چالش اعتماد اجتماعی در میان دانشجویان و دانشآموختگان ایرانی

ایسنا/پژوهشگران در مطالعهای تازه به بررسی این موضوع پرداختهاند که آیا تحصیلات دانشگاهی همواره به تقویت اعتماد اجتماعی منجر میشود یا در برخی شرایط میتوانند نتیجهای متفاوت داشته باشند.
اعتماد اجتماعی یکی از پایههای اصلی زندگی جمعی و همکاری میان افراد یک جامعه به شمار میرود. این مفهوم به زبان ساده به میزان اطمینان افراد به یکدیگر، بهویژه غریبهها، اشاره دارد و نقشی اساسی در کاهش تنشها و تسهیل تعاملات اجتماعی دارد. اعتماد اجتماعی بخشی از مفهوم گستردهتری به نام «سرمایه اجتماعی» است؛ سرمایهای نامرئی که از شبکه روابط، هنجارها و احساس تعهد متقابل میان افراد شکل میگیرد. هرچه سطح اعتماد اجتماعی بالاتر باشد، افراد با نگرانی و ترس کمتری وارد تعامل میشوند و همکاری جمعی آسانتر میشود. پژوهشهای متعدد نشان دادهاند که اعتماد اجتماعی میتواند به بهبود عملکرد اقتصادی، افزایش مشارکت مدنی و حتی تقویت انسجام فرهنگی کمک کند و نبود آن، زمینهساز انزوا، بدبینی و کاهش همکاری در جامعه میشود.
در میان نهادهای اجتماعی، نظام آموزشی همواره بهعنوان یکی از مهمترین بسترهای شکلگیری سرمایه اجتماعی شناخته شده است. دانشگاهها نهتنها محل انتقال دانش تخصصیاند، بلکه فضایی برای گسترش روابط اجتماعی، تمرین گفتوگو و آشنایی با ارزشهای عمومی محسوب میشوند. در بسیاری از کشورها، تجربه تحصیل در آموزش عالی با افزایش مشارکت اجتماعی و اعتماد به دیگران همراه بوده است. با این حال، برخی بررسیها در ایران تصویری متفاوت ارائه دادهاند و نشان میدهند که دانشجویان و دانشآموختگان لزوماً اعتماد اجتماعی بیشتری نسبت به سایر اقشار جامعه ندارند. همین تفاوت، ضرورت انجام پژوهشهای دقیقتر را برجسته میکند تا روشن شود چه عواملی باعث میشوند آموزش عالی در یک جامعه به تقویت اعتماد اجتماعی کمک کند و در جامعهای دیگر، نتیجهای معکوس داشته باشد.
در همین خصوص، سالار اجتهدنژاد کاشانی از گروه مطالعات اجتماعی پژوهشگاه مطالعات فرهنگی، اجتماعی و تمدنی، پژوهشی را درباره نسبت دانشگاه و اعتماد اجتماعی در ایران انجام داده است. این پژوهش با تمرکز بر وضعیت دانشجویان و فارغالتحصیلان دانشگاهی، تلاش کرده تا نشان دهد تحصیلات عالی در بستر اجتماعی ایران چگونه با نگرش افراد نسبت به اعتماد اجتماعی گره میخورد. پژوهشگر با تکیه بر دادههای ملی و رویکردی تحلیلی، بهطور خاص به این موضوع پرداخته که برداشت افراد تحصیلکرده از عملکرد نهادهای رسمی چه نقشی در شکلگیری اعتماد یا بیاعتمادی آنها دارد و آیا تجربه دانشگاهی بهتنهایی میتواند عامل تقویتکننده اعتماد اجتماعی باشد یا خیر.
روش انجام این پژوهش بر تحلیل ثانویه دادههای «پیمایش ملی ارزشها و نگرشهای ایرانیان در سال ۱۴۰۲» استوار بوده است. به بیان ساده، پژوهشگر از دادههایی استفاده کرده که پیشتر در یک نظرسنجی گسترده ملی گردآوری شدهاند. سپس با بهرهگیری از روشهای آماری، رابطه میان سطح تحصیلات، برداشت از کارآمدی نهادهای اجتماعی و احساس عدالت در رویهها با میزان اعتماد اجتماعی بررسی شده است.
یافتههای این پژوهش نشان میدهند دانشجویان و فارغالتحصیلان دانشگاهی، در مقایسه با افرادی که تحصیلات عالی ندارند، سطح پایینتری از اعتماد اجتماعی را گزارش کردهاند. بهویژه برداشت منفی از عملکرد نهادهایی مانند دستگاه قضایی، نیروی انتظامی و نهادهای دولتی نقش مهمی در این وضعیت داشته است.
نتایج آماری نشان میدهند که کارآمدی نهادی و عدالت رویهای بخش قابلتوجهی از تغییرات اعتماد اجتماعی را در میان دانشجویان و دانشآموختگان توضیح میدهد؛ به این معنا که هرچه افراد احساس کنند نهادها منصفانهتر و مؤثرتر عمل میکنند، اعتماد اجتماعی آنها نیز افزایش مییابد.
در این مطالعه تأکید شده است که تحصیلات عالی بهصورت خودکار و در همه شرایط به افزایش اعتماد اجتماعی منجر نمیشود. در جامعهای که نارساییهای نهادی آشکار است، افراد تحصیلکرده به دلیل آگاهی بیشتر، حساسیت بالاتری نسبت به بیعدالتیها و ناکارآمدیها دارند و همین امر میتواند به افزایش تردید و احتیاط آنها در روابط اجتماعی بینجامد. از این منظر، آموزش عالی زمانی میتواند نقش مثبت خود را ایفا کند که با نهادهایی شفاف، پاسخگو و منصف همراه باشد.
بر این اساس، اهمیت موضوع فراتر از محیط دانشگاه است. یافتهها حاکی از آن هستند که مسیر بهبود اعتماد اجتماعی دانشجویان و دانشآموختگان، جدا از مسیر اعتماد عمومی جامعه نیست. در واقع، اصلاح عملکرد نهادهای رسمی و کاهش ریسکهای اجتماعی، میتواند همزمان اعتماد در میان اقشار دانشگاهی و غیردانشگاهی را تقویت کند. تحصیلات دانشگاهی شبکه روابط اجتماعی افراد را گستردهتر میکند، اما اگر این روابط در بستری پرریسک و غیرقابل پیشبینی شکل بگیرد، نتیجه آن میتواند احتیاط و بیاعتمادی بیشتر باشد.
این یافتهها در فصلنامه «مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران» منتشر شده است؛ نشریهای وابسته به مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران که به انتشار پژوهشهای حوزه مسائل اجتماعی و فرهنگی ایران میپردازد.

















