سلامت نيوز/ ميزگرد بررسي علل و عوامل شکل گيري کانونهاي ريزگرد و ظهور اين پديده در خوزستان با هدف بررسي تاريخچه ايجاد اين کانونها در جلگه خوزستان و روند تشديد پديده گرد و غبار در استان در ايسناي خوزستان برگزار شد.
اين ميزگرد با حضور احمدرضا لاهيجان زاده مديرکل حفاظت محيط زيست خوزستان، دکتر عليرضا زراسوندي مدير مرکز تحقيقات منطقهاي ريزگردها و عضو هيات علمي دانشکده علوم زمين دانشگاه شهيد چمران اهواز، دکتر بهنام کرمي پژوهشگر و فعال اجتماعي حوزه محيط زيست و هژير کياني فعال محيط زيست و نماينده شبکه سمنهاي محيط زيست خوزستان برگزار شد.
در آغاز، مدير مرکز تحقيقات منطقهاي ريزگردها به تشريح سابقه و ريشه تاريخي پديده ريزگردها در جهان و ايران پرداخت و اظهار کرد: اسناد بسيار قديمي وجود دارد که نشان ميدهد منطقه خاورميانه يکي از مناطق با پتانسيل بالاي وقوع پديده گرد و خاک در دنيا بوده است. اولين سند علمي درباره گرد و خاک در جهان نيز که توسط هرودوت گزارش شده، مربوط به مدفون شدن سپاه کمبوجيه در مصر است که نخستين حادثه ثبتشده گرد و خاک در دنيا است.
زراسوندي ادامه داد: به لحاظ زونبندي؛ مغولستان در آسياي ميانه، منطقه خاورميانه و سپس صحراي صاحارا در آفريقا به ترتيب نخستين تا سومين مناطق دنيا از نظر وقوع پديده ريزگردها هستند؛ بنابراين به لحاظ تاريخي و پتانسيلهاي زمين شناسي، منطقه خاورميانه داراي پتانسيل وقوع گرد و خاک است.
فاکتورهاي تبديل يک منطقه به کانون مستعد گرد و خاک
وي وجود سازندهاي زمين شناسي فرسايشپذير و نقاط ارتفاعي پست، کم بودن حجم بارندگي، سست و مستعد بودن بافت خاک و وجود شرايط اقليمي مناسب بهويژه باد غالب را چهار فاکتور مورد نياز براي تبديل شدن يک منطقه به کانون مستعد گرد و خاک عنوان کرد و افزود: از يک طرف، ايران بهطور ذاتي روي کمربند گرد و خاک دنيا قرار دارد و از طرفي از چهار جهت داراي باد غالب است. خوزستان نيز از دو جهت باد غالب خاص خود را دارد و درحال حاضر وقوع گرد و غبار در استان ناشي از همين دو باد غالب است.
اين استاد زمينشناسي زيستمحيطي در خصوص سابقه زماني وقوع پديده ريزگردها در خوزستان، تصريح کرد: در پروژه شناخت فاکتورهاي فيزيکوشيميايي گرد و خاک در خوزستان که در سال 89 به سفارش سازمان حفاظت محيط زيست و با همکاري دانشگاه تهران انجام داديم، متوجه شديم حدود 20 تا 25 سال قبل از سال 89 نيز در خوزستان کدهاي 06 و 07 هواشناسي که حاکي از وقوع پديده گرد و خاک است، گزارش شده بود.
زراسوندي ادامه داد: در همين زمينه پرسشنامهاي در شهرهاي آبادان و خرمشهر در بازه سني 100 سال ميان افراد توزيع شد و برخي افراد کهنسال شرکتکننده، از وقوع پديده گرد و خاک در حدود 90 سال قبل خبر داده بودند؛ بنابراين کشور ايران ذاتا روي کمربند گرد و خاک قرار دارد، اما در اين بازههاي تاريخي در خوزستان سالانه يک يا دو مرتبه و آن هم از کانونهاي گرد و خاک مشخص پديده گرد و خاک بروز ميکرد. مناطق سرخه، خزرج و امالدبس در غرب شوش، منطقه کوپال در شمال شرق اهواز و مناطقي از اميديه و غيزانيه کانونهاي سنتي و قديمي گرد و خاک در خوزستان بودند که در بازههاي زماني 100 سال قبل تا پيش از 30 سال قبل سالانه يک يا دو بار موجب بروز پديده گرد و خاک در خوزستان ميشدند.
وي افزود: اين مناطق در آن زمان به عنوان کانونهاي گرد و خاک شناخته شده بودند، اما خاک اين مناطق داراي رطوبت و شرايط بارندگي خوب نيز بود. در آن زمان، کانونهاي گرد و خاک خارج از ايران در کشور عراق نيز شناخته شده بودند. کشور عراق از نظر سياسي وضعيت خوبي داشت و مانند کشور ايران، مناطق و کانونهاي گرد و خاک کشور خود را ميشناختند و اقداماتي جهت کنترل اين مناطق نيز انجام ميدادند. پس در اين بازه زماني، کانونهاي گرد و خاک چه در داخل ايران و چه در کشور عراق شناخته شده بودند و تعداد وقوع پديده گرد و خاک در سال نيز کم بود.
اقدامات اشتباهي که موجب تشديد گرد و خاک شد
مدير مرکز تحقيقات منطقهاي ريزگردها ادامه داد: در آن بازه زماني به علت اينکه بروز پديده گرد و غبار، فرآيندي کاملا ليتوژنيک و زمينزاد بود، تعداد وقوع اين پديده در سال شايد يک يا دو مورد بود؛ بنابراين فرآيند بروز اين پديده به صورت انسانزاد نبود و طبيعت بود که موجب شکلگيري اين پديده ميشد، اما کارهاي غلط گذشته و اشتباهات زيست محيطي، در طول سالهاي بعد متوقف نشد و تکرار اين اقدامات اشتباه و تقابل با محيط زيست موجب تشديد اين فرآيند شد.
زراسوندي اظهار کرد: هر چند حجم کم بارندگي مهمترين فاکتور براي تبديل شدن يک منطقه به اراضي مستعد گرد و خاک است، اما در طول اين سالها با انجام اقدامات اشتباهي نظير گرفتن رطوبت از خاک بهصورت انسانزاد، فرآيند شکلگيري پديده گرد و خاک تشديد شد. در خوزستان، فاکتورهاي لازم مانند وجود باد غالب را از گذشته داشتيم، اما اقداماتي مثل کاهش دبي رودخانههاي جاري در استان، عدم تامين حقآبه تالابها و فعاليتهاي عمراني فاقد نگاه زيست محيطي و بدون ارزيابي زيست محيطي منجر به نتايجي شد که هماکنون شاهد آن هستيم.
وي با بيان اينکه بسياري از کانونهاي گرد و خاک در خوزستان به علت فعاليتهاي عمراني تشکيل شدهاند، تصريح کرد: درک چنين موضوعي نياز به تفکر ندارد. شايد در بازهاي از زمان کشور نيازمند فعاليتهاي عمراني و اقتصادي بود اما پس از انجام اين فعاليتها بايد تبعات ناشي از آنها اصلاح ميشد که اين کار انجام نشد و چنين شرايطي براي ما ايجاد کرد. تقريبا 700 هزار هکتار اراضي مستعد گرد و خاک در خوزستان وجود دارد و از 350 هزار هکتار کانونهاي فعال گرد و خاک استان، حداقل 122 هزار هکتار از آن کانونهاي کاملا جديد هستند که در مناطقي نظير شرق اهواز قرار دارند.
اين استاد برجسته زمينشناسي اثرگذاري کانونهاي جديد گرد و خاک در بروز پديده ريزگردها را بيشتر از اثرگذاري کانونهاي قديمي داخلي دانست و در تشريح علل اين وضعيت، عنوان کرد: کانونهاي جديد گرد و خاک در استان خوزستان فعالتر، موقت و نزديک به جمعيتهاي انساني هستند. اگر اين کانونها در فاصله طولاني از سکونتگاههاي انساني قرار داشتند، شايد مشکل چندان خاصي ايجاد نميکردند، اما کانوني با فاصله 30 کيلومتر از اهواز که داراي گستره جمعيتي بيش از يک ميليون نفر است، بهطور طبيعي بيشترين درگيري و آزار را در بروز پديده گرد و خاک براي اين شهر ايجاد ميکند.
خوزستان، آلبومي از مشکلات زيست محيطي است
زراسوندي بيان کرد: در خوزستان آلبومي از مشکلات زيست محيطي داريم و قدرت انتخاب نداريم، يعني سازمان حفاظت محيط زيست و شهروندان با چندين فاکتور زيست محيطي در استان مواجه هستند؛ بنابراين بايد رفع اين مشکلات را اولويتبندي کرد. مهمترين حوزه در مسائل زيست محيطي، حوزه سلامت است.
وي ادامه داد: با توجه به اقداماتي که دولت اکنون در سطح حدود 40 هزار هکتار از کانونهاي فوق بحراني گرد و خاک در خوزستان براي مقابله با پديده ريزگردها انجام ميدهد، شايد مردم فکر کنند که با اين اقدامات معضل ريزگردها کاملا حل و تمام خواهد شد. متاسفانه برخي نيز به اين تصور در ذهن مردم دامن ميزنند. واقعا از اين مساله نگران هستم که اين اقدامات دولت به پايان برسد و پس از آن با وقوع مجدد پديده ريزگردها، مردم بگويند که با وجود تمامي اين اقدامات بازهم مشکل گرد و خاک را داريم و هيچ اتفاقي نيافتاده است.
مدير مرکز تحقيقات منطقهاي ريزگردها افزود: اکنون 350 هزار هکتار کانون فعال گرد و خاک در خوزستان وجود دارد؛ نبايد به مردم القا شود که با کنترل و مهار حدود 40 هزار هکتار از کانون فوق بحراني گرد و خاک در اطراف اهواز، پديده گرد و غبار کاملا حل خواهد شد. بازه زماني اقدامات کنوني دولت در اين کانون گرد و خاک، يک سال است؛ آيا در اين يک سال ارتفاع نهال به سه متر يا عرض بوتهها به پنج متر ميرسد؟ خير، چنين چيزي امکان ندارد.
وي اظهار کرد: اقداماتي که اکنون دولت جهت مهار پديده ريزگردها در خوزستان در دست اجرا دارد، در يکي از کانونهاي گرد و خاک خوزستان انجام ميشود و ممکن است يک کانون ديگر نيز فعال شود، پس بايد وضعيت کانونهاي گرد و خاک استان را به صورت کامل در نظر گرفت.
انتقال آب بين حوضهاي، براي مقصد و مبدا زيانبار است
زراسوندي گفت: محيط زيست در بحث توسعه، همراه توسعه است. اينکه ميگويند محيط زيست مانع توسعه است، صحيح نيست. بر اساس يافتههاي علم زمين شناسي و محيط زيست، انتقال آب بين حوضهاي، هم براي حوضه مقصد و هم براي حوزه مبدا زيانبار است و روند مرسوم و طبيعي زيست محيطي منطقه را به هم ميريزد. انتقال آب بين حوضهاي از رودخانههاي خوزستان نيز 100 درصد در شکلگيري پديده گرد و خاک موثر است. متاسفانه بحث حقآبه محيط زيست در گذشته در کشور ما اصلا مطرح نبود و وجود نداشت. حقآبه زيست محيطي تالاب يا رودخانهها حداقل حجم آبي است که اين عرصهها براي حفظ حيات خود نياز دارند؛ هر گونه فعاليت عمراني در مسير توسعه نيز به شرط در نظر گرفتن ملاحظات زيست محيطي و تامين حقآبه حوضههاي پايين دست ميتواند انجام شود.
وي با تاکيد بر اينکه انتقال آب بين حوضهاي از لحاظ زيست محيطي هم حوزه مبدا و هم حوزه مقصد را دچار مشکل ميکند، اظهار کرد: در سالهاي گذشته حتي 70 تا 80 مورد وقوع پديده گرد و غبار در سال را در خوزستان داشتيم و همچنان در رسانهها و گاهي از زبان برخي فعالان محيط زيست اعداد عجيب و غريبي از سهم منشا داخلي و خارجي در بروز پديده گرد و غبار در خوزستان منتشر ميشود در حالي که اداره هواشناسي طبق دادههاي خود ميتواند اعلام کند که در هر سال چند مورد پديده گرد و غبار با کد خارجي و چند مورد پديده گرد و غبار با کد داخلي گزارش کرده است.
مشخص کردن سهم منشاء گرد و غبار جز با دادههاي هواشناسي مقدور نيست
اين استاد زمين شناسي ادامه داد: بر اساس اين آمار ارائهشده از سوي اداره هواشناسي ميتوان سهم عوامل خارجي و عوامل داخلي در بروز پديده گرد و غبار در يک سال خاص را اعلام کرد که کاري بسيار راحت و مطابق دادههاي هواشناسي قابل محاسبه است؛ بنابراين مشخص کردن سهم منشا داخلي و منشا خارجي در بروز اين پديده به صورت دلبخواهي و بر اساس حجم توده يا هيچ آيتمي، جز دادههاي هواشناسي مقدور نيست. با تکيه بر فراواني وقوع پديده گرد و غبار و کدهاي هواشناسي ميتوان سهم اين عوامل را در بروز پديده ريزگردها در يک سال خاص مشخص کرد.
زراسوندي افزود: از سال 86 تاکنون مدام اعدادي از سهم عوامل داخلي و خارجي در بروز پديده ريزگردها در خوزستان اعلام ميشود؛ درحاليکه بايد تکليف اين موضوع به روش يادشده روشن شود. ممکن است در يک سال سهم عوامل داخلي در بروز اين پديده از عوامل خارجي بيشتر باشد، اما مسلم است که با توجه به گستردگي باد غالب و فرآيندهاي مخرب در محيط زيست، در حال حاضر کشور ايران بيشتر متاثر از عوامل خارجي گرد و خاک نسبت به عوامل داخلي است.
فرق بين "گرد و خاک" و "گرد و غبار"
وي با بيان اينکه از گذشته دو بازه سنتي تابستانه و زمستانه در بروز پديده گرد و خاک وجود داشته است، تصريح کرد: کشور ايران در عين حال که متاثر از عوامل خارجي گرد و خاک است، به علت فعاليت کانونهاي داخلي نيز درگير پديده گرد و خاک مي شود.
مدير مرکز تحقيقات منطقهاي ريزگردها ادامه داد: هرچند سهم عوامل و کانونهاي داخلي گرد و خاک در بروز پديده ريزگردها نسبت به سهم عوامل خارجي کمتر است، اما بايد شدت پديده ريزگردها، ميزان ديد افقي در هنگام وقوع اين پديده و فاصله کانونها از گسترههاي جمعيتي را زماني که پديده گرد و خاک ناشي از عوامل داخلي است، در نظر گرفت و دخالت داد. پديده ناشي از کانونهاي محلي و کانونهاي داخلي را "گرد و خاک" ميناميم و پديده ناشي از کانونهاي خارجي نيز "گرد و غبار" نام دارد.
زراسوندي بيان کرد: جنس ذرات گرد و خاک يا گرد و غبار به تفکيک منشا خارجي و منشا محلي با مطالعاتي که صورت گرفت، کاملا مشخص شد. زمين شيمي، کاني شناسي، بافت و جنس خاک براي پديده ريزگردهاي ناشي از عوامل داخلي با اين پديده زماني که ناشي از عوامل خارجي است، تفاوت دارد. ترکيب کاني شناسي ذرات گرد و خاک در هنگام وقوع پديده گرد و خاک با منشا داخلي ترکيب نمک و سولفات است و علت اين است که برخي از کانونهاي گرد و خاک در خوزستان در گذشته، سيستم محيط آبگير بودند و البته به صورت ذاتي خاک مناطق شرقي اهواز داراي نمک بيشتري است.
وي ادامه داد: بافت خاک در زمان وقوع پديده ريزگردها با منشا محلي نسبت به منشا خارجي سنگينتر است. زماني که در ترکيب خاک سولفات و کلريت وجود داشته باشد، بهطور طبيعي حمل متالهايي (فلزاتي) مانند نيکل، واناديم و ... راحتتر است. زماني که گرد و خاک با فاصله طولانيتري از سکونتگاهها خيزش کند، ذرات خاک داراي چگالي بالا، قابليت حمل پيدا نميکنند و تنها عناصر با چگالي پايين قابل حمل خواهند بود.
اين استاد برجسته زمين شناسي در خصوص تجارب ساير کشورهاي درگير پديده گرد و خاک در کنترل و مهار اين پديده، تصريح کرد: استراليا يکي از کشورهاي موفق دنيا در بحث کنترل گرد و خاک است؛ بنابراين نبايد استراليا را فراموش کنيم. کشور چين نيز از ديگر کشورهاي موفق در اين زمينه است و ظاهرا در 2 تا سه ميليون هکتار از اراضي خود توانسته اقداماتي انجام دهد. اين تجارب را بايد در سه فاز مطالعه، مانيتورينگ و کنترل و مديريت دنبال کنيم.
در زمينه پديده گرد و خاک مديريت ريسک وجود ندارد
به گزارش ايسنا؛ دکتر بهنام کرمي پژوهشگر و فعال اجتماعي حوزه محيط زيست، نيز در اين نشست با اشاره به تاخير در اعلام منشا پديدههاي گرد و خاک از سوي سازمان هواشناسي اظهار کرد: در خصوص سهم عوامل داخلي يا خارجي در بروز پديده گرد و خاک بايد به سازمان هواشناسي استناد کرد، اما اين سازمان هميشه شهامت نداشته تا به صورت آني منشا پديدههاي گرد و غبار يعني داخلي يا خارجي بودن منشا اين پديده را اعلام کند. در روزهاي نهم و دهم بهمنماه سال 93 وقوع پديده گرد و خاک با منشا داخلي را شاهد بوديم، اما سازمان هواشناسي نتيجه بررسي منشا اين پديده را 21 بهمنماه آن سال اعلام کرد که اين امر جاي سوال است، زيرا وقتي تصاوير ماهوارهاي موجود است، به سرعت ميتوان منشا اين پديده را مشخص کرد.
وي ادامه داد: اگر سازمان هواشناسي در سال 93 در همان دهم بهمن ماه منشا پديده گرد و خاک را اعلام ميکرد شايد ميتوانستيم اقداماتي انجام دهيم تا ديگر اين پديده را در سال 95 نداشته باشيم. اعلام به موقع يک بحث علمي ميتواند به اقدامات پيشگيرانه کمک کند. در زمينه حوادثي همچون پديده گرد و خاک در کشور تنها مديريت بحران ايجاد کردهايم و مديريت ريسک وجود ندارد و حتما بايد بحراني رخ دهد تا مديريت بحران ورود کند، اما در مديريت ريسک بهراحتي با بهرهگيري از دادههاي موجود ميتوان با درصدي از خطا، اتفاقات را حتي تا صد سال آينده پيشبيني کرد.
اين فعال محيط زيست تصريح کرد: عنوانکردن و پررنگ کردن نقش و سهم منشا خارجي در بروز پديده گرد و خاک داراي اهدافي بوده است تا از اقدامات بازدارنده جلوگيري شود، زيرا اقدامات بازدارنده هزينهزا هستند و به هر حال اين هزينهها را متوليان اين عرصه که مستقيما دولتها هستند، نخواستند بپردازند و اکنون اين هزينهها را مردم ميپردازند.
کرمي با بيان اينکه سازمان حفاظت محيط زيست در تمام دولتها يک حياط خلوت بوده است، عنوان کرد: اينکه مديريت ريسک فاقد کوچکترين نقشي در تصميمگيريها است، از چالشهاي بزرگ کشور در حوزه زيست محيطي است. وظيفه مديريت ريسک، پيشبيني، جلوگيري و ارائه راهکار است؛ درحاليکه مديريت بحران تنها تقابل و واکنش نشان دادن در هنگام بروز حوادث است.
هر اقدامي در جلگه بايد همسو با شرايط جلگه باشد
وي با اشاره به داشتههاي محيط زيستي و طبيعي خوزستان ازجمله وجود پنج رودخانه بزرگ و جلگه بودن منطقه گفت: در آمايش سرزميني براي خوزستان حتما بايد ويژگي اقليمي استان و جلگه بودن تمام 65 هزار کيلومترمربع مساحت آن در نظر گرفته ميشد. در جلگهها اجازه انجام هر کاري را نداريم و هر اقدامي در جلگه بايد همسو با شرايط جلگه باشد، در غير اين صورت بايد منتظر عواقب ناشي از آن بود.
اين پژوهشگر محيط زيست بيان کرد: يکي از بزرگترين کانونهاي گرد و خاک خوزستان منطقه اطراف هنديجان است که در حوضه آبريز رودخانه زهره و جراحي قرار دارد. متاسفانه ما داشتههاي طبيعي خود را ناديده گرفتيم و اين داشتهها را حفظ نکرديم. کار کردن با زيست بوم، مستلزم داشتن الفباي زيست بوم است. در حوضههاي اکولوژي و هيدرولوژي الفباي زيست بوم، نياز آبي زيست محيطي است اما در هيچکدام از پروژهها به هيچ عنوان اين موضوع را در نظر نگرفتند.
کرمي افزود: مهندسان مشاور اين گونه پروژهها شايد فاقد دانش آبي زيست محيطي هستند. در بحث نياز آبي زيست محيطي هم نياز اکولوژي و هم نياز هيدرولوژي مطرح است. اکثر اين مهندسان مشاور تنها بحث هيدرولوژي را مدنظر قرار ميدهند و اصلا اکولوژيست نيستند يعني آنچه برآورد کردهاند، رقمي براي هيدرولوژي است. متاسفانه در بحث نياز آبي اکولوژي غفلت کردهايم و اکنون نتيجه آن غفلت را با پيامدهاي اقداماتي که در خوزستان مثلا تحت عنوان توسعه انجام شد، مشاهده ميکنيم.
چرا تالاب هورالعظيم را خشک کردند؟
وي با اشاره به روند تخريب تالاب هورالعظيم در حدود 7 سال گذشته، عنوان کرد: در خوزستان ميدان نفتي آزادگان بهصورت مشترک با عراق وجود دارد. اين ميدان جهت افزايش استخراج نفت اولويتگذاري شد و محل فعاليت شرکت نفتي در ميدان آزادگان نيز در حوضچه شماره 3 تالاب هورالعظيم قرار داشت که داراي يک متر عمق آب بود. با وجود برخورداري ايران از دانش حفاري و استخراج نفت در اعماق خليج فارس و با وجود اينکه مجموعه نفت حاضر به استخراج در عمق يک متر آب شده بود، پيمانکاران اين مجموعه در هورالعظيم بايد پاسخگو باشند که چرا يک تالاب را اين گونه جهت کسب سود قطعي که اکنون چندين برابر آن را هزينه و ضرر ميدهيم، خشکاندند؟
اين پژوهشگر محيط زيست با بيان اينکه در حال حاضر در اين آشفتهبازار مسائل زيست محيطي در خوزستان، احياي اين تالاب از مهمترين کارهاي ارزندهاي است که اجرا ميشود، افزود: اگر وضعيت 127 هزار هکتار بخش ايراني تالاب هورالعظيم مانند 10 سال گذشته ثابت ميماند، ريزگردهايي که از عراق به سمت خوزستان در حال حرکت بودند، در اين تالاب نشست ميکردند.
کرمي گفت: در کشور ايران دانش بيابانزدايي از 80 سال قبل وجود داشت. در بازههاي زماني گذشته پديده گرد و خاک در خوزستان به صورت سنتي بود اما از سال 82 اين پديده اپيدمي شد و اکنون با اپيدمي گرد و خاک مواجهيم. علل اين امر، ديگر اتفاقات طبيعت و محيط زيست نيست بلکه اقداماتي است که در محيط زيست انجام داديم و منجر به اپيدمي شدن اين پديده شد. در طول هشت سال جنگ تحميلي، حمل و بهکارگيري ماشينآلات، ادوات و اسلحههاي سنگين موجب تخريب بافت خاک و از بين رفتن ساختار مولکولي خاک شد و ديگر منطقه مستعد گرد و خاک بود، اما در عين حال رطوبت خاک منطقه حفظ ميشد. در آن زمان سدسازيهاي گسترده انجام نشده بود يا به بهرهبرداري کلان نرسيده بودند.
وي بيان کرد: سيلاب، شريان حيات جلگه خوزستان است و راه حل قطعي حل پديده ريزگردها، گردهمايي مديران سدها در خوزستان و اتخاذ تصميم به منظور کاهش ميزان توليد برق در نيروگاهها يا توليد برق همزمان با تامين نياز آبي رودخانهها و رهاسازي حقآبهها است.
اقليم خوزستان تغيير کرده است
اين فعال محيط زيست با اشاره به افزايش دما در پي تغيير اقليم خوزستان اظهار کرد: تغيير اقليم در خوزستان زودتر از برنامه 2025 اتفاق افتاده است؛ در اين برنامه پيشبيني شده بود که دماي هوا در خوزستان تا سال 2025، 2 درجه افزايش يابد که اکنون 1.7 درجه آن محقق شده است.
کرمي بيان کرد: بسياري از نقاط خوزستان فاقد رطوبت هستند. در صورت وزش باد غالب با جهت مستقيم از اين کانونها، ريزگرد توليد نميشود و يا در صورت توليد، اين ذرات در فواصل کم نشست ميکنند. در صورتي که اگر باد غالب بر فراز کانونهاي گرد و خاک حالت طوفان به خود بگيرد، ذرات گرد و غبار از 300 متر تا 1500 متر بالا ميروند. اکنون وزش باد با سرعت 10 تا 15 متر بر ثانيه توانايي فعال کردن کانونهاي گردوخاک را دارد، يعني تا اين حد خاک ما از نظر رطوبتي و پوشش گياهي فقير شده است. کشاورزان نيز به علت عدم تامين حقآبه رودخانهها و از دست رفتن رطوبت خاک، کشت و زرع در اراضي خود را رها کردهاند.
وي با بيان اينکه برخي انتقادات نسبت به سازمان حفاظت محيط زيست اشتباه است، تصريح کرد: انتقاداتي که اکنون دوستان ما به رييس سازمان حفاظت محيط زيست وارد ميکنند، اشتباه است. اين افراد راه درست انتقاد از خانم ابتکار را نميدانند زيرا فاقد سواد زيست محيطي هستند و تنها سواد سياسي دارند و به سياسي بودن شخصيت خانم ابتکار انتقاد وارد کرده و به محيط زيست حمله ميکنند، زيرا رييس سازمان حفاظت محيط زيست يک فرد سياسي است. از نظر محيط زيستي خانم ابتکار داراي نواقص بسياري است که اين افراد از آنها مطلع نيستند. اينکه نمايندگان مجلس خوزستان با ماسک در جلسه حاضر شوند هيچ مشکلي از خوزستان حل نميکند و نميتواند هيچ حقي را براي خوزستان ادا کند.
کدام يک از نمايندگان خوزستان در مجلس مشاور محيط زيستي دارد؟
اين فعال محيط زيست ادامه داد: اين همه فارغالتحصيل محيط زيست بيکار در خوزستان وجود دارد، اما کدام يک از نمايندگان خوزستان در مجلس مشاور محيط زيستي دارد؟ نمايندگان ما هيچگونه تخصصي در هيچکدام از حوزههاي کاربردي محيط زيست ندارند و اين امر يک ضعف محسوب ميشود. در هيچ دورهاي نمايندگان ما مشاور زيست محيطي نداشتند تا بتوانند پيشبيني اتفاقات زيست محيطي را از آن طريق داشته باشند.
کرمي عنوان کرد: اقدامات مجموعه نفت در خشک کردن تالاب هورالعظيم به اندازهاي گسترده و فاجعهبار بود که ما فعالان حوزه محيط زيست، طرح آماک (جمعآوري گازهاي همراه با نفت) را فراموش کرديم. فعالان محيط زيستي به علت اين اقدامات، مجموعه نفت را مورد هجمه قرار دادند و از ديگر اقدامات نفت در آلايندگي و شکلگيري کانونها غافل شدند.
وي افزود: اشتباه ديگري که به اسم آبگيري تالابها در خوزستان انجام ميشود، تخليه پسابها در تالابها است. آبي که به اصطلاح به تالابها هدايت ميکنيم، داراي سموم کشاورزي و پسابهاي صنعتي است. ميزان تبخير و تعريق سالانه در خوزستان 2100 ميليمتر است يعني يک استخر با عمق 2 متر آب در طول يک سال خشک ميشود. پس وضعيت تالاب شادگان که ارتفاع آب آن در برخي نقاط 50 سانتيمتر است را بايد در نظر بگيريم که البته اين آب هم در واقع پساب است. با تبخير اين آب يا همان پساب، يک لايه پفکي در بستر تالاب ايجاد ميشود و زماني که به گرد و خاک تبديل شود، فاجعه بعدي رخ ميدهد.
رشد فزاينده بيماريها در خوزستان حاکي از اتفاقات بدي است
اين پژوهشگر محيط زيست اظهار کرد: قرار بود وزارت بهداشت وضعيت آلودگي پديده ريزگردها به مواد شيميايي و فلزات سنگين را اعلام کند که متاسفانه هنوز اعلام نکرده است. اين عدم اعلام به معناي آلوده بودن گرد و خاک به اين ترکيبات و فلزات و صحيح بودن گفتههاي ما است. رشد فزاينده بيماريها در خوزستان نيز حاکي از اتفاقات بدي است که در حال رخ دادن است. زماني تنها بخشي از بيمارستان شفا به بيماران سرطاني اختصاص داده ميشد، اما اکنون در حال احداث يک بيمارستان براي بيماران سرطاني هستند که اين امر نشانگر شيوع موجي از بيماريهاي مختلف در استان است. احداث يک بيمارستان براي بيماران سرطاني خبر خوبي نيست. در ريه تمام خوزستاني ها هاگ يا بذر قارچ وجود دارد، ريههاي تمام مردم آسيب ديده است. اين امر واقعيتي است که مسائل زيست محيطي به استان تحميل ميکند.
سازمان حفاظت محيط زيست موفق نبوده است
هژير کياني نماينده شبکه سمنهاي محيط زيست خوزستان، نيز در اين نشست اظهار کرد: جلگه تعريف خاص خود را دارد و حقآبه جلگه خوزستان کاملا مشخص بوده است. سدسازيها و مسدود کردن حقآبههاي جلگه خوزستان سبب فراهم شدن شرايط لازم براي بروز پديده ريزگردها شد و اکنون راه حل اساسي مشکل ريزگردها، رهاسازي حقآبه رودخانهها و تالابهاي خوزستان در قالب يک برنامه جامع و نه يک برنامه موقت و کوتاهمدت است.
وي ادامه داد: به نظر ميرسد سازمان حفاظت محيط زيست در کشور ايران، عليرغم تمام تلاشهايي که شده، موفق نبوده است؛ بهويژه در خوزستاني که وابستگي درآمدهاي دولت به منابع نفتي و ساير منابع آن کاملا مشخص است، هيچ عقلي سالمي نميتواند بپذيرد که براي مثال جهت حفظ حيات تالاب از فعاليتهاي نفتي در هورالعظيم جلوگيري و تاسيسات نفتي مستقر در تالاب جمعآوري شود.
دبير انجمن دوستداران محيط زيست خوزستان بيان کرد: مطالعات زيست محيطي وابسته به دولت و بدون مشارکت سازمانهاي مردمنهاد و مردم نميتواند حقايق پديدهها و مسائل زيست محيطي را به مردم بگويد و ملاحظات جناحي و سياسي نيز موجب ميشود نتيجه مورد نظر محقق نشود.
کياني با تاکيد بر لزوم مشارکت مردم و سمنها در طرحهاي مهار و مقابله با ريزگردها عنوان کرد: با نهالکاري ميتوان حداقل 50 هزار هکتار از کانونهاي فعال گرد و خاک در خوزستان را بهنوعي مهار کرد، اما تکليف حدود يک ميليون هکتار اراضي مستعد گرد و خاک چه ميشود؟
وي با اشاره به حذف مردم و سمنها از تمام مراحل طرح ضربتي براي مهار يکي از کانونهاي فوق بحراني گرد و خاک، گفت: آيا مطالعاتي در زمينه تاثيرگذاري کاشت گونه کهور در مهار کانونهاي ريزگرد انجام شده است؟
اين فعال محيط زيست روش "نقشبندي خاک" را يکي از شيوههاي سازگار و همسو با طبيعت به منظور مقابله با پديده گرد و خاک عنوان و اظهار کرد: در اين شيوه هم ميتوان از مشارکت جوامع محلي استفاده کرد و هم اقداماتي با هزينه کمتر و ظرفيت اراضي بيشتر انجام داد. "نقشبندي خاک" در بسياري از کشورهاي دنيا انجام شده و نسبت به نهالکاري بسيار موثرتر بوده است. اين در حالي است که ادارهکل منابع طبيعي خوزستان بارها اعلام کرد که حتي يک ريال اعتبار براي نگهداري از نهالهايي که در سال 94 در برخي کانونهاي گرد و خاک کاشتند، به آنها اختصاص نيافته است.
بسياري از مسائل خوزستان تحت تاثير هورالعظيم قرار گرفته است
وي اظهار کرد: از اوايل دهه 80 همزمان با آبگيري سد کارون 3 پديده گرد و غبار در خوزستان تشديد شد و به دنبال آن احداث سدهاي ديگري در برنامه قرار گرفت؛ بنابراين سدسازيهاي متعدد، بستن حقآبههاي تالابها و رودخانهها و جلگه خوزستان و تلاش دولت براي دستيابي به چند دلار بيشتر در محدوده هورالعظيم و خشکاندن اين تالاب، از عوامل شکلگيري کانونهاي گرد و خاک و بروز پديده ريزگردها در خوزستان شد.
دبير انجمن دوستداران محيط زيست خوزستان با بيان اينکه مساله هورالعظيم به يک غائله در استان خوزستان تبديل شده است، تصريح کرد: بسياري از مسائل خوزستان تحت تاثير مساله هورالعظيم قرار گرفته و هورالعظيم ابزاري براي سوءاستفاده جناحهايي شده که اکنون «ريزگردسواري» ميکنند. در اعدادي که سازمان حفاظت محيط زيست در زمينه آبگيري هورالعظيم ارائه ميدهد، جاي ترديد وجود دارد زيرا در حوزه طبيعت نميتوانيم به صورت دقيق آماري از آبگيريهاي 70 درصدي دهيم.
آنچه بر سر تالابهاي بينالنهرين آمد
به گزارش ايسنا؛ احمدرضا لاهيجان زاده مديرکل حفاظت محيط زيست خوزستان، نيز در اين نشست اظهار کرد: سال گذشته با بررسي و تحقيق بسيار زياد به اطلاعات خوبي از کشورهاي عراق، ترکيه، سوريه و ايران و اتفاقاتي که در اکوسيستم اين مناطق ايجاد و منجر به مصيبت ريزگردها شده، دست يافتيم. در اين راستا دو کتاب انگليسي نيز به زبان فارسي ترجمه شد که داراي اطلاعات خيلي خوبي بودند.
وي ادامه داد: تصاوير ماهوارهاي از تالابهاي شمال بصره و جنوب عراق که به تالابهاي بينالنهرين معروف است، نشان ميدهد که سال 1988 و حتي 1990 ميلادي مجموع سطح عرصه تالابي در کشور عراق بين يک ميليون تا يک ميليون و 700 هزار هکتار بود. در اين زمان مساحت تالاب هورالعظيم حدود 350 هزار هکتار بود که يک سوم آن يعني 127 هزار هکتار در خاک ايران قرار دارد.
مديرکل حفاظت محيط زيست خوزستان با اشاره به جنگ کويت و عراق در سال 1991 ميلادي و به دنبال آن حمله آمريکا به عراق براي آزادسازي کويت تصريح کرد: نيروهاي ارتش آمريکا در 25 بهمن سال 69 به عراق حمله کردند و به سمت بغداد در حال پيشروي بودند که همزمان نيروهاي شيعه ساکن در جنوب عراق با نيروهاي ارتش آمريکا وارد مبارزه شدند و پس از اتفاقاتيکه بهدنبال آن رخ داد با حمله دولت عراق به اين شيعيان، حدود 90 هزار نفر از شيعيان متواري شدند و حداقل 70 هزار نفر از آنان در مجموعه تالابهاي بينالنهرين مخفي شدند.
لاهيجان زاده ادامه داد: دولت عراق که از مبارزه نظامي با شيعيان ساکنشده در اين تالابها به نتيجه نرسيد، سوزاندن نيزارها و بمباران اين تالابها را آغاز کرد و در سال 1992 اقدام به احداث کانالي بسيار بزرگ به طول 50 کيلومتر و عرض 2 کيلومتر کرد، اين کانال به کانال صدام مشهور است. دولت عراق در اين سال تخليه آب مجموعه تالابهاي بينالنهرين را بهصورت تعمدي آغاز کرد و حتي کانال ديگري حفر کرد تا بخش انتهايي تالاب هورالعظيم به کانال صدام متصل شود.
وي افزود: با ادامه روند تخليه آب تالابهاي بينالنهرين از طريق کانال صدام، تقريبا در سال 2000 ميلادي بيش از 70 درصد تالابهاي بينالنهرين و همچنين بر اساس گزارش بينالمللي تا 90 درصد اين تالابها کاملا خشک شد. البته ممکن است که در برخي نقاط خشکشده اين تالابها هنوز رطوبت وجود داشته، اما آبي براي اهالي جهت حفظ معيشت و صيادي در اين تالابها وجود نداشت.
مديرکل حفاظت محيط زيست خوزستان ادامه داد: فاجعهاي که در سال 2000 ميلادي در مجموعه تالابهاي جنوب کشور عراق رخ داد، يکي از بزرگترين و مهمترين فاجعههاي زيست محيطي بوده که از سوي سازمان ملل با از بين رفتن صدها هزار هکتار از جنگلهاي آمازون مقايسه شده است؛ يعني خسارات ناشي از خشک شدن اين تالابها با خسارت ناشي از نابود شدن بخش زيادي از جنگلهاي يکي از مهمترين اکوسيستمهاي محيط زيستي دنيا به نوعي برابر دانسته شد.
لاهيجان زاده بيان کرد: در فاصله خشک شدن بخش زيادي از تالابهاي بينالنهرين، دولت ترکيه نيز پروژه بزرگي به نام گپ ( GAP ) آغاز کرد و تصميم گرفت که حداقل 90 ميليارد مترمکعب آب از رودخانههاي دجله و فرات را ذخيره کند و اجازه خروج اين آب از مرزهاي ترکيه را ندهد؛ کشور ترکيه بهشدت اين پروژه را پيگيري کرد.
وي ادامه داد: دولت ترکيه، سد آتاتورک را با ظرفيت 44 ميليارد مترمکعب آب به بهرهبرداري رساند. ظرفيت سد آتاتورک تقريبا معادل مجموع ظرفيت مخازن تمام سدهاي ايران است. اين سد جزو معدود سدهايي است که وسعت درياچه آن را در تصاوير ماهوارهاي به راحتي ميتوان مشاهده کرد. همچنين دولت ترکيه احداث يک سد ديگر را با ظرفيت بسيار زياد در حال اجرا دارد که به زودي به بهرهبرداري ميرسد.
مديرکل حفاظت محيط زيست خوزستان افزود: با بهرهبرداري از اين سد، ميزان خروج آب از رودخانههاي دجله و فرات به سمت عراق تا حدي کاهش مييابد که کشور عراق امکان کشاورزي را از دست ميدهد و حداقل 700 هزار هکتار از اراضي کشاورزي به علت نبود آب در عراق ديگر قابل کشت نخواهد بود. از نظر بينالمللي اختلافات بسياري بين دولتهاي عراق و ترکيه در خصوص پروژههاي سدسازي ترکيه وجود دارد که اين اختلافات منجر به اخذ يک تصميم در سازمان ملل شد.
لاهيجان زاده ادامه داد: بر اساس اين تصميم، دولت ترکيه متعهد شد که همواره رهاسازي 500 مترمکعب بر ثانيه آب از سد آتاتورک براي کشور عراق را محفوظ نگهدارد. اين حقآبه به علت اختلافات سياسي بين دو کشور ترکيه و عراق هيچ وقت رعايت نشده و حتي در کتابهاي سازمان ملل ذکر شده که گاه ميزان ورودي از سد آتاتورک به عراق به 100 مترمکعب بر ثانيه ميرسد.
وي به سدسازيهاي کشور عراق روي رودخانههاي دجله و فرات اشاره و اظهار کرد: مشابه سدسازيهاي ترکيه، سدهايي نيز در عراق و سوريه روي رودخانههاي دجله و فرات در حال احداث است. البته از نظر طبقهبندي و حجم مخزن اين سدها، کشور ترکيه در صدر است و پس از آن بهتدريج عراق و سوريه قرار ميگيرند. در حال حاضر آورد رودخانههاي دجله و فرات به مجموعه تالابهاي بينالنهرين به حداقل رسيده است.
مديرکل حفاظت محيط زيست خوزستان ادامه داد: حتي در فصول پرآب نيز آبي از رودخانه دجله و فرات به مجموعه تالابهاي بينالنهرين جريان پيدا نميکند. علاوه بر تمام موارد ذکرشده، از سال 2004 خشکساليهاي شديدي در منطقه داشتهايم. در سال 1388 اوج خشکساليها را در ايران تجربه کرديم و اين خشکسالي در منطقه موجب شد که بيش از 90 درصد تالابهاي بينالنهرين خشک شود.
لاهيجان زاده گفت: بر اساس مطالعات صورت گرفته، تا قبل از سال 2008 تعداد کانونهاي ريزگرد در کشور عراق کمتر از 30 نقطه بود. سال 2008 تعداد اين کانونها به صدها نقطه افزايش يافت. وجود رطوبت در منطقهحائز اهميت بسيار زيادي بود و عامل اساسي در مهار ريزگردها هنگام وزش بادهايي که از صحاري عربستان، جنوب غرب و شمال غرب عراق و همچنين اردن و سوريه ميوزيدند، محسوب ميشد.
وي ادامه داد: عرصه 1.5 ميليون هکتاري تالابهاي عراق و رطوبتي که در اين منطقه وجود داشت، در جلوگيري از بروز ريزگردها بسيار موثر بود. از سوي ديگر در 30 سال گذشته دماي هوا در برخي نقاط عراق 2 تا 3 درجه افزايش يافت. در ايستگاه بستان ميانگين دما در سه سال گذشته بين 2.5 تا 3 درجه و در اهواز بين 2 تا 2.5 درجه سانتيگراد افزايش يافته است که هر درجه افزايش دما ميتواند تغييرات بزرگي ايجاد کند.
مديرکل حفاظت محيط زيست خوزستان افزود: افزايش دماي 2 درجهاي بهعنوان عامل تشديدکننده پديده ريزگردها موجب شد تا ساير خاکهاي منطقه رطوبت خود را به سرعت از دست دهند و مستعد پديده گرد و غبار شوند؛ بنابراين در کشور عراق نزديک به 2 ميليون هکتار از اراضي در چند سال تبديل به کانون گرد و غبار شد و همچنين رطوبت خاک اين منطقه از دست رفت و به 50 درصد کاهش يافت. در ايستگاه بستان در 20 سال گذشته 70 تا 90 درصد رطوبت کاهش يافته است.
لاهيجان زاده با تشريح روند افزايش دما و کاهش رطوبت در ايستگاه بستان در 20 سال گذشته، گفت: تا سال 91 تعداد روزهاي متوالي که در ايستگاه بستان در فصل تابستان دماي هوا به 50 درجه سانتيگراد ميرسيد، حتي به يک ماه ميرسيد. از سال 91 به بعد ممکن است آبگيريهايي که در منطقه انجام شده، موجب کاهش مجدد ميانگين دماي هوا در اين ايستگاه شده باشند.
چگونه دريچهها روي هورالعظيم بسته شد؟
وي در خصوص علل تشکيل کانونهاي داخلي گرد و خاک در خوزستان اظهار کرد: همزمان با سدسازيهاي ترکيه، عراق و سوريه روي رودخانههاي دجله و فرات و خشک شدن مجموعه تالابهاي بينالنهرين در عراق اقدامات مشابهي به صورت کم و بيش در ايران انجام شد. از سال 89 شرکت نفت دريچه خروجي 2 و 3 تالاب هورالعظيم را مسدود کرد و موجب شد گسترهاي 50 تا 60 هزار هکتاري از تالاب هورالعظيم خشک شود و علاوه بر ايجاد مشکلات زيست محيطي و اکوسيستمي در تالاب، معيشت مردم منطقه را دچار مشکل کرد.
مديرکل حفاظت محيط زيست خوزستان بيان کرد: همچنين سد کرخه جهت تامين حقآبه دائمي تالاب هورالعظيم احداث شد. حداقل آورد اين سد 5 تا 5.5 ميليارد مترمکعب پيشبيني شد، اما متاسفانه در بالادست سد در استانهاي ايلام، لرستان، کرمانشاه و کردستان که سرشاخههاي رودخانه کرخه در اين استانها قرار دارد، بدون توجه به اينکه در پاييندست رودخانه کرخه، سد بزرگي وجود دارد که اگر حداقل 3 ميليارد مترمکعب آب در آن وجود نداشته باشد فاقد ارزش ميشود، اقدام به صدور مجوزهاي متعدد برداشت آب کردند.
لاهيجان زاده ادامه داد: اين استانها با صدور مجوزهاي متعدد برداشت آب که شامل آب زيرزميني ميشد، موجب کاهش آورد سد کرخه شدند. در سال گذشته وزارت نيرو در مورد علت کاهش آورد سد کرخه اعلام کرد که نتايج نشان داد 14 درصد عامل کاهش آورد کرخه ناشي از کاهش بارندگي و تا 49 درصد عامل کاهش آورد اين رودخانه ناشي از برداشتهاي غيرمجاز و مجاز در حوضه آبريز کرخه در بالادست اين سد است. برداشتهاي غيرمجاز از بالادست رودخانه کرخه حتي به نصب موتورهاي بيشمار چه بهصورت مجاز و چه غيرمجاز کشيده شد و حتي علاوه بر اين برداشتهاي مجاز و غيرمجاز، سدي به نام سيمره در بالادست رودخانه و سد کرخه احداث کردند که اين سد عاملي براي کاهش ورودي به کرخه شد و حتي سد ديگري نيز در دستور کار داشتند که اکنون متوقف شده است.
وي بيان کرد: از نظر علمي دلايل انسانزاد تشکيل کانونهاي گرد و خاک و بروز پديده ريزگردها در ايران مشابه اين دلايل در کشورهاي خارجي يعني ترکيه، عراق و سوريه است. ترکيه جهت جلوگيري از خروج 90 ميليارد مترمکعب آب از دجله و فرات، پروژههاي سدسازي خود را شروع کرد، اما در کشور ما بر سرشاخههاي رودخانهها در بالادست، سدسازي و برداشتهاي مجاز و غيرمجاز زيادي انجام شد.
روند تبديل هنديجان به يکي از کانون هاي گرد و خاک خوزستان
مديرکل حفاظت محيط زيست خوزستان با اشاره به کاهش آب رودخانه زهره در سالهاي اخير عنوان کرد: در زمستان سال 93 و همچنين سال 95 رودخانه زهره در مقطع زيدون به سمت هنديجان کاملا خشک شد که اتفاقي بيسابقه حداقل در 50 سال گذشته است. رودخانه زهره حتي در خشکساليهاي سالهاي گذشته بهطور کامل خشک نشد. رودخانه زهره با طغيانهايي که داشت تمام دشت هنديجان را داراي آب ميکرد و موجب ميشد که هم منطقه به مرتع تبديل شده و هم خاک منطقه مرطوب شود، اما متاسفانه اکنون هنديجان يکي از کانونهاي گرد و خاک خوزستان است.
لاهيجان زاده تصريح کرد: طغيان رودخانه مارون در هر سال موجب ميشد که دشت رامشير و همچنين منطقه منتهي به شمال تالاب شادگان کاملا مرطوب شود و حقآبه تالاب شادگان را کاملا تامين کند. طغيانهاي رودخانه کارون نيز از طريق نهر مالح و نهر بحره به تالاب شادگان هدايت ميشد و پوشش آب و آبگيري اين تالاب را در فصولي که به سمت گرما ميرفت، تضمين ميکرد.
وي بيان کرد: پوشش آب عرصه شرق و جنوب شرق خوزستان هميشه توسط رودخانههاي مارون، جراحي، زهره و بعضا رودخانه کارون تامين ميشد و حتي در صورت عدم طغيان اين رودخانهها، بارندگيها ميتوانستند تثبيت اين عرصهها را انجام دهند. در سال 93 هيچ بارندگي در اين عرصه نداشتيم و اين موضوع علاوه بر اينکه نزديک به 10 سال است که هيچکدام از رودخانههاي استان طغياني ندارند، موجب بروز پديده گرد و خاک شد؛ به اين صورت که وزش باد جنوب شرق بر فراز اين عرصهها - که در فصل زمستان شدت پيدا ميکند - موجب خيزش گرد و خاک ميشد و عدم بارندگي نيز موجب ميشد که اين عرصهها نتوانند تثبيت شوند.
مديرکل حفاظت محيط زيست خوزستان ادامه داد: در پاييز سال 93 بارندگي نداشتيم و همين وضعيت موجب بروز مصيبت ريزگردها در بهمن 93 شد. بارشها در پاييز 95 نيز تقريبا از 20 آذر آغاز شد که بسيار جزئي بود و فايدهاي نداشت و چگونگي وقوع پديده گرد و خاک را در ديماه و بهمنماه و بهويژه در بهمنماه شاهد بوديم.
لاهيجان زاده با بيان اينکه اکوسيستم خوزستان اکوسيستمي کاملا وابسته به رودخانههاي جاري در جلگه خوزستان است، عنوان کرد: هر گونه دستکاري در آورد رودخانههاي منتهي به جلگه خوزستان ميتواند منجر به مشکلات پيشبينينشده شود؛ هيچکس نميتوانست تصور کند که پديده ريزگردها روزي پنج نيروگاه خوزستان را در چند ساعت از مدار خارج کند.
وقتي وضعيت تالاب هورالعظيم، دامن خوزستان را گرفت
وي اظهار کرد: در سالهاي گذشته قبل از شدت گرفتن بحث ريزگردها و خشک شدن تالاب هورالعظيم، زماني که مشکلات ريزگردها يا مسائل تالابها را در جلسات مطرح ميکرديم، بسياري از افراد که عمدتا تصميمگيرنده بودند، تصور ميکردند که اين مشکلات مربوط به اداره محيط زيست است و به ما ميگفتند چرا چنين مسائلي را در اين جلسه مطرح ميکنيد و برويد با ابزارهاي قانوني خود اين مسائل را پيگيري کنيد. واقعيت اين است که اين افراد نميدانستند روزي وضعيت تالاب هورالعظيم، دامن خوزستان را ميگيرد و تبديل به معضل اقتصادي، اجتماعي و بروز بسياري از مسائل ميشود.
مديرکل حفاظت محيط زيست خوزستان با تاکيد بر لزوم بهرهبرداري پايدار از اکوسيستمهاي محيط زيستي گفت: يکي از مشکلات ما در ايران اين است که هيچوقت حاضر نيستيم تجارب تلخ و موفق کشورهاي ديگر را الگو قرار دهيم، مگر اينکه سرمان به سنگ بخورد و بابت اين تجربهها خسارت دهيم. در دهه 80 ميلادي دنيا به اين نتيجه رسيد که جهت حفظ اکوسيستمهاي محيط زيستي هر گونه دستکاري در اکوسيستمها بايد به صورت پايدار انجام شود، اما متاسفانه ما اين تجارب را الگو قرار نميدهيم و پله پله آنها را تجربه و زماني تصميمگيري مي کنيم که جبران خسارت آن غيرممکن است.
لاهيجان زاده بيان کرد: بر اساس مطالعات انجامشده، ميزان آب شيرين خروجي سالانه اروندرود به خليج فارس در دهه 80 ميلادي 90 تا 110 ميليارد مترمکعب بود. اروندرود حاصل تلاقي رودخانههاي کارون و دجله و فرات است؛ اکنون خروجي آب از اروندرود به خليج فارس به يک چهارم رقم يادشده و حدود 25 ميليارد مترمکعب رسيده است که همين موضوع، موجب افزايش شوري خليج فارس و اثرگذاري در توليد گونههاي آبزي شده است.
سازمان حفاظت محيط زيست در بحث ريزگردها مظلوم واقع شد
وي با اشاره به انتقادات نسبت به عملکرد سازمان حفاظت محيط زيست در خصوص پديده ريزگردها، تصريح کرد: سازمان حفاظت محيط زيست در بحث ريزگردها مظلوم واقع شد، زيرا تفکري بهويژه از سوي رسانهها به مردم القا شد که درست نبود و مردم تصور کردند که سازمان حفاظت محيط زيست بايد در اين قضيه ورود کند.
مديرکل حفاظت محيط زيست خوزستان ادامه داد: بنابراين سازمان حفاظت محيط زيست واقعا در اين زمينه مظلوم واقع شده است. سازمان حفاظت محيط زيست تنها ارگاني است که دستگاههاي نظارتي بالادستي بسياري بر عملکرد آن نظارت ميکنند و تمام مسائل و فعاليتهاي اين سازمان رصد ميشود تا اين دستگاهها بدانند که آيا سازمان حفاظت محيط زيست به وظايف خود عمل ميکند يا خير. بدين ترتيب سازمان حفاظت محيط زيست در حد توان و امکانات و قوانيني که در اختيار دارد، در تمامي مسائل مربوط به ريزگردها ورود کرده است.
لاهيجان زاده افزود: در هر حوزهاي از مساله ريزگردها مستندات سازمان حفاظت محيط زيست کامل است و اگر اين مستندات کامل نبود، اطمينان پيدا کنيد که دستگاههاي نظارتي بسيار سريعتر از تشکلها و يا رسانهها متوجه تخلف سازمان حفاظت محيط زيست ميشدند.
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد
بازار