بيگ بنگ/ اين سوال بسيار جالبي است چرا که بيشتر اوقات وقتي که در مورد طول عمر يک ستاره حرف مي‌زنيم منظورمان پيش از شکل گرفتن يک کوتوله‌ي سفيد يا ستاره‌ي نوتروني است. يک ستاره طول عمري دارد که در اين بازه هيدروژن را به هليوم تبديل مي‌کند و نور توليد مي‌کند. با اين تعريف از طول عمر، خورشيد ما يک ستاره‌ي ميانسال است که ۴٫۵ ميليارد سال سن دارد و تخمين زده مي‌شود براي ۹ ميليارد سال هيدروژن براي سوزاندن داشته باشد. زماني که سوزاندن هيدروژن تمام شد، خورشيد و تمام ستارگان به جرم خورشيد وارد يک مرحله‌ي دگرديسي آخر عمر مي‌شوند که شامل از بين رفتن بيشتر لايه‌هاي خارجي ستاره مي‌شود. در مورد خورشيد يک سحابي سياره‌نما خارج از سطح خارجي از دست رفته توليد شده و از خورشيد فقط هسته‌ي داغ آن به عنوان يک کوتوله‌ي سفيد به جا خواهد ماند. اگر ستاره اندکي بزرگتر بود به جاي توليد يک سحابي سياره نما و کوتوله‌ي سفيد يک ابرنواختر توليد مي‌کرد. به منظور توليد يک ستاره‌ي نوتروني، جرم ستاره بايد در يک بازه‌ي کاملاي خاصي قرار گرفته باشد اگر وزن بسيار زياد باشد وزن گرانشي ستاره مي‌تواند هسته‌ي ستاره را به جاي ستاره‌ي نوتروني به يک سياهچاله تبديل کند. اگر ستاره بسيار کم وزن باشد نمي‌تواند به يک ابرنواختر تبديل شود و به جاي ستاره‌ي نوتروني به يک کوتوله‌ي سفيد تبديل خواهد شد. ستاره‌ي نوتروني و کوتوله‌ي سفيد هر دو بقاياي ستاره‌اي مي‌باشند. آنها پس از آنکه همجوشي در هسته‌ي يک ستاره متوقف شد گرانش ستاره‌ي ناپايدار را پايدار کرد، از ستاره به جا مي‌‌مانند. ستاره‌ي نوتروني و کوتوله‌ي سفيد، هيچکدام قادر به توليد گرماي جديد در هسته‌هاي خود نيستند و علاوه بر آن بدون يک نفوذ خارجي قادر به هيچکار ديگري نيز نمي‌باشند. يک کوتوله‌ي سفيد کم کم انرژي خود را از دست مي‌دهند تا جايي که گرماي خود را از دست داد و دماي آن مطابق با دماي پس زمينه‌ي کيهان که سه درجه‌ي کلوين است مي‌رسد. اگر کوتوله‌ي سفيد به اين مرحله برسد آن را کوتوله‌ي سياه مي‌ناميم اما تاکنون کوتوله‌ي سياهي را رصد نکرده‌ايم. رصد نشدن يک کوتوله‌ي سياه تعجب برانگيز نيست چرا که زمان مورد نياز براي تبديل شدن يک کوتوله‌ي سفيد به کوتوله‌ي سياه بيش از ميزان زماني است که از تولد کيهان مي‌گذرد و بنابراين زمان کافي براي توليد يک کوتوله‌ي سياه وجود نداشته است. ستاره‌هاي نوتروني نيز دماي بالايي دارند و تمام کاري که مي‌توانند انجام دهند سرد شدن است اما آنها مجهز به يک ميدان مغناطيسي قوي مي‌باشند. بنابراين فرايند سردن شدن آنها کمي بيشتر درگير است. ما توانسته‌ايم با مشاهده‌ي پرتوهاي ايکس ساطع شده از ستارگان نوتروني در آسمان شب تعداد زيادي از آنها را رصد کنيم. ستارگان نوتروني را با توجه به چرخش سريع آنها مي‌توان با مشاهده‌ي پالس‌هايشان در روشنايي همچون يک فانوس دريايي تشخيص داد. بدون وجود يک عامل خارجي نه ستاره‌ي نوتروني و نه کوتوله‌ي سفيد از بين نمي‌روند. عوامل خارجي وجود دارند که مي‌توان از آنها براي از بين بردن يک کوتوله‌ي سفيد يا ستاره‌ي نوتروني استفاده کرد. اين عوامل اغلب توسط يک ستاره‌ي ديگر تامين مي‌شود که به کوتوله‌ي سفيد يا ستاره‌ي نوتروني جرم مي‌بخشد. اگر کوتوله‌ي سفيد ماده‌ي لازم براي بلعيدن ستاره‌ي همسايه را داشته باشد در يک ابرنواخر منفجر خواهد شد و خود را به دست فراموشي مي‌سپارد. يک ستاره‌ي نوتروني نيز مي‌تواند جرم لازم براي تبديل شدن به يک سياهچاله را به دست بياورد. دليلي وجود ندارد که يک کوتوله‌ي سفيد اين کار را سريعتر از يک ستاره‌ي نوتروني انجام دهد چرا که فاکتور اصلي در اينجا سرعت ستاره در دزديدن مواد از همسايه است. سرعت اين دزدي بستگي به مدار همسايه دارد نه اينکه ستاره‌ي نوتروني است يا کوتوله‌ي سفيد. بدون يک اهدا کننده‌ي ستاره‌اي هر دوي اين بقاياي ستاره‌اي در جهان باقي خواهد ماند و به آرامي گرماي خود را از دست خواهند داد تا زماني که دماي آنها با دماي پيش‌زمينه‌ي کيهان يکي شود. با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد