موسادنشنال؛ کارخانه اکاذیب

فرهیختگان/ متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
مدتهاست دیگر بر کسی پوشیده نیست که شبکه تروریستی «اینترنشنال»، بیش از آنکه یک رسانه باشد، یک اتاق جنگ روانی و یک کارخانه تولید انبوه اکاذیب است. اما در روزهای اخیر، این شبکه با انتشار خبر دروغ استعفای مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، نشان داد که برای ضربهزدن به انسجام ملی ایران، دیگر حتی نگران آبروی نیمبند حرفهای خود هم نیست. خبر استعفای رئیسجمهور مثل یک بمب خبری در فضای مجازی ترکید، اما این بمب بلافاصله در دستان سازندگانش عمل کرد و پوشالی بودن آن بر همه مخاطبانش فاش شد. درحالیکه این شبکه باآبوتاب از بحران در پاستور و خروج پزشکیان از صحنه میگفت، تصاویر حضور زنده رئیسجمهور در «جشنواره قهرمان ایران» خط بطلانی بر این سناریوی مضحک کشید.
مأموریت جدید مزدوران
بلافاصله پس از انتشار شایعه استعفای رئیسجمهور، دولت اعلام کرد که اینترنشنال، «کارخانه تولید اکاذیب» است و منابعی که از آنها دم میزند، چیزی جز تخیلات و فانتزیهای گردانندگان آن نیست. هدف آنها از شایعه استعفای پزشکیان را در دو حوزه میتوان صورتبندی کرد: اول، تلاش برای خبرسازی بهمنظور تحریک مقامات و کسب اطلاعات امنیتی از واکنشهای آنها که مستقیماً به نفع سرویسهای جاسوسی فعال است و دوم، تلاش برای شکستن «انسجام اجتماعی» در ایران. معاون اطلاعرسانی دفتر رئیسجمهور نیز اعلام کرد پزشکیان هرگز از خدمت به مردم عقب نخواهد نشست. اما چرا اینترنشنال در این مقطع زمانی به سراغ چنین دروغ بزرگی رفت؟ پاسخ را باید در شکستهای پیدرپی اربابان آنها در میدانهای واقعی جستوجو کرد. آنها وقتی میبینند ایران با قدرت به پیش میرود، ناچار میشوند به دنیای فانتزیها و دروغهای شاخدار پناه ببرند.
پروژههای ناتمام؛ از قالیباف تا جلیلی و پزشکیان
اگر به عقب برگردیم، میبینیم این اولینبار نیست که اینترنشنال دست به چنین حرکات ناشیانهای میزند. مدتی پیش همین شبکه سناریوی مشابهی را علیه محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس اجرا کرد که همزمان رئیس تیم مذاکرهکننده نیز بود. آنها بدون ارائه حتی یک سند یا فایل صوتی، مدعی شدند قالیباف در جلسات خصوصی علیه سعید جلیلی و امیرحسین ثابتی صحبت کرده و آنها را افراطی نامیده است. این دقیقاً همان الگویی است که امروز در مورد پزشکیان به کار میبرند. پروژه اصلی دشمن این است که در ذهن مردم ایران این گزاره را جا بیندازد که در کشور دو طیف وجود دارند که به خون هم تشنهاند. طیفی که میخواهد راه را بر همهچیز ببندد و طیفی که میخواهد مقاومت کند یا راه را باز کند. آنها با سوژهسازی از این تفاوت سلیقهها، میخواهند جامعه انقلابی را نسبت به مسئولانی که تاکنون امور کشور را در شرایط سخت جنگی پیش بردهاند ناامید کنند و ازسویدیگر، طبقات خاکستری و دیگر بخشهای جامعه را نسبت به کسانی که در حال مقاومت در برابر زیادهخواهیهای غرب هستند، بدبین سازند.
در امتداد پروژه تجزیه اجتماعی
بله در پشت صحنه ممکن است بحثهایی صورت بگیرد و دیدگاههای متفاوتی وجود داشته باشد و این طبیعی و البته لازم است، اما وقتی پای منافع ملی و مواجهه با دشمنی چون آمریکا به میان میآید، ایران همیشه با یک حرف واحد در مذاکرات و گفتوگوها حاضر میشود. یعنی تضارب آرا وجود دارد، اما تلاش میشود که هیچگاه منجر به تنازع در بین تصمیمگیران نشود. پیام اخیر رهبر انقلاب به مجلس شورای اسلامی نیز دقیقاً بر همین نقطه تمرکز داشت. ایشان فرمودند باید اختلافات را کنار گذاشت و به اصلها پرداخت. ایشان هشدار دادند طرح و نقشه کور دشمن پس از شکست در جنگ تحمیلی و فشارهای اقتصادی، اکنون بر «ایجاد تفرقه» و «تجزیه اجتماعی» متمرکز شده است. دشمن میخواهد شکستهای خود در میدان نظامی را با به جان هم انداختن ملت ایران جبران کند. لذا وظیفه هر کسی که دلش برای ایران و اسلام میتپد، این است که اجازه ندهد اختلافات «موجه» یا «غیرموجه» به تنازع و تفرقه تبدیل شود. این خط تفرقه و تجزیه اجتماعی همان چیزی است که اینترنشنال پس از شکست اربابانش پی گرفته است.
بازوی تروریسم
تروریستهای اینترنشنال پس از آنکه در تحریک مردم برای آشوبهای خیابانی شکست خوردند و دیدند که اتحاد مردم و مسئولان بر هم نمیخورد، حالا به سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» روی آوردهاند. آنها مدام فضای داخلی ایران را رصد میکنند تا کوچکترین روزنهای برای اختلاف پیدا کنند و بلافاصله با پمپاژ دروغ، آن را به یک بحران ملی تبدیل کنند. دروغپردازی درباره استعفای پزشکیان یا اختلافات خیالی میان قالیباف و جلیلی، همگی تکههای یک پازل هستند که کاملشدهاش تصویری است از ترور شخصیت مسئولان، تشدید شکافهای داخلی، مشغول کردن نیروهای انقلابی به درگیریهای بیهوده سیاسی و در نهایت، القای این حس که ساختار سیاسی کشور در حال فروپاشی است. روشن است که این کار با هدف منحرف کردن تمرکز ملت و دولت از مبارزه با دشمن اصلی است.
مذاکره و جنگ؛ دو روی سکه مقاومت
منطق ایران در برابر زیادهخواهیها، روشن و مستدل است. تمام ایران حول محور «مقاومت ملی» متحد است. در این چهارچوب، مذاکره و جنگ دو ابزار یا دو تاکتیک هستند که در خدمت یک راهبرد واحد قرار دارند. هر دو، دو روی یک سکه هستند و نظام هر زمان که لازم بداند، بر اساس منافع ملی از هر دوی آنها استفاده میکند. این پیوند میان «میدان و دیپلماسی» همان چیزی است که دشمن را کلافه کرده است. اینترنشنال و اربابانش میخواهند این دو را در مقابل هم قرار دهند. آنها میخواهند بگویند یک عده در ایران فقط به دنبال جنگ هستند و یک عده فقط به دنبال مذاکره؛ و این دو گروه با هم در ستیزند. اما حقیقت این است که دیپلماسی ما زمانی جواب میدهد که قدرت میدانی ما پشتوانه آن باشد و قدرت میدانی ما زمانی تثبیت میشود که دیپلماسی هوشمندانه آن را «تفهیم» کند. این هماهنگی، همان انسجام مقدسی است که اینترنشنال مأموریت دارد آن را بشکند.
هزارمین تیری که به سنگ خورد
دشمن از طریق این رسانههای دستنشانده، تلاش میکند جامعه انقلابی را ناامید کند. آنها میخواهند اینطور القا کنند که مسئولان کشور در حال معامله بر سر خط قرمزها هستند یا اینکه چنان درگیر اختلافات داخلی شدهاند که مردم را فراموش کردهاند، اما واقعیت این است که مسئولان در میانه جنگ در حال پیشبرد امورند و این کارخانه تولید اکاذیب است که دارد اضافه کار میکند تا دروغهای تازهای ببافد و پول بیشتری به جیب بزند. پیامهای رهبری هم در همین موضوع کار میکند: «جانفدایانی که دلشان برای سربلندی ایران میتپد، باید ازاینپس بیشازپیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم ملت اهتمام ورزند». وقتی اینترنشنال خبری را منتشر میکند، اولین سؤال باید این باشد که «دشمن از این خبر چه سودی میبرد؟» وقتی میبینیم هدف آنها چیزی جز تفرقه نیست، باید با اتکا به همان راهبرد وحدت، نقشههایشان را نقشبرآب کنیم. امروز مردم ایران میدانند که رسانههایی مثل اینترنشنال، نه دلسوز نان مردم هستند و نه نگران آزادی آنها. آنها فقط و فقط بازوهای رسانهای سرویسهای اطلاعاتی هستند که مأموریت دارند ایران را از درون ضعیف کنند. خبر دروغ استعفای پزشکیان، تنها یکی از صدها تیری بود که به سنگ خورد. ایران امروز، بیش از هر زمان دیگری بر مدار وحدت ملی و مقاومت در برابر فشارها میچرخد. تضارب آرا در داخل را به فال نیک میگیریم، اما اجازه نمیدهیم این تفاوتها به تنازع تبدیل شود. دشمن خود به این نتیجه رسیده که با اینترنشنال و امثال آن، نمیتواند اراده ملتی را که راه خود را پیدا کرده است، متزلزل کند، اما چارهای جز ادامهدادن در این بنبست نمیبیند. این خیمهشببازیهای رسانهای، تنها باعث رسوایی بیشتر سازندگانش میشود.
سیرکنشنال و دلارهای بربادرفته
یک پاسخ دیگر به این سؤال که چرا آنها در این برهه زمانی برای برهمزدن انسجام ملی ایران دستوپا میزنند، «پولهای به حسابنشسته» است. این شبکه که ادعای استقلال دارد، در واقع یک ورشکسته سیاسی و اقتصادی است که فقط با تنفس مصنوعی دلارهای مشکوک زنده مانده است. بر اساس گزارش افشاگرانه فایننشالتایمز، شرکت مالک این شبکه یعنی «ولنت مدیا»، با بحران مالی عجیبی دستوپنجه نرم میکند؛ بهطوریکه تا پایان سال ۲۰۲۴ بیش از ۷۰۰ میلیون دلار زیان انباشته داشته و اگر سهامداران آن با یک جابهجایی مشکوک، بدهی ۸۲۵ میلیون دلاریاش را تسویه نمیکردند، این شبکه هم مثل «منوتو» به تاریخ میپیوست. مضحک است که درآمد این کارخانه دروغسازی در تمام این سالها حتی به ۱۰ میلیون دلار هم نرسیده، اما صدها میلیون دلار خرج مزدورانش کرده است. اسناد نشان میدهد مدیریت این سیرک رسانهای در دست مهرههای ارشد رسانهای عربستان است و خبرنگاران آن که در حقیقت مأموران جنگ روانی هستند، دوبرابر میانگین حقوق مردم انگلیس مواجب میگیرند تا با وقاحت تمام، علیه امنیت و آرامش مردم ایران شایعهسازی کنند. این حقوقهای نجومی پاداش خیانت به وطن است، نه مزد روزنامهنگاری حرفهای.
















