سياست روز/
متن پيش رو در سياست روز منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست
صحبت را قبل از شروع پرسشها آغاز ميکند از تيراژ و مشکلات روزنامهنگاري تا مشکل فرهنگي جامعه در اهميت دادن به تاريخ شفاهي به جاي کتبي. روزي به ما وقت داده که سالروز شهادت پسرش در عمليات کربلاي هشت است، سعي ميکند عملکرد دولت را منصفانه ببيند هر چند که اصلاً خوشش نميآيد درباره همان نقدي که به دولت داشت و بعدها توسط سخنگو به چالش کشيده شد، صحبت کند و به ما توصيه ميکند شور ندهيم تا مصاحبه به خوبي و خوشي پايان يابد. نکته مهم و مثبت اين است که با طمأنينه يک ساعت و خوردهاي مينشيند و بدون پاسخ دادن حتي به يک تلفن مصاحبه ميکند، از نقد دولت تا علتهاي انتخاب مجدد روحاني براي بار دوم، هر زمان حس ميکند بايد صحبتها را بدون کم و کاست باور کرد خدا را گواه ميگيرد. هنوز نميداند در دولت بعدي باشد يا نه و به تعبير قديميها ميگويد"اجازه بدهيد ايني که به دنيا آوردهايم بزرگ شود بعد..." با همين رويه بخوانيد گفتوگوي صميمي سياست روز با سيدرضا اکرمي معاون فرهنگي و امام جماعت نهاد رياست جمهوري.
از دولت و حضورتان در کنار روحاني شروع کنيم...
پيش از شروع مصاحبه اولاً سال نو را به همه شما و مطبوعاتچيها و ديگران تبريک ميگويم. امسال بهار ما با ماه رجب مقارن شده که ماه با برکتي است و خوشبختانه شاهد نزول باران در سراسر کشور هم بودهايم. انشاالله اميدواريم براي ملت و کشور و انقلاب سرچشمه برکت باشد. امروز همچنين مصادف است با ۲۰ فروردين که سالروز شهادت سيد مهدي اکرمي اولين فرزند من است. او دانشجو بود و ترم اول در دانشکده فني تهران گذراند و در عمليات کربلاي ۸ به شهادت رسيد؛ ۸ سال پيکرش را نداشتيم و بعد آمد.
به عنوان يک کارشناس با سابقه سياسي فرهنگي دولت يازدهم را در نيل به اهداف تعريف کرده چقدر موفق ميبينيد؟
درباره کارنامه آقاي روحاني وجداناً بايد بگويم در ظرف اين چهار سال سه دليل ميآورم که عملکرد خوبي داشتند. اول اينکه بايد ديد آقاي روحاني در چه شرايطي مسئوليت پذير شد؟ واقعا ما سال ۹۲ را مرور کنيم ميبينيم که آقاي روحاني شرايط سختي را از نظر اقتصادي و سياسي و بينالمللي و مسايل ديگر پذيرفت. به ياد دارم سال ۹۲ نوسان عجيبي در جامعه داشتيم، شب ميخوابيديم و صبح پا ميشديم ارز و سکه قيمتهاي جديدي داشت و در کل ميتوان گفت قيمتها نوسان داشت و تورم بالايي که تا به ۴۵ درصد رسيد را تجربه کرديم.
آقاي روحاني تعبيري داشت که قدري مورد اعتراض واقع شد، گفتند چرا گفته خزانه خالي را من تحويل گرفتم؛ در حالي که من عرض ميکنم آقاي روحاني خزانه انباشته از بدهي را تحويل گرفت نه خزانه خالي. يعني واقعاً دولت به دستگاههاي مختلف از قبيل نيرو، راه و ترابري، سازمان تأمين اجتماعي، بانکها و امثال اينها بدهيهاي سنگيني داشت که همچنان هم دارد.
آقاي روحاني شرايطي را تحويل گرفت که همه بيگانگان مصاحبه ميکردند و ميگفتند؛ همه گزينهها روي ميز است از جمله جنگ. آقاي اولاند رئيسجمهور فرانسه در دو جلسه به آقاي روحاني گفت اصل جنگ قطعي بود و فقط روي تاريخ و زمان آن ترديد داشتيم. شرايط اينطور رواني بود. آقاي روحاني شرايطي را تحويل گرفت که ما در تحريم بوديم و در فصل ۷ منشور ملل متحد بوديم و فروش نفت ما بايد به مرور زمان به حداقل ۲۵۰ هزار بشکه ميرسيد که فقط ميتوانست غذا يا دارو را تامين کند. اين يک مطلب است که ما وجداناً بايد ذهنمان را از همه مسايل خالي کنيم و ببينيم آقاي روحاني در چه شرايطي وارد ميدان کار شد.
نکته دومي که بايد توجه کرد اين است که در ظرف اين چهار سال ايشان در چه بخشهايي موفق شده است. اولين بخش مساله کاهش تورم است ما الان قبول کرديم تورم تک رقمي شده و فشار تورم در کالاي اساسي از قبيل برنج و گوشت و نان و حمل و نقل بيشتر از موارد ديگر است. پس بخش اول مساله تورم را کاهش داده و اين مورد قبول همگان است و بخش دوم مساله ثبات است و ما الان واقعا شب ميخوابيم و روز بيدار ميشويم و يا هفتهاي را پشت سر ميگذرانيم و حتي ۹۵ به ۹۶ ميرسد دغدغه اين را نداريم وضع ارز و سکه و برنج و خدمات چطور ميشود و به نوعي ثبات داريم.
الان از نظر بينالمللي هم از زماني که تکليف برجام ولو روي کاغذ تقريباً روشن شد ثبات داريم. الان هر روز نميگويند برنامه جنگ روي ميز است، بلکه همه دنيا اعتراف ميکنند و ميگويند ايران عاقلانه و عالمانه عمل کرد و به نفع دنياست که بالاخره برجام تکليفش روشن شد؛ گرچه ما به شدت گلهمنديم که ۱+۵ فقط چين و روسيه نسبت به آن پايبند هستند و بقيه (امريکا و فرانسه و انگليس) آنطور که بايد و شايد حتي به امضا خودشان هم پايبند نيستند.
اين کشورها بدعهدي ميکنند اما ما بدهکار نيستيم. حتي رهبر عزيز انقلاب ما فرمودند برجام را پاره و نقض نميکنيم ولي اگر آنها نقض و پاره کردند ما آتش ميزنيم. ديديم که شوراي امنيت همه قطعنامههاي قبلي را لغو و قطعنامه ۲۲۹۳ را تصويب کرد؛ آنها بايد تحريمها را برمي داشتند اما برنداشتند مگر در بخشهايي؛ ولي ما به عهدمان و اخلاقمان عمل کرديم و وجداناً ما نگران و ناراحت نيستيم ولي از برخورد آنها گلايه و شکوه داريم و ناراحتيم.
وقتي تکليف برجام روشن شد واقعاً دنيا تکليفش با ما فرق کرد. قبلاً ميديدم که شخصيتهاي بينالمللي که به ايران مسافرت ميکردند در حد مديرکل يا در نهايت وزير بودند ولي ما در اين چهار سال ديديم که شخصيتها آمدند و ما در مجامعي شرکت کرديم که رتبه بسيار بالايي دارد که وجداناً با گذشته دوران تحريم قابل مقايسه نيست.
ما الان وزنه بينالمللي هستيم. در معادلات بينالمللي واقعا همه قبولمان دارند و ميگويند در سوريه و در عراق و در موضوع بررسي مشکل تروريست ميگويند بايد ايران باشد. در اين چهار سال مواضع سنگين و متين ايران را ميبينم و من کارنامه مقبولي را ولو نميخواهم بگويم در سطح بالا؛ چون من در ميان دوستانم به عنوان فرد معتدل تقريباً شناخته شدم و افراط ندارم که بگويم به به و چه چه و يا تفريط ندارم که اه اه بگويم بلکه حد وسطي را دارم و اوضاع را متوسط ميبينم.
يعني نمره قبولي به دولت ميدهيد؟
بله
نکته اصلي درباره اوضاع مساعد اين است که درباره اقتصاد و مسايل بينالمللي و دستاوردهايي که گفتيد ديديم که عاليترين سطح اين سه دستاورد يعني هر سه وزير اقتصاد، خارجه و بهداشت و درمان اعلام کردند دلشان نميخواهد در دولت بعدي آقاي روحاني باشند؛ اگر در همه موارد موفق بوديم چرا وزرا کار را ادامه نميدهند؟
من با مثالي شروع ميکنم دختر و پسري که با هم ميخواهند زن و شوهر شوند و زندگي جديد در پيش بگيرند مطالب بلند و ايدهآل و عالي در نظر دارند و عيب ندارد آرزو و ايده است که انسان موفق باشد و ايدهآل زندگي کند. اما وقتي وارد گود زندگي و يا به تعبيري متن زندگي ميشوند ميبينند که هر دو بايد نگاهشان را در عمل تعديل کنند.
ما بايد در نگاه ايدهآل باشيم اما در عمل بايد ببينيم توانمان چه مقدار است. الان نسبت به اين سه وزير خدا ميداند در گود عمل و اجرا موفق بودند. بارها رهبر معظم انقلاب اظهار کردند که کار اجرايي سخت است.
توقعات مردم، بالاست و ما هم به اين توقعات متاسفانه بها ميدهيم يعني هي ميگوييم مثلا دولت براي کار و اشتغال چه کرده است؟ براي گراني و فساد و... چه کرده است. اولا ما يکه شناس شديم و فقط از قوه مجريه توقع داريم و ميخواهيم کار انجام دهد و در مقام عمل خودمان آستين همت را بالا نميزنيم که بگوييم من چه کمکي به دولت کردم. وقتي شما وارد گود ميشويد تورم ۴۵ درصدي را ميبينيد و رکود را هم از طرفي ميبينيد و ميخواهيد اين دو را با هم ببريد جلو ميبينيد نميشود.
روحاني ميخواهد رکود را بردارد ميبيند که رکود بدون سرمايهگذاري و نقدينگي نشدني است، ميگويد پس لااقل تورم را متوقف کنم تعديل کنم آرام آرام برم جلو؛ نگاهم اين است که آقاي روحاني انشاالله اگر موفق شد در دور دوم قطعاً بايد اهتمامش نسبت به مسائلي که خودشان شروع کرده از جمله کارهاي ساختاري و رکود و توليد و اشتغال بيشتر شود. چون ديگر الحمدلله مسايل سياسي و اينها کاهش پيدا کرده گرچه من از شما سوال ميکنم. خودمان را بگذاريم جاي آقاي روحاني وقتي يک مرتبه بيدار ميشويد ميبينيد آقاي ترامپ به اعتقاد خودشان ۵۹ موشک از ناوگاني در مديترانه به سوريه شليک کرده، چقدر ذهن و وقتتان و فکرتان را ميگيرد؟ خب حالا چه کار بايد بکنم؟ بالاخره ما يک وقت که بيشتر نداريم يا بايد برسيم به مشکلات داخلي و يا مشکلات خارجي و ...
در اين بين اما برخيها واقعاً خسته ميشوند؛ نه اينکه از راهي که شروع کردهاند و کاري که انجام دادند پشيمان باشند. گاهي افراد خسته ميشوند و ميگويند من دور آتي نيستم و کسي را بياوريد کار را دنبال کند؛ مثلاً وقتي قانون اساسي و قوانين عادي را ببينيم که وزير اقتصاد نسبت به بانکها مسئوليت سنگين دارد اما آيا حريف بانکها ميشود؟ وجداناً عرض ميکنم ما کشور پهناوري داريم و ملت بزرگ ۸۰ ميليوني داريم و يک مسأله روزمرگي بهداشتي داريم و يک مسأله امکانات بهداشتي داريم. خدا ميداند قبل از برداشتن تحريم تهيه دارو و وسايل پزشکي چقدر براي اينها کار دشواري بود. يکي از دستاوردهاي برجام همين حل مشکل دارو و ابزار پزشکي بود که الان ميتوانيم مناسبتر تهيه کنيم و اصليها را تهيه کنيم و ميتوانيم ارزان ر تهيه کنيم و اينها را که ما نميتوانيم ناديده بگيريم و اگر نبود فشار ميخواست سنگين تر باشد برويد از اين داروخانه چيها بپرسيد. بنابراين من معتقدم گاهي خستگي و سنگين بودن مسئوليت اين اتفاق را پيش ميآورد که فردي چهار سال برايش بس شود. واقعاً گاهي خسته ميشوند و مشکلات وجود دارد.همين رسيدگي به زلزله جنوب خراسان وقت ميبرد و امکانات ميخواهد. وقتي ميبيند برخي روستاها از ۶۰ درصد تا ۱۰۰ درصد ويران شده است، ما خودمان را به جاي زلزله زدگان بگذاريم خدا شاهد است گاهي ميبينيم براي آب و شير و نون مشکل دارد و استاندار و وزير ميرود بالاي سرش و همه ميخواهند. اين يکي از عيبهايي است که در کشور ما وجود دارد که همه طلبکار هستند و حاضر نيستند سهمي هم براي خودشان قائل شوند با اينکه امام راحل ما فرمود ما نسبت به انقلاب بدهکاريم نه طلبکار همه با هم انقلاب کرديم و همه بايد دست به دست بدهيم و دولت و ملت و سه قوه و نيروي مسلح و انتظامي و نظامي کمک کنيم مشکلات را حل کنيم.
شما که جزو خسته شدگان نيستيد؟ آيا در دولت بعدي هم شما را ميبينيم؟
حالا... اجازه بده انشاالله. گاهي برخي خانمها مثلي دارند که ميگويند هميني که زاييديم بزرگش کنيم.(ميخندند)
نکتهاي داشتيد همه مسئولين و افراد بايد در کنار هم باشيم و گذشت و انصاف داشته باشيم؟ اما آنچه در فضاي سياسي از جريانهاي مختلف ميبينيم عصبانيت است اين را چطور حل کنيم؟
ببينيد من به ياد دارم که حضرت حجتالاسلام والمسلمين آقاي ناطقنوري مراسم احيا در حرم امام(ره) اشارهاي به اينکه متأسفانه ما در جامعهمان مشکلاتي داريم داشتند يکي از آنها دروغ است. متاسفانه در جامعه ما دروغ وجود دارد چه دروغ زباني و قلمي و چه آماري و امثالهم و مشکل دوم عبارتست از تملق که ما افراط ميکنيم برخي از افراد را به عرش ميبريم و سوم رودربايستي است.
ما اشکالمان اين است از منبر و تريبون و ميز پايين نميآييم و روي زمين بنشينيم و حقايق را صميمي و صادقانه و دوستانه به هم بگوييم (دوست آنست که معايب دوست همچو آينه روبرو گويد) ما عوض اينکه بگوييم برادر و خواهر من اشکالت اين است و شما هم همين را بگوييد اين رودربايستي وادار ميکند در پيش روي هم تعريف و به به کنيم و پشت سر بگوييم ولش کن به مفت هم نميارزد. اين را در جامعه بايد حل کنيم.
سران سه قوه خودشان با هم قرار گذاشتند بايد ماهي يکبار بنشينند و مسايل مملکتي را رو در رو مطرح کنند و بگويند با هم ديگر بايد چه کار کنند نه اينکه فاصله پيش بيايد گاهي ۶ يا ۸ ماه طول ميکشد ديدارها و مشکلات انباشته ميشود. البته اين موضوع اختصاص به سران سه قوه ندارد جاهاي ديگر هم همينطور است. به بسياري از افراد از جمله مقام معظم رهبري و آيتالله مکارمشيرازي گفتهام ما هر روز در تهران تقريبا ۳۰۰مراسم فاتحه داريم گفتيم در اين منبرها بگوييم اخلاق انسانيت و آدميت را رعايت کنيد. اهل گذشت باشيد، اهل ايثار باشيد، مثلا الان ما مدتي است که در خانواده خودمان هر ۱۵ روز جلسه ميگذاريم يک صفحه قرآن ميخوانيم و همديگر را ميبينيم و پذيرايي مختصر و احوالپرسي شامم در کار نيست ... همين کار اقتصادي و سياسي و فرهنگي و اخلاقي و ارتباطي است، هم احوال ميپرسيم و هم گله و دعواي احتمالي را مطرح ميکنيم، اما جلسه تمام شد همه چي تمام ميشود. اين اگر عمومي بشود خوب است.
همين امروز يادداشت در روزنامه نوشتم که ۵ نفر جمع شوند و ۵۰ ميليون وسط بگذارند ميتوانند اشتغال ايجاد کنند. ديگر ۵ نفر؛ نفري ۱۰ ميليون حتي خانمهاي خانهدار طلاهايشان را هم بفروشند، ميتوانند اين کار را کنند.
همه ميخواهيم دولت و قوه مجريه کار را فراهم کند؛ واقعاً توان ندارد و نميرسد و سرمايه ندارد. الان نگاه کنيد ميگويند هزار هزار ميليارد تومان و بالاتر يعني يک تريليون و دويست و پنجاه ميليارد تومان نقدينگي داريم و سرگردان است. من پيشنهاد دادم به آقاي جهانگيري و ديگران که آقا بياييد در تشکيلاتتان يک اتاق فکر بگذاريد و بگوييد نسبت به شعار امسال ما چکار بايد انجام دهيم. دعوت کنيم هر کسي فکر، تجربه، آمادگي و يا سرمايه دارد بيايد کمک کند. مثلاً يک مسأله ماشينهاي ميلياردي ولو اندک است. او را صدا بزنيم بگوييم برادر شما با اين ماشين يک ميلياردي ميتواني سي ماشين بگيري و سي نفر را مشغول به کار کني به نظر شما مشغول کردن سي نفر به کار لذتش بيشتراست يا سوار شدن ميلياردي؟ البته او هم بلافاصه بر ميگردد و ميگويد من امنيت شغلي و سرمايهگذاري ميخواهم. اما شماهم اصلا نگو تو کي هستي و چرا ميلياردر شدي؟ ما اين را بايد درست کنيم هم اقتصادي و هم اخلاقي و هم قانوني است ما حق نداريم هر کسي را بگوييم از کجا آوردهاي؟ اما اگر خلاف ديديم بايد به خلاف رسيدگي کنيم؛ يعني اصل بر اين است. اگر خدايي ناکرده شما ديديد دارم از طرح رد ميشوم و روزنامه روي پلاکم ميزنم دوربين نبيند که من در خيابان پاستور ديدم اين کار را ميکنند، گفتم: برادر گيرم که خلق را بفريفتي/ با انتقام طبيعت چه ميکني؟ من به نظرم مياد که بايد از رودربايستي در بياييم و صادقانه و عالمانه و خيرخواهانه بگيم والله من مدعي نيستم عيب نداريم اما عيب را براي اصلاح بگوييم نه مچ گيري؛ والله اگر بخواهيم مچ بگيريم از خانه بيرون نميتوانيم برويم.
اول اين نکته که اشاره کرديد مردم کمک به اشتغالآفريني داشته باشند بايد بگويم قانون اساسي اشتغالزايي را به عهده دولت گذاشته خيلي موارد هم واقعاً سرمايه نميخواهد همين که جلوي واردات بيرويه را بگيريم خودش کمک است.
ببينيد اولاً اي کاش ميشد براي همه اينهايي که داوطلب نمايندگي مجلس و رياست جمهوري ميشوند امتحان قانون برگزار کرد که ببينيم اصلاً قانون را خوانده و ميفهمند و درک ميکنند يا نه بعداً نظرم اين است که قانون اساسي را عمومي ببينيد واقع روي اصل تکي که ميگويد آموزش رايگان، انگشت نگذاريد. امام(ره) اول انقلاب جنگ هم نشده بود فرموده: ما آب را مجاني ميکنيم و برق را مجاني ميکنيم و بعد ميگويند آقا چي شد؟ والله اگر جنگ نبود اگر ترور نبود و اگر يک شب ۷۲ نفر را از ما نميگرفتيد، ما ميتوانستيم اين کار را کنيم. مسأله مجاني شدن آب و برق که چيزي نيست ولي شما آمدي آواري را بر سر ما قراردادي اصلا بايد اولا بتوانيم از زير آن خارج شويم. نکته اساسي اين است که اگر قانون اساسي را به درستي بخوانيم در همه جا نقش ملت روشن و گويا است دولت موظف است به شرطي که توان داشته باشد؛ پدر موظف است نفقه بدهد به زن و بچه به شرطي که داشته باشد وقتي کار نباشد شما چي ميگيد؟
نه ما آقاي روحاني را با خودشون مقايسه ميکنيم آن وعده...
با شرايط بسنجيد... والله حتماً هرکس رئيسجمهور باشد ميخواهد مردم در امنيت و رفاه باشند و شهرها تميز و روشن باشد، اما وقتي مسالهاي پيش ميآيد چه کنيم.
بله سوالم...
من به نظرم ميآيد انصاف را رعايت کنيم.من خودم را نگاه نکنم و شماها را هم ببينم و شماها هم فقط خودتان را نگاه نکنيد و ما را هم ببينيد. اگر من نميخواستم به وظيفهام عمل کنم وجداناً من حق ندارم مسئوليت بپذيرم و اگر توان دارم نبايد کم بگذارم. يک وقتي يکي از دوستان من نقل ميکرد در مدرسه عالي شهيد مطهري ميگفت به مرحوم رجايي گفتم آقاي رجايي خيلي پشت سرت حرف ميزنند، لااقل جواب بده برگشت گفت؛ فلاني اين وقت من براي کار است هر وقت، وقت اضافه آوردم شروع ميکنم به آنها هم جواب بدهم الان وقت کار است.
سوالم اين بود علت اينکه انتظارها از آقاي روحاني بالاست اين است که شايد چون قبلا رئيس مرکز مطالعات استراتژيک بوده و مسايل کشور را ميدانسته و مردم به علت اين آگاهي و بر اساس وعدهها اين فرد را برگزيد الان توقعي وجود دارد. شما گفتيد بايد رودربايستي را کنار بگذاريم اگر اين کار را بکنيم گوش شنوايي هست؟ آيا دولت نقد منصفانه را بر اساس وعدههاي پيشينش ميپذيرد؟
اولاً ما هرگز مسايل کشور را خداوکيلي فردي نکنيم، اين کشور رهبر دارد، بصير و فهيم و انقلابي و شجاع و سابقهدار؛ قوه قضاييه و نيروي مسلح داريم، آقاي روحاني به تنهايي نميتواند معجزه کند. رهبر هم به تنهايي نميتواند معجزه کند بايد همه مان قبول کنيم. همه بايد مسئوليت پذير باشيم و به وظيفه مان عمل کنيم. نکته دوم اينکه من خودم يک وقتي گلايه کردم نسبت به برخي مطالب؛ آقاي روحاني ۵ دوره نماينده بوده و ۱۶ سال دبير شوراي عالي امنيت ملي؛ در مجمع تشخيص و خبرگان هم بوده اما خودش گفت آقاي اکرمي با همه اينها من نميدانستم به طور کامل وضع ما اينطوري است و در مقاطعي هم اشاره کرد که گاهي گندممان به هفته ميرسيد؛ آنطور نيست که بگوييم آقاي روحاني همينطوري مثل بني صدر آمد و بيرون بود و در متن بود.
بله، اتفاقا بر همين اساس توقع داريم شعارهاي منطقي داده و به آنها عمل کند؟
ما يادمان نرود با همه اين سوابق در قوه مجريه مسئول نبود که ببيند سيلوها چه خبر است و در بنادر و بازار و انبارها چه خبر است، خدا شاهد است مرحوم آيتالله هاشمي وقتي دوره رياست جمهوري مقام معظم رهبري تمام شد بسياري از دلسوزها گفتند آقا براي رياست جمهوري داوطلب نشو همه جا خالي است اما شهامت کرد و شجاعت کرد و مسئوليت پذيرفت و شد سردار سازندگي. آقاي روحاني مسايلي را ميدانست اما ملموس و متن مسايل را به طور کامل نه؛ برگشت گفت من ريز اوضاع را نميدانستم اينگونه است. الان به طور جدي بگويم هر مسئولي فقط بتواند امروز جاري کشور را بگرداند، خيلي هنرکرده در حالي که ميدانيد در همين امروز جاريمان مثلاً پاداش فرهنگي يا پاداش کارمندان يا بازنشستگان و جانبازان را نميتوانيم تأمين کنيم چون گسترده است و بدهيها انباشته است. گاهي هم به گونهاي ميگويد مثل اينکه طرف گرفته خوابيده و بياعتنا است و چيزي ميگويند و آقاي روحاني را عصباني ميکنند وگرنه روحاً آقاي روحاني آدم عصباني نيست، ولي گاهي بالاخره آنقدر فشار ميآيد، بالاخره آدميزاد است. نقل ميکنند زن و شوهري مردي در خانه خيلي نقد ميکرد و غر ميزد بعد از مدتي مرد ديگر غر نزد، خانم او گفت چرا ديگر غر نميزني؟ مرد گفت چه فايده دارد تو که گوش نميدهي؟ گفت نه تو غرها را بزن.
ما بايد غر را چاشني زندگي داشته باشيم اما اگر ميخواهيم حل بشود بگيم خيلي خوب بگيد چه کنم.
آخر حتي شما هم يک انتقادي کرديد آقاي نوبخت...خيلي اتفاقات افتاد اگر...
نه ديگه حالا شما شورش نکن نه...
من ميگويم شما که در بدنه دولتي اجازه انتقاد نداري ما...
هست ديگر بالاخره ... انشا الله اين جلسه به خير ميگذرد اگر دعوا نکنيم(مي خندد) واقعاً من ميگويم افراد دلسوز و دانا و خيرخواه و پخته و مجرب واقعاً چيزي به نظرشان ميآيد بنويسند بالاخره اينها يک روزي اثر دارد و کسي ميخواند. من شنيدم که نسبت به مشکلات بشاگرد هشت سال افرادي رفت و آمد داشتند و سال هشتم جرقهاي براي کمک پيش آمد و رسيدگي کردند. منتها بايد نقدهامون عالمانه، آگاهانه، خيرخواهانه و دلسوزانه باشد. فقط به فکر مچ گيري نباشد اگر به فکر مچ گيري باشيم نه گوش ميدهم نه ميپذيرم. به نظرم مياد بايد اخلاق محمدي پيدا کنيم و کمک کنيم. متن قرآن است بنا بر اين کمک به همديگر مشکلات را کاهش ميدهد. بخدا ما با هم بسازيم باز هم مشکل وجود دارد مگر امريکا و انگليس ميگذارد. مساله شليک ۵۹ بمب به سوريه از جمعه والله ذهن منو گرفتار کرده که حالا چه ميشود؟ دعوا درست کردن آسان است ولي آشتي و اصلاح دشوار است.
بخواهيد در همين راستا نقد منصفانه و راهگشا به دولت داشته باشيد چه ميگوييد؟
من به نظرم دولت روحاني بايد ابتدا ارتباط بيشتر با بدنه داشته باشد، واقعا وزير و فرماندار و بخشدار و استاندار ارتباطش را با بدنه و توده مردم زيادتر کند. مسأله دوم احترام به مردم را بيشتر کند حرفها را با سينهاي باز گوش بدهد و بپذيرد و يادداشت کند و قول بدهد و بگويد انشا الله ما بنا داريم گشايش کنيم. مطلب سوم اطلاع رساني است و قرآن ميگويد خدا نعمتي به شما داد گزارش داده و بازگو کنيد. بايد بگوييم با همه اين تنگناها و رکود و تورم و مشکلات چه مقدار کار را انجام داديم و تورم را به کجا رسانديم. اينها را صادقانه بگوييم، منت نيست از جيب خودشان نميدهند از جيب نظام و بيت المال است؛ ولي لااقل بگوييم انجام داديم و اطلاع رساني کنيم با اين سه مطلب به نظرم توفيقشان بيشتر خواهد بود.
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد
بازار