مهر/
متن پيش رو در مهر منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست
برنامه چشمانداز ۲۰۳۰ عربستان، يک برنامه توسعه اقتصادي است که ميتوان آن را بزرگترين طرح تحول اقتصادي در تاريخ اين کشور دانست که هدفش رسيدن به بودجه غير متکي به نفت است.
مرکز پژوهشي آرا در گزارش راهبردي با عنوان «بررسي طرح چشمانداز اقتصادي ۲۰۳۰ عربستان و پيامدهاي احتمالي آن با تمرکز بر بخش نفت» که توسط انديشکده سرآمد گردآوري شده، آورده است: شاهزاده محمدبنسلمان، جانشين وليعهد عربستان سعودي، مسئوليت اين چشمانداز را برعهده دارد. او پسر ملک سلمان، پادشاه سعودي، رئيس دفتر پادشاه و وزير دفاع اين کشور است.
بر اساس کليات اوليه منتشرشده در زمينه اين طرح قرار است عربستان بزرگترين صندوق ذخيره ارزي جهان را داشته باشد که بعد از عرضه اوليه ۵% از سهام شرکت ملي نفت آرامکو به عموم، حجم ذخاير اين صندوق به ۲ تريليون (دو هزار ميليارد دلار) خواهد رسيد. بنابر اصول اين طرح، عدم وابستگي به درآمدهاي حاصل از صادرات نفت، متنوعسازي درآمدهاي اين کشور و افزايش سهم بخش خصوصي در اقتصاد اين کشور از محورهاي اصلي اين برنامه عنوان شده است. در اينجا بايد اضافه کرد که دولت عربستان از زمان افت قيمت نفت از نيمه سال ۲۰۱۴ ميلادي تا کنون و افزايش هزينههاي نظامي، کسري تجاري قابلتوجهي را تجربه ميکند که اصلاحات اقتصادي در اين کشور را ضروري کرده است.
آيا بن سلمان، ميتواند برنامه اي را که نويد داده است با موفقيت اجرا کند؟
جايگاه مهم عربستان در بازار جهاني نفت و اهميت سياستهاي اقتصادي اين کشور بهويژه سياستهاي مرتبط با بخش نفت و انرژي ايجاب ميکند که با ديدي عميق به برنامه هاي اين کشور و آثار و پيامدهاي احتمالي آن نگريسته شود. شناخت بستر سياسي و اقتصادي عربستان در هنگام ارائه و تصويب اين طرح، معرفي ابعاد و جوانب مختلف طرح مذکور و مهمتر از همه بررسي کارشناسي پيامدهاي احتمالي اجراي اين طرح در ابعاد داخلي، منطقهاي و بين المللي اهميت فراواني دارد.
ارزيابي پژوهشگران، از پيامدهاي اين برنامه تماماً بر مبناي اصول و هدفهاي مندرج در طرح و از منظر ارزيابي سياستهاي اقتصادي و نفتي حال سياستگذاران سعودي انجام ميگيرد. بي شک، سير تحولات سياسي و اقتصادي سالهاي آينده و تا زمان رسيدن به سال پاياني اجراي اين برنامه (سال ۲۰۳۰ ميلادي)، مي تواند بر روند اجرا و تحقق اهداف آن اثرگذار باشد و تغييرهايي را در ابعاد مختلف داخلي و بين الملليِ اجراي اين برنامه ايجاد نمايد.
در برنامه چشمانداز عربستان، کاهش وابستگي به درآمدهاي نفتي مهمترين هدف اقتصادي اين کشور تا سال ۲۰۳۰ ميلادي بيان شده است؛ بنابراين برنامه اعلامشده عربستان تحت تأثير انگيزههاي فوري و درنتيجه کاهش درآمدهاي نفتي به وجود آمده است. درآمد نفتي براي عربستان همچنان از نظر اقتصاد سياسيِ داخلي مهم خواهد بود؛ زيرا تداوم بسياري از اقدامهاي احتمالي در حوزه ايجاد اشتغال و خدمات اجتماعي منوط به تداوم ورود درآمد نفتي در کوتاهمدت است.
از سوي ديگر، بررسي سند چشمانداز ۲۰۳۰ و سند طرح تحول ملي عربستان نشان ميدهد که تصميمگيران اين کشور همچنان معتقد به امکان بهرهگيري اقتصادي از زنجيره ارزش توليد فرآوردههاي نفتي به نسبت نفت خام اند. از طرفي، راهبرد بازاريابي نفتي عربستان همچنان بر توسعه سرمايهگذاري در بخش پالايشي کشورهاي داراي ظرفيت رشد تقاضا بهويژه چين قرار دارد. تبعات فروش آرامکو، به عنوان يکي از مراحل اجراي اين طرح، در محيط داخلي عربستان و محيط منطقهاي احتمالاً شگرف خواهد بود اما بايد پذيرفت که در درون اين کشور ميتواند اختلافهاي داخلي را شدت بخشد؛ همچنين در سطح منطقهاي، عرضه سهام کمپاني آرامکو به بازار بورس ميتواند سرآغاز موجي شود براي ارائه مدل به ساير دولتها و از اينراه عملاً ذخاير نفت و گاز جهان ميليونها سهامدار پيدا خواهد کرد و به نظر ميرسد، تصميم فروش سهام آرامکو در درازمدت به ضرر خاندان حاکم سعودي تمام شود و اقتدار اين خاندان را بر ارکان قدرت در عربستان تضعيف کند.
رقابتي که همچنان ادامه خواهد داشت!
در زمينه پيامدهاي اجراي اين برنامه براي ايران نخستين نکته گفتني اين است که تحقق هدفها و برنامههاي مندرج در برنامه چشمانداز ۲۰۳۰ ميلادي، عربستان را به مهمترين رقيب براي کشورهاي منطقه خاورميانه و شمال آفريقا از جمله ايران در زمينه جذب سرمايهگذاريهاي خارجي بدل خواهد کرد. از سوي ديگر، عليرغم برنامههاي عربستان براي کاهش سهم نفت در اقتصاد خود، اين کشور در حوزه بازار جهاني نفت همچنان يک رقيب جدي براي ايران باقي خواهند ماند. اين رقابت براي دهههاي متمادي وجود داشته است و با توجه به ذخاير عظيم هيدروکربوري دو کشور انتظار ميرود در آينده نيز ادامه يابد و از اين منظر سازمان اوپک همچنان يکي از عرصههاي مهم بروز رقابت نفتي ميان ايران و عربستان خواهد بود.
همچنين با در نظر گرفتن اين واقعيت که توليدکنندگان بزرگي همچون ايران و عراق، در پي افزايش توان توليد و صادرات نفت خود در سالهاي آينده هستند، تداوم يا افزايش توان توليد و صادرات نفت عربستان ميتواند در چشمانداز ۲۰۳۰ ميلادي موجب شکل گرفتن رقابتهاي شديد درون اوپک بهويژه ميان اين سه کشور براي کسب سهم بيشتر در بازار جهاني نفت خصوصا در بازارهاي آسيايي گردد.
موانع پيش روي عربستان براي تحقق سندچشم انداز۲۰۳۰
با در نظر گرفتن شرايطي که اکنون در فضاي سياسي و اقتصادي عربستان حاکم است، تحقق هدفهاي عالي تعيينشده براي شاخصهاي مختلف اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي اين کشور دور از ذهن به نظر ميرسد؛ درباره موانع مهم پيش روي اجراي اين برنامه ميتوان اولويت نخست را به ابهام هاي موجود در زمينه ثبات سياسي و چشمانداز سياست داخلي عربستان در سالهاي پيش رو مرتبط دانست.
اختلافهاي موجود بين خاندان پادشاهي عربستان باعث ميشود، زمينه لازم براي تغييرهاي گسترده اقتصادي در اين کشور فراهم نگردد. در کشوري که بر سر تصاحب قدرت بين نخبگان سياسي درگيري و نزاع وجود دارد، درباره رسيدگي به موضوعهاي اساسي کشور نميتواند نظر واحدي وجود داشته باشد؛ چنانکه در شرايطي که تنها حدود ۸ ماه از تصويب و معرفي اين برنامه ميگذرد، ملاحظات و اختلافنظرهاي عميقي درباره سياستها، هدفها و سازوکارهاي اجراي اين برنامه در ميان نخبگان اجرايي و علمي عربستان بروز کرده است و اين امر ميتواند در طول سالهاي پيش رو تدريجا تشديد شود. رقيبان سياسي در اين کشور براي تخريب همديگر اقدامهايي انجام ميدهند که کارنامه طرف مقابل را ناکارآمد جلوه دهند. اين در حالي است که براي تصميم بزرگي که در سند چشمانداز ۲۰۳۰ ادعا شده، به اجماع نخبگاني در سطوح سياسي و اقتصادي نياز است. نبود اجماع بين نخبگان سياسي و اقتصادي يکي از مهمترين موانع در برابر تحقق چشمانداز مذکور است.
از طرف ديگر، کشوري که وابستگي حدوداً هشتاد درصدي به منابع نفتي خويش دارد، چگونه ميتواند اقتصادي بدون اتکا به درآمدهاي نفتي به وجود آورد. وابستگي عربستان به منابع نفتي در بين کشورهاي بزرگ توليدکننده نفت به اندازهاي بالاست که جزو سه کشور با بيشترين ميزان وابستگي است؛ بنابراين مقامهاي سعودي با توجه به ساختار فاسد مالي و اداري خويش قادر نيستند که اقتصاد اين کشور را بدون درآمدهاي نفتي اداره کنند. هماکنون مردم اين کشور انتظارهاي فزايندهاي براي افزايش سطح رفاه و معيشت خويش دارند اما بر اساس سند چشمانداز ۲۰۳۰ بايد اقتصاد رياضتي در دستور کار باشد تا اينکه ميزان وابستگي به منابع نفتي کاهش يابد. تضادي که بين انتظارهاي عمومي با سياست جديد به وجود ميآيد، موج اعتراضها را عليه حکومت آلسعود افزايش خواهد داد و مقامهاي سعودي براي حفظ قدرت خويش در اين کشور بايد از سياستهاي اقتصاد رياضتي دست بردارند که اين امر نيز منجر به ناکامي سند چشمانداز خواهد شد.
در زمينه پيامدهاي اين برنامه بر بازار نفت به نظر ميرسد، عربستان به حفظ سهم فعلي بيش از ۱۰درصدي عرضه نفت خام و مايعات نفتي- بهمنزله عاملي براي کسب توجه و پشتيبانيهاي خارجي در حفظ امنيت و ثبات سياسي اين کشور- ادامه دهد. اين سياست همچنين ميتواند در کوتاهمدت با افزايش صادرات نفت کاهش قيمت جهاني آن را تا حدودي جبران کند و البته پيگيري اين سياست در صورت وجود مازاد عرضه نفت در بازارهاي جهاني ممکن است منجر به تضعيف اثرگذاري تصميمهاي اوپک و تعميق اختلاف درباره هدفها و سياستهاي کشورهاي عضو شود.
عليرغم موانع و چالشهاي يادشده، طراحي اين برنامه و سياستگذاريهاي صورتگرفته حول محورهاي مختلف آن ما را بر آن ميدارد که در چارچوب رقابتهاي منطقهاي در حوزههاي مختلف سياسي- امنيتي، اقتصادي و حتي اجتماعي و فرهنگي با نگاهي جديتر به چشمانداز بلندمدتِ مورد نظر رهبران سعودي نوجه داشته باشيم. در يک نگاه کلي ميتوان گفت، نخستين پيامد اين برنامه در صورت اجرايي شدن، تبديل شدن اقتصاد عربستان به يک اقتصاد قوي با تکيه بر درآمدهاي غيرنفتي و بالابردن ضريب آسيبپذيري اين کشور در برابر نوسانهاي بازار جهاني نفت است. هرچند اجراي اين برنامه بزرگ خود وابسته به درآمدهاي نفتي و فروش بخشي از بزرگترين شرکت اين کشور (آرامکو) است، با اين حال فعالسازي و توسعه ديگر بخشهاي اقتصاد مثل گردشگري در کنار فراهمنمودن شرايط مناسب براي سرمايهگذاران خارجي ميتواند منجر به تحولي بزرگ در اقتصاد کاملاً نفتي عربستان شود.
عربستان سعودي با پيروي از اصول و برنامههاي مندرج در برنامه چشمانداز ۲۰۳۰ ميلادي، رقيبي جدي در زمينه جذب سرمايهگذاريهاي خارجي براي کشورهاي منطقه خاورميانه و شمال آفريقا از جمله ايران خواهد بود. نکته مهم اين است که يک مديريت واحد که مستقيماً زير نظر پادشاه سعودي و به رياست پسر شاه اعمال ميشود، اين روند را هدايت و کنترل ميکند تا دولتمرداني که در سالهاي مختلف بر سر کار ميآيند، همگي ملزم به حرکت در مسير راهبردي ۲۰۳۰ باشند. اين نکتهاي است که در چشمانداز ايران ۱۴۰۴ بدان بيتوجهي شده است و دولتها و دولتمردان ايراني به فراخور سياستها و ديدگاههاي خود و بر اساس يک چارچوب زماني چهار يا هشتساله، رفتار و موضعگيري خاصي نسبت به سند راهبردي بلندمدت کشور در پيش ميگيرند.
مرکز پژوهشي آرا، دربخش پاياني اين بخش از گزارش راهبردي خود نوشته است: تحولهاي دو سال اخير بازار نفت و کاهش شديد قيمت اين ماده به مقامهاي عربستان خصوصا شاهزاده جوان اين کشور نشان داد که آسيبپذيري در برابر قيمت نفت، پاشنه آشيل اقتصاد اين کشور است؛ ازاينرو مهمترين هدف برنامه چشمانداز ۲۰۳۰، کاهش يا قطع وابستگي اقتصاد به درآمدهاي نفتي تعيين شده است. اين هدف متعالي ضمن آنکه از نظر اقتصاد ملي و بينالمللي براي عربستان بسيار سودمند خواهد بود، ميتواند، ابزاري ارزشمند براي مقابله و فشار بر ساير توليدکنندگان نفت باشد. مقابله با اين ابزار، تنها از راه کاهش سهم درآمدهاي نفتي در بودجه و اقتصاد کشور ميسر است و انتظار ميرود، هدفگذاريهاي صورتگرفته در سند چشمانداز ۱۴۰۴ کشورمان با جديت بيشتري دنبال شوند.
همراهان عزيز، آخرين خبر را بر روي بسترهاي زير دنبال کنيد:
آخرين خبر در تلگرام
https://t.me/akharinkhabar
آخرين خبر در ويسپي
http://wispi.me/channel/akharinkhabar
آخرين خبر در سروش
http://sapp.ir/akharinkhabar
آخرين خبر در گپ
https://gap.im/akharinkhabar
بازار