با پروفسور یوسف ثبوتی، چهره ماندگار فیزیک ایران

منبع
parssky
بروزرسانی
با پروفسور یوسف ثبوتی، چهره ماندگار فیزیک ایران
parssky/ پروفسور يوسف ثبوتي ازجمله محققان و دانشمندان سختکوشي است که مي‌توان او را گنجينه‌اي از تجربيات ارزشمند دانست. او را پيشکسوت علم نجوم در ايران مي‌شناسند و سال 1380 به عنوان چهره ماندگار فيزيک انتخاب شد. گرچه او خاضعانه خودش را فردي معمولي مي داند، اما همکاران و شاگردانش، سختکوشي و خستگي ناپذير بودن پروفسور ثبوتي را دو ويژگي منحصر به فرد او مي نامند که خيلي وقت ها به ديگران نيز انگيزه حرکت داده است. او از بدو تاسيس دانشگاه تحصيلات تکميلي علوم پايه زنجان تا تابستان 1389 يعني دو دهه متوالي رياست اين مرکز را به عهده داشت و شايد نگاه آينده نگر همين استاد به قول خودش ساده فيزيک بوده که باعث شده اين دانشگاه، گرچه عمر کوتاهي دارد، اما از دانشگاه هاي پيشرو در امر آموزش و پژوهش کشور باشد. با او درباره علاقه اي که به علم فيزيک داشته و همچنين حال و هواي نظام آموزش عالي در کشور گفت وگو کرده ايم. فيزيک، کشاورزي، ادبيات و تاريخ. دامنه علايق شما گسترده است. چرا فيزيک را به عنوان رشته اصلي براي تحصيل انتخاب کرديد؟ بايد براي ادامه تحصيل از بين رشته هاي مختلف، يک رشته را انتخاب مي کردم که در نهايت نتيجه اين انتخاب، تحصيل در رشته فيزيک بود. البته همان طور که از قبل گفته ام و در نوشته هايم هم به اين موضوع اشاره کرده ام، فيزيک منطق حاکم بر طبيعت را به يک زبان ساده، اما کلي بيان مي کند. اين ويژگي براي من جاذبه داشت. از همان روزهاي اول که در مقطع دبيرستان با درس فيزيک آشنا شدم تا به امروز، فيزيک براي من جاذبه داشته است و به همين دليل فيزيک را براي ادامه تحصيل انتخاب کردم. چرا در رشته فيزيک که گسترده است و شاخه هاي متعددي دارد به دنبال نجوم رفتيد؟ من در آن زمان مي توانستم هر حوزه اي را که به آن علاقه مند بودم، انتخاب کنم و هيچ فرقي نمي کرد در کدام يک از اين شاخه ها ادامه تحصيل دهم. زماني که در دانشگاه هاي تورنتوي کانادا بودم، نجوم و اختر فيزيک در دسترس بود و مي توانستم در اين شاخه ادامه تحصيل دهم و با توجه به اين موضوع با وجود اين که هيچ فرقي نمي کرد در چه شاخه اي درس بخوانم، رشته نجوم را انتخاب کردم. به عنوان فردي که در رشته نجوم تحصيل کرده ايد، منجمان اساسا به دنبال چه هستند و چرا در حالي که روي زمين هزاران مشکل حل نشده وجود دارد، مطالعه آسمان تا اين اندازه براي آنها مهم است؟ نه تنها منجمان، بلکه همه پژوهشگران در هر رشته اي که درس مي خوانند به دنبال اين هستند که بيشتر قوانين حاکم بر طبيعت چيست. ممکن است اين قانون بر آسمان ها حاکم باشد يا اين که بر سطح زمين، اقيانوس ها يا جو زمين حاکم باشد. حتي ممکن است اين قانون بر اتم ها و مولکول ها و ذرات ريز اتمي يا هر چيز ديگري حاکم باشد. در سال هاي اخير گروه هي از محققان به دنبال قوانين حاکم بر سلول ها بوده اند. در هر رشته اي پژوهشگر به دنبال اين است تا در رشته خاصي که در آن تخصص پيدا کرده است قوانين حاکم بر طبيعت را پيدا کرده و آنها را شناسايي کند. هدف پژوهش، شناخت عالم واقع است که اين مي تواند در هر حوزه اي از آسمان و ستاره تا کهکشان و به طور کلي در همه عالم و حتي در اتم و ذرات بنيادي مطرح باشد. ديدگاه و مسير تحقيقاتي شما به عنوان يک فيزيکدان و منجم ايراني با مسير ديگر محققان اين حوزه در خارج از کشورمان چه تفاوتي داشته و دارد؟ من گمان نمي کنم با هر فرد عادي ديگري که در حوزه فيزيک، رياضي يا شيمي تحقيق و پژوهش مي کند، تفاوت داشته باشم. علت اين که به عنوان چهره ماندگار انتخاب شدم اين است که نسبت به ديگر محققان اين حوزه چند سالي بيشتر عمر کرده ام. در تاريخ اسامي بسياري از محققان و دانشمندان ايراني در حوزه هاي مختلف به چشم مي خورد. به نظر مي رسد امروز ايراني ها از علم و دانش فاصله گرفته اند. در شرايط امروز وضع پژوهش و آموزش در کشور را چگونه ارزيابي مي کنيد؟ قرن چهارم، پنجم و ششم هجري کم و بيش قرن هاي طلايي در فرهنگ ايراني و اسلامي است. در اين دوره زماني، جدي ترين محققان در علوم مختلف در کشورهاي اسلامي و بخصوص در جامعه فارسي زبان مي زيسته اند. از قرن هفتم هجري به بعد اين مراکز تفکر و آموزش علوم طبيعي به تدريج از کشورهاي اسلامي جمع آوري شد. در سراسر کشورهاي اسلامي از آسياي دور تا هند و ايران و منطقه بين النهرين و مصر و بالکان، کم و بيش کشورهاي اسلامي از مطالعه علوم طبيعي و طبيعت فاصله گرفتند در صورتي که در همين مدت کشورهاي غربي به بررسي دقيق تر علوم طبيعي روي آوردند و نتيجه آن وضعي است که امروز مشاهده مي شود. به عبارت ديگر به تدريج اسامي دانشمندان مسلمان در نوشته ها و ادبيات علوم طبيعي دنيا ديده نمي شود و در مقابل اسامي دانشمندان کشورهاي غربي يعني کشورهاي اروپايي و آمريکايي جايگزين آن شده است. علوم و فناوري که امروز از آن استفاده مي کنيم بيشتر محصول 200 تا 250 سال اخير است و جوامع مسلمان در به وجود آوردن آن نقشي نداشته اند. بنابراين طبيعي است در اين نوشته هاي علمي اخيرنه تنها اسامي ايراني ها و بلکه هيچ اسمي از دانشمندان و محققان مسلمان پيدا نکنيد؛ چراکه اين افراد در به وجود آوردن علوم جديد سهمي نداشته اند و اين وضع در همه رشته ها از فيزيک و نجوم تا رياضيات، شيمي، پزشکي و شاخه هاي مختلف علوم مهندسي مشابه است. چگونه مي توانيم به دانشجو اين اطمينان را بدهيم، اگر درس بخواند مسير آينده را براي خود رقم مي زند و شرايط کسب و کار براي او فراهم خواهد شد؟ اگر نگاهي به آمار بيکاري در کشور بيندازيد متوجه مي شويد بيکاري فقط مختص افراد تحصيلکرده نيست. بسياري از افرادي که صاحب فن و حرفه اي هستند هم با مشکل مشابهي مواجه مي شوند. اما انتظار مي رود نرخ بيکاري در بين افرادي که درس مي خوانند کمتر باشد، اما آيا بررسي شده است که خلاف اين است؟ بررسي نشده است. پس بايد ابتدا در بين جوانان بيست تا سي ساله که فارغ التحصيلان دانشگاه هم در اين محدوده سني قرار مي گيرند، بررسي شود. بايد از بيکاران آمار گرفته شود و بعد ببينيم نسبت آنهايي که دانشگاه رفته اند به آنهايي که دانشگاه نرفته اند و بيکار هستند چگونه است. اين مشکل کل جامعه است. بيکاري مشکلي براي همه افراد است. البته کسي که درس خوانده است راحت تر مي تواند اين مشکل را براي خودش حل کند، اما کسي که اين تخصص را ندارد فراموش مي شود، اما بحران براي همه وجود دارد. شما 20 سال رئيس دانشگاه بوده ايد و با مسائل و مشکلات اجرايي در کشور به خوبي آشنا هستيد. چه مشکلي وجود دارد که فارغ التحصيلان وقتي وارد صنعت و کار اجرايي مي شوند احساس بي سوادي مي کنند و به نظر مي رسد هر چه در اين سال ها خوانده اند اصلا به دردشان نمي خورد؟ اين کاملا نادرست است. اکنون چه کساني مملکت را اداره مي کنند؟ تصور کنيد آنهايي که درجه دانشگاهي دارند، از مقطع فوق ديپلم تا ليسانس، فوق ليسانس و دکتري، بگويند بايد يک هفته به اجبار به مرخصي برويد و درخانه بنشينيد. فکر مي کنيد در اين مدت مملکت چگونه اداره شود؟ مثلا بايد در دانشگاه ها بسته شود، بيمارستان ها و مراکز پژوهشي تعطيل شود. مجلس، مدرسه ها، دادگستري و همه مراکز خدماتي ازجمله ادارات بيمه، پست و بانک ها تعطيل شود. پس چرا اين همه ايراد گرفته مي شود که فارغ التحصيلان دانشگاهي ما هيچ کاري بلد نيستند؟ چرا اين همه به آنچه داريم بدبين هستيم و در هر کاري که انجام مي شود نقطه قوت و مثبت را در نظر نمي گيريم؟ مي رسيم به اين که گفته مي شود بهره وري در کشور ما پايين است. بله اين درست است که در کشور ما بهره وري پايين است، اما بايد اين موضوع را مورد بررسي قرار دهيم و علل آن را پيدا کنيم. اگر بتوانيم اين مشکلات را برطرف کنيم، بهره وري در کشور افزايش پيدا مي کند. او خودش را نخبه نمي داند استاد ثبوتي ازجمله افرادي است که نامش در فهرست 80 نفر نخبه اي که از سوي بنياد ملي نخبگان معرفي شده ثبت شده است، اما او نه تنها بر اين باور است که در دوره دانش آموزي و دانشجويي نخبه نبوده است، بلکه اکنون نيز خودش را نخبه نمي داند. او برخلاف بسياري از اساتيدي که دانشجويانشان را انتخاب مي کنند، معمولا از بين دانشجويان انتخاب نمي کند بلکه اين دانشجو است که استاد ثبوتي را به عنوان استادش انتخاب مي کند. در بسياري از موارد وقتي مي بيند ديگر همکارانش به دانشجويي روي خوشي نشان نمي دهند براي اين که او را نااميد نکرده باشد خودش سرپرستي او را بر عهده مي گيرد. او دانشجويان خوبي را تربيت کرده و هميشه در تلاش بوده است دانشجوياني را هم که مشکل داشته اند، زير بال و پر خودش بگيرد. او به خواندن کتاب هاي تاريخي علاقه مند است و در اين زمينه از تاريخ کشور خودمان تا تاريخ کشورهاي همسايه و تاريخ اديان که يکي از پيچيده ترين موضوعاتي است که جوامع با آن سر و کار دارند، کتاب هاي زيادي خوانده است. سال هايي که استاد در دانشگاه شيکاگو در مقطع دکتري در حال تحصيل بود بهترين روزهاي دانشگاهي اش بوده است. گرفتن دکتري معمولا چهار سال طول مي کشيد. او در سه سال اين دوره را گذراند و بسيار تاسف مي خورد چرا اين دوره را در چهار سال نگذرانده است. اين روزها بهترين روزهاي دانشگاهي استاد بود و معتقد است بعد از آن ديگر هيچ گاه چنين فرصت خوبي براي يادگيري برايش به وجود نيامد. پروفسور ثبوتي، اساتيد زيادي داشته است که خودش را مديون و سپاسگزار آنها مي داند. استاد مي گويد در بين اساتيدش افراد دانشمند و انسان هاي بزرگي بوده اند که از آنها چيزهاي زيادي ياد گرفته است. اگرچه او انتظار زيادي از دانشجويانش نداشته است، اما بر اين باور است که اگر آنها ادعا مي کنند دانشجو هستند بايد واقعا دانشجو باشند. بنيانگذار سيستم نوين آموزشي يوسف ثبوتي، اول شهريور 1311 در خانواده اي فرهنگي در شهر زنجان متولد شد. سال 1329 به علت علاقه اي که به فيزيک داشت، رشته تحصيلي فيزيک را براي ادامه تحصيل انتخاب کرد. او تحصيل در مقطع کارشناسي ارشد را در دانشگاه تورنتو ادامه داد و پس از آن وارد دانشگاه شيکاگو شد. سال 1342 در مقطع دکتري تخصصي در رشته اختر فيزيک فارغ التحصيل شد و به عنوان استاديار در دانشگاه نيوکاسل انگلستان مشغول تدريس شد، اما پس از مدتي تصميم گرفت به ايران بازگردد و در دانشگاه شيراز فعاليت خود را به عنوان دانشيار آغاز کرد. اين اتفاق آغازگر تحولات جديدي در سيستم آموزش عالي کشور بود که ازجمله نتايج آن مي توان به سيستم کنوني آموزش عالي اشاره کرد. پيش از اين هر سال تعدادي درس براي دانشجويان ارائه مي شد که آنها بايد پايان سال همه درس ها را قبول مي شدند. در غير اين صورت بايد سال بعد همه درس ها را دوباره مي خواندند. طرح تاسيس رصدخانه ابوريحان بيروني در شيراز که بزرگ ترين رصدخانه فعال ايران است سال 1351 از سوي استاد ثبوتي ارائه شد. پنج سال بعد اين رصدخانه افتتاح شد. اين استاد صاحب نام پس از مدتي دوره دکتري نجوم را در دانشگاه بنيانگذاري کرد و به اين ترتيب زمينه اي براي ادامه تحصيل علاقه مندان به اختر فيزيک و نجوم فراهم شد. ثبوتي در نتيجه پيگيري هاي فراوان مرکز تحصيلات تکميلي علوم پايه زنجان را سال 1370 تاسيس و راه اندازي کرد. اين محقق از پژوهشگران خستگي ناپذير در عرصه فيزيک و نجوم است و به سبب سابقه علمي پرباري که دارد، افــــتخارات بسياري را از آن خود ساخته است. دکتر ثبوتي از بنيانگذاران انجمن فيزيک ايران، انجمن نجوم ايران و همچنين موسس انجمن اخلاق در علم و فناوري است و چند دوره نيز رياست انجمن هاي فيزيک و نجوم را بر عهده داشته است. او از اعضاي فرهنگستان علوم جمهوري اسلامي ايران و همچنين آکادمي علوم جهان سوم است.