ايسنا/ به نظر ميرسد مردان واقعاً جنگجو به دنيا ميآيند، چرا که براساس يک مطالعه جديد، بدن جنس مذکر به شکل يک جنگجوي تخصصي و به منظور مشت زدن و ضرب و شتم رقباي جنسي فرگشت يافته است.
يک مطالعه جديد نشان داده است که بدن مردان براي پيروزي در نزاعها با رقباي جنسي و فريفتن و قدرتنمايي در برابر زنان تکامل يافته است، زيرا مردان در طول تاريخ همواره مجبور به نزاع براي پيروزي بر مردان ديگر و جلب نظر زنان و فرزندان خود بودهاند.
بنابراين اين فشار باعث شده است که بدن مردان تغيير کند و قدرتمندتر و انفجاريتر شود.
اين امر منجر به آنچه ميشود که به عنوان "دوديسي جنسي"(sexual dimorphism) شناخته ميشود که نشان دهنده اختلافات جسمي بين نر و ماده در يک گونه است.
دوديسي جنسي به تفاوت فنوتيپي جنس نر با ماده(يا به بيان سادهتر تفاوت ظاهري) در يک گونه زيستي گفته ميشود. مهمترين مثال براي دوديسي جنسيتي، وجود اندام تناسلي متفاوت در جنس نر و ماده اغلب جانوران است. تفاوت در ويژگيهاي ثانويه جنسي مثل رويش مو در برخي نقاط بدن، اندازه و فيزيک بدني، و رفتارها از ديگر مصداقهاي دوديسي جنسي است.
دوديسي جنسي برآمده از فشارهاي فرگشتي است که ساختار اجتماعي و نحوه جفتگيري و زندگي گروهي جانور بر وي تحميل ميکند. براي نمونه در گونههاي جانوري که ساختار اجتماعي چندزني دارند و تهاجمهاي درونگروهي شديدتر است، دوديسي جنسي بيشتر است، چرا که نرها براي تصاحب مادگان بايد هرچه بيشتر بزرگ و زورمند شوند تا بتوانند بر نرهاي رقيب پيروز شوند. از همين روي، فشار فرگشتي، نرها را به افزايش اندازه جثه واداشته و دوديسي جنسي بيشتر ميگردد. براي نمونه در گوريلها که در گروههاي تکنري-چندمادهاي زندگي ميکنند، نرها بسيار درشتتر از مادهها هستند. از سوي ديگر در گيبونها که در خانوادههاي تکهمسري زندگي ميکنند، نر و ماده هماندازهاند.
يک نمونه آشکار در مورد ارتباط دوديسي جنسيتي و شيوع چندهمسري، پرهاي زيبا و خيرهکننده پرندگاني چون طاووس و قرقاول است که جنس نر را کاملاً از جنس ماده متمايز ميکند. اين پرها هيچ فايدهاي به جز جلب نظر جنس ماده ندارند و از هر نظر ديگر به ضرر حيوان هستند. ميزان زيادي انرژي براي توليد اين پرها صرف ميشود، وزن و اندازه اين پرها براي جانور دست و پا گير است و مهمتر از همه توجه شکارچيان را به خود جلب ميکند. يافتن يک قرقاول نر براي يک روباه بسيار راحتتر از يافتن قرقاول ماده است که پرهايش رنگي استتاري دارند.
با وجود اينها جنس نر با داشتن اين پرها ميتواند شمار بيشتري از مادگان را مجذوب خود کند و با جفتگيري با ايشان تعداد زيادي فرزند از خود به جاي بگذارد. يک قرقاول بسيار زيبا ممکن است فقط يک فصل عمر کند و در همين يک فصل شش ماده را آبستن کند، اما يک قرقاول محجوب با پر و بال ساده شايد ۱۰ سال عمر کند، اما نتواند هيچ همسري بيابد.
اين سؤال که دوديسي جنسيتي انسانها در رقابت جنسي و استراتژيهاي جنسي کوتاهمدت و بلندمدت آنها چه تأثيراتي داشته از بحثهاي قديمي و دامنهدار در زيستشناسي فرگشتي است. در انسان ميانگين نسبت جرم مرد به جرم زن چهار به سه است. اين رقم کمتر از گوريلهاي چندهمسري اما بيشتر از گيبونهاي تکهمسر است. از همين رو، احتمالاً در دوران فرگشت انسان ساختارهاي اجتماعي تا اندازهاي ساختارهاي چندهمسري بوده است.
به گفته ديلي و ويلسون، تفاوت مذکر و مؤنث در انسان بيشتر از پستانداران تکهمسر اما بسيار کمتر از پستانداران به شدت چندهمسر است. يکي از توضيحات پيشنهادي اين است که روند تکامل جنسيتي انساني بيشتر به خويشاوند نزديک خود بونوبو(نوعي شامپانزه) شباهت داشته که از نظر دوديسي جنسيتي بسيار شبيه به انسان است.

محققان در اين مطالعه جديد دريافتهاند که با گذشت هزاران سال، مرداني که قادر به جنگيدن نبودهاند، به آرامي از گردونه خارج شدهاند و در نتيجه، مردان قدرتمندتر که در درگيريها بهتر عمل ميکردند، باقي ماندهاند.
نتيجه نهايي اين است که بدنهاي جنس نر در روند فرگشت يا تکامل به مرور طوري تغيير يافته است که در مشت زدن و دعوا کردن خوب عمل کند.
به عنوان مثال، محققان آمريکايي در يک آزمايش دريافتند که ضعيفترين مرد، سختتر از قويترين زن مشت ميزند.
محققان در اين مطالعه نوشتند: دوديسي جنسي غالباً از انتخاب صفات اسکلتي-ماهيچهاي خاص ناشي ميشود که باعث بهبود عملکرد مبارزاتي در مردان ميشود.
در اين مطالعه آمده است: در انسانها، يک نوع متداول جنگيدن، شامل استفاده از مشت به عنوان سلاح است.
محققان در يک آزمايش مشت زني دريافتند که ميانگين قدرت مردان، ۱۶۲ درصد بيشتر از زنان است.
اين در حالي است که وقتي نوبت به آزمايش پرتاب نيزه رسيد، ميزان تفاوت چندان زياد نبود که اين موضوع بر تکامل مردان براي جنگيدن و نه براي شکار دلالت دارد.
پروفسور "ديويد کرير" از دانشگاه يوتا گفت: اين يک نمونه چشمگير از دوديسي جنسي است که سازگار با مردان بوده است تا براي نبرد و مبارزه با مشت قويتر شوند.
وي افزود: اگر هدف ما اين باشد که در آينده همه نوع خشونت را به حداقل برسانيم، درک تمايلات و ماهيت و طبيعت ما، کمک کننده خواهد بود.
محققان قدرت مشت زدن ۲۰ مرد و ۱۹ زن را اندازهگيري کردند. اين کار به منظور آزمايش اين فرضيه بود که قدرت فوقاني بدن مردان ممکن است به منظور شکار با نيزه ايجاد شده باشد.
اما در اين آزمايش مشخص شد که دو جنس، تفاوت معني داري در مشت زني و پرتاب نيزه دارند.
محققان معتقدند اين امر ثابت ميکند که بدن مرد به جاي پرتاب اسلحهها، براي مشت زدن تکامل يافته است.
مطالعات قبلي نشان دادهاند که به طور متوسط، قسمت فوقاني بدن مردان ۷۵ درصد بيشتر از توده عضلاني دارد و ۹۰ درصد قدرتمندتر از زنان است، اما تاکنون مشخص نبود به چه دليل.
نتايج اين مطالعه در مجله Experimental Biology منتشر شده است.
بازار