آرمان ملی/متن پیش رو در آرمان ملی منتشر شده و انتشار آن در آخرین خبر به معنای تایید تمام یا بخشی از آن نیست
 
روابـــط ایـــــران و عربستان‌سعودی پس از انقلاب همواره در مقاطع مختلف با فرازوفرودهایی همراه بوده است اما روابط طرفین تا حدود یک دهه پیش هیچ‌گاه تا حد قطع روابط دیپلماتیک و دوجانبه پیش نرفته بود. چنانکه در دولت‌های دفاع مقدس، سازندگی اصلاحات و عدالت و مهرورزی این روابط پررنگ و کمرنگ بوده اما همیشه تهران و ریاض از یکدیگر به‌عنوان کشورهای بزرگ و تاثیرگذار منطقه یاد کرده‌اند. این درحالی است که در دولت تدبیر و امید به واسطه حمله برخی جریانات خودسر به سفارت عربستان روابط کشورمان با عربستان کاملا قطع شد. با این حال اکنون که زمزمه‌ ازسرگیری مجدد روابط دو کشور به گوش می‌رسد بهتر است که به آسیب‌شناسی این اتفاق نیز پرداخته شود و آمران قطع 6 سال این روابط محاکمه و به سزای عمل خود برسند.
 احیای روابط در سایه منافع ملی
چندی است که بحث مذاکرات احیای روابط ایران و عربستان در فضای رسانه‌ای داغ شده و تحلیلگران، کارشناسان و حتی برخی مقامات کشورمان درخصوص آن به اظهارنظر پرداخته‌اند. آنچه مسلم است 4دور مذاکرات ایران و عربستان در بغداد نشانگر عزم راسخ دو کشور برای ازسر‌گیری روابط دیپلماتیک و پس از آن گسترش روابط در سطوح مختلف دیگر است. البته به نظر می‌رسد اینکه امروز بخواهیم فارغ از اینکه به علل و چگونگی وقوع چنین شرایطی بپردازیم و با عبور از برهه‌ای از تاریخ به امروز و احتمال توافق میان تهران و ریاض بپردازیم ندیدن اصل ماجرا یا پوشاندن مصلحتی آن است. قدر مسلم هر اتفاقی که رخ می‌دهد معلول علتی است که اگر آن علل شناخته نشود نخواهیم توانست به حل آسیب‌شناسی موضوع و حل‌وفصل آن بپردازیم. قدرمسلم اگر امروز به آسیب‌شناسی دلایل مساله مهمی مثل چرایی قطع روابط ایران و عربستان نپردازیم شاید در آینده نیز اتفاقی به نحوی دیگر رخ دهد و در آن زمان نیز نتوانیم به درستی چاره کار را پیدا کنیم. همه تحلیلگران معتقدند که ازسرگیری رابطه تهران- ریاض جدای از تاثیرات اقتصادی که می‌تواند بر کشور بر اثر ازسرگیری روابط اقتصادی داشته باشد در توازن قدرت در منطقه و جلوگیری از تحرکات مخرب و تنش‌زا در منطقه نیز تاثیرگذار است. چنانکه علی مطهری در حساب  توئیتر خود نوشت: «‏اعلام پیشرفت مذاکرات ‎ایران و ‎عربستان در هفته ‎وحدت، نوید خوبی برای هر دو کشور و جهان ‎اسلام است. دوستی و همکاری ایران و عربستان، هم ‎افراطی‌گری در دنیای اسلام را کاهش می‌دهد، هم کمک به توافق ‎برجام می‌کند و هم طرح عادی‌سازی روابط با ‎اسرائیل را به شکست می‌کشاند.» با این حال باید به این نکته اهتمام ورزید که هر امری را باید با تکیه بر درایت و هوشیاری پیش برد و اگر هم امروز مجموعه نظام به این نتیجه رسیده که برای ازسرگیری روابط با سعودی‌ها دست دوستی و تعامل به سمت ریاض‌نشینان دراز کند حتما باید در این ازسرگیری روابط نیز منافع ملی و مصالح ملت در نظر گرفته شود. لذا ارتباط با عربستان می‌تواند مفید باشد در صورتی که صرفا بر مبنای منافع خود حرکت کنیم.
 لزوم محاکمه مسببان حادثه سفارت
ایران و عربستان پس از انقلاب در مقاطع مختلف ارتباطات خوب و مثبتی با یکدیگر داشته‌اند و همواره توانسته‌اند بر پایه این روابط مسالمت‌آمیز و بر پایه احترام متقابل تحرکات موثری هم در منطقه و کشورهای اسلامی داشته باشند. این درحالی است که از دی ماه سال 94 و حمله نیروهای خودسر به سفارت این کشور در تهران و کنسولگری آن در مشهد روابط دو کشور به تیرگی گراییده است و از آن زمان تاکنون نیز هیچ عزمی برای مجازات یا تنبیه عوامل این حمله به سفارت نبوده است و پس از آنکه در همان روزهای ابتدایی چند نفر دستگیر و برای چند نفر نیز احکامی صادر شد این پرونده با تبرئه 3 نفر و احکام قطعی باقی متهمان پس از چندی بسته شد. هرچند که کمترین انتظار این بود که برخورد مناسبی با مسببان اصلی این موضوع گردد اما در عین ناباوری مشاهده شد که یکی از مسببان اصلی این موضوع به نام حسین کرد‌میهن که  پس از این اتفاقات به سوریه رفته بود در بازگشت در فرودگاه دستگیر  و پس از چندی آزاد شد و در انتصابی عجیب در دی ماه سال گذشته به‌عنوان مشاور رئیس و رئیس کمیته فرهنگی این فدراسیون منصوب گردید. حال پرسش اینجاست که اکنون که بحث ازسرگیری روابط با عربستان مطرح است چرا به آسیب‌شناسی علل این اتفاق پرداخته نمی‌شود؟ در شرایطی که مجلس به لطایف‌الحیلی درخواست محاکمه مسئولان دولت قبل را به میان می‌کشد و از وزرای سابق گرفته تا معاونان رئیس‌جمهور را به زیر تیغ تیز انتقاد خود می‌برد چرا نباید به بحث محاکمه عوامل و مسببان حمله به سفارت عربستان که در بعد منطقه‌ای و بین‌المللی برای کشور خسارت‌‌‌های فراوانی داشت پرداخته شود؟ انگار رفو‌کاری سیاسی اصولگرایان صرفا پیرامون برخی چهره‌‌هایی است که در مقطعی از زمان حامی آنها بودند که از قرار معلوم احمدی‌نژاد و حواشی پیرامون سفر وی به دبی نیز از این رفوکاری اصولگرایانه پنهان نمانده است. اما چرا مسئولان حاضر نیستند برای مساله‌ای که برای ایران جنبه ملی دارد وارد عمل شوند؟ آیا مسئولانی که  امروز ازسرگیری روابط با عربستان را برمی‌تابند و از آن استقبال می‌کنند می‌توانند تضمین دهند که در آینده اتفاقی مشابه تکرار نگردد؟ 6 سال از ماجرای حمله به سفارت عربستان می‌گذرد و ایران از جهات مختلف در این‌باره خسارت دیده اما یک‌بار همین‌هایی که امروز در مصدر امور در دولت و مجلس هستند خواستار برخورد و محاکمه مسببان اصلی این مساله نشدند که خود جای تعجب دارد. بهتر است کسانی که دم از مردمی بودن  و شفافیت می‌زنند بگویند آنهایی که به سفارت حمله کردند چه کسانی و از چه جریانی بودند و چرا برخورد لازم با آنها صورت نگرفته است. 
 حل مشکلات بین ایران و عربستان اقدام مهم
دبیر شورای نگهبان با تاکید بر اینکه «وحدت» میان مسلمین عبادت است و باید هرچه می‌توان آن را توسعه داد، به انتشار برخی اخبار درخصوص مذاکرات بین ایران و عربستان اشاره کرد و با استقبال از نزدیکی و مذاکره این دو کشور مسلمان منطقه تصریح کرد: اگر مشکلات بین این دو کشور مسلمان حل شود، اقدام مهمی صورت گرفته است. آیت‌ا... احمد جنتی در پایان افزود: مشکلات دنیای اسلام تحمیلی و خواست قدرت‌های ضد اسلام است و اگر دولت‌ها و کشورهای اسلامی این حقیقت را متوجه باشند به جای اینکه به فکر نقشه‌ها و طرح‌های شیطانی مستکبران باشند، حول محور واحد و اشتراکات، تأمین منافع امت اسلامی را دنبال می‌کنند.

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar