1
0
0


*شيوه مطالعه شما براي المپياد و ايجاد هماهنگي ميان دروس مدرسه و المپياد چگونه بود؟
پورغلامي: سال اول دبيرستان المپياد خيلي مهم نبود و کلاسهاي مدرسه را ميرفتيم. از سال دوم دبيرستان که المپياد جديتر شد، به کلاسهاي جدا رفتيم و از برخي از آزمونها معاف بوديم که نه امتحانش را ميداديم و نه سرکلاس ميرفتيم و در آخر هم برايمان در کارنامه غيبت موجه رد ميشد.
يونسي: البته امتحانات نهايي را ميداديم.
معيني: برخي کلاسها را نميرفتيم، ولي آزمونهايش را ميداديم.
*شما عملا با صرف وقت براي المپياد قيد درس خواندن براي کنکور را در سالهاي دوم و سوم دبيرستان زديد. چطور حاضر به انجام چنين ريسکي شديد؟
يونسي: اگر دانشآموزي مرحله دوم المپياد را قبول نشود و مدال کسب نکند، يک سال زمان دارد تا براي کنکور درس بخواند؛ اما شرايط براي دانشآموزاني که مدال نقره و برنز ميگيرند، دشوارتر است؛ چون سهميه دانشآموزاني که نقره و برنز کسب ميکنند، خيلي غيرقطعي اعمال ميشود. من شنيدهام چند سال پيش، بيش از يک ماه از شروع سال تحصيلي گذشته بوده و اين دانشآموزان موفق به اعمال سهميههاي حاصل از مدال خود در کنکور نشده بودند و نهايتا با ملاقات وزير علوم وقت در يک همايش توانسته بودند اعمال سهميههاي خود را پيگيري کنند. همه سهميهها هنگامي که رتبه کنکور اعلام ميشود، روي رتبه اعمال شده؛ اما سهميه دانشآموزاني که نقره و برنز ميگيرند، اعمال نميشود و اين داوطلبان با همان رتبه انتخاب رشته ميکنند و به دانشگاه ميروند، بعد بايد با نامهنگاريهايي با دانشکده مقصد و اعلام ظرفيت براي المپياديها، براي تغيير رشته و دانشگاه اقدام کنند.
*در حال حاضر چه رشته تحصيلياي را ميخوانيد و چرا اين رشتهها را انتخاب کرديد؟
پورغلامي: رشته نجوم که اصلا در دانشگاه وجود ندارد. اگر نجوم وجود داشت، قطعا آن را انتخاب ميکردم. من ميخواستم رشته فيزيک را انتخاب کنم که تا حدودي به نجوم مرتبط است؛ اما انتخاب رشته فيزيک يعني اينکه در نهايت يا محقق ميشوم يا استاد دانشگاه و من چندان علاقهاي به استاد دانشگاه بودن يا محقق شدن ندارم. از طرف ديگر فيزيک بسيار گسترده است و براي موفقشدن در آن نياز است که بخش زيادي از زندگي را صرف کنيم تا احتمالا در سنين بالا به موفقيت دست پيدا کنيم. من به بقيه مهندسيها علاقهاي نداشتم و از ميان رشتهها مهندسي دريا را انتخاب کردم.
معيني: من رشته مهندسي کامپيوتر را انتخاب کردم و احتمالا در آينده با رشته فيزيک و به صورت دو رشتهاي بخوانم.
يونسي: ابتدا تصميم من اين بود که فيزيک بخوانم، به مهندسي کامپيوتر هم علاقهمند بودم؛ چون در دبيرستان کدزني هم تاحدودي ياد گرفته بوديم، ولي در نهايت مهندسي کامپيوتر را انتخاب کردم و شايد در آينده با رشته فيزيک به صورت دو رشتهاي بخوانم، درواقع اين فرصت را به خودم دادم که با رشته کامپيوتر در دانشگاه آشنا شوم و بعدتر اگر نياز بود، تغيير رشته دهم يا رشته فيزيک را همزمان بخوانم. نگراني مطلوب نبودن وضعيت بازار کار رشته فيزيک نسبت به مهندسي کامپيوتر از سوي خانواده وجود داشت، ولي براي من چندان مهم نبود؛ چون اين را در نظرميگرفتم که اگر در ايران هم شرايط کاري مطلوب نباشد، از دانشگاههاي خارج از کشور پذيرش ميگيرم. من ميدانستم که اگر رشته فيزيک را انتخاب کنم، بعد از دوره ليسانس قطعا بايد از کشور خارج شوم؛ چون اينجا نه امکانات آزمايشگاهي مناسبي وجود دارد و نه شرايط شغلي مطلوب است.
به خروج از ايران قبل از دريافت مدرک کارشناسي فکر ميکنم
پنج نفر دوم تيم بايد شخصا هزينه کنند که ايران قهرمان جهان شود
*اين رفتارهاي ناراحتکننده که ميگوييد چه بوده است؟
معيني: ما يک سال در باشگاه دانشپژوهان جوان براي المپياد جهاني تلاش کرديم و در طي اين يک سال هر هفته حداقل يک موضوع براي جروبحث و درگيري با عوامل باشگاه وجود داشت.
يونسي: ما يک سال در باشگاه زندگي کرديم، در خصوص کثيفي خوابگاه و نبودن امکانات رفاهي مانند بوفه که باعث ميشد ما حتي براي تهيه يک بطري آب مسافت طولاني را تا يک مغازه طي کنيم و همچنين مسائل ديگر مشکلاتي داشتيم. از طرف ديگر دولت فقط هزينه پنج نفر اول المپياد را براي شرکت در مرحله جهاني ميدهد و پنج نفر دوم بايد هزينه نسبتا زيادي براي شرکت در المپياد جهاني و هزينههاي مربوط به بليت و گرفتن ويزاي کشور ميزبان را پرداخت کنند. اين هزينه نسبتا زيادي که پنج نفر دوم براي کسب افتخار براي ايران بايد صرف کنند، در برابر هزينههايي که آموزشوپرورش دارد، ناچيز است. اگر پنج نفر دوم نميتوانستند اين هزينه را پرداخت کنند، ما فقط چهار طلا ميگرفتيم و روسيه قهرمان جهان ميشد. يعني بچهها خودشان بايد شخصا هزينه کنند که ايران قهرمان جهان شود. وقتي هم که برگشتيم يک تبريک از وزير آموزش و پرورش که مرتبطترين فرد با اين مسابقات است، دريافت نکرديم. هيچ جايزهاي از هيچ سمتي دريافت نکرديم؛ ولي تبريک سادهترين تشويقي بود که ميتوانستند بيان کنند. اما اگر يک رشته ورزشي برنز مسابقات غرب آسيا را کسب کند، هم کلي پوشش رسانهاي دارد و هم کلي تبريک به آنها گفته ميشود. امسال چون نتيجهاي که ايران کسب کرد، بهترين نتيجه تاريخ المپيادها بوده، مورد توجه واقع شد؛ ولي ايران پارسال سوم جهان شد و چندان بازتاب رسانهاي نداشت. اينها درگيريهايي است که ما ۱۰ نفر دارنده مدال طلا طي يک سال داشتيم. البته امسال نيز ما زماني وارد کشور شديم که تيم پرسپوليس نايب قهرمان آسيا شده بود؛ اگر اين تيم قهرمان ميشد کلا ما رو فراموش ميکردند.
پورغلامي: من چند وقت پيش صفحه مجازي يکي از دوستان خارجيام که در مسابقات جهاني با او آشنا شدم را نگاه ميکردم، تيم اينها فقط يک مدال برنز را در مسابقات کسب کرده بودند، ولي براي اينها در کشورشان يک بخش خبري از آمادهسازي تيمها و کار با تلسکوپ درست کرده بودند. من بعدتر فکر کردم که اي کاش يک گزارش از مسيري که ما طي کرديم تا اين مدال را کسب کنيم، تهيه ميشد. از روند آمادهسازي يک رشته ورزشي براي مسابقات کلي فيلم وجود دارد و عملکردشان پوشش رسانهاي پيدا ميکند، اما براي مسابقات علمي چنين نيست.
يونسي: ما در آن جا يک دوست يوناني داشتيم که در نهايت ديپلم افتخار کسب کرد، يعني حتي موفق به کسب مدال برنز هم نشده بود؛ اما عاليترين مقام کشورشان از او تقدير کرده بود و با اوعکس انداخته بود؛ کلا اين برخوردهايي که اين جا ميشود و کمبود امکانات و سنگاندازيهايي که در مسير موفقيت افرادي که فعاليت علمي ميکنند، ميشود، باعث شده که دانشجويان نه براي بهرهمندي از امکانات بيشتر، بلکه عملا براي فرار از شرايطي که در کشور برايشان پديد آمده، خارج شوند.
موقعيتهاي شغلي و امکانات بهتر دليل تصميم نخبگان براي ادامه تحصيل در کشورهاي خارجي
*به جز کمبود امکانات و برخوردهايي که گفتيد، موارد ديگري هم براي تصميم و عزمتان جهت رفتن از کشور وجود دارد؟
معيني: همين دلايل محکمي است؛ به جز اينها، بحث بازار کار بهتر هم مطرح است. در خارج از کشور موقعيتهاي شغلي بهتري ميتوان يافت و ميتوان پيشرفت بيشتري داشت.
يونسي: بخصوص در رشتههاي علوم پايه، وضعيت در خارج از کشور بهتر است و اگر بخواهيم در آينده در رشته فيزيک کار کنيم، تنها چاره براي اينکه کار پيدا کنيم، اين است که مهاجرت کنيم؛ البته منظورم از کار يک منبع درآمد نيست؛ بلکه فضايي است که بتوانيم از دانستههايمان استفاده کنيم و کاري را پيش ببريم. اين چيزي است که در کشورهاي ديگر ممکن است؛ البته در ايران ميتوان از رشته کامپيوتر کسب درآمد کرد، اما صرفا همين پول درآوردن است، نميشود کار تحقيقاتي علمي انجام داد.
بعضي از استادان باشگاه دانشپژوهان مدتهاي طولاني حقوق نميگرفتند
*درباره چالشها و مشکلاتي که در مسير کسب مدال طلاي جهاني و مشکلاتي که در باشگاه دانشپژوهان جوان داشتيد، بيشتر توضيح دهيد.
معيني: مهمترين مشکل، کمبود منابع مالي باشگاه بود. من به جرات ميتوانم بگويم که هيچ کلاسي نداشتيم که تا آخر ادامه پيدا کرده باشد. هيچ کلاسي نداشتيم که استاد آن ثابت سر کلاس حاضر شده باشد، همه کلاسها را نصفه و نيمه رها ميکردند. استادها به دليل مسائل مالي قهر ميکردند و معلمان مدام تغيير ميکردند.
پور غلامي: بله مثلا استاداني وجود داشتند که دو سه سال بود، حقوق نگرفته بودند.
يونسي: بسيار پيش ميآمد که کلاسهايي قرار بوده تا شب برگزار شود، اما هيچ کدام تشکيل نميشد. حتي موردي وجود داشت که ميخواستيم رصد برويم و با وسايل رفتيم باشگاه دانشپژوهان و اتوبوس هم آمد و به خاطر اينکه نتوانسته بودند مجوز بگيرند، اين رصد با مشکل مواجه شده بود.
معيني: يکي از بچههاي تيم ما از يزد ميآمد و قرار بود از شهرش با قطار به تهران بيايد تا در يکي از کلاسها شرکت کند، وي شب حرکت کرده بود و وقتي صبح رسيده بود، به او گفته بودند کلاس لغو شده است! و او مجبور شده بود به محض رسيدن به مقصد، به يزد برگردد.
پور غلامي: با وجود همين مشکلاتي که داشتيم، اما مسئولان الان اين نتايج کسب شده را حاصل عملکرد خود ميدانند و تصور ميکنند خودشان عملکرد مثبتي داشتهاند که اين نتايج کسب شده است. بعد از کسب "کاپ رصد" در مسابقات جهاني، يکي از مسئولان ميگفت اين نتيجه به خاطر تعداد بالاي رصدهايي است که برده شديد! درصورتي که من به جز سه "رصد"ي که با باشگاه دانشپژوهان جوان رفتم، با هزينه خودم و با خانواده براي رصد ميرفتم.
يونسي: تعداد رصدي که ما با برنامه باشگاه دانشپژوهان جوان رفتيم، کمتر از استاندارد بود و بايد حداقل هشت رصد در برنامههاي ما لحاظ ميشد. ما بعد از اينکه مدال گرفتيم، ميگفتيم که مسئولان الان تصور ميکنند اين نتيجه به معناي اين است که همه چيز سر جاي خودش بوده و همگي عملکردشان درست بوده است، ولي واقعيت اين است که عملکردشان درست نبود!
معيني: مسئولان حتي مهرههايي هم که درست چيده شده بودند را تغيير دادند، مثلا کادر علمي المپياد نجوم در حال تغيير است.
*خانم پورغلامي، گفتيد که خيلي از رصدها را خودتان انجام ميداديد و ميدانيم رصد کردن فعاليت پر هزينهاي است؛ هزينههاي اين فعاليت را چطور مديريت ميکرديد؟
پور غلامي: خودم تلسکوپ تهيه کردم، البته الان قيمت همان تلسکوپ سه برابر شده است، پيدا کردن مکان رصدي هم يکي از چالشهاست که معمولا کاروانسراهاي اطراف تهران انتخاب ما بود و علاوه بر اينکه بايد کاروانسراي امني پيدا ميکردم، هزينه يک شب اقامت در آنجا را هم خودم ميدادم، اما الان ميبينيم که ميگويند اين نتايج حاصل عملکرد خوب مسئولان است!
يونسي: الان وضعيت مالي ما معمولي است و من هم تلسکوپ ندارم و رصد شخصي هم نرفتم. هر رصدي که بوده از طرف مدرسه يا باشگاه دانشپژوهان بود که البته اکثر توانايي رصدي را در همان رصدهاي مدرسه کسب کرديم. البته در دوره تابستانه هم اين رصدها برگزار ميشد، اما رصدهاي دوره تيم چندان کمک نکرد. البته الزامي وجود ندارد؛ يعني اين طور نيست که اگر کسي نتوانست تلسکوپ تهيه کند، نميتواند در المپياد موفق شود.
زمان آمادهسازي براي مرحله جهاني در ايران طولاني است
*طبيعتاً شما در چين با دانشآموزان کشورهاي ديگر هم برخوردهايي داشتيد؛ از روند آمادهسازي آنها براي چنين رقابتي اطلاع داريد؟
پورغلامي: کشورهاي کمي هستند که مثل ما المپياد کشوري دارند و براي جهاني انتخاب ميشوند؛ يکسري کشورهاي آسيايي مثل اندونزي و هند اين طور هستند.
يونسي: البته همه آزمون المپياد دارند، ولي بعضي از کشورهايي که اهميت بيشتري براي المپياد قائل هستند، يکسري مدارس خاص براي افرادي که به شرکت در المپياد علاقهمندند، ايجاد کردهاند؛ اين مدارس آزمون ورودي دارند و به علاقهمندان در اين مدارس آموزش داده ميشود. يعني ممکن است در چنين کشورهايي مرحله کشوري وجود نداشته باشد.
پورغلامي: اکثر دانشآموزان اروپايي که حضور داشتند، چنين بود که پنج نفر اول را انتخاب ميکنند و براي يک يا دو ماه برايشان کلاس آموزشي ميگذارند.
يونسي: کشورهاي مدعي مثل روسيه يا چين يا روماني آمادهسازيهاي جدي دارند. در آمريکا هم دانشگاه MIT به مدت يک ماه کمپ آموزشي براي داوطلبان برگزار ميکند. در ايران از زماني که طلاي کشوري مشخص ميشود، تا زمان برگزاري المپياد جهاني يک سال فاصله وجود دارد که زمان زيادي است و اين زمان را کشورهاي ديگر نميگذارند. اين يک سال باعث ميشود که اتفاقا ما از المپياد دور شويم.
پورغلامي: اولين کلاس آموزشي ما سه ماه بعد از زماني بود که طلا گرفتيم، کلا در طول سه ماه هيچ کلاسي نبود.
يونسي: از آنجايي که دانشآموزان مدال طلاي المپياد را کسب کردهاند و از کنکور معاف شدهاند، در اين مدت دغدغه خاصي ندارند و يک جورهايي به ضرر دانشآموزان است. اگر مدت آمادهسازي، دو ماهه و باکيفيتي مانند کمپهاي کشورهاي ديگر باشد، خيلي بهتر خواهد بود. البته نميتوان مدالهاي کشوري را نزديک به برگزاري مسابقات جهاني اهدا کرد، زيرا اگر دانشآموزي مدال نقره يا برنز بگيرد، فرصت کمتري براي درس خواندن براي کنکور دارد.
آموزشوپرورش از باشگاه دانشپژوهان جوان حمايت کند
*چه انتظاراتي از آموزش وپرورش، وزارت علوم و باشگاه دانشپژوهان جوان داريد؟
يونسي: از وزارت آموزش و پرورش انتظار داريم که از باشگاه دانشپژوهان جوان حمايت کند، چون بالاخره اين باشگاه مسئول آمادهسازي دانشآموزان براي المپيادهاست و حمايتهاي مادي و معنوي باعث ميشود کيفيت برگزاري المپياد بهتر شود و بچهها کمتر اذيت شوند. انتظار ديگري که داريم اين است که حمايت از المپياد و به طور کلي نخبگان بيشتر شود به شکلي که معرفي المپياد در سطح کشور درست انجام شود. الان چندين برنامه تلويزيوني درباره کنکور داريم، اما يک برنامه درباره المپيادهاي علمي نداريم! آموزش و پرورش ميتواند در شهرستانها يک مدرسه را به عنوان مرکز المپياد معرفي کند که دانشآموزان شهرستاني بتوانند از امکانات بهتري براي شرکت در المپياد بهرهمند باشند.
پورغلامي: عموم مردم درباره نجوم اطلاعات زيادي ندارند و برخي آن را با طالعبيني يکسان ميدانند! ايران در نجوم در طول تاريخ خيلي موفق بوده و هر دانشمند ايراني منجم هم بوده است، ولي خب الان ديد علمي مناسبي نسبت به آن وجود ندارد! الان آموزش و پرورش ميتواند يک درس مختص نجوم در کتابهاي درسي بگنجاند.
يونسي: انتظار ديگري که داريم، اين است که حداقل وقتي قهرمان جهان ميشويم، تبريکي بفرستند؛ چون تشويق المپياديها باعث ترويج علم نجوم ميشود. شرکت در المپياد علمي درواقع شروع يک مسير علمي است، اگر شما المپياديها را تشويق کنيد، باعث ميشود که حضور در اين مسير علمي ترويج شود، وقتي فقط از ورزش و سينما و اين مسائل خاص حمايت ميکنيد، باعث ميشود نقش علم کمتر شود.
معيني: من هم حرفهايم همين است.
سهميه دانشآموزان المپيادي با تلاش به دست آمده، وزارت علوم ميتواند مشکل اعمال سهميه آنها را حل کند
يونسي: اصليترين کاري که وزارت علوم ميتواند انجام دهد، حل مشکل سهميه المپياديهاست. اين که سهميه المپياديها قانون مشخص ندارد به المپياديها بسيار فشار وارد ميکند، من با دوستانم که مدالهاي نقره و برنز کسب کرده بودند، صحبت کردم. اين فشاري که به آنها وارد ميشود عواقب خيلي بدي دارد؛ از تاثير بر مسائل شخصي تا خارج شدن از روند علمي و دلسرد شدن از علم در دانشگاه. اگر کسي که مدال ميآورد، بداند که قرار است درصدي سهميه براي وي اعمال شود، خيالش راحت شده و باعث دلگرمي وي ميشود.
پورغلامي: سهميه دانشآموزاني که نقره و برنز المپياد را کسب کردهاند، سهميهاي است که خود افراد با تلاش به دست آوردهاند، سهميهاي نيست که به ارث رسيده باشد و به نظرم اين بايد ارزشمندتر باشد.
يونسي: يکي از استدلالها براي اين نحوه اعمال سهميه المپياديها اين است که ميگويند "دانش آموزاني که المپياد نجومي هستند و ميخواهند به طور مثال رشته کامپيوتر را بخوانند، اين رشتهاي که انتخاب کردهاند با نجوم مرتبط نيست". اين حرف عجيبي است! خب سهميههاي ديگري که خيلي دقيق روي رتبه داوطلبان کنکور اعمال ميشود، چه ربطي به کامپيوتر دارد؟! کسي که مدال نقره يا برنز دارد، فردي است که تلاش کرده و مطمئن باشيد چنين فردي در دانشگاه هم به تلاش کردن خود ادامه ميدهد و اين را يکبار ثابت کرده، اما کسي که با سهميههاي ديگر وارد دانشگاه ميشود تلاشگر بودن خود را هيچگاه اثبات نکرده است و با يک رتبه بالا به کمک سهميه ميتواند در يک دانشگاه و رشته خوب تحصيل کند.
معيني: الان که ما دانشجو شدهايم، شايد کار چنداني از عهده آموزش و پرورش برنيايد، اما وزارت علوم خيلي ميتواند به ما کمک کند، مثلا ما ميخواهيم دو رشتهاي در دانشگاه درس بخوانيم، اگر شرايط اين تحصيل همزمان را براي افرادي که مدال جهاني دارند راحتتر کنند خيلي خوب است. وزارت علوم ميتواند در خصوص کارهاي دانشگاهي در سال يا معافيت تحصيلي هم کمک کند.
پورغلامي: امسال مسابقات جهاني اواسط آبان برگزار شد و ما سه هفته از کلاسهايمان زديم؛ يک هفته مشغول آمادهسازي بوديم و دو هفته هم در کشور ميزبان براي مسابقات به سر ميبرديم، وقتي برگشتيم هفته بعد آن دو امتحان ميانترم داشتيم که شرکت در مسابقات روي امتحانات ميانترممان تاثير گذاشت و نمره امتحانات ميانترم هم روي معدل تاثيرگذار است و معدل هم تقريبا در همهجا مهم است. البته يکسري از استادها خيلي همکاري ميکردند.
يونسي: ولي حمايت ساختاريافتهاي وجود ندارد.
معيني: همهي ما دانشگاه صنعتي شريف درس ميخوانيم و اين هماهنگي کار سختي نيست.
يونسي: تسهيلاتي که بنياد ملي نخبگان در نظر گرفته، خيلي کم است و اينکه افرادي که سال گذشته مدال برنز گرفتند و به آنها اعلام شده بوده که قرار است از اين تسهيلات استفاده کنند، امسال به آنها اعلام شده که دارندگان مدال برنز شامل تسهيلات نميشوند؛ يعني آنها با اين پيشفرض آمده بودند که مشمول تسهيلات بنياد ملي نخبگان ميشوند، اما بعد از اين که مدال را کسب کردند و يک سال هم از کسب آن گذشته، به آنها اعلام شده که تسهيلاتي به آنها تعلق نميگيرد.
*به جز معافيت از کنکور چه امتيازاتي شامل شما ميشود؟
معيني: سربازي پسرها به پروژه تبديل ميشود.
يونسي: وام خريد مسکن براي افرادي که ازدواج کردهاند هم وجود دارد، البته يکسري وامها به فعاليتهاي پژوهشياي که مورد تاييد بنياد ملي نخبگان باشد هم تعلق ميگيرد. يک ماهيانه جزئي هم وجود دارد که ما هنوز نگرفتيم که البته به استمرار اين به اصطلاح نخبگي بستگي دارد.
* پيشنهادي براي آشنايي مردم با نجوم داريد؟
پورغلامي: رييس کميته ما خيلي تلاش کرده بودند که در يک برنامه پربيننده زماني براي آشنايي مردم با نجوم داشته باشند که البته مسئولان برنامه اعتنا نکردند و برايشان مهم نبود.
* آيا عضو انجمن نجوم هستيد؟
يونسي، پورغلامي و معيني: خير، اما قصد داريم در راستاي ترويج نجوم فعاليتهايي داشته باشيم.
پورغلامي: البته فعاليتها در جهت ترويج نجوم سالي يک بار و در برج ميلاد است و يک ماراتن مسيه که يک شب در سال است.
يونسي: مجموعه مجله نجوم و آوااستار که ما تا حدودي با آنها آشنايي داريم هم اوضاع اقتصادي چندان جالبي ندارند، يعني توانايي آنها در حد انتشار يک مجله است يا برگزاري ماراتن رصدي و تورهاي محدود که کارهاي نجومي نيستند. شايد در ايران تنها جايي که کار نجومي واقعي انجام ميشود، پژوهشگاه دانشهاي بنيادي است.
پورغلامي: البته آن هم در راستاي ترويج نيست.
يونسي: لازمه فعاليت در زمينه ترويج نجوم مهيا بودن شرايط است که ما بتوانيم کمک کنيم به پيش بردن فعاليتها. وقتي افرادي که در مجله نجوم و جاهاي ديگر کار ميکنند، کارشان به بنبست خورده و بيشتر از اين نميتوانند کار کنند، مشکلشان نبود افراد کاردان نيست، مشکلشان اين است که فضايي براي کار کردن اين افراد نيست؛ يعني از لحاظ نيروي انساني مشکلي وجود ندارد. اگر نياز به افراد جديد باشد، ما حتما کمک ميکنيم. ما بسيار خوشحال ميشويم که بتوانيم قدمي در اين راستا برداريم. اگر خانواده مادري يا پدري من براي يک شهرستان هستند، ميتوانم به آن شهرستان بروم و کمک کنم. بعد از اين که من مدال جهاني گرفتم، در شاهرود که اقوام مادري من زندگي ميکنند، خبر دريافت مدال را شنيدند. من قصد دارم اگر بتوانم ارتباطي با مسئولان شاهرود برقرار کنم، در راستاي ترويج نجوم و آشنايي بچهها با المپياد نجوم فعاليتي داشته باشم.
پورغلامي: اين که مردم با نجوم آشنا نيستند، باعث ميشود تمايل به صرف هزينه براي آن نداشته باشند. مثلا يکي از استادان ما که همداني بود، ميگفت با شهرداري همدان يک سال بحث کرده که يک ساعت نجومي بسازند و در ميدان شهر قرار دهند، اما هنوز بعد از گذشت حدود چهار سال همچنان جوابي نگرفته است؛ يعني ما اگر بخواهيم در جايي کاري کنيم، چون کسي با نجوم آشنا نيست و آن را نميشناسد، تمايلي هم به صرف هزينه براي آن ندارد.
*در انجمن نجوم دانشگاه فعاليتي داريد؟
معيني: انجمن نجوم دانشگاه تازه شروع به کار کرده است.
يونسي: ما دانشجويان ترم يک هستيم و چون هم درگير مسابقات جهاني و هم امتحانات ميانترم بوديم، تازه دانشگاه براي ما شروع شده است.
پورغلامي: ما در کاروانسراها که براي رصد ميرفتيم، به مهمانان مقيم کاروانسرا اجرام سماوي را نشان ميداديم و بسيار از تماشاي آنها استقبال ميکردند. يعني اگر مردم با نجوم آشنا شوند، بسيار استقبال ميکنند؛ اما متاسفانهاي راهي براي آشنايي مردم با آنها وجود ندارد.
يونسي: اگر بخواهيد نجوم را ترويج دهيد، ممکن است که نياز به امکانات زيادي داشته باشيد؛ يعني بايد تلسکوپي وجود داشته باشد که توانايي رصد بالايي داشته باشد يا پژوهشکدهاي باشد که پروسهاي زمانبر خواهد بود. اما اگر در سطح دانشآموزي بچهها به المپياد نجوم علاقهمند شوند، خيلي سريع ميتوانند به نتيجه برسند و مدال جهاني را به دست آورند و خود علم نجوم جذاب است. رييس کميته ما ميگفت "اگر شما رشتههاي ديگري نظير کامپيوتر را انتخاب کرديد، اگر بخواهيد پروژهاي انجام دهيد، چون توانايي و علاقه شما به سمت نجوم است، سعي ميکنيد به مباحث نجومي آن موضوع بيشتر بپردازيد" و واقعيت هم اين است که در يک پروژه نجومي مثل ساخت يک تلسکوپ بينالمللي تعداد کمي فيزيکدان متخصص در نجوم دارد و تعداد زيادي مهندس دارد و اين مهندسان، مهندساني هستند که لازم است در حوزه نجوم تسلط داشته باشند؛ يعني بچهها هر رشتهاي را انتخاب کنند در نهايت اگر علاقه در نجوم برايشان ايجاد شده باشد، ميتوانند به پيشرفت و ترويج آن کمک کنند.
درباره تلسکوپهاي"گمشده"
*امکانات رصدي باشگاه دانشپژوهان جوان در چه سطحي بود؟
پورغلامي: سال ۲۰۰۹ مسابقات جهاني نجوم در ايران برگزار شد، آن زمان ۴۰ تلسکوپ خريداري شده بود، ميگويند از اين ۴۰ تلسکوپ، ۳۰ تلسکوپ به نقاط مختلف کشور و مدارس شهرها و روستاهاي ديگر فرستاده شده است. آن زمان باشگاه دانشپژوهان از منطقه سردار جنگل تهران به جردن انتقال پيدا کرده و کارها از حالت دفتري به الکترونيکي تغيير پيدا کرده بود که در اين پروسه بخشي از اسناد و مدارک گم شدند و الان مشخص نيست که ۳۰ تلسکوپ خريداري شده دقيقا کجا هستند! اين در حالي است که فقط ۱۰ تلسکوپ براي ما مانده بود.
يونسي: از اين ۱۰ تلسکوپ باقيمانده، دو تلسکوپ از رده خارج شده بودند و دو تلسکوپ جديد جايگزينشان شد.
پورغلامي: در کل دوره تابستانه ۱۰ تلسکوپ براي استفاده چهل و خردهاي دانشآموز وجود داشت و در رصدها چهل نفر بايد از اين ۱۰ تلسکوپ در دو شب استفاده ميکردند و اين باعث اتلاف وقت ميشد، بخصوص براي دانشآموزان شهرستاني؛ چون آنها به دليل کمبود امکانات کمتر با تلسکوپ کار کرده بودند و در رصدها هم به اندازه بچههاي ديگر به آنها زمان ميرسيد. رصد يک مهارت است و بايد زمان زيادي تمرين کنيد تا مهارت آن را کسب کنيد.
يونسي: به طور کلي امکانات باشگاه دانشپژوهان جوان خيلي کم است. به جز ماجراي کمبود تلسکوپ در المپياد نجوم، امسال المپياد جهاني زيست در ايران برگزار شد و قاعدتا چون ايران ميزبان بود، دانشآموزان ايراني بايد از آمادگي خوبي برخوردار بودند، اما اعضاي تيم ايران مجبور شدند لاملهاي يکبار مصرف را بعد از استفاده بشورند و از آنها چندبار استفاده کنند، چون لامل به اندازه کافي نداشتند. در المپياد کامپيوتر نيز که سال قبل در ايران برگزار شد، به تعداد شرکتکنندهها و نزديک به ۲۰۰ کامپيوتر خريداري شده بود، اما حتي يکي از اين کامپيوترها به باشگاه دانشپژوهان جوان نرسيد و بچههاي المپياد کامپيوتري امسال بايد از کامپيوترهاي قديمي استفاده ميکردند.
*درباره بخشهاي مختلف المپياد جهاني توضيح دهيد.
معيني: مسابقات جهاني در سه بخش تئوري، تحليل و رصد برگزار ميشود. آزمون کلا ۶۰۰ نمره است که ۳۰۰ نمره آن تئوري اختر فيزيک است. ۱۵۰ نمره تحليل دادهها و نمودارها است و ۱۵۰ نمره هم رصد کردن است.
پورغلامي: در بخش تحليل داده از آسمان داده ميگيرند و داوطلبان بايد با تئوري آنها را تحليل کنند.
يونسي: البته سوالات بخش تئوري به گونهاي نيست که بتوان با حفظيات به آنها پاسخ داد، در همه آنها بايد از دانش فيزيک و رياضي استفاده شود و از مکانيک سيارات و ستارهها استفاده کنيم.
پورغلامي: البته رصد کمي سوالات حفظي مانند اسم ستارهها و ... دارد.
معيني: اعمال مدالها به اين شکل است که ميانگين سه نفر اول را محاسبه ميکنند و اين را ۱۰۰ درصد در نظر ميگيرند؛ افرادي که ۹۰ درصد و بالاتر اين نمره را کسب کرده باشند طلا ميگيرند؛ افرادي که ۷۸ تا ۹۰ درصد اين نمره را گرفته باشند مدال نقره کسب ميکنند و ۶۵ تا ۷۸ درصد آنها برنز ميگيرند.
يونسي: داوطلباني که نمره آنها ۵۰ تا ۶۵ درصد ميانگين سه نفر اول باشد، ديپلم افتخار کسب ميکنند.
* مسابقات جهاني امسال چند نفر شرکتکننده داشته است؟
يونسي: ۴۲ کشور و نزديک ۵۰ تيم.
پور غلامي: نزديک ۲۵۰ نفر شرکت کننده.
*اين که در المپياد جهاني مقام اول را کسب کرديد برخورد استادان و دانشجويان با شما چطور بود؟
يونسي: در دانشگاه صنعتي شريف خيلي عادي است! ما يک کلاس تخصصي کامپيوتر داريم که از ۳۵ نفر دانشجوي کلاس، ۲۶ نفر مدال طلاي المپياد دارند و بقيه هم رتبههاي خيلي خوب کنکور دارند.
پور غلامي: من روز اول از کلاس رياضي اخراج شدم (باخنده) رفتم، آب خوردم و وقتي برگشتم استاد گفت "برو بيرون".
بچهها تحت حمايت روانشناختي قرار نداشتند
*به فشار زيادي که روي دانشآموزان مدالآور نقره و برنز کشوري بود و شرايط سختي که بايد براي آمادهسازي خود در کنکور متحمل ميشدند، اشاره کرديد. آيا شما تحت حمايت روانشناختي قرار داشتيد؟
يونسي: نه اصلا. خيلي اتفاقات بدي براي دانشآموزان در دوره کسب مدالهاي کشوري ميافتد.
معيني: درگيريهاي زيادي داشتيم.
يونسي: هفته منتهي به آزمون جهاني، دعواهاي مفصلي در باشگاه داشتيم و بعضي از بچههاي المپيادي آسيبهاي جدي ديدند. دانشآموزان شهرستاني المپيادي يک سال را در خوابگاه ميگذرانند. ممکن است در طول يک سال فقط يک دختر شهرستاني دارنده مدال طلا حضور داشته باشد و او مجبور است کل يک سال را در خوابگاه تنها زندگي کند و اين خيلي سخت است. پسرها هم که در خوابگاه هستند، با وجود اينکه تعدادشان بيشتر است اما وضعيتشان چندان خوب نيست و بقيه هم چون يکسال رها ميشوند، ممکن است مسيرهاي مختلفي را طي کنند که چندان خوب نباشد.
*اين درگيريها و استرسهايي که به آن اشاره کرديد، در چه خصوص بوده است؟
پورغلامي: ما جمعه براي شرکت در مسابقات جهاني پرواز داشتيم، ويزاي ما پنج شنبه صبح آمد. دوشنبه و سهشنبه همان هفته قرار بود به رصد برويم و يکشنبه اعلام کردند که رصد کنسل است.
معيني: براي ويزا خيلي استرس داشتيم. رصد آخري که قرار بود ببرند، براي آشنايي ما با تلسکوپهايي بود که در مسابقات جهاني مورد استفاده قرار ميگرفت و ما تا آن موقع با آنها روبهرو نشده بوديم.
يونسي: من پنجشنبه صبح با ماشين جلوي در سفارت منتظر ايستاده بودم که ويزاها را بگيرم و با سرعت به بانک برسانم تا بتوانم ارز مسافرتي بگيرم. چرا که يک نفر مسئول گرفتن ويزا و ارز مسافرتي نبود و خودمان همه اين کارها را انجام داديم. ما هفته منتهي به اعزام ميرفتيم با بانکهاي مختلف صحبت ميکرديم که اگر امکان دارد، به ما بدون نوبت ارز مسافرتي بدهند و تعداد زيادي از بانکها ميگفتند که نه، ما نوبت را از قبل داديم و نميتوانيم تغيير ايجاد کنيم.
پورغلامي: روز قبل از گرفتن ويزاها قرار بود برويم باشگاه، آزمون شبيهساز جهاني را بدهيم؛ ولي گفتند ويزاها آمده و مجبور شديم به بانک برويم. قرار بود دعوتنامهاي از چين برايمان بفرستند که به ما ويزا دهند، ولي گفتند دعوتنامه نيامده و بايد ويزاي معمولي بگيريم. براي ويزاي معمولي از ما تمکن مالي ميخواستند و ما در دو روز بايد ۴۰ ميليون تومان جور ميکرديم که اگر ميخواستيم ويزاي عادي بگيريم، مشکلي به وجود نيايد.
يونسي: اينجا خيلي اعصابمان خرد شد و با ناراحتي رفتيم.
پورغلامي: ولي آنجا خيلي خوب بود (با خنده).
* خانم پورغلامي لطفا درباره تجربه خودتان از شرکت در المپياد بگوييد و اين که چرا تعداد دخترها به نسبت پسرها در المپيادهاي علمي کم است؟
پور غلامي: دخترها در مدرسه ما علاقهمند بودند، ولي اعتماد به نفس اينکه اگر قدم در اين مسير بگذارند موفق ميشوند را نداشتند؛ يعني اين باور را افراد کمي داشتند. مساله دوم هم اين است که استادان المپياد عموما آقا هستند و بنابر قانون آموزش و پرورش نبايد در مدارس دخترانه دبير آقا داشته باشيم؛ البته خيلي از مدارس يواشکي دبير آقا ميآورند. اما روي هم رفته، بيشتر داشتن اعتماد به نفس براي موفقيت در المپياد مهم است. لذا دخترها ترجيح ميدهند در کنکور شرکت کنند.
ما در کل مدرسه، ۷۰ نفر المپيادي داشتيم؛ ولي بيشتر براي اين المپياد را انتخاب ميکردند که درسهاي کنکورشان نظير زيستشناسي، رياضي و فيزيک قوي شود.
*واکنش خانوادههايتان دربرابر مسائل و مشکلاتي که در طي اين مسير داشتيد، چه بود؟
يونسي: خانوادههاي ما از مسائلي که پيش آمد، چندان غافلگير نشدند؛ خود ما بوديم که بيشتر ناراحت شديم. بالاخره تجربه آنها بيشتر از ماست.