آزمون ۲۵۰ سالگی آمریکا

دنیای اقتصاد/متن پیش رو در دنیای اقتصاد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
دویست و پنجاه سال از تاسیس ایالات متحده میگذرد؛ کشوری که از همان ابتدا، بنیانگذارانش آن را آزمایشی بزرگ برای حکومت جمهوری میدانستند. آنها معتقد بودند اگر این تجربه موفق شود، میتواند الگویی برای دیگر ملتها باشد؛ اما همزمان نگران بودند که اختلافات داخلی، فساد یا گرایش به استبداد، این جمهوری نوپا را از مسیر خود منحرف کند.
دویست و پنجاه سال از تاسیس ایالات متحده میگذرد؛ کشوری که از همان ابتدا، بنیانگذارانش آن را آزمایشی بزرگ برای حکومت جمهوری میدانستند. آنها معتقد بودند اگر این تجربه موفق شود، میتواند الگویی برای دیگر ملتها باشد؛ اما همزمان نگران بودند که اختلافات داخلی، فساد یا گرایش به استبداد، این جمهوری نوپا را از مسیر خود منحرف کند.
تاریخ آمریکا نیز همواره میان همین دو قطب حرکت کرده است؛ از بردهداری و بیگانههراسی تا جنگ داخلی، فساد اقتصادی و جنگهای جهانی. با وجود این فراز و نشیبها، این کشور به یکی از قدرتهای مسلط جهان تبدیل شد.
براساس سرمقاله اکونومیست، دویستوپنجاهمین سالگرد استقلال آمریکا در شرایطی فرا رسیده که نگرانی درباره آینده این کشور بار دیگر افزایش یافته است. اگرچه آمریکا طی دو قرن و نیم گذشته نهتنها از فروپاشی و استبداد گریخته، بلکه در مقاطع مختلف نقشی تعیینکننده در شکست حکومتهای اقتدارگرا و شکلدهی به نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم داشته است، اما امروز بسیاری از شهروندانش نسبت به آینده نظام سیاسی این کشور تردید دارند و از نشانههای افول سخن میگویند.
به باور این هفتهنامه، بسیاری از نگرانیهایی که بنیانگذاران آمریکا درباره آینده جمهوری داشتند، امروز بار دیگر در میان آمریکاییها شنیده میشود.
یکی از مهمترین دغدغهها، تضعیف توازن قدرت میان نهادهای حکومتی است. کنگره که قرار بود ستون اصلی نظام سیاسی باشد، بیش از هر زمان دیگری درگیر قطبیسازی و رقابتهای حزبی شده است. مصالحه سیاسی به اقدامی پرهزینه تبدیل شده و دیدگاههای افراطی بیش از گذشته مجال بروز پیدا کردهاند. همزمان، اختیارات رئیسجمهور نیز رو به گسترش است و برخی احکام اخیر دیوان عالی این روند را تقویت کردهاند.
مهاجرت نیز به یکی از محورهای اصلی اختلاف تبدیل شده است. آمریکا همواره خود را سرزمین مهاجران معرفی کرده و بخش مهمی از «رویای آمریکایی» بر این ایده استوار بوده که هر فرد، فارغ از نژاد یا مذهب، میتواند با تلاش و استعداد خود آیندهای بهتر بسازد. اما اکنون بخشی از جریان «عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم» خواهان محدود شدن حتی مهاجرت قانونی است. همزمان، برخی جریانهای راستگرا از اعطای جایگاه ویژه به خانوادههایی سخن میگویند که نسلها در این کشور زندگی کردهاند؛ رویکردی که اکونومیست آن را بازگشتی به گذشته تبعیضآمیز آمریکا میداند.
بحرانهای امروز، فرصتهای فردا
به باور اکونومیست، این تغییرات تنها به سیاست داخلی محدود نیست. در عرصه بینالمللی نیز واشنگتن بهتدریج از ارزشهایی فاصله میگیرد که دههها پایه نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم بودند. دولت دونالد ترامپ و بخشی از جریانهای سیاسی آمریکا، نظم بینالمللی موجود را عامل تضعیف اقتصاد این کشور، تقویت چین و تحمیل هزینههای امنیتی به واشنگتن میدانند.
از این منظر، تجارت دیگر صرفا ابزاری برای منافع متقابل نیست، بلکه وسیلهای برای گرفتن امتیاز از دیگر کشورهاست و متحدان نیز بیش از گذشته با نگاه معاملهگرایانه دیده میشوند.
با وجود این تحولات، اکونومیست نتیجهگیری درباره افول آمریکا را نادرست میداند. به اعتقاد این نشریه، ظرفیت اقتصادی، فناوری و نوآوری این کشور همچنان بسیار بالاست و حتی ممکن است در سالهای آینده وارد مرحلهای تازه از برتری جهانی شود. مهمترین پشتوانه این خوشبینی، پیشتازی شرکتهای آمریکایی در حوزه هوش مصنوعی است؛ صنعتی که صدها میلیارد دلار سرمایه جذب کرده و در صورت تحقق وعدههایش، میتواند برتری اقتصادی و نظامی این کشور را بیش از گذشته افزایش دهد.
البته همین تمرکز قدرت، خطرهای تازهای نیز به همراه دارد. ترکیب هوش مصنوعی با افزایش اختیارات دولت میتواند قدرت قوه مجریه را بیش از پیش گسترش دهد. همزمان، تمرکز ثروت و نفوذ سیاسی در دست گروهی محدود، شکافهای اجتماعی را عمیقتر خواهد کرد و قطبیشدن فضای سیاسی نیز ممکن است تصمیمگیری درباره چالشهای اقتصادی و اجتماعی آینده را دشوارتر کند.
در عرصه جهانی نیز اگر واشنگتن برای همیشه از دفاع فعال از آزادی و دموکراسی فاصله بگیرد، دیگر قدرتها نیز ممکن است همین مسیر را در پیش گیرند؛ وضعیتی که میتواند بیثباتی بیشتری را بر نظام بینالملل حاکم کند.
بیقراری؛ راز ماندگاری
با این حال، اکونومیست یادآور میشود که تاریخ آمریکا بارها نشان داده این کشور توانایی بازسازی خود را دارد. حمله به پرل هاربر، رقابت فضایی با شوروی و رسوایی واترگیت، هر یک بحرانی بزرگ بودند؛ اما در نهایت به اصلاحات و دورههای تازهای از پیشرفت انجامیدند.
به اعتقاد این نشریه، تغییر در آمریکا اجتنابناپذیر است؛ زیرا بسیاری از روندهای کنونی، از کسریهای مالی و ساختار جمعیتی رهبران سیاسی گرفته تا فضای فرسایشی رقابتهای حزبی، دوام چندانی ندار
امید آن است که رأیدهندگان نیز در نهایت به این نتیجه برسند که ادامه دشمنی دائمی میان دو حزب، راهحل مشکلات کشور نیست.
اکونومیست در پایان تاکید میکند همان ویژگی که امروز بسیاری آن را نشانه آشفتگی میدانند، یعنی بیقراری دائمی جامعه آمریکا، در واقع مهمترین عامل جلوگیری از رکود این جمهوری بوده است. از نگاه این هفتهنامه، اختلافنظرها، رقابتهای سیاسی و چالشهای اجتماعی، اگرچه هزینهزا هستند، اما زمینه «تخریب خلاق» و نوسازی را نیز فراهم میکنند؛ ویژگیای که طی ۲۵۰ سال گذشته بارها این کشور را از دل بحران به مرحلهای تازه از قدرت رسانده است.
















