سرمقاله وطن امروز/ معاملهگر سادهلوح

وطن امروز/ «معاملهگر سادهلوح» عنوان یادداشت روز در روزنامه وطن امروز به قلم مهدی حسنی که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
ترند تکراری این روزهای رسانههای جهان، شماتت و سرزنش رئیس جمهور نابخرد آمریکا بابت حمله به ایران و یادآوری شکست مفتضحانه اوست. در این میان، هر رسانه و نویسندهای در یادداشت و گزارشی به وجهی از شکست ترامپ تروریست اشاره میکند. روزنامه «گاردین» در یکی از آخرین گزارشهای خود بر جایی دست میگذارد که ترامپ آن را نقطه قوت خود میدانست اما نشان داد در آن هم شکست خورده و آن معاملهگری است.
رسانه انگلیسی از این نقطه آغاز میکند که کسی که سالها خود را استاد معامله میدانست، اکنون با سر در چاه است: «هفتههاست رئیس جمهور آمریکا در تلاش است راهی برای پایان دادن به جنگی که خود با ایران آغاز کرده بیابد؛ توافقی که به او اجازه دهد اعلام پیروزی کند و پیش از آنکه این درگیری آسیب شدیدی به اقتصاد جهان وارد کرده و شانس جمهوریخواهان را در انتخابات میاندورهای آمریکا از بین ببرد، از آن عبور کند اما به نظر میرسد این فرد که خود را استاد بلامنازع توافق مینامد، نمیتواند از کارشکنی در مذاکرات خود دست بردارد یا بپذیرد ایران اکنون نسبت به پیش از جنگ، در موقعیت بهتری برای امتیازگیری قرار دارد».
نویسنده سپس با ارجاع به متن کتاب ترامپ مینویسد حتی بر اساس اصول همین کتاب نیز او در موقعیت بازنده است و باید بپذیرد چارهای جز امتیاز دادن ندارد: «ترامپ با آغاز جنگی با هدف تغییر حکومت ایران، خود را در گوشهای گرفتار کرد که بیشتر با گزینههای نامطلوب روبهرو است. حتی بر اساس اصولی که در کتاب مشهورش بیان شده، ترامپ در مذاکرات خود با تهران در موضع ضعف قرار دارد.
وی در کتاب خود نوشته بدترین کاری که احتمالا میتوانید در یک مذاکره انجام دهید این است که برای رسیدن به توافق، ناامید و مستأصل به نظر برسید.
این کار باعث میشود طرف مقابل بوی خون را حس کند؛ آنگاه کارتان تمام است. بهترین کاری که میتوانید بکنید این است که از موضع قدرت معامله کنید و اهرم فشار، بزرگترین قدرتی است که میتوانید داشته باشید. اهرم فشار یعنی داشتن چیزی که طرف مقابل آن را میخواهد.
مشکل اصلی ترامپ این است که ایران اهرمهای فشار بیشتری نسبت به او در اختیار دارد و مقامات ایران بهخوبی از این برتری آگاهند».
به باور گاردین، بزرگترین اشتباه ترامپ آنجایی بود که گمان کرد ایران ونزوئلاست و در مدت کوتاهی همه چیز از هم خواهد پاشید ولی: «همانطور که بسیاری از تحلیلگران هشدار داده بودند، ایران شبیه ونزوئلا نبود و با وجود ترور آیتالله علی خامنهای و دیگر مقامات ارشد، ایران برای بقای خود سرسختانه جنگید. تهران با حملات موشکی و پهپادی به پایگاههای نظامی آمریکا در سراسر خاورمیانه تلافی کرد و زیرساختهای انرژی کشورهای متخاصم در خلیج فارس را هدف قرار داد. تهران همچنین مؤثرترین سلاح اقتصادی خود را به کار گرفت: تنگه هرمز را بست؛ گذرگاهی که روزانه بیش از یکپنجم عرضه نفت جهان از آن عبور میکرد».
به اعتقاد نویسنده گزارش، ترامپ جنگ را برای سرنگونی نظام سیاسی ایران آغاز کرد اما قدرتمندتر شدن جمهوری اسلامی را تحویل گرفت: «ترامپ و متحدش، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل نتوانستند جمهوری اسلامی را که پس از انقلاب سال ۱۹۷۹ به قدرت رسید، سرنگون کنند. در عوض، در نهایت آن را تقویت کردند، آن هم با فراهم کردن شرایطی که تهران بتواند کنترل جغرافیایی خود بر تنگه هرمز را به سلاحی تبدیل کند که قادر است یک بحران انرژی جهانی و آتش یک رکود اقتصادی در سراسر دنیا را شعلهور کند».
متن گزارش، ترامپ را به سخره میگیرد که مذاکرات او برای حل مشکلی است که پیش از آغاز جنگ وجود نداشت: «توافق در حال شکلگیری، بر حل مشکلی متمرکز است که پیش از آغاز جنگ غیرضروری علیه ایران توسط ترامپ اصلا وجود نداشت؛ بازگشایی کامل تنگه هرمز به روی کشتیرانی تجاری تا قیمت نفت به ثبات برسد. «بر اساس پیشنویس توافقی که میان متحدان ایالات متحده دستبهدست میشود، واشنگتن همچنین محاصره بنادر ایران را لغو کرده و به تهران اجازه میدهد به ۱۲ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده خود دسترسی پیدا کند».
به باور گاردین، ترامپ در حالی که در موضع ضعف قرار دارد و این قابل انکار نیست، میخواهد توافقی بهتر از برجام هم امضا کند که امکانپذیر نیست و شاید اصلا تنها بتواند به توافقی موقت برسد که همه چیز را به زمان نامعلومی موکول کند: «ترامپ با وجود موضع ضعیفش اصرار دارد به توافقی بهتر از آنچه دولت اوباما در سال ۲۰۱۵ بر سر آن مذاکره کرد، با ایران دست خواهد یافت. به نظر میرسد او به دنبال یک توافق محدود با ایران است که دشوارترین پرسشها را به گفتوگوهای آینده موکول میکند؛ گفتوگوهایی که ممکن است ماهها یا حتی سالها به طول بینجامد».
متن در پایانبندی، باز هم به ترامپ طعنه میزند که این مذاکرهکننده و معاملهگر قهار(!) میتوانست خود را در چنین چاهی نیندازد ولی انداخت: «ترامپ میتوانست از آغاز جنگی برای تغییر رژیم که با شکست مواجه شد و جهان را درگیر پیامدهای خود کرد، بپرهیزد. در عوض، این مذاکرهکننده چیرهدست(!) یک سلاح اقتصادی جدید و اهرم فشار بیشتر برای گرفتن یک توافق مطلوب، به ایران تقدیم کرد».
















