اعتماد/ «حسين نور هدايت و کشتي نجات» عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد به قلم علياصغر شعردوست است که ميتوانيد آن را در ادامه بخوانيد:
تعريف حيات آدمي به عقيده و جهاد و دعوت انسان به آزادگي- حتي در صورتي که منبع موثقي نداشته باشد- کلام مرد بزرگي است که در خانه مولاي متقيان علي بن ابيطالب(ع) ديده به جهان گشود. صداي پدر، صداي عدالت انساني بود و مادر، اسوه زنان عالم. در ايام کودکي، بوي مبارک وحي را که خانه آنان به عطر دلاويزش معطر بود استشمام کرد، از سرچشمه روشني و نور نوشيد و از سفرهاي روحاني طعام برگرفت و در هواي آزادگي باليد. ميراثدار رسالتي شد که پدر در ايام جواني، در آن هنگام که پيران در خواب رخوتناک جاهليت بودند، براي آن شمشير زده بود و بعد از وفات پيامدار وحي، مردي که تمام هستياش حيات و سرزندگي و مبارزه و کوشش بود، ٢٥ سال خموشانه سکوت اختيار کرد تا تماميت حاکميت اسلام حفظ شود. پنج سال زعامت مسلمين را به عهده گرفت تا به کمک انديشههاي بزرگ متعالي خويش مدينه فاضله انساني را بنيان نهد و عاقبت جان بر سر ايمان نهاد. پس از شهادت پدر، برادر را يافت، که در چنبره نامرديها و نامراديها شهيد شد و پس از آن وي علم برافراخته محمد مصطفي(ص) را در معبر هستي آدمي برافراشت. اباعبدالله الحسين(ع) آموزگار بزرگ شهادت و معلم پاکبازي و اخلاص است. تولد حضرتش حيات همه ملکات و ارزشهاي والاي انساني است که حضرت حق، خاصان و برگزيدگان خود را بدانها زينت بخشيده است. عظمت و بزرگي اباعبدالله(ع) و گنجاي سينه مشروح حضرتش، بدان پايه است که هر کسي در هر کجاي اين گستره خاکي به آزادي و انسان عشق بورزد، او را معلم و راهنماي خود ميداند. اهل ديانت نيز، او را پاسدار راستين حقيقت و جوهر دين ميدانند؛ بدانگونه که با وجود کوششهايي که بعضي از جناحها کردند تا نهضت او را کمرنگ جلوه دهند و شايد از عظمت کارش اندکي بکاهند و جنايت دشمنان وي را کماهميت جلوه دهند، به نتيجهاي دست نيافتند و امروزه در گسترهاي به وسعت دنياي اسلام، اسوه شيعيان است و دوستداران راستي و پاکي به چشم عظمت در پهناي کار وي مينگرند و خون پاک او را چشمه خروشاني ميدانند که از صحراي آتشخيز ماريه جوشيدن آغاز کرد و در مسير خود همه عصرها و نسلها را به رستاخيز خواند؛ رستاخيزي که آزادگي و حميت و مردانگي را به آدمي تعليم ميدهد.
خانواده موليالموحدين، عليبنابيطالب(ع)، خانواده شگفتيهاست. گويي همه عظمتها و ارجمنديهاي تاريخ انساني در اين خانواده و در زير يک سقف گرد آمدهاند.
ابوالفضل، برادر رشيد حضرت امام حسين (ع) و جانباز بزرگ صحراي کربلا، تجسم سرداري جنگاور، برادري عزيز، انساني مخلص و پاکبازي بيرياست. جانبازي او در نبرد بزرگ عاشورا فقط برخاسته از حُبّ برادري نبود. ايمان سترگ و روشنانديشي عميق وي او را به مسيري رهنمون ميشد که ثمره آن جز مجاهدت و شهادت نيست و ابوالفضل اين همه را در خانهاي آموخته بود که هر منصفي به ديدن آن انگشت حيرت به دندان ميگزد و به ستايش و تحسين واداشته ميشود.
نامگذاري روز ولادت آموزگار بزرگ شهادت به نام روز پاسدار و ميلاد حضرت ابوالفضل به نام روز جانباز، منبعث از منشوري است که نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران آن را سرلوحه مشي فکري و اجتماعي خود قرار داده است.
پاسداران، جان برکفاني هستند که وظيفه دفاع از کيان اسلام و ايران اسلامي و آزادگي را به عهده دارند. و جانبازان کساني هستند که پرچم آزادگي را که امام حسين(ع) و برادر بزرگوارش در روزگار ظلمت و وحشت برافراشتند، همچنان برافراشته ميدارند و چون معلمان خويش، از بذل تمامت هستي خود دريغ ندارند.
در عين حال نشستن نام پاسدار بر روز ولادت اسوه بزرگ آزادگي، امام حسين(ع) و نيز قرار گرفتن نام جانباز بر روز ولادت جانباز بزرگ تاريخ انساني، حضرت ابوالفضلالعباس عليه السلام، دو روزي که يکي از گراميترين ايام مورد احترام شيعيان است، نشانه نهايت تکريم و بزرگداشت مردم ايران از دو گروهي است- پاسدار و جانباز- که ايران، استقلال و شرافت خود را مرهون ايثار و ازجانگذشتگي آنان ميداند و ميشناسد.