بابک فردوسی؛ آقای خاص ایرانی تبار در ناسا

خراسان/ همزمان با آماده شدن مريخنورد «استقامت» براي فرود سراغ بابک فردوسي، دانشمند ايراني تبار ناسا رفتهايم تا از شغل و استراتژي هايش براي موفقيت بگويد
نام بابک فردوسي براي علاقه مندان به حوزه فضا تا حد زيادي آشناست. بابک که متولد پاييز 1358 است، امسال هجدهمين سالي است که با اداره کل ملي هوانوردي و فضاي آمريکا «ناسا» مشغول همکاري است. يکي از پروژههايي که او در آن مشارکت داشت، پروژه مريخنورد کنجکاوي يا (Curiosity Rover) بود که در سال 2012 با موفقيت روي سطح مريخ فرود آمد. تصاويري که از مرکز کنترل اين مريخنورد در آن سال منتشر شد، باعث شهرت ناگهاني بابک فردوسي شد.
در اين تصاوير موهاي بسيار متفاوت بابک توجه بسياري را به خود جلب کرد، مدلي مشابه قبايل سرخ پوستي که با تصور رايج دنيا از ظاهر اتو کشيده دانشمندان فاصله زيادي داشت. البته در کنار مدل موها، بيانصافي است اگر از اشکهاي شوق بابک ياد نکنيم. براي نوشتن پرونده امروز به بابک ايميل زديم و تعدادي سوال برايش ارسال کرديم. بابک با وجود مشغلههايي که از فردي در اين سطح انتظار ميرود اما در زماني به نسبت کوتاه به سوالات ما پاسخ داد. پاسخهايي که حاوي نکات آموزنده و قابل تامل خوبي هستند. در اين پرونده در کنار گفتوگو با فردوسي ميتوانيد با ماموريت مريخ نورد کنجکاوي که مدير برنامه و پرواز آن، مهندس ايراني تبار ناسا بوده، آشنا شويد و از زندگي اين دانشمند بيشتر بدانيد.
نگاهي کوتاه به زندگي بابک فردوسي
بابک متولد 1358 آمريکاست. پدر او، دکتر علي فردوسي، جامعهشناس و از علاقه مندان به شعر فارسي است. وقتي بابک يازده ساله بود، خانوادهاش به ژاپن مهاجرت کردند. او دوران دبيرستان خود را در ژاپن سپري کرد و در همين دوران با آشنايي با ادبيات علمي تخيلي و کارهاي نويسندههايي چون آرتور سي کلارک و در کنار آن سريال پيشتازان فضا به موضوع فضا علاقه پيدا کرد. براي تحصيل در دانشگاه او رشته هوافضا را انتخاب کرد و کارشناسي خود در اين رشته را از دانشگاه واشنگتن گرفت و سپس در امآيتي کارشناسي ارشد خود در اين رشته را دريافت کرد. زمان کوتاهي بعد از دريافت کارشناسي ارشد او همکاري خود با ناسا را آغاز کرد و از سال 2003 به اين طرف در پروژههاي مختلف و معروفي از ناسا از جمله مريخنورد کنجکاوي همکاري داشته است. در ادامه، پاسخهاي بابک فردوسي به سوالات ما را خواهيد خواند.
مدير پرواز فناوريبرتر سال 2012
برنامه مريخنورد کنجکاوي، برنامهاي خاص در نوع خود بود. اين پروژه آنقدر اهميت داشت که در سال 2012 به عنوان فناوري برتر سال، از آن تقدير شد. در نظر داشته باشيد که رتبه دوم اين جايزه در آن سال، عينک گوگل بود؛ فناوري که شايد بسياري از ما درباره آن چيزهايي شنيده باشيم. اما شايد با خود فکر کنيد که در شرايطي که اين اولين مريخنورد نبود، چطور جايزه فناوري برتر سال به آن تعلق گرفته است؟ بخشي از اهميت اين پروژه در بحث نحوه فرود اين مريخنورد است که در اين باره از بابک فردوسي پرسيديم.
مدير پرواز ماموريت مريخنورد کنجکاوي درباره اهميت نحوه فرود اين مريخنورد اينطور توضيح ميدهد: «در سالهاي 1997 و 2004 مريخنوردها براي فرود از سيستم کيسه هوا استفاده ميکردند تا فرودي «نرم» را داشته باشند. همزمان با سنگينتر شدن عملياتها، اين کيسههاي هوا بايد به شکلي قابل توجه بزرگ ميشدند. در مريخپيماي «ديسکاوري» اما سيستمي استفاده شد که در زمان فرود موشک حملکننده مريخنورد، بالاي مريخنورد قرار ميگرفت و به اين ترتيب به مريخنورد اجازه ميداد تا مستقيم روي چرخهايش فرود بيايد. مزيت اين روش اين بود که مريخنورد بلافاصله بعد از فرود ميتوانست شروع به حرکت کند و نيازي نبود تا ابتدا روي سطحي بالاتر برود (به عنوان مثال اگر موشک حملکننده زير مريخنورد قرار ميگرفت) تا بعد از آن بتواند شروع به حرکت روي سطح مريخ کند.»
اشتباه کردن، بهترين روش يادگيري است!
پروژههايي در سطح مريخنوردها، پروژههايي طولاني و چند ساله هستند. در طول اين چند سال، گروههاي مختلف بايد با همديگر همکاري کنند و البته همه آن ها به دفعات شاهد شکست خوردن تلاشهايشان هستند. از بابک فردوسي درباره استراتژياش در زمان مواجهه با اين شکستها پرسيديم، اينکه چطور ميتواند از شکست خوردن دلسرد نشود و به تلاش ادامه دهد؟
بابک در پاسخ به اين سوال، به نکته بسيار قابلتامل و جالبي اشاره ميکند: «پروژههاي مربوط به مريخ، پر از تجربه شکست هستند. براي همين هم ما سعي ميکنيم از هر کدام از اين شکستها درس بگيريم و تا جايي که ميشود موارد را ابتدا اين جا روي زمين تست کنيم. براي من، اشتباهات بهترين روش براي يادگيري هستند، چراکه به اين ترتيب متوجه ميشوم که چه چيزهايي کار نميکند و من به اين ترتيب بيشترين ميزان يادگيري را دارم.»
در خانه خيلي بيشتر کار ميکنم
دو سوال بعدي ما درباره پروژه فعلي بابک و برنامه روزانهاش بود. اينکه روي چه پروژهاي در حال کار است و به صورت معمول اين روزها به چه صورت کار ميکند؟بابک درباره پروژه فعلياش توضيح کوتاهي ميدهد: «هم اکنون من با پروژه نيسار (NISAR) همکاري دارم. نيسار ماهواره ديده باني است که قرار است در اواخر سال 2022 به بهرهبرداري برسد. اين پروژه با همکاري برنامه فضايي هندي در حال انجام است و هدف از آن پيدا کردن شناختي بهتر از تغييرات کرهزمين است.»
سوال بعدي مربوط به برنامههاي اين روزهايش است که بابک در توصيف آن براي ما مينويسد: «از وقتي که ناچار به ماندن در خانه هستيم (به خاطر شيوع کرونا) من خيلي بيشتر کار ميکنم. کار من نيازمند هماهنگي با افراد مختلف است و براي همين روزهاي من ترکيبي از جلسات و بخشي هم کارهاي انفرادي است. حالا که ما داريم به زمان بهرهبرداري نزديکتر ميشويم، من زماني را هم براي اين که به محل کار بروم و مدل مهندسي فضاپيما را تست کنم، اختصاص ميدهم. اگر زمان اجازه ميداد، دوست داشتم وقتي را براي بازي سافتبال با همکارانم، رفتن به کوه و صرف زمان بيشتر در فضاهاي باز اختصاص بدهم.»
نکاتي ظريف درباره موهايي عجيب!
اما موضوع موهاي بابک فردوسي، موضوعي است که نميشود بيتفاوت از کنار آن رد شد. موهاي بابک به ويژه وقتي حرفه او و جايي که مشغول به کار است، در نظر گرفته ميشود، بسيار به چشم ميآيد. در سال 2012 و بعد از فرود موفقيتآميز مريخنورد کنجکاوي، يکي از موضوعاتي که به شدت مورد توجه قرار گرفت موهاي اين دانشمند ايراني تبار ناسا بود. البته توجه، رئيسجمهور وقت آمريکا به موهاي او و توصيف او به عنوان «آقاي موهاک» هم در اين شهرت بيتاثير نبود. توجه به او در اين زمينه آن قدر زياد بود که طبق گزارش واشنگتنپست باعث شد بعد از انتشار عکسهايي از او در زمان فرود کنجکاوي، او تنها در يک روز نزديک به ده هزار دنبالکننده جديد در توئيتر پيدا کند. البته نکات ظريفي هم درباره موهاي او وجود دارد که بد نيست آن ها را مرور کنيم.
او موهايش را متناسب با مراحل پروژه شکل ميدهد. به عنوان مثال در زمان پرتاب مريخنورد از زمين، او موهايش را قرمز و طلايي روشن کرده بوده تا بازنمايي از شعلههاي آتش موشک حملکننده باشد. در زمان فرود مريخنورد هم موهاي تاج خروسي قرمز او اشاره به لقب مريخ يعني سياره سرخ داشت.
مدل موهاي او در برخي موقعيتها شباهتهايي با آرايش موهاي شخصيتهاي فيلمهاي علمي-تخيلي دارد و همين موضوع به جذابيت ماجرا اضافه کرده است.
به چالش کشيدن کليشههاي مربوط به افراد شاغل در حوزه فضانوردي از ديگر نکاتي است که بسياري معتقدند فردوسي با مدل موهايش به خوبي آن را انجام داده است.
البته اگر شما دنبالکننده بابک فردوسي در فضاهاي مختلف باشيد، احتمالا به خوبي ميدانيد که شخصيت او ظاهرا بخش بازيگوشي دارد که گاهي خودش را با مدل موها يش نشان ميدهد و گاهي در مدل ژست گرفتنهايش در زمان عکس گرفتن. اگر تصور ميکنيد که او تنها فرد شاغل در ناساست که در کليشههاي قديمي دانشمندان نميگنجد، سخت در اشتباهيد. چه اين که در يکي از گفتوگوهايش بابک فردوسي به موضوع «کلوب نان» در محيط کارش اشاره کرده؛ کلوبي که اعضاي آن به نوبت نان مي پزند و سر کار ميبرند. با توجه به همه اين نکات درباره اين موضوع از بابک فردوسي پرسيديم؛ اين که نظرش درباره اين موضوع که به نظر نميرسد که در داشتن کمي بازيگوشي در محيط کار، يک مورد استثنا باشد، چيست؟
بابک خيلي خلاصه به اين سوال ما جواب ميدهد اما باز هم به مسئله جالبي اشاره ميکند: «من خيلي خوشحالم از اين که ميبينم افراد بيشتري هستند که در محيط کار و حوزههاي علمي و مهندسي، خودشان هستند. فکر ميکنم مشکلاتي که ما روي حل شدن آنها کار ميکنيم، نياز به افرادي متفاوت با تنوعي بالا در تجربيات قبلي دارد. پس هرچه بتوانيم افرادي را جذب کنيم که خود واقعيشان را به محيط کار ميآورند، اين يگانگي آنها کمک خواهد کرد.»
براي کار در اين حوزه لازم نيست مهندس باشيد!
از آن جا که دور از ذهن نيست که بخشي از خوانندگان صفحه ما با خواندن اين گفتوگو و آشنايي با بابک، علاقه مند به کار در حوزه فضا بشوند، از او درباره نحوه آغاز به کار در اين حوزه پرسيديم و اينکه افراد در چه مهارتهايي بايد قوي باشند تا شانس بهتري براي آغاز به کار در مراکز فضايي پيشرو را داشته باشند. پاسخ بابک به اين سوال، نکته کمتر شنيده شدهاي را بازگو کرد.
بابک در توضيح اين مسير به ما ميگويد: «من آدم خوششانسي هستم که کارم را اين جا شروع کردم. پيدا کردن کار در چنين محيطي به سوابق افرادبستگي دارد اما تصور ميکنم که براي مشغول شدن به کار افراد بايد شهروندي آن کشوري را که پروژه در حال انجام در آن است داشته باشند. البته برخي شرکتها هستند که توجهي به شهروندي افراد ندارند، پيشنهاد من پيدا کردن آن شرکتها و در صورت امکان شروع به کار در آنهاست. در عين حال علاقه مندان به اين حوزه بايد بدانند که در اين زمينه شاغلان کارهاي متنوعي انجام ميدهند. به عنوان مثال ما افرادي را داريم که با توليد آثار هنري به ما کمک ميکنند تا مردم را با سفينههاي فضايي آشنا کنيم يا نويسندههايي داريم که به ما کمک ميکنند تا بتوانيم مباحث علمي و فناوري را توضيح دهيم. به عبارتي شما براي کار در اين حوزه لازم نيست حتما مهندس يا دانشمند باشيد.»
شاهنامه را خواندهام
از بابک فردوسي درباره ميزان آشنايياش با ادبيات فارسي و شاعران بنام آن حافظ، مولانا و فردوسي پرسيديم. همانطور که البته ميشد حدس زد از بين شعراي بزرگ، بابک بيش از همه با فردوسي آشنايي دارد.اين دانشمند ايراني تبار ناسا درباره ميزان آشنايي با شاعران ايراني ميگويد: «من به صورت کلي با شاعران آشنايي دارم اما بيشتر فردوسي را ميشناسم؛ و در دوران دانشگاه شاهنامه را خواندهام.»سوال بعدي ما در اين حوزه درباره موسيقي ايراني بود. بابک در اين باره در پاسخ به سوال ما ميگويد: «درباره موسيقي من احتمالا خيلي عقب باشم چرا که آشنايي من با اين حوزه از کانال والدينم اتفاق افتاده است. من شجريان، فرهاد و ... را دوست دارم. گاهي اوقات البته کارهاي جديد هم گوش ميدهم اما بيشتر همين مواردي را که گفتم، گوش دادهام.»
قرمهسبزي غذاي محبوبم است
و اما سوال آخر درباره غذاهاي ايراني بود. او ميگويد: «درباره غذا، خورشت قرمهسبزي دستپخت پدرم، غذاي محبوبم است و من اميدوارانه منتظرم تا به زودي بتوانم به ديدار خانوادهام بروم و قرمهسبزي بخورم.»
نويسنده : نرگس عزيزي /روزنامهنگار

















