خراسان/ مرور تصاویر چند پدیده‌ جوی عجیب‌وغریب که در نگاه اول، فتوشاپی به‌نظر می‌رسند اما گوشه‌ای از واقعیت شگفت‌انگیز جهان ‌ما را به نمایش می‌گذارند
 «نه بابا، این‌که فتوشاپه»؛ این اولین واکنش ماست ولی چیزی ته ذهن‌مان را قلقلک می‌دهد که احتمال واقعی بودنش‌ را کاملا مردود ندانیم. پس دست به‌ دامن گوگل می‌شویم. عکس را به سرویس جست‌وجوی عکس می‌سپاریم و در‌حالی که منتظریم با عنوان عکس دستکاری‌شده و فیک‌نیوز مواجه شویم، درکمال تعجب به چند لینک قابل‌اعتماد برمی‌خوریم که صحت عکس را تأیید می‌کنند. پرونده امروز، مروری است بر عکس‌هایی از پدیده‌های جوی عجیب که در نگاه اول غیرواقعی به‌نظر می‌رسند اما با کمی جست‌وجو متوجه خواهیم‌شد گوشه‌ای از واقعیت شگفت‌انگیز جهان ‌ما را به نمایش می‌گذارند.

ابرهای ماماتوس
ابرها هنگام بالا آمدن و سرد شدن هوای آرام و مرطوب تشکیل می‌‌شوند و ازنظر ظاهری معمولا در قسمت پایین صاف و هموار هستند. به همین دلیل، اگر عکسی از ابرهای ناهموار «ماماتوس» ببینیم، به واقعی بودن آن شک می‌کنیم. ماماتوس، گونه‌ای ابر است که رشته‌ای از ابرچه‌های کیسه‌مانند زیر سطح اصلی آن قرار دارد. شکل ظاهری این ابرها حاصل کیسه‌هایی از هوای سرد اشباع شده‌است که به‌سرعت از سطح ابرهای توفان‌زا پایین می‌آید و تصویری مانند برآمدگی‌های مواج در قسمت زیرین ابر ایجاد می‌کند. خوشه‌های این ابرها معمولا از یخ تشکیل شده‌است.ابرهای ماماتوس که با توفان‌های سخت همراه‌ می شوند، پدیده‌هایی نادر هستند و همین کمتردیده‌شدن‌ آن ها دلیل دیگری است که گمان فتوشاپی بودن درباره‌شان تقویت شود. ولی دانشمندان، با چنان شرح   ‌وتفصیلی از آ‌ن‌ها حرف می‌زنند که جای هیچ شک‌وشبهه‌ای باقی نمی‌ماند؛ قطر هرکدام از ابرهای ماماتوس در هر خوشه تشکیل‌دهنده ۳ و طول‌ آن‌ها ۵کیلومتر است. ماندگاری این ابرها در آسمان به‌مدت ۱۰ تا ۱۵دقیقه است، البته گاهی تا چند ساعت هم دوام می‌آورند ولی معمولا به‌سرعت متلاشی می‌شوند.

حفره آسمان

دیدن حفره‌ای وسط آسمان، از آن صحنه‌هایی است که علاقه‌مندان به ماوراءالطبیعه را حسابی سر ذوق می‌آورد تا با خیال راحت، ردپای موجودات فضایی و بشقاب‌پرنده‌های‌شان را تماشا کنند. اما دانشمندان برای این صحنه، توضیحی علمی دارند. آن‌چه به‌عنوان پدیده «ابرهای سوراخ‌دار» شناخته می‌شود، زمانی رخ می‌دهد که کریستال‌های یخ در ابر به‌اندازه‌ای بزرگ می‌شوند که سقوط می‌کنند اما چرا این یخ‌زدگی در یک منطقه خاص از لایه ابر شروع و چگونه به‌اندازه یک حفره (گاهی تا قطر 50کیلومتر)‌ بزرگ می‌شود؟ برای تشکیل حفره، قطرات موجود در لایه ابر باید فوق‌خنک شوند. آن‌ها درواقع در دمای زیر صفر درجه سانتی‌گراد هستند اما هنوز منجمد نشده‌اند. قطرات آب در ابر اغلب در دمای بسیار پایین‌تر از دمای انجماد آب روی زمین، مایع باقی می‌‎مانند. آن‌ها برای یخ زدن، به یک هسته مرکزی نیاز دارند، در غیر این‌صورت تا دمای منفی 40درجه از انجماد خودداری می‌کنند. پس چه چیزی باعث یخ زدگی در یک منطقه مشخص از ابر می‌شود؟ پرواز هواپیما ازمیان ابر می‌تواند برای شروع فرایند انجماد کافی باشد. انبساط هوا هنگام عبور از روی بال‌ها و تیغه‌های هواپیما باعث خنک شدن آن می‌شود. این خنک شدن لحظه‌ای می‌تواند دما را به‌اندازه‌ای پایین بیاورد که قطرات شروع به یخ زدن کنند، حتی اگر هسته‌های یخ به‌قدر کافی وجود نداشته‌باشد. وقتی قطرات به ذرات جامد تبدیل می‌شوند، مقدار کمی گرما از خود ساطع می‌کنند؛ به‌اندازه‌ای که هوا منبسط شود و کمی بالا بیاید. در واکنش به این جریان درحال افزایش، هوای اطراف کمی فرومی‌رود. با فرورفتن و گرم شدن هوا در اطراف رگه یخ‌زده، قطرات آن‌جا تبخیر می‌شوند. به این‌ترتیب کریستال‌های یخ تولیدشده توسط هواپیما درحال بالا رفتن یا پایین آمدن از لایه ابر، حفره‌ دایره‌ای را تشکیل می‌دهند که به‌نظر می‌رسد از ابر بیرون زده‌است.

دونات‌های برفی

دونات‌های برفی که بیشتر در دشت‌های باز آمریکای شمالی و برخی مناطق دورافتاده اروپای شمالی دیده می‌شوند، شبیه سازه‌های یخی ساخته دست بشر به‌نظر می‌رسند اما کاملا طبیعی هستند؛ حاصل همکاری برف و باد. دونات‌های برفی وقتی شکل می‌گیرند که باد با حرکتش بر سطح برفی زمین، مقداری از برف را با خود به چرخش درمی‌آورد و درست مانند فرایند ساخت گلوله‌برفی از آن حلقه‌هایی تایرمانند می‌سازد، با این تفاوت که لایه داخلی گلوله‌های دست‌ساز باد، به دلیل سست بودن درجریان حرکت فرومی‌ریزد و ظاهری شبیه دونات به آن‌ها می‌دهد. پدیده نادر دونات برفی برای تشکیل شدن به شرایط زیادی نیاز دارد؛ دما درحد انجماد باشد. برف به‌‎راحتی متراکم شود. باد با شدت مناسب بوزد و زمین شیب خاصی داشته‌باشد. هوا هم باید به‌اندازه کافی آفتابی باشد تا لایه رویی برف مرطوب و شل شود اما آن‌قدر هم گرم نباشد که برف را ذوب کند. بسته به این‌که باد چقدر قوی است، سطح برف چقدر صاف است و براساس شیب زمین، گلوله تا کجا می‌تواند بغلتد، دونات برفی می‌تواند اندازه‌ یک توپ تنیس باشد یا به قطر نیم‌متر برسد.

رنگین‌کمان آتش

رنگین‌کمان‌ها در پی شکست و بازتاب نور شکل می‌گیرند. هنگامی که نور شکسته می‌شود، با عبور از خلال واسطه‌های دارای تراکم‌های مختلف ازجمله آب یا یک منشور خمیده می‌شود. نور منعکس‌شده از یک سطح با زاویه‌‌‌ای مساوی با زاویه برخورد آن با همین سطح می‌جهد، با این حال پدیده «پراش» شامل انتشار امواج نوری در یک الگوی حلقه‌مانند است. اما پدیده رنگین‌کمان آتش بر اثر برخورد نور خورشید با کریستال‌های بزرگ یخی درون ابرها ایجاد می‌شود. پدیده‌ای نادر از ابرهای رنگین‌کمانی که خود از ابرهای حاوی قطرات کوچک آب با اندازه همسان تشکیل می‌شوند. این ابرها نور را می‌شکنند یا خم می‌کنند ‌طوریکه به طول موج‌ها یا رنگ‌های متفاوت تقسیم شود. این فرایند آن‌ها را به جلوه‌ای رنگین‌کمانی شبیه می‌کند. به‌بیان دقیق‌تر، وقتی ابرهای سیروس در ارتفاع بسیار بالا قرار می‌گیرند، کریستال‌های یخی درون آن‌ها تشکیل می‌شود. برخورد نور با قسمت بالای صفحات کریستالی یخ باعث ساطع شدن رنگ‌های زیبایی درمیان ابرها می‌شود که از روی زمین به‌راحتی قابل‌مشاهده است. درواقع این بلورهای یخ در ابر مانند منشورهای کوچک شناور رفتار می‌‌کنند و ابر را مانند رنگین‌‌کمان، رنگارنگ جلوه می‌‌دهند. آن‌چه ظاهر می‌شود درواقع یک «کمان نزدیک‌افق» است که به‌‌موازات افق ظاهر می‌‌شود و به‌‌دلیل ظاهر شعله‌‌مانندش به‌‌طور غیررسمی رنگین‌‌کمان آتش نام‌گذاری‌ شده‌است‌ و با عنوان اثر هاله‌ای شناخته می‌شود.

شبح بروکن

«اون‌جا جادوگرها جلسه گذاشتن»؛ این اولین توضیحی است که به ‌ذهن تماشاگران «شبح بروکن» رسید، پدیده‌ای که بیشتر در کوه «بروکن» آلمان مشاهده می‌شود و نامش را هم از همان گرفته‌است. این پدیده موهوم، سایه‌ای شبح‌مانند است که روی قله و درمیان مه دیده می‌شود اما دانشمندان می‌گویند نه خبری از وهم است و نه شبحی درکار. شبح یا طیف بروکن زمانی دیده می‌شود که خورشید ازپشت بتابد و سایه آن روی ابر و مه بیفتد. سایه درواقع روی قطره‌های آب می افتد که از هم فاصله دارند  و خطای بصری به‌وجود می‌آورد؛ درنتیجه به‌نظر می‌رسد سایه حرکت می‌کند اما درواقع ابر‌ها حرکت می‌کنند و تغییر‌شکل می‌دهند. ازطرف دیگر قطره‌های آب موجب شکسته‌شدن نور می‌شوند و اطراف سایه، هاله‌ای از دایره‌های توخالی و رنگی شکل می‌گیرد که حالتی رنگین‌کمانی و وهمی به سایه می‌دهد. شبح بروکن، تا مدت‌ها کوهنوردها را می‌ترساند، آن‌قدر که گفته می‌شود یک‌بار باعث سقوط یک کوهنورد شد. بساط افسانه‌سرایی و داستان‌پردازی درباره جلسات مرموز جادوگرها هم فراهم بود، تا جایی که این پدیده به آثار نویسندگانی مثل «گوته»، «چارلز دیکنز» و «لوییس کارول» راه یافت اما سرانجام توضیح علمی پیدا شد و به خرافات و شایعات پایان داد.

رعدوبرق اشباح

دیدن موجودی قرمزرنگ شبیه عروس دریایی در آسمان، سوژه خوبی برای داستان‌ها و فیلم‌های علمی-تخیلی است اما آذرخش اشباح یا «اسپرایت‌ قرمز»، پدیده‌ای واقعی است. این نوع رعدوبرق، درواقع تخلیه‌ الکتریکی در مقیاس بزرگ است که بالای ابرهای «کومولونیمبوس» رخ می‌دهد و طیف متنوعی از شکل های عجیب را در آسمان شب ایجاد می‌کند. دانشمندان، اواخر دهه 80 میلادی این نوع آذرخش را هنگام وقوع مشاهده کردند ولی خیلی پیشتر از آن‌ها، خلبانان، عروس دریایی قرمز را در آسمان دیده‌بودند اما از ترس این‌که مبادا به متوهم بودن متهم شوند، مشاهدات‌شان را گزارش نمی‌کردند. رصد و تصویربرداری از اسپرایت آسان نیست، این پدیده معمولا بیشتر از چند ثانیه دوام نمی‌آورد و برای دیده شدن به آسمان صاف بدون آلودگی نوری نیاز دارد. به‌ همین دلیل است که از زمان انتشار اولین گزارش از رؤیت رعدوبرق قرمز تا زمانی که عکاسی از آن و تحقیق درباره‌اش ممکن شد، حدود 260سال طول کشید.

رعدوبرق قرمز در ارتفاع بالاتری از رعدوبرق معمولی رخ می‌دهد و از آن، سردتر و کم‌نورتر است. این پدیده جوی خطرناک به‌نظر نمی‌رسد اما گفته می‌شود با چند سانحه هوایی غیرقابل‌توضیحی که بالای رعدوبرق اتفاق افتاده ، مرتبط بوده‌است. رعدوبرق قرمز در اروپا، آمریکای شمالی، آمریکای جنوبی، آفریقای مرکزی و استرالیا مشاهده شده‌است.

درخش سبز

نمایی از خورشید را تصور کنید که تاجی سبزرنگ بر سر دارد. تا وقتی چیزی از پدیده جوی «درخش سبز» ندانیم، این تصویر را غیرواقعی و دستکاری‌شده تلقی می‌کنیم اما علم به کمک‌مان می‌آید و چنین توضیح می‌دهد: این پدیده معمولا هنگام غروب رخ می‌دهد و بیشتر از یک تا دو ثانیه دوام نمی‌آورد. ماجرا از این قرار است که با پایین‌رفتن خورشید، آخرین‌ پرتوهای نوری آن سبز دیده می‌شود. درخش سبزرنگ که به دلیل شکست نور در جو شکل می‌گیرد، پدیده‌ای بسیار نادر است. زمانی که خورشید آغاز به پایین‌ رفتن در افق می‌کند، رنگ‌های طیف نوری در یک زمان ناپدید می‌شوند و این ناپدید شدن با پرتوهای نوری دارای طول موج بلند‌، آغاز و به آن‌هایی که طول موج کوتاه‌تری دارند، ختم می‌شود. این فرایند، زمان طلوع خورشید وارونه می‌شود و ممکن است درخش سبز بر بالای خورشید پیش از برآمدن از خط افق دیده شود. گاهی درخش آبی‌رنگ هم دیده می‌شود. این پدیده معمولا در شرایطی که آسمان بسیار پاک و دید شفافی از افق وجود داشته‌باشد، بهتر مشاهده می‌شود. در اغلب موارد مشاهده درخش سبز در اقیانوس‌ها رخ می دهد چون بخش وسیع‌تری از اتمسفر قابل‌مشاهده است و خط دید در مسیری موازی با افق قرار دارد. دشت‌ها هم معمولا مکان مناسبی برای مشاهده این پدیده هستند.

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar