طنین چوب در رثای حسین(ع)، روایت آیینی در روستای انجدان اراک

ایرنا/ طنین چوب در رسای حسین، بار دیگر فضای آیینی روستای تاریخی انجدان اراک را آکنده از شور و ارادت کرده است، آیینی که هر ساله یازدهم محرم با حضور مردم و عزاداران، یاد و نام سیدالشهدا(ع) را در دل این روستا زنده نگه میدارد و جلوهای از سنتهای کهن سوگواری در فرهنگ مذهبی منطقه را به نمایش میگذارد.
وقتی خورشید در افق روستای تاریخی انجدان رنگ میبازد، صدای تقتق منظمی سکوت شبهای محرم را میشکند، صدایی که نه بر طبل است و نه بر سنج، بلکه نوای چوبهایی است که با دستان پینه بسته پیرغلامان و شور جوانان به هم میخورند تا روایتگر عزاداری خاص و منحصر به فردی باشند که فراتر از یک سنت ساده، میراثی معنوی و ثبت شده در فهرست آثار ملی ایران است.
در تقویم عزاداریهای ماه محرم، «جغجغهزنی» در انجدان، نامی است که با اصالت گره خورده است، این آیین که ریشههای آن به دوران صفویه بازمیگردد، با گذشت قرنها، همچنان در بافت تاریخی و خشتی روستای انجدان در ۳۷ کیلومتری اراک، زنده و جاری است، اینجا، عزاداریها با استانداردهای مرسوم تفاوت دارد؛ اینجا «چوب» است که زبان دلتنگی عزاداران میشود.
ظرافت چوب و قدرت صدا
ابزار اجرای این آیین، ۲ قطعه چوب خراطی شده به نام «جغجغه» است که معمولاً از چوب گردو یا توت تهیه میشود این چوبها با بندهایی به انگشتان متصل میشوند، نکته شگفتانگیز این آیین، هماهنگی مطلق است، صدها نفر همزمان چوبها را با ضربآهنگی مشخص و در پاسخ به نوحه پیرغلامان به هم میکوبند این صدای ممتد و یکدست، چنان هیبتی در فضای حسینیهها و تکایای انجدان ایجاد میکند که گویی صدای برخورد قلبهای عزاداران است که در تکاپوی ابراز ارادت به ساحت سالار شهیدان به صدا درآمده است.
چرخش مدور و نظم صفوی
عزاداران در این آیین به صورت دایرهوار میچرخند و در حین چرخش، با نظمی که گویی تمرین سالیان متمادی است، به آرامی بدن خود را خم کرده و چوبها را به هم میزنند و این حرکت دورانی، نمادی از وحدت و یکپارچگی جامعه است.
یکی از پژوهشگران فرهنگ عامه در این باره میگوید: نظم حاکم بر جغجغهزنی، الگویی از دیسیپلین سنتی است که از دوران صفویه تا امروز حفظ شده، هیچکس زودتر یا دیرتر از دیگری چوب نمیزند، همه در یک هارمونی کامل، گویی یک موجود واحد هستند که عزاداری میکند.
تداوم پیوند نسلها
نکته قابل توجه در انجدان، حضور پرشور نوجوانان و کودکان در کنار محاسنسفیدان است، اینجا هیچکسی برای آموزش آییننامه نمیخواند، سنتها در جریان مراسم به نسل بعد منتقل میشود و پدرها به پسرها یاد میدهند که چگونه با چوب کار کنند، چگونه اشعار مذهبی (نوحههای قدیمی) را زمزمه کنند و مهمتر از آن، چگونه حرمت این آیین را حفظ کنند، این سینه به سینه گشتن آیین، ضامن بقای آن در میان طوفان مدرنیته است.

















