ايسنا/در دوران پرآشوب حمله مغولان که هر چه بود «سوزاندند و کشتند و بردند»، آن که موجب شد تا تمدن ايراني و اسلامي ما در رديف تمدنهاي بر باد رفته قرار نگيرد، بيشک خواجه نصيرالدين طوسي بود تا آنجا که جرجي زيدان ميگويد «دانش در کشورهاي تحت فرمان مغول به دست اين ايراني درخشيدن گرفت، همچون شعلهاي درخشان در فضايي تيره و تار».
دکتر مهدي خدايي، عضو هيات علمي دانشگاه صنعتي خواجه نصيرالدين طوسي در نوشتاري به مناسبت پنجم اسفند روز بزرگداشت خواجه نصير و روز مهندسي با اشاره به اين که در حقيقت خواجه نصير را ميتوان بنيانگذار تمدن نوين ايراني – اسلامي بعد از دوران مغول دانست، گفت: «محمد فرزند شيخ وجيهالدين محمد، مشهور به خواجه نصير در سال 597 هجري قمري در جهرود قم متولد شد و در طوس اقامت داشت.
تحصيلات مقدماتي فقه و منطق و کلام را در طوس از پدر و دايي خويش آموخت. سپس نزد چند تن از علماي نيشابور به فرا گرفتن علوم رياضي و حکمت پرداخت. او در پي علم به ري، اصفهان، قم و در نهايت به بغداد و موصل رفت و در علوم حديث تنها در 22 سالگي اجازه روايت گرفت و در معارف زمان خويش به ويژه حکمت و رياضي استاد مسلم شد و به "استاد البشر" ملقب شد.
در آن زمان اخبار تکان دهنده حمله مغول که در عين بي تمدن بودن تمدنهاي بزرگي چون چين و ايران را در نورديده بود، آرام و قرار را از اين دانشمند جوان گرفت و راهي وطن شد.
او که سال ها در طلب علم به اميد پيشرفت و سربلندي مسلمانان سختيهاي فراواني را تحمل کرده بود تمام آرزوهاي خود را بر باد رفته ميديد و در سوداي کمک به خراسان بازگشت.
آوازه علمي اين دانشمند شيعه در سراسر ايران پيچيد و فرمانروايان اسماعيليه (شيعيان شش امامي) که در قلعههاي خود حکومت آرامي را در آن زمان سپري ميکردند از خواجه نصير براي ملحق شدن دعوت کردند. خواجه نيز که احساس ميکرد نميتواند در سايه شوم مغولان به گسترش علم و فرهنگ بپردازد، دعوت اسماعيليه را اجابت کرد تا در محيطي نسبتا امن، علاوه بر همت به تربيت اخلاقي و اعتقادي شيعيان که با انحرافات فکري رهبران اسماعيلي مذهب دچار کژانديشي شده بودند، بتواند فعاليت علمي خود را نيز دنبال کند.
پس از حدود بيست سال، آوازه خواجه نصير از قلاع اسماعيليه خارج شد و به طوري که پادشاه مغول در آن زمان که علاقهمند به ستارهشناسي و احوالات آن بود در هنگام اعزام برادر خود هولاکوخان به ايران براي سرکوبي اسماعيليه به وي دستور داد خواجه را به دربار وي بفرستد تا در مغولستان رصدخانهاي بسازد اما هولاکو پس از آشنا شدن با خواجه با زمينهسازيهايي که خود خواجه انجام داده بود، چنين کاري را به فرمان خود و در مرکز حکومتي خود در ايران دنبال کرد.
آري، نقطه عطف پديداري ثمرات خواجه نصير در دوران خفقان مغول خاني، رصدخانه مراغه است. وي که بر شاه مغول نفوذ کرده و بر عقل او چيره شده بود به زيرکي به بهانه رصدخانه، مرکز علمي بزرگي بنا نهاد و چهارصد هزار کتاب را از نابودي نجات داده و دانشمندان فراري ايران را از سرزمينهاي دور و نزديک کنار هم گرد آورد و در حوزههاي مختلف علمي از علوم ديني و رياضيات گرفته تا علوم فلسفي و حتي طب تدريس و پژوهش را برقرار کرد.
در اين ميان نکته جالب آن که خواجه حقوق دانشجويان و اساتيد فلسفه و پزشکي را بيش از ديگر رشتهها قرار داد تا اين علوم را که در حال افول و فراموشي بود به رونق اندازد.
آري، اين گونه بود که اختراع، ساخت و نصب ادوات مورد نياز رصدخانه که برخي از آنها در جهان بينظير بوده است، موجب شد تا علوم مهندسي مرتبط به شکوفايي خود رسيده و در کنار آن علوم ديگر رشد کردند و اين مرکز به عنوان يک زيرساخت علمي، تمدن ايراني – اسلامي بعد از مغول را برايمان به ارمغان آورده است.
عمر پر از خير و برکت 75 ساله ايشان با فراز و نشيبهاي فراواني همراه بوده و آثارش در علوم مختلف از علوم انساني تا علوم طبيعي از کلام و منطق تا طب و فيزيک و معدن شناسي، آنچنان پربار و محققانه است که به حق او را بعد از ابوعليسينا ميتوان بزرگترين دانشمند ايراني قلمداد کرد.
ايران امروز که رشد علمي فوقالعادهاي را در سالهاي اخير طي کرده و در دنيا در علومي چون سلولهاي بنيادي و فناوري نانو در زمره چند کشور اول دنياست و با رويکرد اقتصاد مقاومتي در صنعت با وجود تحريمها روي پاي خود ايستاده است و دوران پسا تحريم را تجربه ميکند؛ براي حفظ و ارتقاي توان علمي و دستيابي به اقتصاد دانش بنيان بايستي رويکرد تقويت و بر پا کردن زيرساختهاي سخت افزاري و نرم افزاري را در پيش بگيرد.
آنچه امروزه در اقتصادهاي قوي به چشم ميخورد تبديل پايدار دانش به ثروت است و بيشک آنچه اين پديده را به وجود آورده زيرساختهايي است که بهبود عملکرد نيروي انساني و امکانات فرآوري دانش را موجب شده است.
با توجه به پيشرفتهاي خيره کننده علمي دانشگاهيان ايران در علوم فيزيک، شيمي، پزشکي، مهندسي و فناوريهايي چون بيوتکنولوژي و نانو تکنولوژي؛ تقويت زيرساختهاي علمي به منظور بهرهبرداري از اين پتانسيل، ارزش افزودهاي دو چنداني را به همراه خواهد داشت. از جمله اين زيرساختهاي علمي ادوات و ابزارهاي آزمايشگاهي مشخصهيابي و آناليز هستند که در علوم ياد شده نقش تعيين کنندهاي در تبديل دانش به ثروت خواهند داشت.
در اين ميان ميتوان به ساخت شتابگرها و کاربرد آنها در اين زمينه اشاره کرد. همانند آنچه در کشورهاي پيشرفته از لحاظ علم و تکنولوژي ديده ميشود، دستيابي به شتابگر در ايران گام مهمي در اين راه است.
اگر چه ماحصل يک شتابگر استفاده از تابش سينکروترون در آناليز و تصويربرداري براي علوم پايه، مهندسي و پزشکي خواهد بود، اما در کنار آن دستيابي به تکنولوژي ساخت در داخل کشور فناوريهاي پرشماري مانند فناوري ساخت و توليد با دقت بالا، فناوري ادوات هوشمند، کنترل ديجيتالي و اوماسيون و بسياري فناوريهاي ديگر را بومي خواهد کرد.
در اين ميان طرح ملي "چشمه نور ايران" که در پژوهشگاه دانشهاي بنيادي کليد خورده است؛ اگر چه در اين سالها پيشرفتهاي خوبي نشان داده است اما روزهاي پر تلاطم اجرايي شدن را ميگذراند.
اميد است اين طرح کلان ملي که منافع بسياري در توسعه زيرساخت علمي کشور خواهد داشت با درايت مسوولان ذيربط هر چه زودتر به سرانجام برسد.»
با کانال تلگرامي آخرين خبر همراه شويد telegram.me/akharinkhabar