عکاس خونه/ ارسالی از Arshaya
روباه جلوی من ایستاد و گفت : چرا هنوز منتظری ؟ شاید اون تو رو فراموش کرده ،،، من گفتم ،،، اگه هزار سال دیگه به دنیا بیاد ، ،،، من منتظرشم و به خدا میگم : خداجونم بخاطر اشک هامون ،،، لطفا تناسخ دوباره ،،، روباه خندید و گفت : حرفات چقدر شبیه زندگی گومیو بود ،، من گفتم گومیو کیه ؟ ،، روباه گفت : آدمی که به عشقش نرسید و روباه شد و همچنان بعد هزار سال منتظر تولد معشوقشه ... "مخاطبان گرامی آخرین خبر؛ برای ارسال تصاویر؛ لطفا در صفحه عکاسخونه؛ آیکون دوربین در بالای صفحه را انتخاب نموده و تصویر خود را ارسال فرمایید."