فارس/ شروع هر زندگي مشترک با اميدها و آروزهاي بسياري همراه است. هيچکس در ابتداي زندگي خود را بنا بر از دست دادن همسر و يا جدا شدن از او نمي‌گذارد. اما گاهي شرايط طوري پيش مي‌رود زندگي مشترک ديگر قابل ادامه دادن نيست. در اين شرايط که گاهي شامل فوت همسر هم مي‌شود، بازگشت به زندگي عادي گذشته و بعد از آن شروع يک زندگي مشترک ديگر به چالشي بزرگ در زندگي فرد تبديل مي‌شود. به خصوص اگر فرزندي هم در زندگي فرد حضور داشته باشد، ابعاد ماجرا پيچيده تر خواهد شد و به همين ترتيب تصميم‌گيري براي شروع زندگي مشترک جديد هم سخت‌تر خواهد شد.

در جامعه ما پيرامون ازدواج دوم به خصوص وقتي طلاق صورت گرفته باشد و از ازدواج قبلي فرزندي وجود داشته باشد، دچار تابوهاي ناصحيح زيادي است. براي داشتن يک زندگي مشترک جديد و موفق بايد نحوه مواجهه با اين تابوها و کليشه‌هاي غلط را بدانيم. همچنين بايد بدانيم که در چه مرحله‌اي از جدايي يا فوت همسر و با پشت سر گذاشتن چه احساسات و تجاربي در خود آمادگي شروع يک زندگي مشترک جديد را داريم.

در اين گفت‌وگو مهدي ناجي عظيمي؛ زوج درمانگر، مشاور و مدرس دانشگاه از نحوه مواجهه افراد با تابوهاي ازدواج مجدد و مسائل و مشکلات موجود در اين زمينه گفته است.

 

فارس: اينکه گفته مي‌شود اقدام براي ازدواج مجدد بايد آگاهانه و منطقي باشد، به چه مواردي اشاره دارد؟

يکي از باورهاي غلطي که وجود دارد اين است که وقتي زن و مرد از هم جدا مي شوند و يا حتي قبل از اينکه جدا شوند براي فرار از مشکلات خود دست به يک رابطه دوم و حتي سوم مي زنند. افراد در رابطه اصلي شان احساس ناامني و بي اعتمادي مي کنند و وارد يک فرايند ارتباطي ديگر مي شوند و اين باعث مي شود که آنها فکر مي کنند در رابطه بعدي احساس بهتري دارند. اين به دليل هيجان هاي منفي موجود در رابطه اول است و افراد معمولا براي فرار از مشکلات خودشون وارد چنين ارتباطي مي شوند

اقدام براي ازدواج مجدد بايستي آگاهانه و منطقي باشد. يعني اينکه اول فرد بايد خودش و نيازهايش را بشناسند و حتي مشکلاتي که منجر به شکست ازدواج اول شد را بشناسند تا در رابطه بعدي چنين مشکلي به وجود نيايد.

برخي ديدگاه غلطي دارند و فکر مي‌کنند براي فرار از تنهايي و فشارهاي خانوادگي و اجتماعي و حتي رفع نيازهاي مالي بايد بلافاصله ازدواج کنند. شايد هم به خاطر لج طرف مقابل يا براي نشان دادن توانايي ارتباط‌ گيري مجدد به سرعت اقدام به ازدواج کنند.

يکي ديگر از باورهاي غلط اين است که براي فرار از شرايط خودشان دست به ازدواج مي زنند. به دليل اينکه شرايط نامناسبي دارند و مثلا سن شان در حال بالا رفتن است و فکر مي‌کنند اگر ازدواج نکنند دير مي‌شود. اغلب اين افراد به لحاظ احساسي و تجارب کم جواني و هيجاني نمي‌توانند دست به يک انتخاب درست بزنند و به همين جهت دست به يک ازدواج مي زنند. شايد هم درگير عواطف و احساسات ناشي از ازدواج قبلي هستند و ممکن است عصبي و خشمگين يا حتي غمگين باشند و به همين جهت بدون توجه به معيارهاي مناسب نظير تناسب سني فرهنگي و اعتقادي ازدواج دوم را تجربه مي کنند. اينها در روابط خودشان دچار مشکلات متعددي خواهند شد.

يکي ديگر از موضوعاتي که جز رفتارهاي غيرمنطقي دسته بندي مي شود اين است که افراد دچار کمال‌طلبي مي شوند و مي گويند آنچه نتوانستم در ازدواج قبلي به دست آورم در ازدواج دوم به دست خواهم آورد. اين کمال طلبي منجر به بالابردن معيارهاي ازدواج براي خودشان و طرف مقابل خواهد شد. لذا تحمل کوچکترين نقد و اشکالي را در طرف مقابل ندارند. حتي ممکن است آنقدر سختگير شوند که حتي تحمل نقص از طرف خودشان هم نداشته باشند. اين کمال طلبي موجب کاهش انعطاف پذيري در روابط خواهد شد. در نتيجه اختلافات و تعارضات بيشتري را تجربه خواهند کرد. اگر افراد احساس مي کنند چنين موقعيتي دارند بايد حتما به مشاور يا روانشناس مراجعه کنند.

گاهي افراد همچنان در گذشته خودشان باقي مي مانند و هنوز با تجربه قبلي کنار نيامده‌اند. وقتي نتوانند تجربه قبلي را رها کنند يکسره در خشم يا عذاب وجدان خواهند بود. حتي ممکن است فرد جديد را با شريک قبلي زندگي مقايسه کنند. اين افراد باعث خيلي از آسيب هاي بعدي خواهند شد. وقتي با گذشته کنار نيامده باشيم ممکن است بسياري از احساسات خود را سرکوب کنيم و اين احساسات منفي و سرکوب شده تا سالها در زندگي جديد ما وجود داشته باشد و آسيب جدي به اين زندگي جديد وارد کند. در چنين مواقعي راهکار اين است که به خودمان فرصت بدهيم تا نسبت به گذشته خودمان فکر کنيم. سهم خود و طرف مقابل را مشخص کنيم. بايد به خودمان فرصت بخشيدن را بدهيم تا تلخي هاي گذشته به حال و آينده منتقل نشود. 

به عنوان يک روانشناس به افراد توصيه مي‌کنيم که صبور باشند و اجازه بدهند مدتي از طلاق و جدايي بگذرد سپس وارد رابطه جديد شوند. اين فرصت اجازه مي دهد تا بتوانند رابطه قبلي خودشان را تحليل کنند و براي ازدواج مجدد آماده شوند. بايد شوک روابط غلط گذشته پشت سر گذاشته شود يا غم از دست دادن همسر فوت شده فروکش کند. بعد از اينکه شکست عاطفي تبديل به يک تجربه و درس شد مي توانند براي ازدواج مجدد اقدام کنند.

فارس: اگر فرد از ازدواج قبلي خود داراي فرزند يا فرزنداني باشد، شرايط براي او چگونه خواهد بود؟

در مواردي فرد از ازدواج قبلي خود داراي فرزند است. اين فرزندان مي توانند فضاي رواني افراد را تحت تاثير قرار دهد و بايستي اين مساله را حل و فصل کرد. ممکن است بچه ها شرايط پذيرش فرد جديد را نداشته باشند و اين مساله نيازمند زمان است تا موضع‌گيري فرزندان برطرف شود. يا ممکن است فرزندان در کنار شريک گذشته شما زندگي کنند و خبر ازدواج شما با واکنش شريک قبلي روبرو شود. شما بايستي از قبل خودتان و شريک جديد زندگي تان را براي چنين شرايطي آماده کنيد. اگر فکر مي کنيد فرزندان وارد يک بحران شده و نمي تواند ازدواج جديد را بپذيرد شايد لازم است با يک مشاور يا زوج‌درمانگر صحبت کنيد.

فارس: کليشه غلطي در جامعه ما وجود دارد که مي‌گويد هرکس طلاق بگيرد حتما دچار عيب و نقصي بوده است. چگونه بايد در فرآيند انتخاب براي ازدواج مجدد با اين کليشه مواجهه بشويم؟

ممکن است افراد در ازدواج مجددشان دنبال نواقصي بگردند که در ازدواج قبلي از شريک زندگي شان مشاهده کردند و حساسيت بيشتري به اين موضوع نشان دهند. اين بدبيني و بزرگنمايي باعث مي شود تا با ساده ترين رفتارهاي شريک جديد زندگي شما دچار مشکل شويد و به هم بريزيد. مشکلات گذشته خود را به دقت واکاوي کنيد تا دچار بزرگنمايي و اغراق نشويد و مشکلات گذشته در زندگي جديد تکرار نشود. در چنين مواقعي ما بايد از خودمان يک سوال اساسي بپرسيم. اصلا هدف ما از ازدواج مجدد چه بود؟ اين سوال براي ما روشن مي کند چرا وارد رابطه جديد مي شويم و چطور مي خواهيم از مزاياي ازدواج مجدد بهره ببريم.

از باورهاي غلط ازدواج مجدد که به افراد اجتماع برمي‌گردد اين است که اگر فردي طلاق گرفته و حتي اين جدايي در سنين پايين بوده باشد، مردم به اين افراد انگ و برچسب مي زنند. نگاهشان به فرد جدا شده شبيه يک جنس دست دوم است و فکر مي‌کنند حتما يک فرد مشکلي داشته که منجر به طلاق شده است. در صورتي که اين نگاه اصلا صحيح نيست. ممکن است دو نفر نتوانند در کنار هم زندگي کنند اما هرکدامشان به لحاظ فردي شخصيتي نرمال داشته باشند، اما اين دو نفر نمي توانند در کنار هم يک تيم يا خانواده مناسب را تشکيل دهند. طلاق به معني بد و خوب بودن افراد نيست. اين يک باور غلط در جامعه است که بايد روي آن کار کنيم.

يکي ديگر از تابوهاي اجتماعي به ازدواج بدون وقفه برمي‌گردد که فرد را متهم به بي مهري و سنگدلي مي کنند. يا ممکن است افراد را به داشتن ارتباط و يا برنامه ريزي کنند و برچسب بزنند. وقتي بلافاصله ازدواج مي‌کنند فرد را متهم به تنوع طلبي ميکنند و مي‌گويند فرزند خودش را قرباني لذت هاي خودش کرده است.

 

يکي از مشکلاتي که در زوجيت دوم ممکن است رخ دهد اين است که ميزان هيجان ها و احساس‌هاي ارتباطي کمتر است. وقتي سن بالا باشد و در سنين بالا وارد رابطه جديد مي شوند هيجان ازدواج اول را ندارند. نبايد اجازه دهيم احساسات خود را سرکوب شود. ضمن اينکه همواره در ازدواج مجدد يک نوع بدبيني و ترديد وجود دارد و به دليل تجربه شکست عاطفي اعتماد ازدواج اول وجود ندارد. حتي ممکن است نسبت به طرف مقابل بدبين باشند و فکر کنند با همسر سابقش همچنان ارتباط دارد. وقتي پاي يک فرزند در ميان باشد اين ظن و نگراني تشديد مي شود. بايد در ازدواج دوم اعتماد را تقويت کرد تا در کنار هم به آرامش برسند.

فارس: در جامعه ما، شانس ازدواج مجدد براي خانم‌ها بيشتر است يا آقايان؟

شانس ازدواج مجدد براي خانم ها و آقايان بسيار متفاوت است و شرايط متعددي در ميزان شانس ازدواج مجدد دخيل است. معمولا شانس ازدواج مجدد آقايان بالاتر است. يا شانس ازدواج مجدد کسي که مسئوليت بچه ها را پذيرفته کمتر مي شود. اين هم يک موضوع فرهنگي است که بايد روي آن کار کنيم.

فارس: وقتي در شرايط ازدواج مجدد قرار گرفته ايم چقدر بايد از ازدواج اول اطلاعات در اختيار طرف مقابل بدهيم؟ يا وقتي خواستگاري ميکنيم چقدر بايد نسبت به زندگي گذشته طرف مقابل تحقيق کنيم؟

يکي از فاکتورهاي اعتماد ساز در زندگي دوم اين است که بتوانيم راحت و شفاف در مورد دلايل عدم موفقيت ازدواج قبلي صحبت کنيم. به خودمان و طرف مقابل اين اعتماد بنفس را مي دهد که بدانيم چرا ازدواج قبلي شکست خورده و چه بايد بکنيم تا در رابطه جديد چنين تجربه اي تکرار نشود. صادقانه ترين راه اين است که طرف مقابل را به عنوان الگوي اعتمادساز درنظر بگيريم و سوالات و ابهامات را از خودش بپرسيم و حرف هايش را بپذيريم. نيازي نيست وارد جزييات شويم و به گفته هاي او مهم است. اگر تناقضي مشاهده نکرديد نياز به کنکاش و پرس وجو از ديگران نيست. بايد متعادل رفتار کرد. يک جستجوي منطقي و متعادل لازم است.

 

فارس: تابوهاي ازدواج دوم براي يک زن چگونه است؟

خانم ها بايد اعتماد بنفس لازم را داشته باشند. آنها هم نياز به احساس و توجه دارند و بايد همه فاکتورها را مدنظر قرار داد. در کنار احترام به همسر سابق يا همسر فوت شده بايد بتوانند تعاملات خوب اجتماعي و رابطه عاطفي عميق را تجربه کنند

فارس: چه موقع مي‌توانيم مطمئن بشويم که از نظر احساسي و منطقي بعد از فوت يا طلاق از همسر، آمادگي شروع يک زندگي مشترک ديگر را داريم؟

حتما بايد چندماهي بگذرد و در اين بين بايد با مشاور و روانشناس صحبت شود. ضمن اينکه بهتر است در کارگاه هاي آموزشي مهارت هاي ارتباطي و همسري شرکت کند و به اين سوال پاسخ دهند که مي‌خواهند چه نيازي را  در ازدواج مجدد پاسخ دهند؟ اينها باعث مي شد فرد بتواند آماده رابطه جديد شود و با خودش کنار بيايد و حس هاي تلخ گذشته را کنار بگذارند. هرچقدر با خودشان صادقانه تر رفتار بکنند مي توانند بهتر وارد ازدواج جديد شوند.

 

فارس: در زندگي مشترک دوم جايگاه خانواده و دوستان همسر سابق در صورتي که رابطه مابين آنها خوب باشد، کجاست؟ په ملاحظاتي را بايد در اين رابطه رعايت کرد؟

يک نظريه اين است که فرد بايد متمدنانه با اين موضوع برخورد کند و مي‌توانند رابطه محترمانه ودوستانه‌اي داشته باشند، مخصوصا وقتي پاي يک فرزند درميان باشد، اين نوع نگاه پررنگ تر مي‌شود تا ارتباطات محترمانه برقرار باشد.

اما نظريه دوم اين است که ارتباطات گذشته مي‌تواند منشا بدبيني باشد. ممکن است سنگ بناي ازدواج دوم را سست کند و منجر به بدبيني در همسر شود. بنابراين من توصيه مي‌کنم وقتي يک رابطه تمام مي شود به شکل کامل رابطه را تمام کنيد و نصفه و نيمه نباشد. ممکن است احساس کنيد متمدنانه برخورد مي‌کنيد ولي تجربه نشان داده است، اين رفتار منجر به بدبيني و تنش در رابطه جديد شود و فشارهاي گذشته مانع از تجربه آرامش شود. اگر در موارد خاص بناست ارتباطي با همسر سابق شکل بگيرد بايد با هماهنگي کامل و نظارت همسر جديد باشد تا زندگي دوم دچار تخريب نشود.

نويسنده: نعيمه موحد

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar