کودکت/ به هر گونه ارتباط و مکالمه‌ که حالت تهاجمي و خشونت‌آميز داشته باشد، خشونت کلامي گفته مي‌شود. افراد ممکن است نسبت به اطرافيان خود از جمله همکاران، برادر يا خواهر و حتي فرزندان خود خشونت کلامي داشته باشند. رفتارهايي مثل توهين کردن، فرياد زدن، نق زدن، انتقاد کردن، تحقير کردن، تخريب کردن، فحاشي کردن و تهديد کردن جزو رفتارهاي خشونت‌آميز کلامي هستند.
بيشتر والدين مي‌دانند که هرگز نبايد به کتک زدن و تنبيه کردن کودک فکر کنند. تنبيه فيزيکي ممکن است باعث احساس بدبختي، ترس و آسيب رواني کودک شود. اما متاسفانه بيشتر والدين چنين ديدگاهي درباره خشونت کلامي ندارند، در حالي که خشونت کلامي هم ممکن است آثار مخرب زيادي روي کودک داشته باشد.
بعضي والدين اغلب خشونت کلامي را با گفتن اين جمله توجيه مي‌کنند که «اگر فرزند من رفتار، نگرش يا ادراک درست داشته باشد که من غر نمي‌زنم يا از او انتقاد نمي‌کنم». به اين ترتيب، آن‌ها علت اصلي رفتار نادرست خود را رفتار کودک مي‌دانند. البته با اين رفتار، نه تنها از نظر احساسي و رواني به فرزندان خود آسيب مي‌رسانند، بلکه رابطه والدـ‌فرزندي را هم تخريب مي‌کنند. علاوه بر اين، آسيب ناشي از خشونت کلامي در کودکي آثار بلندمدتي دارد، به گونه‌اي که زخم‌هاي خشونت کلامي در روان افراد بزرگسال به‌وضوح قابل مشاهده است.

آثار مخرب خشونت کلامي روي کودک
همانطور که گفته شد، آسيب‌هايي که خشونت کلامي در دوران کودکي بر فرد بر جا مي‌گذارد ممکن است پيامدهايي جدي در زندگي او داشته باشد. در ادامه اين مقاله کودکت، به آثار خشونت کلامي روي کودکان پرداخته خواهد شد.


تغيير در رشد مغز
محيطي که کودک در آن زندگي مي‌کند چگونگي رشد مغز او را تعيين مي‌کند. وقتي کودک در محيطي امن و غني رشد کند و مورد توجه باشد، ثبات هيجاني خواهد داشت و برعکس، اگر کودک در محيطي پرتنش، خشونت‌آميز و ناخوشايند رشد کند، همواره تحت فشار و استرس خواهد بود که همين امر روي رشد و پيشرفت مغز تاثير منفي خواهد گذاشت.
در تحقيقاتي که در سال ۲۰۱۱ انجام شد، تاييد مي‌شود که بدرفتاري کلامي با کودکان موجب کوچک‌تر شدن ساختار هيپوکمپ و کاهش چين‌خوردگي‌هاي سطح مغز مي‌شود. براساس اين مطالعه، استرس ناشي از خشونت کلامي در دوران کودکي ممکن است تعداد نورون‌ها را در هيپوکامپ (بخشي از مغز که با تنظيم عواطف و هيجانات مرتبط است) کاهش دهد. اين موضوع نشان مي‌دهد که آسيب‌هاي ناشي از خشونت کلامي باعث تغيير ساختار مغز کودک مي‌شود.



کاهش اعتماد به نفس
سرزنش کردن مکرر، فرياد زدن و تحقير کردن ممکن است اعتماد به نفس کودک را کاهش دهد. اگر دائما به کودک بگوييد که «در هيچ چيزي خوب نيست»، ممکن است باعث شود کودک کم‌کم به اين باور برسد که واقعا فردي شکست‌خورده و ناتوان است. اين امر باعث مي‌شود اعتماد به نفس خود را در برابر توانايي‌هايش از دست بدهد و در انجام کارهاي جديد ترديد کند. براي مثال، اگر به کودک دائما بگويد که خنگ و دست‌وپاچلفتي است، او کم‌کم  به اين باور مي‌رسد که اين موضوع درست است و در همه جنبه‌هاي زندگي ضعيف عمل مي‌کند. اما اگر والدين حتي زماني که کودک اشتباه مي‌کند از او حمايت کنند، عملکرد او با گذشت زمان بهبود خواهد يافت.

خود کم بيني
کودک در سال‌هاي اول زندگي به دنبال درک اين موضوع است که او چه کسي است و جايگاهش در اين جهان کجاست. به همين منظور، او مدام در حال کشف و آزمايش است، بنابراين، بسيار مهم است که او اجازه کشف کردن و امتحان کردن داشته باشد. اگر بزرگ‌ترها همواره به کودک اهانت و او را سرزش کنند، کودک به اين باور مي‌رسد که تنها دليلي که بزرگ‌تر‌ها با او بدرفتاري مي‌کنند اين است که به اندازه کافي خوب نيست. اين طرز فکر، به مرور زمان، باعث به وجود آمدن تفکر خودکم‌بيني و حقارت مي‌شود و کودک خود را در برابر همسالانش حقيرتر و کم‌ارزش‌تر تصور مي‌کند.


افزايش احتمال اعتياد به مواد مخدر
براساس مطالعاتي که در اين زمينه انجام شده‌اند، کودکاني که در خانواده پرتنش و آزارگر رشد مي‌کنند تمايل بيشتري به مصرف مواد مخدر و الکل پيدا مي‌کنند. کودکي که براي مدت طولاني مورد خشونت کلامي انتقادها و قضاوت‌هاي بزرگ‌ترها قرار مي‌گيرد، در بزرگسالي براي فرار از درد ناشي از اين خشونت يا پنهان کردن آن، ممکن است به سمت مصرف مواد مخدر کشيده شود.

افزايش احتمال افسردگي
 خشونت کلامي مکرر از جمله سرزش و انتقاد ممکن است باعث شدت يافتن خودانتقادي در کودک ‌شود. همين امر ممکن است باعث بروز نااميدي شود و او به اين باور برسد که دنيا ارزش زندگي کردن ندارد. در برخي موارد، اين احساس و طرز فکر به‌سرعت تبديل به افسردگي مي‌شود. در هر صورت، افسردگي در کودکان و نوجوانان به دليل عوامل مختلف در چند دهه گذشته به‌سرعت در حال افزايش است و خشونت کلامي هم ممکن است باعث تشديد اين مشکل شود.

تاثير منفي روي سلامت جسمي
آشکار است که خشونت کلامي روي سلامت روان کودکان تاثير منفي مي‌گذارد، اما بهتر است بدانيد خشونت کلامي روي سلامت جسمي کودکان هم اثر مخرب دارد. کودکي که مورد خشونت کلامي قرار مي‌گيرد ممکن است درباره سلامتي خود کوتاهي کند يا به خود آسيب بزند.
اين امر ممکن است به رفتارهاي نادرست زيادي از جمله توجه نکردن به بهداشت فردي، بريدن يا سوزاندن بدن، اختلالات خواب يا تغذيه در اثر استرس يا ترس منجر شود. اين عوامل ممکن است هم باعث عوارض جدي‌تر شوند و هم آسيب روحي کودک را تشديد کنند.

تمايل به رفتارهاي خشونت آميز
احتمال اينکه کودکي که مورد خشونت کلامي قرار گرفته است در آينده رفتارهاي خشونت‌آميز از خود نشان دهد بيشتر مي‌شود. به اين دليل که اين رفتارهاي خشونت‌آميز در کودک دروني‌سازي مي‌شود و ممکن است بعدا آن‌ها را تقليد کند. در نتيجه، او احتمالا نسبت به فرزندان خود از خشونت کلامي استفاده خواهد کرد. اين چرخه معيوب همينطور ادامه پيدا خواهد کرد و به نسل‌هاي بعدي منتقل خواهد شد.
در پايان، بايد به اين موضوع دقت داشته باشيد، فکر نکنيد کلمات نمي‌توانند به کودکان آسيب بزنند. برعکس، خشونت کلامي مي‌تواند بسيار تاثيرگذار باشد و آثار رواني و جسمي طولاني‌مدت و پايداري روي کودک داشته باشد. بنابراين، بايد به رفتار خود در برابر کودکان به طور ويژه‌اي توجه کنيد، رفتار مناسبي داشته باشيد و تصميم‌هاي آگاهانه‌اي بگيريد. رفتار شما در برابر کودک در واقع بهترين ابزار براي آموزش رفتار صحيح به اوست.
 

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar