زوميت/ وقتي ديويد کاپرفيلد از ديوار چين عبور کرد، تا مدتها اين سوال در اذهان عمومي مطرح بود که چطور چنين کاري براي يک انسان امکان پذير است. به تازگي دانشمندان تحقيق روي شيوههاي فريب ذهن را آغاز کردهاند. آنها با دقت در تردستيهاي ساده به اين نتيجه دست يافتهاند که وقتي ذهن منحرف شود، حتي با نگاه به جسمي که روبروي ما قرار دارد نيز آن را نميبينيم. با زوميت همراه باشيد.
شعبدهباز بشکني ميزند و توپ درست جلوي چشمان شما در دستش ناپديد ميشود. از خودتان ميپرسيد که چطور چنين چيزي ممکن است؟ شما بخوبي ميدانيد که امکان ندارد يک جسم ناگهان در هوا ناپديد شود ولي چيزي که در جلوي چشمان خود ميبينيد، متفاوت است. تردستي يکي از قديميترين فرمهاي هنر است و از زماني که تاريخ مکتوب وجود دارد، همواره تردستان با انجام کارهاي حيرت انگيز مشغول سرگرم نگاه داشتن مخاطبان خود بودهاند.
با وجود اين که بسياري از حقههاي آنها به صورت رازهاي گرانبهايي باقي مانده است ولي دانشمندان در تلاش هستند تا با تحقيق روي تردستي و شعبده بازي به پاسخي براي اين که چرا ذهن ما به راحتي فريب ميخورد، دست يابند.
شعبده بازي شما را قادر ميسازد تا غير ممکن را تجربه کنيد و شما را در رابطه با چيزهايي که فکر ميکنيد بايد باشند و چيزهايي که اتفاق ميافتند دچار چالش ميکند. در حالي که شعبده بازان تلاش ميکنند تا به شما ثابت کنند که چيزي که ميبينيد قدرت واقعي و جادويي آنها است ولي حقيقت در تکنيکهاي روانشناسي زيرکانهاي نهفته است که از محدوديتهاي مغز ما نهايت بهره را ميبرند.
اما اين کار چطور صورت ميگيرد؟ اجازه دهيد با مفاهيم پايه شروع کنيم. همانطور که در مَثَلهاي قديمي نيز به خوبي گفته شده، بينايي قابل اعتمادترين حس انساني است که بسياري از افکار و رفتار ما را تحت تاثير قرار ميدهد. در واقع بينايي به نوعي است که تا زماني که چيزي را با چشم خود نديدهايم، آن را باور نميکنيم. اما ظاهرا تجربيات عيني ما آنچنان هم که فکر ميکنيم قابل اعتماد نيستند.
توهمات بصري زماني شکل ميگيرند که بين تجربه ادراکي شما و شرايط واقعي مطابقتي وجود ندارد. براي مثال در تصوير معروف Müller-Lyer خط بالايي کوتاهتر از خط پاييني به نظر ميآيد در حالي که هر دو خط طول يکساني دارند.
ديدن آينده
ما معمولا شگفت زده ميشويم که چطور مغز ما فريب ميخورد. ما فکر ميکنيم که چشمان ما تصاوير درست و قابل اعتمادي از جهان پيرامونمان را در اختيارمان ميگذارند و اين در حالي است که در واقع تجربه بينايي ما نتيجهي فرايندهاي عصبي پيچيدهاي است که تخمينهاي خوبي از اين که جهان به چه شکل است به ما ارائه ميکند و البته مثل هر پيشبيني ديگري، تخمينهاي شبکه عصبي ما نيز ۱۰۰ درصد درست نيست. اين امر منجر به خطاهايي ميشود و اين همان فرصتي است که شعبدهبازان از آن براي فريب ذهن مخاطبان استفاده ميکنند.
براي مثال کلک ناپديد شدن توپها مورد مطالعه تيمي از محققان قرار گرفته است. در اين کلک، شعبده باز توپ را دو مرتبه به هوا مياندازد و در بار سوم وانمود ميکند که در حالي که ميخواهد توپ را براي بار سوم به هوا بياندازد، توپ ناپديد ميشود در اين لحظه توپ در زير دست او بخوبي پنهان شده است. نکته جالب در مورد اين کلک اين است که حدود دو سوم افرادي که چنين نمايشي را تماشا ميکنند، در بار سومي که توپ قرار است به هوا پرتاب شود باز هم با نگاه خود مسير فرضي توپ در هوا را دنبال ميکنند، اين در حالي است که توپ در دست شعبده باز باقيمانده است. ما معمولا احساس ميکنيم بار سوم هم توپ به هوا پرتاب ميشود چرا که ما بجاي آن که چيزي را ببينيم که واقعا روي داده است، چيزي را ميبينيم که اعتقاد داريم، روي خواهد داد.
تردستي با توپ
ناديده گرفتن زمان حال
تصور غلط ديگري که در رابطه با بينايي با آن مواجه هستيم در رابط با ميزان جزئياتي است که فکر ميکنيم از آن آگاه هستيم. ما فکر ميکنيم که از اکثر اطلاعات محيط پيرامون خود با خبريم اما اين هم توهم بينايي ديگري است که با آن مواجه هستيم و اين فرصت ديگري براي شعبده بازان است.
پردازش مقادير زياد دادهها از نظر محاسباتي سنگين است. اگر بخواهيد که اطلاعات تصويري زيادي را پردازش کنيد نياز به مغز بزرگي داريد. اما مغزهاي بزرگ هم نياز به کلههاي بزرگ دارند که در آن جا شوند و احتياج به غذاي زيادي دارند تا به خوبي تغذيه شوند. بنابراين بجاي اين که تبديل به موجوداتي با مغزهاي بسيار بزرگ شويم، ما استراتژيهاي بهينهتري را انتخاب کردهايم که به ما کمک ميکنند تا اتفاقات محيط پيرامون خود را با توجه به اهميتي که دارند، اولويت بندي کنيم و مواردي که کمتر مهم هستند را ناديده بگيريم.
به بيان ديگر تا زماني که کاملا به چيزي توجه نکرده باشيد، قادر نيستيد آن را ببينيد. پديدههايي مانند نديدن در اثر بي توجهي يا کوري متغير ناشي از اين موضوع است؛ پديدههايي که در اثر آنها افراد واضحترين تغييرات را هم متوجه نميشوند چرا که در بار اول چندان توجهي به آن نداشتهاند. اين مثالها نشان مي دهند که اگر ذهن افراد به درستي منحرف شود آنها قادر به ديدن يک گوريل درست در جلوي چشم خود هم نخواهند بود.
شعبدهبازان معمولا از اين محدوديتهاي انساني بهره ميبرند و با منحرف کردن توجه بينندگان، مانع از ديده شدن حرکات مخفي خود ميشوند. در برخي از آزمايشات نشان داده شده که چطور چنين کارهايي باعث ميشود تا وقايع کاملا آشکار از ديد بينندگان پنهان بماند.
تردستي فندک
در کلک مربوط به فندک نيز، فرد تردست درست روبروي ديد مخاطب نشسته است (تصوير a)، او فندک را برداشته و روشن ميکند. او وانمود ميکند که قصد دارد تا شعلهها را خاموش کند و با ايجاد مسير نگاه انحرافي فندک را ناپديد ميکند.
در تصوير f فندک به وضوح از دست او رها شده و روي لباس او انداخته شده است با اين حال چيزي که به نظر بيننده ميآيد اين است که فندک ناپديد شده است. اگرچه فندک به وضوح پايين انداخته شده است ولي بسياري از بينندگان باز هم قادر به ديدن اين صحنه نيستند چرا که ذهنشان منحرف شده است.
چيزي که اين کلک و ساير کلکها نشان ميدهد اين است که مردم اغلب حتي وقتي مستقيم به چيزي نگاه ميکنند، آن را نميبينند. بنابراين شايد حالا ديگر کمتر به چشمانتان اعتماد کنيد چون هيچوقت نميدانيد که چه چيزي واقعا در حال روي دادن است.
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد