۱۰۰ روز پس از آغاز تجاوزگری؛ چرا نبرد با ایران آسیبپذیری آمریکا را آشکار کرد؟

ایرنا/ نیوزویک در گزارشی نوشت با وجود این که آمریکا و رژیم اسرائیل در آغاز جنگ، شخصیتهای سیاسی و نظامی و زیرساختهای ایران را هدف قرار دادند، ایران نه تنها از فروپاشی مصون ماند، بلکه هزینههای تجاوزگری دشمن را با ابزارهای گوناگون افزایش داد.
در حالی که از آغاز تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه تمامیت ارضی ایران یکصد روز میگذرد، برخی تحلیلگران غربی معتقدند نبردی که با نمایش قدرت نظامی واشنگتن و تلآویو آغاز شد، اکنون به رویارویی فرسایشی تبدیل شده که نه تنها به اهداف اعلامی خود نرسیده، بلکه محدودیتهای قدرت آمریکا را نیز آشکار کرده و توجه رقبایی مانند چین را به نقاط ضعف راهبردی واشنگتن جلب کرده است.
با گذشت ۱۰۰ روز از آغاز جنگ میان آمریکا و ایران، ارزیابیهای جدید در محافل سیاسی و امنیتی غرب نشان میدهد که برخلاف انتظار اولیه، این درگیری به پیروزی قاطع واشنگتن منجر نشده و به یکی از پیچیدهترین چالشهای راهبردی دولت دونالد ترامپ تبدیل شده است.
به گزارش نیوزویک، آمریکا و اسرائیل در ماههای نخست جنگ موفق شدند بخش قابل توجهی از زیرساختهای نظامی ایران را هدف قرار دهند و شماری از فرماندهان و شخصیتهای ارشد جمهوری اسلامی را به شهادت برسانند. با این حال، ایران نه تنها از فروپاشی سیاسی و نظامی مصون ماند، بلکه توانست از ابزارهای مختلف برای افزایش هزینههای جنگ استفاده کند.
در میان این ابزارها، کنترل و اخلال در تردد دریایی در تنگه هرمز مهمترین عامل فشار بر آمریکا و متحدانش توصیف شده است. تحلیلگران معتقدند اختلال در یکی از حیاتیترین گذرگاههای انرژی جهان موجب افزایش قیمت نفت و گاز و تشدید خستگی سیاسی و اقتصادی ناشی از جنگ در کشورهای غربی شده است.
رایان کراکر، سفیر پیشین آمریکا، هشدار داده است که چین و دیگر رقبای واشنگتن با دقت تحولات جنگ را دنبال میکنند و ممکن است از تجربه ایران برای اعمال فشار بر مسیرهای راهبردی دریایی مانند تنگه تایوان یا تنگه مالاکا درس بگیرند.
این گزارش همچنین میگوید یکی از بزرگترین شگفتیهای جنگ، دوام ساختار سیاسی ایران بوده است. برخلاف پیشبینی برخی محافل غربی، نظام سیاسی ایران پس از شهادت رهبر پیشین این کشور دچار فروپاشی نشد و قدرت به جانشین وی منتقل شد. در همین حال، گزارشهایی از ادامه فعالیتهای هستهای و تلاش تهران برای بازسازی توان موشکی خود منتشر شده است؛ موضوعی که روایت پیروزی کامل واشنگتن را با تردید مواجه کرده است.
استیون سایمون، از مقامات پیشین شورای امنیت ملی آمریکا، معتقد است اهدافی مانند تغییر نظام سیاسی ایران یا از بین بردن کامل توان نظامی این کشور یا استفاده از سلاح هستهای دستیافتنی نیست. وی این اهداف را «حداکثری» توصیف کرده و گفته است هیچیک از آنها تاکنون محقق نشدهاند.
از سوی دیگر، مصطفی نجفی، تحلیلگر امنیتی ایرانی، بر این باور است که آمریکا در سه حوزه اصلی دچار محاسبه نادرست شد؛ وسعت جغرافیایی ایران، ظرفیت بسیج انسانی و تحول در دکترین نظامی تهران که از بازدارندگی صرف به تحمیل هزینه بر دشمن تغییر یافته است.
به اعتقاد کارشناسان، با وجود ادامه درگیریها، میدان اصلی رقابت به تدریج از عرصه نظامی به حوزه دیپلماتیک، اقتصادی و جنگ روانی منتقل شده است. در چنین شرایطی، آینده جنگ بیش از آنکه در میدان نبرد تعیین شود، به توان طرفین در مدیریت فشارهای اقتصادی، حفظ انسجام داخلی و پیشبرد مذاکرات سیاسی وابسته خواهد بود.
















