مازنی: واگذاری اختیارات بیشتر به صداوسیما به زیان کشور است

براساس مصوبه جلسه ۵۳۳ شورای معین شورای عالی انقلاب فرهنگی، تنظیمگری بخشی حوزه صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی به سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و وزارت ارشاد واگذار شد؛ تصمیمی که میتواند نقش این سازمان در مدیریت و نظارت بر محتوای آنلاین را پررنگتر از گذشته کند که با توجه به عملکرد صدا و سیما با انتقادات فراوانی همراه شد.
احمد مازنی، نماینده تهران در مجلس دهم در واکنش به این اقدام به خبرگزاری خبرآنلاین گفت: «من مشکلی با اینکه سازمان صدا و سیما اختیارات زیادی داشته باشد ندارم، اما دو مسئله از لحاظ اختیارات آن مطرح است؛ اولا باید پاسخگو باشد و برنامه، بودجه و رفتارش شفاف باشد. دوم اینکه امکان تأسیس مؤسسات صوتی و تصویری فراگیر برای بخشهای دیگر جامعه نیز فراهم شود.»
وی ادامه داد: «این روزها خبر تصویب این امر هم در شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح شده، حاکی از این است که سیاست معروف «راه بینداز، جا بینداز» در کشور ما جواب میدهد. بالاخره صدا و سیما در این زمینه، قبل از اینکه نهادی مصوبهای داشته باشد، عملاً مدیریت کار را بر عهده گرفت و بعد از چند سال که از مجلس دهم میگذرد تا اکنون که در نیمه مجلس دوازدهم هستیم، عملاً کار را بر عهده داشت و اکنون هم توانست مصوبه را از شورای عالی انقلاب فرهنگی بگیرد.»
در ادامه مشروح گفت و گوی احمد مازنی، نماینده تهران در مجلس دهم را می خوانید؛
**********************
* طبق مصوبه شورایعالی انقلاب فرهنگی، تنظیمگری صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی به صداوسیما واگذار شده است. نظر شما درباره این اقدام چیست؟
من تا جایی که حضور ذهن دارم، در مجلس دهم در کمیسیون فرهنگی این بحث مطرح بود و یک اختلاف نظری میان نمایندگان، مسئولان صدا و سیما، وزارت ارتباطات و وزارت ارشاد بود و درباره این موضوع بحث داشتند که آیا مسئولیت این کار باید به عهده سازمان صدا و سیما باشد یا به عهده دستگاهی دیگر مانند وزارت ارشاد؟. نظر ما این بود که مدیریت ساترا بهتر است به عهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باشد، اما نظر دیگر این بود که به عهده سازمان صدا و سیما باشد.
این مسئله در آن زمان حتی به مقام معظم رهبری هم ارجاع شده بود و وزیر وقت ارتباطات هم گفتوگویی داشتند که قرار شده بود ابعاد مختلف مسأله بیشتر بررسی شود. اما در طول این سالها با اینکه نه مجلس و نه شورایعالی انقلاب فرهنگی مصوبهای نداشتند، سازمان صدا و سیما مجموعهای را ذیل سازمان ایجاد کرد و عملاً مسئولیت این کار را به عهده گرفت و این کار را در طول سالها مدیریت کرد.
اینکه اخیرا خبر تصویب این امر هم در شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح شده، حاکی از این است که سیاست معروف «راه بینداز، جا بینداز» در کشور ما جواب میدهد. بالاخره صدا و سیما در این زمینه، قبل از اینکه نهادی مصوبهای داشته باشد، عملاً مدیریت کار را بر عهده گرفت و بعد از چند سال که از مجلس دهم میگذرد تا اکنون که در نیمه مجلس دوازدهم هستیم، عملاً کار را بر عهده داشت و اکنون هم توانست مصوبه را از شورای عالی انقلاب فرهنگی بگیرد.
من مشکلی با اینکه سازمان صدا و سیما اختیارات زیادی داشته باشد ندارم، اما...
* با توجه به انتقاداتی که به صدا و سیما مطرح است، این افزایش اختیارات چه خطراتی دارد؟
ببینید، من معتقدم سازمان صدا و سیما با این توسعه اختیارات و از آن طرف کاهش مسئولیت و پاسخگویی، هم به خود سازمان و هم به مجموعه نظام آسیب میزند. زیرا اکنون یکی از مشکلات جامعه ما این است که ما هیچ رسانهای که بتواند، محتوای صوتی و تصویری فراگیر به معنی شبکههای رادیویی و تلویزیونی پخش کند نداریم و یک رسانه انحصاری به نام سازمان صدا و سیما داریم. در حالی که در کشورهای دیگر، شبکههای مختلفی وجود دارد که به صورت مستقل اداره می شوند.
من مشکلی با اینکه سازمان صدا و سیما اختیارات زیادی داشته باشد ندارم، اما دو مسئله از لحاظ اختیارات آن مطرح است؛ اولا باید پاسخگو باشد و برنامه، بودجه و رفتارش شفاف باشد. دوم اینکه امکان تأسیس مؤسسات صوتی و تصویری فراگیر برای بخشهای دیگر جامعه نیز فراهم شود. من به عنوان مثال عرض میکنم؛ اکنون در حوزه علمیه اگر بخواهند شبکهای ایجاد کنند که در آن شبکه فرهنگ دین و اهل بیت را ترویج کنند، اجازه ندارند. در بخش ورزش کشور اگر بخواهند شبکهای ایجاد کنند که برنامههای ورزشی را بر اساس علایق خود پخش کنند، اجازه ندارند. در بخش مربوط به مسائل اجتماعی و آسیبهای اجتماعی نیز این مجوز وجود ندارد. در بخش مربوط به احزاب و مسائل سیاسی و مشارکت گروههای مختلف مردم نیز این مسئله به همین شکل است.
صدا و سیما هم چنان پس از بازنگری در قانون اساسی فاقد قانون اداره و نظارت است
من همواره این پیشنهاد را هم به دوستان مجلس، هم به سازمان صدا و سیما و هم به مجمع تشخیص مصلحت نظام داشتهام رئکه در این بخش میتوان بندی به عنوان سیاست کلی تهیه کرد تا مقام معظم رهبری ابلاغ کنند و با مجوز حاکمیت، مشخصاً با مجوز خود سازمان صدا و سیما شبکههای رادیویی و تلویزیونی مستقل در سطح کشور دایر شود؛ اگر این اقدام انجام نشود و اگر هم چنان سازمان صدا و سیما با نگاه انحصاری به مسئله بنگرد و نگاه کمتر ملی به مسائل مربوط به مأموریت خود داشته باشد و در جهت افزایش اختیارات و پاسخگویی کمتر حرکت کند، اتفاقی که اکنون در جامعه رقم خورده است تقویت میشود و آن این است که رسانههای بیگانه و رسانههایی که با پول صهیونیستها و با پول دشمنان ملت ایران تأسیس شدهاند، محل رجوع مردم میشوند و مرجعیت رسانه ای به خارج منتقل می شود.
اگر کسی حداقل عِرق ملی نسبت به ایران، باور به ارزشهای دینی و اعتقاد به صیانت از انقلاب اسلامی داشته باشد که ریشه در آرمانهای امام و خون شهدا دارد، از اینکه جامعه ما به ناچار برای شنیدن و دیدن بخشی از خبرها و بخشی از اطلاعات باید به رسانههای دشمن مراجعه کند، باید نگران باشد و نگرانی هم صرفاً نباید اینطور باشد که بنشینند و گریه کنند. بلکه در عمل باید برای ایجاد اعتماد به رسانههای داخلی اقدام کنند. این پیشنهاد را در پیش نویس طرح اداره و نظارت صدا وسیما در مجلس دهم، دیده بودیم که متأسفانه با مخالفت مسئولین صدا و سیما و مخالفت بخشی از نمایندگان مجلس که با آنها همسو بودند، آن قانون به نتیجه نرسید.
و این نکته آخر را هم بگویم که صدا و سیما هم چنان پس از بازنگری در قانون اساسی فاقد قانون اداره و نظارت است، طبق اصل 175، این قانون باید در مجلس تصویب میشد که تا امروز انجام نشده و میتواند مصداقی از تعلیق برخی از اصول قانون اساسی باشد.

















