سیاستهای انرژی مشوق بد مصرفی است

ایران/ متن پیش رو در ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
«سفرهای پهن است، بیایید هرچه میخواهید از این سفره بردارید، به رایگان بردارید، مصرف کنید، بد مصرف کنید، اسراف کنید، هزینهها با دولت است.» آن زمان که دولتها این سیاست را دنبال میکردند، نه به این فکر کردند که ذخایر عظیم انرژی بالاخره یک روز تمام میشود، نه به این فکر کردند که ممکن است دولت یک روز در تنگنای مالی قرار بگیرد و نتواند خرج و مخارج این سفره بزرگ گسترده شده را بدهد. نه به این فکر کردند که ارزان بودن همیشه خوب نیست و سرمایهگذاران را فراری میدهد و نه به خیلی چیزهای دیگر... امروز بانی این سفره، قرض میکند و به هر دری میزند تا ملزومات را برای آنها که دور سفره نشستند فراهم کند و سفرهنشینان نمیدانند آنچه مقابلشان گذاشته شده از کجا آمده، با چه پولی و تا کی میتواند بیاید. نه سفرهدار حرفی از چگونه مهیا شدن میزند و نه سفرهنشینان میلی به شنیدن دارند. اما امان از روزی که چیزی به این سفره نیاید. آینده نامطلوب و بحرانی که همیشه نگران آن بودیم، همین امروز از راه رسیده است. وضعیت انرژی کشور در شرایط بسیار نامناسبی قرار دارد. شرایطی که جعفرخیرخواهان اقتصاددان میگوید: «باید همه دستگاهها و همه بدنه قوا به بخش انرژی کمک کنند.» جعفر خیرخواهان دانشآموخته دانشکده علامه طباطبایی، پایان نامه کارشناسی ارشد خود را به بررسی تابع تقاضای انرژی در ایران اختصاص داد و در مقطع دکتری روی پایاننامهای با عنوان «رونق نفتی، افزودنهجویی و نقش نهادها» کار کرد. همچنین ترجمه کتاب «معمای فراوانی، رونقهای نفتی و دولتهای نفتی» نوشته تری لین کارل، نیز او را با حوزه انرژی عجینتر کرده است. او در گفتوگو با روزنامه ایران نقدهای تندی به مدیریت انرژی کشور در دهههای گذشته وارد کرد. به عقیده او، مدیریت نادرست انرژی سبب شده مردم به مصرف بیشتر و بدتر تشویق شوند. منابع کشور را به رایگان بین مردم توزیع کردیم و مسبب هدر رفتن و تلف شدن آن شدیم. حالا اما به نقطه بحران رسیدیم؛ نقطهای که همیاری نه فقط مردم، نه فقط اجزای دولت، نه فقط مجلس و نه فقط قوه قضائیه، بلکه همیاری همه را میطلبد.
ناترازی انرژی در سال 1405 شرایط ویژهای پیدا کرده است. به دلیل جنگهای تحمیلی و خارج شدن 230 میلیون مترمکعب گاز از ظرفیت روزانه تولید، چالش های بزرگی را ایجاد کرده است. صرفنظر از آنچه در ماههای گذشته اتفاق افتاده و وضعیت را سختتر کرده، اساساً چرا کشوری با چنین ذخایر عظیمی از نفت و گاز باید در این سطح درگیر ناترازی انرژی باشد؟
برای اینکه پاسخ این پرسش را به درستی بدهم ابتدا میخواهم به نحوه مدیریت انرژی در نروژ اشاره کنم. از 50-40 سال گذشته که منابع عظیم نفت در نروژ کشف شد، به جای سرخوشی از یافتن منابع انرژی فسیلی، مطالعاتی در حوزه تأثیرات این انرژی بر محیط زیست را آغاز کردند تا پاسخ این پرسش را بدهند که هزینه - فایده استفاده از منابع سوخت فسیلی چقدر است؟ مطالعات آنها نشان داد که به جای استفاده از این منابع انرژی اگر از انرژی برقابی استفاده شود؛ هم از ظرفیت کوهستانی بودن کشور استفاده شده و هم از عوارض محیط زیستی فراوان سوخت فسیلی در امان میمانند. ثروتی که کشف کردهاند میتواند صرف سرمایهگذاریهای بلندمدت شود. این روشی کاملاً آیندهنگرانه و کارشناسی برای مدیریت انرژی در این کشور بود. بنابراین به جای آنکه در جشن کشف منابع الهی غرق شوند و ذخایر یافته شده را بین مردم به ارزانی توزیع کنند؛ تصمیم گرفتند، انرژی را با قیمت جهانی به مردم تخصیص دهند و حتی مالیات مصرف هم از مردمشان بگیرند. امروز نروژ جزو کشورهایی با بالاترین قیمت بنزین و انرژی است.
روش مدیریتی نروژ که به آن اشاره کردید؛ در کشورهای دیگر نفتی چقدر مورد استقبال قرار گرفته است؟
زمانی لیبی و ونزوئلا کمترین قیمت انرژی را بین کشورها داشتند. به طور مثال اگر قیمت یک لیتر بنزین در جهان، یک یا یک و نیم دلار بود و حتی برخی کشورهای دارنده منابع سوخت فسیلی نیز قیمتهایی در محدوده ۵۰ سنت داشتند، در ونزوئلا و لیبی قیمت هر لیتر بنزین سه تا پنج سنت بود. اما امروز کشورها به دنبال تغییر مسیر هستند. در ایران متأسفانه با توجه به تورمی که در این سالها تجربه کردیم، قیمت بنزین از کشورهای لیبی و ونزوئلا هم پایینتر آمده است. امروز نرخ دلار را اگر 150 هزار تومان در نظر بگیریم، قیمت هر لیتر بنزین در ایران یک سنت میشود که یک صدم قیمتهای جهانی آن است. به عبارتی بنزین را رایگان بین مردم توزیع میکنیم.
این در حالی است که قیمت بنزین در نروژ ۲ دلار است؛ بله 2 دلار. خوب دقت کنید، پول بنزین در نروژ بهعنوان یک کشور دارای منابع نفت بیشتر از میانگین جهانی است. امروز نروژ بنزین مورد نیاز خود را وارد میکند و از مردم خود بابت مصرف این سوخت مالیات میگیرد و این مالیات را صرف ارائه خدمات دیگر میکند.
اگرچه نروژ منابع انرژی را استحصال میکند اما درآمد به دست آمده از محل فروش این منابع در بودجه سالانه کشور وارد نمیشود، بلکه این منابع در صندوقی برای نسلهای آینده ذخیره میشود. آنها با این استدلال که این منابع پایانپذیر است و سرانجام پس از 20 ، 30 یا 50 سال دیگر تمام میشود، از درآمد آن استفاده نمیکنند و برای آیندگان خود ذخیره و سرمایهگذاری میکنند.
درست برعکس شیوه مدیریت در ایران. ما گفتیم بیایید سفرهای پهن است و هرچقدر میخواهید از این سفره به رایگان بردارید و استفاده کنید. نه پیامدهای محیط زیستی آن را در نظر گرفتیم، نه سیاست قیمتی مشخصی برای آن لحاظ کردیم و نه به نسلهای آینده و سهم آنها از این منابع خدادادی فکر کردیم.
روشی که در این سالها همواره در ایران اجرا شده، چه تبعات مصرفی به همراه داشته است؟
عرضه رایگان داشتیم و این به معنی آن است که مردم را به شکلهای مختلف به مصرف بیشتر و بدتر تشویق میکنیم. وقتی سوخت رایگان به مردم میدهیم، افراد دغدغهای برای خرید خودروهای کم مصرفتر ندارند، انگیزهای برای هزینه عایق کاری در منازل خود ندارند و هزاران شیوه مصرف بد که ما آنها را به رفتن سمت آن تشویق کردهایم.
چند دهه پیش نظام مدیریتی کشور تصمیم گرفت به همه نقاط کشور گازرسانی کند. گفتند گاز زیادی داریم پس به همه مردم از طریق لولهکشی گاز بدهیم. با هزینههای بسیار سنگین لولهکشی گاز کردیم و به مناطق دور افتاده که فقط پنج خانوار در یک روستا زندگی میکردند، گاز رساندیم. منابع عظیمی را صرف پمپ فشار و انتقال و تزریق گاز کردیم.
در تمام این سالها استفاده از تجهیزات گازسوز تشویق شد و امروز به شرایطی رسیدیم که اتکای بسیار زیادی به گاز در بخش خانگی، صنایع و نیروگاهی وجود دارد. امروز وقتی به فصل سرد میرسیم، مصرف به اندازهای افزایش پیدا میکند که کشور برای تأمین نیاز درگیر بحران میشود. برای اینکه شاهد نارضایتی مردم نباشیم و با شکایتی در خصوص قطعی گاز خانگی روبهرو نشویم، صنایع را از این گاز محروم کردیم.
هر سال هم برای تأمین نیازی که مدام بیشتر و بیشتر میشود، برای تولید بیشتر گاز به دستگاه مربوطه فشار میآوریم. سیاستها سبب رشد غیر بهینه مصرف شد چون قیمتها با تخفیفهای شدید برای مصارف گوناگون گذاشته میشود به گونهای که قبض گاز اصلاً در سبد هزینه افراد جایی ندارد. افراد چه کم مصرف باشند و چه پرمصرف، هیچ تفاوتی نمیکند و هیچ فرقی در هزینههای زندگی او ایجاد نمیشود. بنابراین چه انگیزهای برای صرفهجویی افراد وجود خواهد داشت؟
در این سالها از اهرم قیمتی هیچ استفادهای نکردیم. در نتیجه هر سال شاهد رشد بسیار شدید مصرف بودیم. بنابراین به مرحلهای رسیدیم که هر ۱۰ تا ۱۵ سال باید ظرفیتهای تولید را 2 برابر کنیم که اصلاً امکانپذیر و به صرفه و صلاح مردم نیست.
سرمایهگذاریهای عظیم در تولید انرژی داشتهایم اما ماحصل آن را به شکل غیر اقتصادی و غیربهینه مصرف میکنیم. این در حالی است که دست دولت در تأمین سایر نیازهای جامعه نیز بسته است و برای تأمین نیازهای اولیه مردم با تنگناهای مالی مواجه شده است.
در مورد بنزین چطور؟ در مورد قیمت بنزین همیشه حساسیت زیاد بوده، هرچند برای جبران کسری 20 میلیون لیتر در روز باید سالانه حدود 5 میلیارد دلار واردات داشته باشیم اما به دلیل همین حساسیتها، سیاستهای قیمتی همواره با احتیاط دنبال شده. به نظر شما میتوان سراغ اصلاح این سیاستها رفت؟
در حال حاضر در بنزین سه نرخ 1500، 3000 و 5000 تومان وجود دارد. حتی اگر مبنای قیمت را 5000 تومان هم در نظر بگیریم حدود 3 سنت میشود که یک سیام قیمت جهانیست. قیمت بنزین در کشورهای دیگر یک دلار در هر لیتر، 1.5 و حتی تا دو، سه دلار هم وجود دارد.
در چند سال اخیر تورم زیادی را در کالا و خدمات تجربه کردیم و نرخ برابری دلار با ریال مدام در حال افزایش است در حالی که قیمت بنزین را هم جزو گروه کالاهاست، ثابت نگه داشتیم یا افزایش بسیار اندکی لحاظ کردیم. سیاست قیمتی در بنزین سبب شده مردم این کالا را بهعنوان یک کالای کمیاب نگاه نکنند و با قیمتهای پایین، به مصرف بدون منطق، تشویق شوند.
به طور مثال بسیار مواجه شدهایم با اینکه افراد در گرمای تابستان در خودروی توقف کرده خود مینشینند و برای استفاده از کولر، خودرو را روشن نگاه میدارند مثلاً یک ساعتی که در خودرو مقابل کولر مینشینند، بنزین در حال سوختن است اما هزینه سنگین آن روی دوش کشور است چون افراد بنزین را تقریباً رایگان دریافت میکنند. اگر همین افراد بخواهند این یک ساعت را در یک کافه بنشینند باید دست کم چند صد هزار تومان تا یک میلیون تومان بپردازند اما سوزاندن چهار- پنج لیتر بنزین آزاد 20 تا 25 هزار تومان برایشان هزینه دارد در حالی که هزینه واقعی این مقدار بنزین همان یک میلیون تومان است. افراد به پولی که برای بنزین میپردازند نگاه میکنند نه هزینهای که برای کشور و جامعه دارد. در کشوری که با چالشهای اقتصادی زیادی روبهرو است چنین گشادهدستیهایی انجام میشود که نفع آن به هیچ کس نمیرسد. حال آنکه با همان 5 میلیارد دلاری که برای واردات کسری بنزین صرف میشود، میتوان بخشی از کالاهای اساسی و نیازهای ضروری مردم را تأمین کرد.
می توان هزاران نوع از این استفادههای غیرعقلانی از سوخت و در کل انرژی را مثال زد. این بدمصرفیها که گاه به قاچاقهای گسترده هم میانجامد در همه انواع سوخت و بخصوص گازوئیل هم دیده میشود. در واقع با فاصله بسیار وحشتناکی که قیمتهای داخلی با جهان دارد، میتوانیم بگوییم انرژیها را داریم آتش میزنیم و تلف میکنیم.


















