سرمقاله سازندگی/ ترامپ و یک تفاهم ناگزیر

روزنامه سازندگی/ «ترامپ و یک تفاهم ناگزیر» عنوان یادداشت روز در روزنامه سازندگی به قلم سیدجلال ساداتیان که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
تفاهم اخیر میان ایران و آمریکا، فارغ از جزئیات حقوقی و سیاسی آن، حامل یک پیام روشن است: پروژه تقابل حداکثری علیه ایران دستکم در این مقطع به بنبست رسیده است. البته آنچه به امضا رسیده یک توافق نهایی نیست بلکه یادداشت تفاهمی است که نقشه راه مذاکرات آینده را ترسیم میکند. با این حال نفس دستیابی به این تفاهم در شرایطی که دو طرف تا چندی پیش در اوج تنش قرار داشتند، خود دارای معانی سیاسی مهمی است. دولت دونالد ترامپ از زمان بازگشت به قدرت، سیاستی تهاجمی در عرصه بینالمللی در پیش گرفت.
ادبیات کاخ سفید در قبال بسیاری از بازیگران جهانی بر پایه فشار، تهدید و تحمیل اراده آمریکا استوار بود. در قبال ایران نیز بخش مهمی از تحلیلها بر این باور بود که هدف نهایی واشنگتن صرفاً تغییر رفتار تهران نیست بلکه تغییر ساختار قدرت و فراهم کردن زمینه برای شکلگیری حکومتی همسو با منافع آمریکا در ایران دنبال میشود. اکنون اما رسیدن به تفاهم با جمهوری اسلامی نشان میدهد که واقعیتهای سیاسی و میدانی، محاسبات اولیه را دستخوش تغییر کرده است. در این میان، ایران توانست از موضعی متفاوت وارد میدان شود. مقاومت در برابر فشارها، حفظ انسجام داخلی، نقشآفرینی نیروهای نظامی، فعالیت دستگاه دیپلماسی و حضور مردم در صحنه، مجموعه عواملی بودند که مانع تحقق سناریوهای مورد نظر مخالفان ایران شدند.
از این منظر، تفاهم اخیر تنها یک موفقیت دیپلماتیک نیست بلکه نشانهای از ناکامی راهبردی است که بر فروپاشی یا تضعیف حاکمیت ایران حساب باز کرده بود. در کنار این عوامل شرایط بینالمللی نیز به سود ادامه تنش عمل نمیکرد. بسیاری از متحدان سنتی آمریکا حاضر نشدند در مسیر تشدید بحران با واشنگتن همراه شوند. شکافهای آشکار میان آمریکا و برخی کشورهای اروپایی همچنین مخالفت افکار عمومی جهان با گسترش درگیریها، هزینه ادامه رویارویی را برای کاخ سفید افزایش داد. همین مسئله سبب شد، گزینه مذاکره بار دیگر بهعنوان یک راهحل واقعگرایانه مطرح شود. اما نباید از محاسبات داخلی دولت ترامپ نیز غافل شد. رئیسجمهور آمریکا در ماههای آینده با چالشهای مهمی روبهروست. انتخابات میاندورهای کنگره میتواند، جایگاه سیاسی دولت او را تحتتأثیر قرار دهد و از اینرو، کاخ سفید نیازمند نمایش موفقیت در حوزه سیاست خارجی است.
از سوی دیگر آمریکا در آستانه برگزاری جام جهانی فوتبال قرار دارد؛ رویدادی که از منظر سیاسی، اقتصادی و تبلیغاتی برای دولت آمریکا، اهمیت ویژهای دارد. مدیریت بحرانهای خارجی و کاهش تنش در مناطق حساس جهان میتواند به ایجاد فضای باثباتتری برای میزبانی این رویداد جهانی کمک کند. همزمان نگرانیهای اقتصادی ناشی از اختلال در مسیرهای انرژی و محدودیتهای ایجاد شده در تردد دریایی نیز فشار مضاعفی بر دولت آمریکا وارد کرده است. افزایش قیمت نفت و پیامدهای آن برای اقتصاد جهانی از جمله عواملی بود که ضرورت حرکت به سمت کاهش تنش را تقویت کرد. نکته مهم دیگر، محل و زمان امضای تفاهم است. امضای این سند در حاشیه نشست سران گروه هفت و در حضور رهبران برجسته غربی حامل پیامهای سیاسی مهمی درباره اهمیت این تحول برای معادلات بینالمللی است. با وجود همه این تحولات هنوز نمیتوان درباره آینده با قطعیت سخن گفت.
مخالفان منطقهای هرگونه نزدیکی میان تهران و واشنگتن، بهویژه اسرائیل، احتمالاً تلاش خواهند کرد مسیر مذاکرات را با مانع مواجه کنند. از اینرو دو ماه آینده و مذاکرات پیشرو اهمیت تعیینکنندهای خواهد داشت. تفاهم امروز نه پایان اختلافات است و نه تضمینکننده توافق نهایی؛ اما یک واقعیت را آشکار کرده است: راهبرد فشار برای تغییر حکومت در ایران به نتیجه نرسید و اکنون گفتوگو، دستکم برای دو طرف، به گزینهای اجتنابناپذیر تبدیل شده است.
















