سرمقاله فرهیختگان/ پیام وحدتبخشی که بدان ظلم شد

فرهیختگان/ «پیام وحدتبخشی که بدان ظلم شد» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم محسن زنگنه که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
رهبر انقلاب اسلامی پس از امضای رسمی تفاهمنامه میان رؤسایجمهور ایران و آمریکا، پیامی را صادر فرمودند. چنین پیامهایی بعد از چنین اتفاقات مهمی در زمان رهبر شهید هم مرسوم بود. کارکرد این پیامها بهنوعی ارائه تحلیلی از چرایی و چگونگی انجام و مشخص نمودن مسیر آینده و در نهایت تقویت یکپارچگی و اتحاد ملی در برابر دسیسههای احتمالی دشمن است. اما متأسفانه هر یک از طیفهای گوناگون سیاسی با تمرکز بر بخشهایی از پیام، اهداف و خواستهای سیاسی خود را دنبال و کارکرد وحدتبخش پیام رهبری را به ضد آن تبدیل کردند و دراینبین هم بودند کسانی که بدون توجه به محتوای جامع پیام، اصل پیام را مورد خدشه قرار داده و بیانصافیهایی کردند. بررسی محتوایی پیام نشان میدهد رهبری معظم بهعنوان عالیترین مقام کشور، پیام مزبور را ناظر به مخاطبان خارجی و داخلی، دوستان و دشمنان و نهایتاً مردم و مسئولان نگاشتهاند. بنابراین به هریک از این مخاطبان باید پیامی منتقل میشد که اگر هر بخش را حذف کنیم، پیام ناقص میشود.
1- پیام به دشمن
ایشان تصریح میکنند که این آمریکا بود که از روی استیصال به دنبال توقف جنگ و آتشبس بود و در این مسیر هم به هر اهرمی دست زد. از تهدید و ارعاب گرفته تا خواهش و التماس و فرستادن پیام و میانجی. نکته دوم، اعلام صریح به دشمن است که ما هیچ اعتماد و اطمینانی به دشمن نداریم و بر اساس اصول شرع و مبانی امامین انقلاب، دشمنی آمریکا با ملت ایران را ابدی دانسته و او را به هیچ عهد و پیمانی پایبند نمیدانیم، بنابراین رهبری تأکید میفرمایند که علیالاصول نظر بنده چیز دیگری بود. ادامه پیام بر این امر صحه میگذارد چون میفرمایند «رئیسجمهور بر پاسداشت حقوق ملت و جبهه مقاومت متعهد شدند.» بنابراین رهبری تأکید دارند که آمریکاییها در تعهدشان مبنی بر پاسداشت حقوق ملت و جبهه مقاومت، پایبند نیستند و مورداعتماد ما نیز هرگز نبوده و نخواهند بود. پیام سوم که به دشمن میدهند این است که ما و جبهه مقاومت، یکی هستیم و از حمایت و پشتیبانی این جبهه کوتاه نمیآییم.
2- پیام به مسئولان
رهبری انقلاب بر اساس سلوک رهبری شهید، اقدامات مسئولان را دلسوزانه و از روی حسننظر میدانند و بنابراین هرگونه شائبه مبنی بر سوءنیت را منتفی میدانند؛ اما درعینحال تأکید میکنند به دشمن بیاعتماد باشید و بر پاسداشت حقوق ملت و جبهه مقاومت قدمی کوتاه نیایید. ایشان در ادامه مسئولیت این تفاهمنامه در احقاق حقوق ملت را بر گردن رئیسجمهور و اعضای شعام میگذارند و عملاً در برابر اختیارات شورای مذکور، تکلیف و مسئولیت آن را هم تعیین میکنند. نکته سوم مشروط بودن اجازه امضای تفاهم است. اگر آمریکاییها زیادهخواهی کنند زیر بار آن نخواهند رفت، یعنی این اجازه در حدود بندهای تفاهمنامه و با فرض پاسداشت حقوق ملت و جبهه مقاومت است و بیش از آن اجازهای اعطا نشده است. نکته دیگر اجازه مشروطی است که به تیم مذاکرهکننده برای مذاکرات حضوری در آینده دادهاند و آن هم اینکه این مذاکرات به معنای پذیرش نظر دشمن نیست.
3- پیام به مردم
رهبری در این پیام اولاً به مردم یادآور شدند که اصول و مبانی انقلاب هیچ تغییری نکرده است و همچنان رهبری بر آن اصول پافشاری و اصرار دارند و نسبت به حفظ و رعایت آن اصول خود را مکلف میدانند. لذا مردم ذرهای در دل خود تردید و شک دراینخصوص راه ندهند. ثانیاً ایشان به مردم بیان میدارند که مسیر بدون اجازه رهبری امکان ادامه ندارد و در این مرحله هم اجازه از رهبری اخذ شده و اینگونه نیست که مسئولان سرخود و بدون اخذ اجازه از رهبری به اقدامی در این سطح دست بزنند. در ادامه رهبری وظیفه مردم را در این برهه نظارت بر حسن اجرای بندهای تفاهمنامه و مطالبه اجرای دقیق آن میدانند. در حقیقت رهبری با بهکار بردن تعبیر «خادم ناچیز» برای خود و قرار دادن نام خود در کنار مردم، از ایشان میخواهد که با حفظ وحدت و انسجام خود، بدون ورود به حواشی، تمرکز خود را بر مطالبه تعهدات طرف مقابل بگذارند.به عقیده نگارنده، اگر هریک از بندهای این بیانیه حذف و یا بخشی از آن، وزن بیش از این مییافت، قطعاً این استحکام و جامعیت را نداشت. بهعنوانمثال، اگر جمله «علیالاصول...» حذف میشد، نوعی اشتیاق ما به تفاهمنامه یا نوعی اعتماد به دشمن را میرساند و نگاه بدبینانه رهبری امت به آمریکا که برخاسته از اصول و مبانی اسلام و انقلاب بوده و تجربه نیز آن را ثابت کرده را تقلیل میداد.
کیست که در این کشور امروز به آمریکاییها بیاعتماد نباشد و نداند که آنها در پی هر توافق و تفاهمی به دنبال حیله و نیرنگ دیگری هستند.این بیان رهبری سندی است برای آینده و آیندگان که خواهند دید آمریکا به هیچ عهد و پیمانی وفادار نیست و این عین اصول ماست. یا اگر رهبری «دلسوزی و حسننظر» اعضای شعام را مورد اشاره قرار نمیدادند چهبسا که انواع تهمتها و بیحرمتیها از سوی عدهای به ایشان انجام میشد و رویه امامین انقلاب نیز همواره تقدیر و حمایت از مجریان و پرهیز از اتهامزنی به ایشان و رعایت اخلاق و انصاف بوده است. اما ازسویدیگر رهبری به تقدیر و تعریف و تمجید از تفاهم و بندهای آن نپرداختهاند و با دیده شکوتردید به انجام بندهای تفاهمنامه، از آن عبور کردهاند. چرا؟ زیرا این بندها، بندهای یک تفاهم آتشبس است. توقف جنگی که قطعاً پیروز آن ملت ایران بودند و ایران نبوده که به دنبال تفاهم و توقف جنگ بوده، بلکه قطعاً این آتشبس درخواست آمریکاییها بوده، لذا اظهار خوشحالی از توافق و تقدیر و تشکر (بیش از آنچه در بیانیه آمده) انتقال سیگنال ضعف به دشمن است و ازسویدیگر تضعیف روحیه و انگیزههای معنوی ملت بزرگ ایران. نکته دیگر، عبارت «اجازه آن را صادر نمودم» است. این جمله به این معناست که آنچه در کشور اتفاق میافتد و تصمیمات کلانی که اتخاذ میشود قطعاً با اجازه و اشراف رهبری انجام میگیرد. این یعنی پیام اقتدار رهبر.
ایشان تلویحاً میفرمایند بنده میتوانستم اجازه ندهم؛ اما باتوجهبه تعهد رئیسجمهور و اعضای شعام و با در نظر گرفتن جمیع جهات، اجازه را صادر کردم. حتی نفرمودند «اجازه دادم» بلکه تأکید بر «صدور اجازه» نمودند که حکایت از ابلاغ یک دستور است. برخلاف تفکری که میخواهد رهبری را دستبسته، مجبور و تحتفشار قرار دهد، اتفاقاً این پیام میرساند که رهبری مبسوطالید و کاملاً مقتدر و آزاد در تصمیمگیری است. ضمن آنکه رهبری زمانی دستبسته است که امت از فرامین وی سرپیچی کنند. امامی که امتی دارد که ۱۲۰ شبانهروز خیابانها را ترک نکرده و خود را جانفدای امام خویش میداند و به اندک اشارهای سر میدهد، قطعاً با اقتدار تصمیم میگیرد و حکم میراند و قطعاً صراحت و صلابت پیامهای رهبری معظم در طول ۴ ماه گذشته به جهت در میدان بودن همین امت مبعوث شده است. علاوهبرآن فراموش نکنیم که فرماندهان نظامی و حتی رئیس قوه قضاییه و دو فرد حقیقی شعام مستقیماً توسط رهبری منصوب میشوند و نشان دادهاند در طول جنگ چهلروزه و پس از آن در مسدودسازی تنگه هرمز و جنگ دریایی، ذرهای از فرامین رهبری کوتاهی نکرده و جان خویش را در طبق اخلاص گذاشتهاند و قطعاً در صورت اندک کوتاهی در قبال رهبری، با ایشان برخورد خواهد شد. در مجموع، پیام رهبری یک پیام جامع، عزتآفرین، مقتدرانه، وحدتآفرین، انسجامبخش و روبهجلو بوده و قطعاً در ادامه، زوایای مختلف این پیام بیشازپیش آشکار خواهد شد.
















