نماد آخرین خبر

اُ پیازی؛ طعم ساده‌ای که آدم را به گذشته برمی‌گرداند

منبع
فارس
بروزرسانی

فارس/ از عصر که برنامه دورهمی امشب ریخته شد، دلم رفت سمت همان غذاهای قدیمی. همان‌هایی که اسم‌شان شاید برای خیلی‌ها عجیب باشد اما برای ما دزفولی‌ها بوی خانه می‌دهد. گفتم امشب اُ پیازی درست کنیم.

دزفول، امشب قرار نیست سفره‌ی مفصلی پهن شود. نه خبری از دیگ‌های بزرگ است، نه برنج زعفرانی و نه ظرف‌های رنگارنگ مهمانی. امشب فقط چند نفر از خانواده قرار است دور هم جمع شویم؛ یک دورهمی ساده، برای یادآوری روزهایی که زندگی آرام‌تر بود و دلخوشی‌ها، کوچک‌تر اما واقعی‌تر.

از عصر که برنامه دورهمی امشب ریخته شد، دلم رفت سمت همان غذاهای قدیمی. همان‌هایی که اسم‌شان شاید برای خیلی‌ها عجیب باشد اما برای ما دزفولی‌ها بوی خانه می‌دهد.

گفتم امشب اُ پیازی درست کنیم، همان آب پیازی خودمان.غذایی ساده، کم‌خرج و قدیمی که بیشتر از آن‌که شکم را سیر کند، خاطره را زنده می‌کند.

در گویش دزفولی، به آب می‌گوییم "اُ". برای همین هم اسم این غذا شده اُ پیازی؛ غذایی که پایه‌اش آب و پیاز و نان است اما مزه‌اش خیلی بیشتر از این حرف‌هاست. قدیمی‌ترها خوب یادشان هست؛ روزهایی که سفره‌ها ساده‌تر بود اما آدم‌ها بیشتر دور هم می‌نشستند.

اُ پیازی مال همان روزهاست.آشپزخانه آرام‌آرام بوی پیاز می‌گیرد. دو تا پیاز را نگینی خرد می‌کنم. صدای برخورد چاقو با تخته، وسط سکوت خانه می‌پیچد. مادربزرگم از آن‌طرف آشپزخانه نگاه می‌کند و لبخند می‌زند. هنوز چیزی نگفته اما معلوم است فهمیده امشب قرار است خاطره‌ای قدیمی سر سفره بیاید.

پیازها که داخل روغن می‌روند، کم‌کم سبک می‌شوند. رنگ‌شان آرام از سفیدی درمی‌آید و طلایی می‌شود. همان لحظه‌ای که بوی پیاز داغ بلند می‌شود انگار نصف راه برگشتن به گذشته طی شده.

نمک و زردچوبه را اضافه می‌کنم و دوباره هم می‌زنم. زردچوبه که به پیاز می‌رسد، رنگ غذا زنده می‌شود همان رنگ گرم و آشنایی که قدیمی‌ها خوب بلد بودند چطور با ساده‌ترین چیزها خلقش کنند.
کمی بعد فلفل را اضافه می‌کنم و آب را می‌ریزم داخل قابلمه. صدای قل‌قل آرام آب که بلند می‌شود، مادربزرگم شروع می‌کند به تعریف کردن. از خانه‌ قدیمی از شب‌هایی که برق نبود و همه دور چراغ نفتی جمع می‌شدند. می‌گوید آن وقت‌ها اُ پیازی راهی بود برای این‌که همه دور یک سفره بنشینند حتی اگر چیز زیادی در خانه نباشد.

ترشیِ دانه‌های انار، یا همان ناردون، آماده است. همان چیزی که مزه‌ اُ پیازی را کامل می‌کند. وقتی ناردون را داخل آبِ در حال جوش می‌ریزم، رنگ غذا کمی تغییر می‌کند و عطر ترشیِ ملایمی بلند می‌شود.

این‌جا همان لحظه‌ایست که اُ پیازی خودش را نشان می‌دهد؛ غذایی که نه شبیه آبگوشت است نه شبیه آش اما از هر دوی آن‌ها برای ما آشناتر است.

نان‌های خشک شده را ریزریز می‌کنم. نه با نظم و دقت رستورانی همان‌طور ساده و خانگی. نان که داخل قابلمه می‌رود آرام نرم می‌شود و آبِ غذا را به خودش می‌گیرد. اُ پیازی باید جا بیفتد؛ باید نان خوب بپزد و با بقیه‌ مواد یکی شود. شعله را کم می‌کنم و می‌گذارم آرام بجوشد.
 
بوی غذا حالا همه‌ خانه را گرفته. یکی از بچه‌ها از اتاق بیرون می‌آید و می‌پرسد: امشب چی درست کردین؟ و قبل از این‌که جوابش را بشنود خودش می‌گوید: اُ پیازیه؟ انگار بعضی بوها از اسم هم زودتر خودشان را معرفی می‌کنند.

کم‌کم میهمان‌ها از راه می‌رسند و بعد از خوش و بش‌های دلنشین نوبت اُ پیازی می‌رسد. همه دور سفره جمع می‌شوند سفره‌ای ساده، بدون تشریفات. ظرف اُ پیازی را وسط می‌گذارم.

بخار آرام از آن بلند می‌شود و دانه‌های ترشی انار لابه‌لای نان‌های نرم‌شده دیده می‌شوند. هرکس قاشق اول را که می‌خورد، چیزی یادش می‌آید. یکی از باران‌های قدیم می‌گوید، یکی از خانه‌ مادربزرگ، یکی از روزهایی که همه‌ خواهر و برادرها هنوز کنار هم بودند.

شاید برای خیلی‌ها عجیب باشد که چطور غذایی به این سادگی می‌تواند این‌همه خاطره را زنده کند اما ما دزفولی‌ها خوب می‌دانیم بعضی غذاها فقط برای سیر شدن نیستند. بعضی غذاها حافظه دارند. اُ پیازی یکی از همان‌هاست غذایی که مزه‌اش آدم را می‌برد به روزهایی که زندگی آهسته‌تر می‌گذشت.
 
قدیمی‌ترها می‌گویند این غذا بیشتر وقت‌هایی درست می‌شد که خانه باید زود و ساده غذایی آماده می‌کرد.

اما همان سادگی، تبدیلش کرد به بخشی از هویت سفره‌های دزفولی. غذایی که با کمترین مواد خوراکی بیشترین حس را منتقل می‌کند.

امشب وسط این دورهمی کوچک خانوادگی، بیشتر از هر چیز می‌فهمم که بعضی رسم‌ها هنوز زنده‌اند نه در کتاب‌ها و موزه‌ها بلکه در همین قابلمه‌های ساده. در همین غذایی که شاید ظاهرش معمولی باشد اما برای ما بوی خانه می‌دهد.

اُ پیازی، شاید غذای مجلسی نباشد، اما بلد است آدم‌ها را دور هم جمع کند. بلد است میان بخار آرام یک قابلمه، خاطره‌های قدیمی را دوباره روی سفره بیاورد و شاید همین مهم‌ترین دلیل ماندگاری‌اش باشد؛ این‌که هنوز هم، با یک قابلمه آب و پیاز و نان، می‌تواند دل آدم را گرم کند.

آخرین خبر خوزستان در اینستاگرام :
https://instagram.com/khouzestan.today