت موادغذایی ۲برابر سوزاندن زباله در دستگاه زباله سوز  زمینه صرفه جویی در انرژی را هم فراهم می کند. برای تولید انرژی که آن هم کالایی استراتژیک است هرروز مقادیر قابل توجهی هزینه و منابع طبیعی در کشورها مصرف می شود. امروز کشورهای پیشرو در ساماندهی پسماند غذایی به این نتیجه رسیده اند که دستگاه های مخصوص سوخت پسماندغذایی می تواند منبع ارزشمند تامین انرژی باشد. اثر گلخانه ای هر تن پسماند مقادیر قابل توجهی دی اکسید، متان، بخار آب و ... است. حالا با توجه به اینکه به طور میانگین ۵۰ تا ۶۹ درصد از پسماندها در جهان را پسماندهای غذایی یا به اصطلاح تَر تشکیل می دهند می توان متوجه شد که چه تخریب و گرمایشی در انتظار طبیعت است و اینکه ما چگونه ناخواسته می توانیم در سوختن جنگل ها، سیل و..‌. موثر باشیم آن هم با همان موادغذایی که در آشپزخانه دور می ریزیم یا در مزرعه از چرخه مصرف خارج می شوند. مدیریت پسماندغذایی صرفاً اقتصادی نیست؛ حیاتی است و مانع از گرمایش زمین می شود.

عربستان اسرافکارترین کشور جهان

برخی ممکن است بر این باور باشند که ما ایرانیان سهم کمی در پسماند غذایی داریم که باید اینجا و به استناد آمارها گفت این یک خوش لطفی و تعارف فرهنگی است که با خود داریم؛ و اقعیت و ماجرا اما بسیار متفاوت از این است. آمارها می گویند به دلیل شیوه سنتی و نه چندان درست کشاورزی و الگوی مصرف اشتباه ما متاسفانه اسراف و دورریز غذایی داریم. پسماندِ تر ایران از   ۱۰ کشور  اتحادیه اروپا  بیشتر است و تولید پسماند و اسراف غذایی این اتحادیه  ۹۰میلیون تن است شما این عدد را با آمار 35میلیون تن پسماندغذایی سالانه ایران مقایسه کنید، آمار قابل تأمل و نگران کننده ای است. این آمار در عربستان که اصلاً جالب نیست. هر شهروند عربستانی هرسال ۴۲۷کیلوگرم غذا دور می ریزد که بالاترین دورریز غذایی در جهان است! دورریز مواد غذایی فقط شامل غذا نیست. محصولات کشاورزی، صنعت غذایی و افزایش واسطه گری ها در فروش، تاخیر در رسیدن موادغذایی به دست مصرف کننده و برداشت زودتر یا دیرتر از موعد هم شامل حال این مورد می شوند.

نان، برنج، میوه و سبزی بالاترین دورریزها را دارند. این تفکیک کمک می کند تمرکز برای پیشگیری از ایجاد پسماند از مبدأ به نحوی بهتر شکل بگیرد. حدود یک هشتم از جمعیت جهان در حالی گرسنه هستند که دورریز موادغذایی همچنان در جهان ادامه دارد. همچنین ۹ میلیون ایرانی درآمدشان کفاف تغذیه مناسب نمی دهد در حالیکه مدیریت و نه! به دورریز موادغذایی می تواند به شیوه‌ای کریمانه شأن آنها را حفظ و نیازشان را رفع کند.

 نیمی از درآمد نفت را دور می ریزیم؟!

 طی آمارهایی گفته می شودگاهی حدود 25 تا 30 درصد محصولات کشاورزی کشور پیش از مصرف به دلایل مختلف از بین می رود، این یعنی چه؟ هزینه کارگر، برداشت از منابع طبیعی مانند آب و خاک و ناقص ماندن اعتدال و تناسب چرخه عرضه و تقاضا. حالا یک نکته مهمتر برای این روزها که مدام و هرجا صحبت از بحران و مشکلات تامین آب در کشور هست؛ برخی منابع ادعا می کنند و معتقدند آبِ پسماندهای موادغذایی کشاورزی به اندازه تمام آبی است که مردم و صنایع مصرف می کنند! با این تفاسیر آیا این مسئله جای بررسی، تحقیق ورود نخبگان و مسئولان را ندارد؟ نه به پسماند غذایی در کشاورزی یعنی اصلاح مصرف آب و الگوی کشت، داشت و برداشت، پیشگیری از آسیب و فرسایش خاک، تامین نیاز داخل در داخل، امکان صادرات بهتر و بیشتر، تقویت امنیت استراتژیک غذایی، محیط زیست سالم و... فائو می گوید: «زباله غذایی ایران ۵۰ تا ۶۰ درصد درآمد نفتی ارزش دارد.» این مدح قریب به ذم یعنی گویی با مدیریت نکردن چرخه تولید و مصرف موادغذایی ۶۰درصد درآمد نفتی را دور می ریزیم و آتش می زنیم آن هم در چنین شرایط اقتصادی! با این تلنگر و نگاه بهتر می توان به لازمه، باید و شایدهای پیشگیری و مدیریت پسماند موادغذایی در کشور از مبدأ تا مقصد پرداخت.

امروز برخی کشورها در بحران کرونا با درک همین موضوع با ساخت رآکتورهای تخمیر، هوشمندسازی بازیافت و تقطیر و تولید الکل موردنیاز برای تولید ضدعفونی کننده و گندزداها توانسته اند با مدیریت این پسماند، گامهای ارزشمندی بردارند و تهدید را به فرصت تبدیل کنند. جالب است بدانید نخبگان ایرانی در این زمینه پیشتاز بودند که ضرورت حمایت از آن ها وجود دارد.

ترقی عجیب سئول و 95 درصد بازیافت غذایی

کشورهای جهان اما برای مدیریت پسماند موادغذایی چه تدابیری داشته اند که ما هم بتوانیم از آن الگو بگیریم؟ در «ایتالیا» که پیش از این یکی از کشورهای مسرف در موادغذایی معروف بود طرحی با عنوان «کیسه خانواده» اجرا می شود با این مضمون که هر خانواده باید پسماند موادغذایی خود را جدا و مدیریت کند همچنین در رستوران ها اضافه خوراکی های خود را ببرند. در «آلمان» موادغذایی سالم و با تاریخ انقضا نزدیک باید به خیریه ها اهدا شود تا دورریز نشوند و نیاز این مراکز هم تامین شود. موفق ترین کشورها اما شاید «کره جنوبی» باشد که از ۲درصد آمار بازیافت پسماند غذایی به ۹۵درصد بازیافت موفق رسیده است. در واقع یک کشور پرپسماندغذایی طی سه دهه برنامه ریزی و فرهنگسازی با 93 درصد رشد بازیافت به کشور بازیافت کننده تبدیل شده است اما چگونه؟!  اول اینکه دورریز موادغذایی ممنوع شد. کیسه های تجدیدپذیر به خانواده ها اهدا و فروخته شد تا ماده غذایی اضافه آمده یا پسماند را جدا کنند. بعد آن را به دستگاه های مخصوص؛ سطل زباله هوشمند بازیافت تحویل دهند و ما به ازای آن پول یا اعتبار تشویقی دریافت کنند.

کره جنوبی ها معتقدند، هر شهروند باید «سرباز امنیت غذایی» کشورش در خانه باشد. با همین فرهنگ‌سازی، روحیه و عزم ملی برای مدیریت پسماندغذایی، دولت «سئول» توانسته مزارع شهری خود را ۶برابر کند. حالا آماری دیگر؛ هفتاد درصد آب جهان برای کشاورزی و تولیدغذا مصرف می شود، یک سوم این مواد در چرخه توزیع از بین می رود این ابداً هدررفتی ناچیز نیست.

آموزش و احساس مسئولیت شهروندی

یکی از مواردی که به اسراف موادغذایی دامن زده، الگوهای فرهنگی سرمایه سالارانه است. افراد قشر متوسط و ضعیف در این جوامع تحت تاثیر جوی که سرمایه داران غالب کرده اند، وقتی جایی حضور دارند خجالت می کشند باقیمانده یا دست خورده غذای خود را ببرند. خواستن یک ظرف برای بردن غذا، ریختن آن در ظرف یا کیسه همراهشان را به نحوی مایه شرم و خجالت زدگی خود می دانند. حس می کنند دیگران به چشم فردی «بی کلاس»، «محروم» و «فقیر» قضاوتشان خواهند کرد. در صورتی که در جوامع توسعه یافته چنان به افراد آموزش داده و القا می شود که : من سهم خودم را می برم/پولش را پرداخته ام و هیچ عاقلی پولش را دور نمی ریزد/ من یک دوستدار محیط زیستم و خوب می دانم دورریز موادغذایی یعنی دینامیت آماده انفجار برای طبیعت/عیب زمانی است که ناچار باشم برای همین غذای نیم خورده به دیگران التماس  گدایی کنم/من اخلاقاً در برابر این غذایی که می تواند گرسنه ای را سیر کند، مسئولم/همین محتویات بشقاب من می تواند مانع از زندان رفتن گرسنه ای باشد که برای سیر کردن شکمش می دزدد...

اهمیت سازگاری و تغییر پذیری

این روزها شاخص دانش و سواد اجتماعی در جهان تغییر کرده، پیش از این فرد باسواد فردی بود که بتواند بنویسد و بخواند. بعدها شد کسی که دانش و مهارتی داشته باشد به مرور سواد رسانه و فضای مجازی شاخص سواد و دانش شد و حالا رسیده ایم به تعریفی متفاوت و جالب. در این تعریف جدید باسواد کسی است که «قدرت تغییر» داشته باشد. حالا مدتی است رسانه های غربی  با همین رویکرد، با توجه به تغییرات اقلیمی و آب و هوایی همچنین اقتصاد آسیب دیده از کرونا یا حتی آسیب دیده پیش از آن با «مهارت تغییر در زندگی»  شهروندان خود را آماده زیستن برای شرایط جدید می کنند. رکن اصلی تغییر موفق، «سازگاری» است. فرد ناسازگار آماده تغییر مثبت نمی شود، در نتیجه فقط درجا نمی زند که عقب هم می ماند.

حالا این آموزش ها چه ارتباطی دارد به پسماند غذایی؟/ در این حوزه چطور انجام می شود/ آیا بسیار پیچیده است؟ اتفاقاً خیر! «غذا» و «موادغذایی» همیشه در طول تاریخ کالایی استراتژیک بوده است. چنانچه تاریخ بخوانیم، خواهیم دانست در فلان جنگ، بهمان لشکر به دلیل کمبود موادغذایی و آذوقه آسیب پذیر و با شکست مواجهه شد. امروزه در فضای مجازی صفحات مختلفی متولد شده اند که تعدادشان روبه افزایش است. این صفحات که معمولاً پیام خود را با دو عکس و متن کوتاه مقایسه ای نشان می دهند به فرد آموزش هایی می دهند صفحاتی با جملات ثابت «دیروز این طور بودم»/«امروز این طور هستم» این همان آغاز آموزش های سبک زندگی تغییر پذیری و تمرین تغییر است.

یک دانه برنج، غذای 20 هزار نفر!

خوشبختانه مشابه بومی این فرهنگسازی هم توسط علاقمندان و فعالان فضای مجازی کشور ایجاد شده است. برای مثال تصویری سیب خرد شده قهوه ای را نشان می دهد با این پیام که دیروزِ من و تصویری دیگر سیب خرد شده نگه داری شده در مقداری آب را تازه نشان می دهد که تا ۲۴ساعت سالم و تازه خواهد ماند و نوشته می شود امروزِ من... یکی دیگر از آموزش ها این است که قبلاً فرد طبق الگوی سبک زندگی پرمصرف کلی ریخت و پاش غذایی می کرد برای عکس گرفتن و انتشار آن. حالا صفحات مثبت و الگو صفحاتی هستند که عکس بشقاب های غذای کوچک با موادغذایی کم و تزیین مینیمال را نشان دهند و با کلیدواژه و هشتک هایی مانند #زیبایی_سادگی و مواردی از این دست... آن را منتشر می کنند.

در کشور ما اما این رویه از مدتی قبل آغاز و متاسفانه اما توجه لازم و تبلیغات رسانه ای کافی درباره آن انجام نشد. پویشی که می گفت هر ایرانی، نه! به دورریز یکدانه برنج. طبق این آمار با همین حرکت بسیار ساده و ممکن دست کم ۸تن معادل غذای ۲۰هزارنفر صرفه جویی می شد. این آمار را مقایسه کنیم با مقادیر برنجی که هر روز به دلایل مختلف از جمله پخت بد، مانده شدن غذا یا الگوهای نادرست کشاورزی و مصرف، هر روز دورریز می شود به ضریب قابل توجهی از آن ۲۰هزارنفر خواهیم رسید. این درباره آب، دیگر غلات، حبوبات، صیفی‌جات، میوه ها، خشکبار و به طور کلی موادغذایی هم صادق است.

یاکریم ها از کجا آمدند؟

در بسیاری از ادیان معادباور این جمله: پس در  آن روز از نعمت هایی که داشته اید می پرسند، جمله ای مشترک و از جملات اعتقادی و موثر بر سبک زندگی است. جمله ای که می خواهد بگوید در آنچه روزی ماست دیگران اعم از انسان یا مخلوقات سهمی دارند. اگر غذایی در بشقاب می ماند می تواند سهم کوچک میان وعده یا غذای یک وعده دیگر باشد. می توان غذای را پیش از دست‌خورده شدن به اندازه اشتها و نیاز تقسیم کرد در ظرفی دیگر گذاشت و با نیازمندی سهیم شد. دانه های برنج و حبوبات مانده در بشقاب، خرده ریزه نان و شیرینی حتماً پرنده ای گرسنه را در این هوای سرد سیر خواهد کرد. دورریزهای موادغذایی مهم هستند. غذای مازادی که برنامه ای برای مصرف آن نداریم و یکی، دو وعده در یخچال می ماند، مانده یا فاسد می شود همان ساعات اول می توانست در ظرفی یکبار مصرف و تمیز در معبری پر تردد گوشه ای قرار بگیرد که خوب می دانیم چشم و دستی نیازمند و شاید معتادی که چند وعده ای است غذا نخورده تا هرچه دارد بدهد، افیون بخرد آن را بردارد، لقمه ای بخورد و چون ببیند کسی برایش سهم گذاشته همین مهر او را برگرداند از این جاده  مرگ و تباهی.

قدیمی ها همیشه مشت گندمی که برای پرنده ها می پاشیدند می گفتند: «یا کریم و یا رزاق»  شاید همین شد که نام قمری ها در زبان ما شد یاکریم. صرفه جویان و بخشندگان خوب می دانند خوبی بذری است که گم نمی شود، روزی جایی سبز خواهد شد. گندمی، برنجی سیبی خواهد شد در بشقاب گرسنه ای...

 

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar