دلافوئنته: یامال به سرعت رو به بهبودی میرود؛ اتفاق، نام مستعار خداست

فوتبال 360/ لوئیس دلافوئنته، سرمربی تیم ملی اسپانیا در گفتوگوی خبری جدید خود با گاردین از دوران حضور در کلاسهای مربیگری، وضعیت مصدومیت یامال و مقایسه او با مسی سخن میگوید.
این روزها بازار سرمربیان اسپانیایی بالا گرفته و همه از موفقیت بالای آنان سخن میگویند. دلافوئنته تأکید میکند اینها «اتفاقی نیست».
او میگوید: «این فرآیند پیشینه طولانی دارد. بالاخره به نظر میرسد مردم در حال درک و قدردانی از آن هستند. قدردانی باید مدتها پیش اتفاق میافتاد. با کسب جامها این موضوع بیشتر دیده میشود اما روند توسعه و کار انجامشده توسط مدارس مربیگری در فدراسیونهای منطقهای و ملی همیشه یک الگو برای همه کشورها به شمار میرفت.»

دلافوئنته در مورد شاگردانش در مدارس مربیگری اسپانیا میگوید: «دقیقاً مثل مدرسه بود. باادبها ردیف جلو مینشستند و شلوغکارها، ردیف عقب. کاپدویا خیلی بامزه بود و همیشه شوخی میکرد. لائورا دل ریو در ردیف جلو همراه با لئو و مونتسه... ژاوی ارناندس، رائول، ویکتور والدس، آلبرت ریرا، ژابی آلونسو، برادر ژابی یعنی میکل. السیو لیسی، مائورو سیلوا، والتر پاندیانی، خاویر ساویولا، پابلو آمو که بعدها دستیارم شد، آندونی ایرائولا، گیکا کرایووانو، مانوئل پابلو و دیگران.
اسکالونی متمایز جلوه کرد و میگفت: من این موضوع را قبول ندارم. اسکالونی درباره همه چیز بحث و استدلال داشت. از نظر شخصیتی شبیه هستیم و مسیرهایی موازی داشتهایم. او کارش را از تیم زیر ۲۰ سال شروع کرد، سپس به تیم بزرگسالان راه یافت و همه افتخارات را به دست آورد. مسئولیت بزرگی در آرژانتین به دوش کشید، واقعاً سنگین و بزرگ بود. من به خاطر آن تجربهها، نوع نگاهش به زندگی و نحوه برخوردش با شرایط و آدمها با لئو همذاتپنداری میکنم. او فردی عادی، آرام و بدون تمایل به بزرگنمایی مسائل است.»
معلم و شاگرد در عرض ۶ سال به ترتیب قهرمان اروپا و آمریکای جنوبی شدند. این موفقیتها باید به یک تجدید دیدار کلاسیک در فینالیسیمای مارس گذشته در قطر ختم میشد اما جنگ ایران تعویق آن را به دنبال داشت. دلافوئنته میگوید: «وقتی یک طرف تمایلی نداشته باشد، بازی برگزار نمیشود. ما انگیزه بسیار زیادی برای این مسابقه داشتیم و مایه تأسف بود. فکر نمیکنم سیاست در جام جهانی امسال مشکلی ایجاد کند. فوتبال میتواند مردم را صرفنظر از هر عقیده، ایدئولوژی، نژاد و مذهبی دور هم جمع کند. و چقدر خوب خواهد بود لئو را در جام جهانی ببینم و او را در آغوش بکشم.»
اولین شغل بزرگ او در رده بزرگسالان بعد از ۶۰ سالگی و پس از یک دهه کار در ساختار پایه اسپانیا رقم خورد. او میگوید: «زندگی این لحظات را رقم میزند و هیچ چیز به رایگان به ما داده نشد. همه چیز نتیجه کار، کار و کار بیشتر به حساب میآید.»
دلافوئنته باور دارد بدون شاگردانش، شاید اکنون در این جایگاه نبود: «آنها دیدگاه متفاوت و پویایی به من دادند. برای من، این یک کارآموزی همیشگی است. تدریس همیشه برایم جذاب به نظر رسیده. دورههایی را در بیلبائو و سویا گذراندم و در فدراسیون حضور داشتم. عاشق گفتوگو درباره فوتبال هستم. اگر این فرصت به شما داده شود با ژابی، ژاوی، رائول و اسکالونی درباره فوتبال صحبت کنید، عالی است. من تعامل را دوست داشتم چون چیزهای زیادی یاد گرفتم. این یک تبادل اطلاعات میان ۳۰ نفر حاضر در اتاق بود. آن بازخوردها و انتظارات به عنوان معلم، باعث میشد با استرس وارد کلاس شوید و با دانش بیشتر از آن خارج شوید. همیشه در حال یادگیری هستیم. یاد گرفتم مسائل را ساده کنم و کاربردیتر باشم.
در نهایت، موفقیتهای ورزشی گذرا هستند اما معلمانم را به یاد دارم... بنابراین وقتی فرصت کار در فدراسیون فوتبال اسپانیا به من داده شد، فکر کردم وظیفه من شکل دادن به انسانهاست. اینطور نیست هر رفتاری قابل قبول باشد. من با بسیاری از بازیکنانمان از مدتها قبل و پیش از تیم بزرگسالان ارتباط داشتم؛ آلوارو موراتا، دنی کارواخال، اونای سیمون، فابیان، رودریگو، مارک کوکوریا، میکل مرینو، میکل اویارسابال و دیگران. از این نظر، چیزی فراتر از یک مربی هستم.
در یک گروه جایی برای خودخواهی وجود ندارد. رابطه انسانی به شما قدرت میدهد. همیشه از تیم به عنوان یک خانواده یاد میکردیم و بعد میبینید خود بازیکنان این کار را انجام میدهند. هیچوقت به آنها نگفتیم این کلمه را به کار ببرند، خودش اتفاق میافتد. نزدیکترین شباهت با تیم اسپانیای سال ۲۰۱۰ و قهرمان جام جهانی در همین اتحاد و همدلی است با ویسنته دل بوسکه صحبت کردم و احساس میکنم دقیقاً شرایط اکنون ما شبیه همان تیم به نظر میرسد.»
دلافوئنته در مورد شرایط یامال میگوید: «او به سرعت در حال بهبود است و زودتر از زمانبندی به اهداف درمانی میرسد. فکر میکنم بتواند در مسابقه اول بازی کند، اما این به معنای قطعی بودن حضورش نیست. وضعیتش را ارزیابی خواهیم کرد.» او در مورد بخش روانی این موضوع، به خاویر لوپس وایخو، روانشناس تیم ملی اشاره میکند و میگوید: «این آقا نقش بسیار مهمی دارد. مربیان نباید اجازه ورود غرور و درگیری را بدهند. جوانترها از تجربه قدیمیها درس میگیرند و باتجربهها از پویایی جوانی انرژی میگیرند.
لامین برای این کار به دنیا آمده است. او شخصیتی جسور دارد. شاید آن فشار رسانهای، من یا شما را از پا درمیآورد اما این بچهها خاص هستند. چند بار درباره بازیکنی پرسیدهایم؛ آن پسر چقدر خوب بود! چه اتفاقی برایش افتاد و چرا به جایی نرسید؟ لامین در جام ملتها ۱۶ ساله بود و اکنون ۱۸ ساله است. فشار رسانهای وحشتناکی را تحمل میکند و اشتباهات بسیار کمی مرتکب میشود. یک اشتباه در یک لحظه تمام تمرکز او را میگیرد. ساعتها و روزها کار با فیزیوتراپها، متخصصان تغذیه، روانشناسان و مربیان پیش میرود و این حاصل کار آنهاست. بازیکنان فوتبال افرادی با توانایی بالا و بسیار باهوش هستند. بعضی از آنها را دست خدا لمس کرده و تعداد این افراد بسیار کم است؛ لامین و مسی»
او با اشاره به عکس معروف دوران نوزادی یامال که توسط مسی حمام میشود، میگوید: «شاید مسی نوزادان زیادی را در آغوش گرفته باشد و این یک اتفاق باشد اما برای ما دینداران، «اتفاق» نام مستعار خداست؛ وقتی که نمیخواهد نامش را امضا کند. در زندگی هر چیزی به دلیلی رخ میدهد.»
آیا لامین یامال جانشین مسی است؟ «مسی.. این واژه بسیار بزرگی است. مسی بوده، هست و همیشه خواهد بود. او خود فوتبال نام دارد.»
او بهترین بازیکنی است که دلافوئنته دیده؟ «من همیشه یوهان کرایف را دوست داشتم و حضور مارادونا در زمین مسابقه جنونآمیز و باورنکردنی بود.»


















