برای دوست خودم اتفاق افتاده!

آخرین خبر/گاهی وسط بحث راجع به موضوعی مهم یکنفر میگوید: «برای یکی از دوستام دقیقا همین اتفاق افتاد!»
هرچند فرد گوینده دروغ نمیگوید اما اگر درصدد تعمیم تجربهای شخصی به یک کلیت بزرگ باشد پای دو مغالطه به بحث باز میشود:
۱. تعمیم نابجا از مثال شخصی
مثلاً: «یه نفر با این دارو حالش خوب نشد، پس این دارو خطرناک است.» در حالیکه علم به سراغ نمونههای بزرگ و دادههای جامع میرود، این مغالطه با قدرت روایت، واقعیت را دور میزند.
۲. حکایتمحوری
استدلال صرفاً بر پایه داستانها و حکایتهای فردی؛ نه شواهد و آمار واقعی. مثال: «من شنیدم یه نفر با این روش موفق شد، پس همه باید همین کار را کنند.»
پیامدهای این مغالطهها
* حقایق و شواهد با تکیه بر روایت فردی به حاشیه میروند
* احساسات جای دادهها را میگیرند و قضاوتها غیرمنطقی میشوند
چطور این مغالطهها را بشناسیم؟
* اگر در یک بحث، «من دیدم» یا «یه نفر از آشنایانم» جای آمار و تحلیل منطقی را گرفت.
* اگر نتایج مهم، بدون توجه به دادهها، فقط با یک مثال یا حکایت پذیرفته شدند.
#تفکر_انتقادی
#سواد_رسانه
#هوش_هیجانی












