صورت فلکی "ثور" را بشناسیم

منبع
بيگ بنگ
بروزرسانی
صورت فلکی "ثور" را بشناسیم
بيگ بنگ/ ثور يا گاو يک صورت فلکي شناخته شده ي اوليه است که چهره ي يک گاو نر را که نمادي براي قدرت و باروري در اساطير بسياري از تمدن هاست، نشان مي دهد. اين مکان منزلگاه خوشه هاي ستاره اي پروين و قلايص در منطقه البروج است و به همين لحاظ ثور، براي علاقمندان به ستاره شناسي مجموعه ي بسيار جالبي است. ستاره ها آلفاي ثور يعني دبران که در عربي به معناي تعقيب کننده (خوشه پروين) است ،چشم گاو را نشان مي‌دهد و به نظر مي‌رسد که متعلق به خوشه قلائص باشد اما در حقيقت چنين نيست و با آن ارتباطي ندارد .طيف اين ستاره از نوع K5 III با قدر ۰٫۹ و به فاصله فقط ۶۰ سال نوري با زمين است . ستاره دبران به اندازه کافي روشن است که بتواند نارنجي- قرمز خود را به سادگي به ما نشان دهد. اجرام عمق آسمان گروه ۲۰۰ ستاره اي قلائص در وسعتي به طول ۶ درجه و فاصله ۱۴سال نوري از زمين قرار دارد و به شکل حرف V صورت فلکي ثور را ميسازد که به سادگي و با چشم غير مسلح قابل مشاهده است .خوشه پروين (M45) در واقع يک خوشه باز ستاره اي نسبتا جوان متشکل از صد ها ستاره در سطحي که ۲ درجه را ميپوشاند در فاصله۴٫۵ سال نوري از ما قرار گرفته است. در يکي از شاخ هاي گاو، مشهورترين باقيمانده ي يک ابرنواختر معروف به سحابي خرچنگ (M1) قرار گرفته که داراي قدر هشتم پوشيده از گاز است که يک تپ اختر در حال چرخش در مرکز اين ابر گازي قرار دارد. در افسانه صورت فلکي ثور يک گاو نر کاملا جوان را نشان مي دهد که در بسياري از تمدن هاي باستان با نماد نشانه قدرت شناخته شده است. به نظر دکتر مايکل رپينگاک از دانشگاه مانيچ تصوير صورت فلکي ثور و ديگر گاوهاي نر در درون دالان غاري در مکاني به نام لاسکاس ترسيم شده است. اين نقاشي ها مربوط به زماني بالغ بر ۱۶۵۰۰ سال پيش مي باشند. يکي از نقاشي هاي گاوهاي نر، در نزديکي چند ستاره خوشه اي قرار دارد که شبيه خوشه پروين يا هفت خواهر است. ظاهرا داستان اين گونه است که روزي زئوس براي بازديد از سرزمين هايش سوار بر ارابه چهار اسبي خود از بالاي فينيقيه عبور مي کرد که ناگهان مسحور زيبايي دختر زيباي اگنور، شاهزاده خانم اروپا مي گردد. او که مي دانست براي به چنگ آوردن اروپا مي بايست طوري اقدام کند که هراي حسود متوجه نشود، پس گاو سفيد رنگش را ماموريت داد تا اروپا را برايش بياورد، ثور براي رسيدن به فينيقيه بايد سفرش را از منطقه خاصي از آسمان آغاز مي کرد تا به اروپاي زيبا مي رسيد و اين مسير طوري بود که او مي بايست از ميان دايره البروج عبور کند. هنگامي که ثور به سرزمين موعود رسيد شاهزاده خانم را در حال قدم زدن با دوستانش و چيدن گل هاي رنگارنگ و معطر در ساحل آرام ديد. براي اين که ماموريتش را به بهترين نحو ممکن به انجام برساند، آرام بر ساحل نشست و با وقار تمام به سمت شاهزاده خانم به راه افتاد، دوشيزگان که مبهوت تماشاي گاو زيبا بودند. شاهزاده جوان بدون اطلاع از سرنوشت بر پشت ثور سوار شد و حيوان ناگهان برخاست و در افق ناپديد گشت. دوشيزه جوان که به شدت ترسيده بود با التماس از ثور در خواست کرد که او تنها در ميان درياها رها نسازد. ثور به او فهماند که در ماوريتي از سوي دلباخته وي، زئوس، است و مقصد جزيره کرت مي باشد و در آن جا بزرگ ايزدان انتظار عروس زيبايش را مي کشد. با عبور از درياي مديترانه، ثور سرافراز از انجام پيروزمندانه ماموريتش در ساحل جنوبي کرت در گورتينا فرود آمد و نزد زئوس رفت و عروس زيبا را تقديم به بزرگ ايزدان کرد. زئوس نيز به پاس اين عمل، گاو سفيد را در آسمان ها نهاد تا هميشه پرستش شود.